دوستي مردم و حكومت پس از قهر 2500 ساله

محمد رضا عزيزي

مردم باوري و اتكا به نيروي لايزال ملت ، جزء لاينفك انقلاب اسلامي است ، بطوري كه در بررسي علل و عوامل پيدايي و پايداري انقلاب ، چنانچه به اين خبر ، توجه نشود ، مفهومي بسيار ناكامل و ناقص از انقلاب را پيش رو خواهيم داشت ، مردمي بودن جمهوري اسلامي مدعايي شعار گونه براي اثبات حقانيت در برابر دشمنان و دوستان نيست بلكه برگ برگ تاريخ انقلاب نشاندار و مصداق نماي اين گفته است. صحنه هاي سرنوشت ساز انتخابات ، 8 سال دفاع مقدس ،تشكل هاي مردمي در اوايل انقلاب ، حضور تعيين كننده مردم در مهار حوادث مربوط به كوي دانشگاه ،تظاهرات و همايشهاي مردمي در مناسبتهايي مختلف و هر يك مهر تأييدي براي اثبات مردمي بودن نظام است. در مقابل “ مسئوليت در برابر مردم ” و خود را خدمتگزار مردم دانستن نيز از ارزشهاي اصيل و اسلامي بود كه در نظام جمهوري اسلامي پرورده شد. الگوي كامل اين سلوك حكومتي ، حضرت امام خميني (ره) بود. در اين سلوك حكومت و مسئوليت وديعه و امانتي از جانب خداوند براي مسئولان است كه با خدمت خالصانه به مردم ،بايد سعي در حفظ امانت كنند. حاصل24 سال از پيروزي انقلاب مسئولين ما تا چه حد به اين شيوه عمل كرده اند.

امام خميني (ره) در وصيت نامه الهي ، سياسي خود مي فرمايد : “ من با جرأت مدعي هستم كه ملت ايران خود و توده ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عصر رسول الله (ص) و كوفه و عراق در عهد اميرالمؤمنين و حسين بن علي (ع) مي باشد. امروز مي بينيم كه ملت ايران با كمال شوق و اشتياق ،چه فداكاريها مي كنند و چه حماسه ها مي آفرينند. ” جانشين شايسته آن امام فقيد حضرت آيت الله خامنه اي نسبت به مردم و سهم آنان در اين حكومت و وظايف مسئولان در قبال مردم ، همان ديدگاه را دارند. رهبر معظم انقلاب در يكي از سخنان خود كه به هنگام حوادث تلخ كوي دانشگاه ايراد نمودند ، مي فرمايند : “ انسان براي خدمت به اين مردم ارزشمند و بسيار شريف بايد از تمام هستي خود مايه بگذارد و مسئولان نظام نيز بايد قدر اين ملت را بدانند و رفع مشكلات آنان را هدف حقيقي و دائمي خود قرار دهند ”.

انقلابي كه همتا ندارد

يك جامعه شناس و محقق مسائل سياسي اجتماعي ، ضمن مروري بر تاريخچه انقلابهايي كه در قرن بيستم به وقوع پيوسته اند و بررسي شرايط وقوع اين انقلابها در توضيح شرايط پيروزي انقلاب اسلامي ايران مي گويد : “ عظمت انقلاب اسلامي ايران در اين بود كه شرايط شاخصه هاي اصلي پديد آمدن انقلابهاي ديگر را نداشت. ايران از اوايل سلسله قاجار تا انقلاب اسلامي ، در جنگي شركت نكرده بود كه سازمان نظامي واداري آنرا تضعيف كند. انقلاب اسلامي موقعي بوقوع پيوست كه ايران تحت حمايت غرب ، به يك قلعه نظامي قدرتمند در منطقه تبديل شده و نقش ژاندارم ناحيه را براي آمريكاييها به عهده داشت.

در انقلاب اسلامي ، دولت و نظامي كه از خارج به حمايت انقلابيون برخيزد ،وجود نداشت و بر عكس ، دول بزرگ بخصوص دو ابر قدرت از افكار و آرمانهاي انقلابيون ، ناراحت و ناخشنود بودند و آمريكا بويژه سعي مي كرد تا مي تواند از سقوط رژيم پهلوي جلوگيري كند.

در حاليكه فقر و گرسنگي از عوامل مهم انقلابهاي گذشته بودند. ايران در زمان انقلاب اسلامي يكي از ثروتمندترين كشورهاي منطقه به شمار مي رفت و بخاطر وضعيت بازارهاي نفتي توان اقتصادي چشمگيري داشت.  در حقيقت استراتژي جنگ تحميلي عراق عليه ايران نقشه اي بود از طرف دشمنان انقلاب اسلامي كه با تضعيف اقتصادي و سياسي و نظامي ، انقلابي ، عليه انقلاب اسلامي بوجود آمد. ولي پس از 8 سال مقاومت توطئه گران خود با شكست مواجه شدند. اين نشانه ديگري است كه انقلاب اسلامي با انقلابهاي ديگر تفاوت اساسي دارد. اصالت انقلاب اسلامي در آرمانهاي اسلامي آن نهفته بود. اين ويژگي هاي انقلابي و اسلامي را مي توان در سه موضوع ذيل خلاصه كرد :

1)     معنويت ، 2) حقانيت ، 3) جهاني بودن و عالم گرايي آن

قانون در نظام شاهنشاهي

اردشيرپور  كارشناس ارشد مديريت مي گويد : “ آنچه كه متضمن اجراي قانون در جامعه است ، حكومت است و باز آنچه كه حكومت را در اجراي قانون ، مقتدر و توانمند مي كند ، پشتوانه اقبال و تاييد مردمي است. “ قانون اساسي ” ما در قوانين حكومتي ، اجرايي و اداري و قضايي يك كشور است. قانون اساسي براي بقا و پايداري نياز به حمايت مردم دارد و براي اينكه اين حمايت و تاييد مردمي را بدست آورد. بايد داراي شرايط زير باشد :

1. با  باورها و اصول اعتقادي مذهبي و ملي مردم سازگار و همراه باشد.

2. منطبق بر نيازهاي واقعي و امروزي آن جامعه باشد.

3. وحدت ملي و قومي را توسعه دهد و تحكيم بخشد.

4. عدالت و برابري را بسط و گسترش دهد.

5. حافظ عزت نفس و آرمانها و ايده آلهاي ملت باشد.

6. راه را براي مشاركت و دخالت مردم در سرنوشت كشور خود هموار كند.

اين كارشناس مديريت پس از اين توضيحات درباره جايگاه قانون در رژيم طاغوت مي گويد : “ قانون اساسي در نظام ستمشاهي فاقد اين ويژگيها بود. عدالت و برابري در مضامين و مواد اين قانون معنايي نداشت چرا كه خاندان سلطنتي در صدر تمام مزايا و امتيازات مدني و اجتماعي قرار داشتند. اقبال دست يابي به مقام سلطنت را وابستگي خوني و نژادي و خانوادگي به شخص شاه رقم مي زد و نه ويژگيها و فضايل و شايستگي هاي فردي اين قانون ملت را در برابر بيگانگان ضعيف و خوار مي كرد و عزت نفس ملي را مي كشت همگي ما قانون ننگين كاپيتولاسيون را به ياد داريم كه از تصويب نمايندگان مجلس شاهنشاهي گذشت و به رفراندوم عمومي گذاشته شد. در اين قانون اگر يك آمريكايي در ايران جرمي مرتكب مي شد ” مراجع و محاكم قضايي ايران صلاحيت محاكمه مجرم را نداشتند و او مي بايست در كشور خودش محاكمه شود ، نكته ديگر اينكه مجلس در آن زمان بعنوان مكاني كه قوانين وضع مي شده خاستگاه مردمي نداشت.

نمايندگان آن گزيده ملت نبودند. بلكه گزيده دربار بودند. بنابر اين انتظارنمي رفت كه در يك مجلس غير مردمي و انتصابي و فرمايشي ،قوانيني مردمي وضع شود. امام نكته مهم ديگري كه بايد به آن اشاره داشت جايگاه مذهب اسلام در قوانين ، بويژه در قانون اساسي بود. اسلام اگر چه در جامعه ايراني حضوري عميق و ريشه دار و تاريخي داشت اما در قانون اساسي نظام ستمشاهي جايگاهي نداشت. و اين تباين و دوگانگي عجيبي بين واقعيت جامعه و نظام اداري و حكومتي آن ايجاد كرده بود ، بطوري كه اين نظام بر اندام جامعه بسيار بيگانه و ناموزون جلوه مي كرد.

به پشتوانه ملت دولت تعيين مي كنم

مردم باوري و اتكا به نيروي مردمي ، از عوامل پيروزي و پايايي انقلاب است. اينكه گفته مي شود، نظام جمهموري اسلامي يك حكومت مردمي است كه از متن ملت بر خاسته ،مدعايي شعار گونه نيست. در همان اولين سخنراني امام (ره) در اولين روز ورود به ايران ، هنگامي كه فرمودند : من به پشتوانه اين ملت دولت تعيين مي كنم. من به پشتوانه اين ملت توي دهن اين دولت مي زنم و ” نشان مي داد كه رهبريت انقلاب متكي به حمايت توده هاي ميليوني مردمي است.

پس از پيروزي انقلاب و نهادمندي دستگاههاي اداري و اجرايي كشور ،نمونه اي جديد از رفتار و سلوك حكومتي شكل گرفت . نمونه اي كه بر گرفته از سيره پيشوايان اسلام بود. ساده زيستي و همساني سطح زندگي مسئولان مملكتي با اقشار پايين و متوسط جامعه نمونه اي مثال زدني از مردم باوري مسئولان بود. “ حسين يزدان فر ” كارمند ، مي گويد : “ اگر برگزاري انتخابات و نظر پرسي هاي همگاني و ملي را بعنوان يكي از ويژگي هاي مهم حكومتهاي مردم سالار بپذيريم ، مي بينيم كه در سابقه شكل گيري و تاسيس جمهوري اسلامي ،اين ويژگي بسيار برجسته است.

به فاصله چند ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در 12 فروردين ماه 58 ، در يك فراخوان ملي ، مردم به پاي صندوقهاي راي رفتند و بيش از 90 درصد آنان به جمهوري اسلامي “ آري ” گفتند. پس از آن اولين انتخابات رياست جمهوري برگزار شد ، مجلس تشكيل شد ، انتخابات مجلس خبرگان نيز به فاصله اي اندك برگزار شد و

حجابي كه دريده شد

“ نوروز علي محمدي ” دبير ادبيات مي گويد : “ انفلاب اسلامي نشان داد كه با رهبري امام خميني و مقام معظم رهبري ، دژي مستحكم و درختي ريشه دار است كه سر در آسمان دارد. وحدت رمز پيروزي انقلاب بود. در شرايطي كه گروهكهاي ماركسيست ، منافقين و شعارهاي رنگارنگ سر مي دادند. امام (ره) با محور قرار دادن شعار استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ، مردم را سازماندهي و اخوت و برادري را تحكيم كرد و معناي ايثار ، گذشت و فداكاري را عينيت بخشد.”

اين دبير ادبيات در ادامه مي افزايد : “ در طول تاريخ ايران ، ميان حاكمان ومردم همواره ، حجاب و فاصله بوده است. مردم به عنوان رعيت و خادمان شاهان بودند. و شاهان كه سلطنت را به عنوان فرهي ايزدي حق خود مي دانستند ، از رعاياي خود تنها انتظار فرمانبرداري و اطاعت داشتند. انقلاب اسلامي اين حجابي را كه بيش از 2500 سال قدمت يافته بود دريد و اين فاصله بين قواي حاكمه ومردم را از ميان برداشت.

در ادبيات حكومتي انقلاب اسلامي ،مسئولان كساني هستند كه از ميان مردم بوسيله خود مردم گزيده و انتخاب مي شوند ، “ مسئوليت ” يك مقام و ابزار برتري و تفاخر نيست بلكه باري سنگين و هراس انگيز است كه بر دوش افرادي كه روحيه و شهامت مسئوليت پذيري دارند نهاده مي شود ، آنان بايد هميشه و در هر زمان ،خود را ملزم به پاسخگويي در برابر مردم و افكار عمومي بدانند. نمونه واسوه كامل اين مسئولين مسئوليت پذير ،در شخصيت نوراني حضرت امام (ره) متبلور است. ايشان حتي بارها و بارها تاكيد مي كردند كه به من رهبر نگوييد بلكه خدمتگزار بگوييد. خضوع و فروتني و احترام وصف ناشدني ايشان در برابر اقشار مختلف مردم ، رزمندگان و بسيجيان صحنه هاي جنگ و ايثار ، خانواده هاي شهدا و تامل برانگيز است.

آدمي با آن همه شأن و شخصيت مي بينيم كه درباره شهيد حسين فهميده مي گويد : “ رهبر ما آن طفل 13 ساله اي است كه نارنجك به كمر بست و به زير تانك رفت. ” در جايي ديگر اين مرد بزرگ ، در ديدرا با بسيجياني كه از خط مقدم به حسينيه جماران آمده بودند ، مي فرمايد : ‌“ من به حال شما بسيجيان غبطه مي خورم وحسرت مي برم اين رفتار خضوعانه و خالصانه ، آن فاصله بين مسئولين و مردم را كه در رژيم گذشته وجود داشت از بين برد ، و الگويي نوين كه در واقع برگرفته از رفتار و منش و سيره پيامبر اكرم و ائمه اطهار است را در سلوك حكومتي و كشور داري ،ارائه نمود.

هنوز طنين صداي آن مرد وصف ناشدني در گوشمان است كه خطاب به مسئولان مي گفت : “ اين حكومت يك امانت الهي است در دست شما همه چيز شما از مردم است ما خادمان اين ملت هستيم و ” اين روزها و اين سالها در لابلاي خبرها ومطالب روزنامه ها خبرهايي مي بينيم و ديده ايم از اختلاسهاي چند ميليوني و ميلياردي كساني كه در لباس خدمتگزار و كارگزار جمهوري اسلامي ، پرواي عقوبت الهي و مسئوليت در برابر فداكاريها و جانفشاني هاي ملت در راه انقلاب را نداشتند و در امانت خيانت كردند. اين روزها و اين سالها بيش و كم اخباري درباره گرايش و ميل برخي از مسئولان و مديران رده هاي مياني و حتي بالادست ، به سمت اشرافيتي ساخته شده از اتومبيل هاي چند ده ميليوني ، خانه هايي كاخ گونه ، سفرهايي پر هزينه و تجمل و   مي شنويم و مي خوانيم و ناخودآگاه اين سؤال به ذهنمان مي رود كه آيا به همين زودي ، دلهره ها و تذكرها و تاكيدهاي آن رهبر فقيد از ياد اين مسئولين رفت ؟! به همين زودي آنها خاستگاه خود را فراموش كردند و راه خيانت در امانت برايشان آسان شد ؟!

 

يك جامعه شناس : انقلاب اسلامي هيچ يك از شاخصه هاي اصلي پديد آمدن انقلابهاي ديگر نداشت. انقلاب اسلامي در شرايطي به وقوع پيوست كه ايران تحت حمايت غرب بود و دو ابر قدرت از افكار و آرمانهاي انقلابيون بودند. ويژگي انقلاب اسلامي را مي توان در سه موضوع معنويت ، حقانيت و جهاني بودن خلاصه كرد.

 

  يك كارشناس ارشد مديريت : قانون اساسي در نظام ستمشاهي فاقد ويژگيهاي لازم بود و خانواده سلطنتي در صدر تمام مزايا و امتيازات مدني و اجتماعي قرار داشت. اسلام نيز اگر چه در جامعه ايراني حضوري عميق و ريشه دار و تاريخي داشت اما در قانون اساسي نظام شاهنشاهي جايگاهي نداشت ، دو گانگي عجيبي بين واقعيت جامعه و نظام اداري و حكومتي ايجاد كرده بود.

 

يك كارمند : اگر برگزاري انتخابات ونظر پرسي هاي همگاني و ملي را به عنوان يكي از ويژگيهاي مهم حكومتهاي مردم سالار بپذيريم ، مي بينيم كه در سابقه شكل گيري و تاسيس جمهوري اسلامي اين ويژگي بسيار برجسته است.