از اسارتي به اسارتي

وضع بحراني و در حال انفجار كشور كه از ادامة تبعيد رهبر نهضت اسلامي ايران ناشي مي شد از يك سو ، و عدم تمايل تركيه به ادامة زندانباني خود از سوي ديگر ، رژيم را بر آن داشت كه محل تبعيد گاه امام را تغيير دهد ؛ و طي مذاكرة سري با دولت عراق در قبال اين تعهد كه دولت ايران دخالتي در سرنوشت ،  آزادي و مدت اقامت امام در عراق نداشته باشد ، عراقيها با انتقال امام به عراق موافقت نمودند.

ورود امام در سيزدهم مهر ماه 1344 ، مطابق با نهم جمادي الثاني 1358 به عراق ، كه ابتدا به صورت ناشناس انجام گرفت ، استقبال گرم و پرشور و بي سابقه اي را بدنبال آورد. حضرت امام پس از يك توقف كوتاه در كاظمين براي زيارت مرقد مطهر امام هادي و امام حسن عسگري عليهما السلام ، رهسپار سامرا شد و با استقبال با شكوه مردم و حوزة علمية سامرا مواجه گرديد.

روز بعد كربلا يكپارچه براي استقبال از امام گوئي از جا كنده شد و تا دهها كيلومتر بيرون شهر رهبر نهضت اسلامي ايران را استقبال نمودند ؛ و امام پس از يك توقف يك هفته اي عازم نجف اشرف شدند. استقبال مردم و حوزة علميه نجف از امام در تاريخ نجف بي سابقه بود.

مراجع بزرگ نجف اشرف ، علما ، مدرسين و طلاب به ديدار امام شتافتند ؛ و ايشان نيز در يك برنامة تنظيم شده از آنان بازديد به عمل آوردند‌؛ و بازديد طلاب را به شيوة جالب و بصورت جمعي در مدارس نجف انجام دادند كه در جذب آنان به نهضت و افكار انقلابي امام تأثير بسزائي گذاشت.

از آن پس ، مراجع و علما و طلاب حوزه هاي علميه ايران طي تلگرافها و بيانيه ها و نامه هاي سرگشاده اي ضمن حمايت از نهضت امام خميني ، اقامت اجباري ايشان را در عراق نوعي تبعيد و اسارت شمرده و خواستار بازگشت امام به ايران شدند ؛ و دولت ايران را بخاطر جو اختناق حاكم مورد انتقاد قرار دادند. هدف رژيم شاه از تغيير محل تبعيد امام آن بود كه با توجه به شرائط خاص و سنتي حوزة علميه نجف كه هر تازه واردي در آن هضم مي شد ، آوازة امام را از اين طريق به خاموشي بكشانند.

براي خنثي كردن اين توطئه ، حركتي در حوزة علمية قم براي به تعطيل كشانيدن حوزه ، به عنوان اعتراض به ادامة حضور اجباري امام در عراق انجام پذيرفت ؛ و بدنبال آن آيه الله منتظري و مرحوم آقاي رباني شيرازي در فروردين سال 1345 بازداشت گرديدند ؛ و از آن پس تعداد ديگري نيز از فضلا و مدرسين حوزة علميه قم دستگير شده ، روانة زندانها شدند ؛ و رژيم با تشديد سركوب و خفقان سعي نمود هر نوع صداي قهر آميزو معترضانه اي را در گلوها خفه نمايد.

مرحلة جديد نهضت در نجف

رفتار امام در نجف با احتياط و نهانكاري همراه بود ، و اين شيوه ، دو نتيجة زيرا بدنبال داشت : نخست اينكه افراد كمتري مورد سوء ظن و تعقيب و اسارت ساواك كه همه جا مراقب اعمال و رفتار امام بود ، قرار مي گرفتند ؛ ودوم اينكه رژيم در بررسي و استنتاج در مورد فعاليت امام دچار اشتباه مي شد و پي به اهداف و شيوه ها نمي برد ؛ و فعاليتها افشا نمي گرديد ؛ و نهايتاً رژيم نمي توانست برنامه ها را خنثي و يا در روند فعاليتها مانع ايجاد كند و از اجراي نقشه هاي از پيش تعيين شده جلوگيري به عمل آورد.

به همين دليل بود كه گاه نزديكترين افراد به امام تا مدتي از فعاليتهاي امام بي خبر مي ماندند ؛ و خود امام بر امر تأكيد مي ورزيد ؛ و آنگاه كه در ايران به مورد اجرا گذارده مي شد ، همة نزديكان امام نيز از آن آگاه مي شدند ؛ گاه در اين امر حتي مرحوم شهيد حاج آقا مصطفي نيز مستثني نمي شد.

چنانچه گاه امر بر ساواك نيز مشتبه مي شد ؛ و در گزارشهاي خود مي نوشتند كه آيه الله خميني سعي دارد از هر اقدامي كه موجب تشديد بيني سوء ظن دولت گردد ، خودداري نمايد.1  

شيوة نهانكاري امام ، چنان رژيم را اغفال كرد كه سفارت بغداد در گزارشهاي محرمانة مورخ چهارم بهمن 1344 نوشت : “ آقاي خميني از چندي به اين طرف به كلي خود را از صحنة سياست خارج كرده و بصورت جدي سرگرم تدريس و نماز جماعت مي باشد. ”2 .

ساواك با چنين برداشتهائي رژيم را دچار اشتباه بزرگ نمود ؛ و شاه به تصور اينكه خطر جدي رفع شده ، به فكر تحكيم عرش لرزان و پوسيدة خود افتاد و به منظور اعطاي عنوان نائب السلطنه به همسر شاه توسط مجلس موسسان ، اصول 38 ،41 ، 42 متمم قانون اساسي را تغيير داد تا فترتي در كار سلطنت پيش نيايد.

اين سومين مؤسسان بود كه در تاريخ مشروطيت به دست خاندان خائن پهلوي تشكيل مي گرديد. مؤسسان اول در تاريخ ششم آبان 1305 سلطنت را به خاندان پهلوي انتقال داد ؛ و مؤسسان دوم اختيار انحلال مجلسين را به شاه تفويض كرد ؛ و اين مؤسسات سوم بود كه در صورت انتقال سلطنت به وليعهد كمتر از بيست سال ، اختيار تعيين نائب السلطنه را از مجلس شوراي ملي سلب ، و از پيش ، نائب السلطنه را تعيين نمود.

رهبر نهضت اسلامي ايران نخستين اعلامية خود را از نجف اشرف در شرائطي صادر كرد كه رژيم كاملا در خواب بود. اين اعلاميه كه خطاب به حوزة علميه در تاريخ 27 فروردين 1346 صادر شد ، اساتيد و طلاب  حوزة علميه و عموم مردم ايران را به پايداري دعوت نمود ؛ و راه هر نوع سازش كاري و عقب گرد و يا سهل انگاري در مبارزه را بست ؛ و نسبت به نقشة خائنانة گام به گام رژيم جهت نابودي نهضت هشدار داد.

امام در اين اعلاميه نوشت : “ اينها رفتني هستند و شما باقي هستيد. سرنيزه در مقابل عواطف يك ملت دوام ندارد. اين شمشيرهاي كند عاريتي به غلاف خواهد رفت. ” و پيام با اين آيه ختم مي شد : و لا تهنوا و لا تحزنو و انتم الا علون ان كنتم مؤمنين.

رهبر نهضت اسلامي ايران بدنبال اين پيام ، نامة سرگشاده اي خطاب به هويدا فرستاد و به عنوان نصيحت نكات مهمي را با ملت ايران در ميان گذاشت .

امام در اين نامه پرده از جنايات رژيم بردات و دلائل عقب ماندگي ايران را كه جملگي مربوط به خيانتهاي رژيم بود ، يك به يك بيان نمود ؛ و در پايان هشدار داد از قهر خدا بترسيد ؛ و از قهر ملت بهراسيد ؛ و علما را وادار نكنيد كه با شمابطور ديگر سلوك كنند.  

 

يكي از اين خيانتها مربوط به تاجگذاري رسواي شاه و همسرش بود كه روزنامه هاي آن زمان دربارة تعداد الماسها ، زمردها، برليانها ، ياقوتها ، مرواريدها و وزن طلاي آن قلمفرسائي ها نمودند. اين مراسم از بيستم مهر تا 20 آبانماه 1346 ادامه يافت و هزينة سنگيني بر ملت فقير ايران تحميل نمود. گوشه اي از اين هزينه هاي كمرشكن را در اينجا بازگو مي كنيم :

1.      تاج شاه با 3380 قطعه الماس و 50 قطعه زمرد و 368 حبه مرواريد و با وزن دو كيلو و هشتاد گرم و از نظر قيمت غير قابل تخمين.

2.      تاج همسر شاه با 1646 قطعه الماس و تعداد مشابهي از جواهرات ديگر و طلا به قيمت تخميني چهرده ميليون دلار.

3.      پيراهن همسر شاه مزين به چهل هزار الماس.

4.      وان حمام بلورين ، هفتاد و پنجهزار دلار .

5.      هزينة درشكة مخصوص ، يكصد و پنجاههزار دلار.

بنا به توصية امام هر دو اعلاميه و پيام در يك زمان منتشر گرديد. براي اينكه بهميزان خواب خر گوشي رژيم كه نتيجة خط مشي جديد رهبري نهضت بود ، پي ببريم ، كافيست به اين نكته توجه كنيم كه ساواك پس از پنج ماه از انتشار آن دو پيام در جريان امر قرار گرفته بود ؛  و خود در گزارشي پنهان ماندن چنين چيزي فوق العاده را بعيد و دور از انتظار شمرده است1 .

خشم و عكس العمل سركوبگرانة رژيم قابل پيش بيني بود. عده اي از نيروهاي نهضت اعم از روحااني و غير روحاني دستگير و صدها هزار اعلاميه توسط ساواك ضبط  گرديد.

با وجود اين ، نخستين جرقة اين دو پيام ، اعتصاب دانشگاهيان در تهران و اصفهان بود كه با همكاري لاب حوزة علميه قم انجام پذيرفت ؛ و مقارن سفر شاه به آلمان در شهرهاي بن ، مونيخ و برلين دانشجويان ايراني و تعدادي از خارجيان ، عليه شاه تظاهرات شديدي برگزار كردند.

عكس العمل امام نسبت به جنگ شش روزة اسرائيل

اسرائيل در خرداد 1346 از زمين ، هوا و دريا به كشورهاي مجاور يورش برد و جهان اسلام را يكبار ديگر در معرض  خطر جدي قرار داد.

راديو بغداد در نوزدهم خرداد ماه با قطع برنامة عادي خود و سه بار تكرار “ توجه فرمائيد ” اعلامية امام را در زمينة جنايت اسرائيل و تحريم اقتصادي آن قرائت نمود.

امام در اين اعلاميه دولت اشغالگر صهيونيست را مادة فساد در قلب ممالك اسلامي و عامل مقاصد استعمار دانسته ، و ريشه كن نمودن آن را وظيفة جهان اسلام بويژه ممالك اسلامي و ملل بزرگ اسلام شمرد ؛ و در پايان ، فتواي تاريخي خود را مبني بر تحريم كمك به اسرائيل و هر نوع رابطة تجاري و سياسي و نيز تحريم استفاده از امتعه و اجناس اسرائيل را بيان نمود2 .

بسياري از مراجع تقليد و علما در عراق و ايران طي تلگرافها و اعلاميه هائي رژيم صهيونيست اسرائيل را محكوم ، و مسلمانان را به كمك دعوت نمودند.

موج اعتراضها و همدرديها و احساسات تند ، و خشم روحانيت و ملت ايران در رابطه با جنگ شش روزة اسرائيل عليه اعراب ، خود بطور غير مستقيم به گسترش دامنة نهضت كمك كرد ؛ و دسترژيم را در سركوب موج جديد مبارزه كوتاه نمود.

عكس العمل عمان رژيم در اين جريان نيز بگونه اي بودكه به رسوائي بيشتر شاه و حاميانش انجاميد .آنها با حمله به مدرسة دارالشفا و فيضيه ، يه بهانة پائين كشيدن عكس هاي امام ، چون وحشيانه مغول و غارتگران تاتار ، آن دو مدرسه را اشغال و يكبار ديگر طلاب را مورد آزار و هتك حرمت قرار دادند كه بلافاصله علما در قم ، تهران و برخي ديگر از شهرستانها دست به اعتصاب زده و نماز جماعتها را تعطيل كردند ؛ و موج خشم و نفرت و اعتراض به حوزة نجف اشرف نيز كشيده شد و طلاب باراهپيمائي تا خانه مراجع خواستار اقدام جدي عليه رژيم ايران شدند و حضرت امام نيز طي سخنراني كوتاهي در هفدهم شهريور 1346 فرمود : “ شما وظيفه داريد از هر راه ممكن برادران خود را در ايران ياري كنيد. ”

عكس العمل ديگر رژيم ، غارت منزل و ضبط كتابخانه امام بود كه در تاريخ بيست و دوم آبانماه 1346 با يورش مأمورين انتظامي انجام پذيرفت ؛ و از آن پس ، رفت و آمد به منزل امام ممنوع و تني چند از مسئولين بيت امام تبعيد گرديدند.