|
ابتذال
و فساد به
بهانه مدرن
سازي پرستو
قادري رژيم
پهلوي از
ابتداي
استيلاي بر
كشور داعيه
مدرنيسم و
توسعه داشت.
آن پدر و پسر
طي سال هاي
سلطنت خود
سعي كردند تا
اين ادعا را
پي بگيرند.
آنها تصور مي
كردند با
مدرنيزاسيون
از بالا و
رواج نظام
صنعتي
وابسته به
كشورهاي
سلطه جو – به ويژه
آمريكا –
و رواج يك
فرهنگ غربي و
رشد نمودهاي
دنياي مدرن
قادر خواهند
بود قشر
مياني مدرني
در جامعه
پديد آورند
كه داراي
فرهنگ
دلخواه رژيم
بوده و پايه
اجتماعي و
مدافع آنان
در برداشتن
گام هاي بعدي
به سوي هدف و
دلخواهشان
باشد. تصور
رژيم شاه از
فرهنگ مدرن،
فرهنگي
غيرمذهبي
بود كه از
ظواهر مدنيت
بهره مند
باشد. پهلوي
در كانون اين
فرهنگ، توجه
ويژه اي به
گسترش فرهنگ
غربي داشت.
كاباره ها،
قمارخانه
ها،
ديسكوهاي
زيرزميني و
مراكز فساد و
فحشا در
راستاي همين
اهداف تاسيس
و راه اندازي
شد و از پس
پرده توسط
ايادي رژيم
حمايت مي
شدند.
رژيم
پهلوي با
شناخت كامل
از تاثير
باورهاي
مذهبي در
ساختار
اجتماع سنتي
آن روز در
اولين گام ها
در راه تغيير
شكل فرهنگ
كهن و بومي
مردم تلاش
كرد. حجت
الاسلام
حميد
روحاني،
محقق و مورخ
انقلاب
اسلامي در
اين باره مي
گويد: «از
ابتدا تلاش
پهلوي اين
بود كه سنت و
فرهنگ ريشه
دار و كهن را
از مردم
بگيرد. لباس
سنتي، سليقه
سنتي و حتي
گويش سنتي
مردم براي
آنها كه كمر
همت بسته
بودند تا
فرهنگ غربي
را در ايران
رواج دهند
قابل پذيرش
نبود.
برگرفتن
چادر از سر زن
ها در ابتداي
اين دروره
هيچ ربطي به
اسلام نداشت
چرا كه اين
پوشش پيش از
اسلام نيز در
ايران رواج
داشت و در
واقع نوعي
پوشش سنتي
براي زنان
محسوب مي شد.
دشمني آنها
در واقع با
فرهنگ اصيل
ايراني بود.
آنها سال ها
برنامه ريزي
كردند تا
بتوانند
شيوه غذا
خوردن و سخن
گفتن مردم را
هم تغيير
بدهند. در
واقع براي
سوق دادن
مردم به سوي
انتخاب شيوه
زندگي به سبك
غربي ها چاره
اي نبود جز
اين كه چشم بر
عادت هاي
قديمي و سنتي
بست. تغييرات
اساسي در
معماري
ايراني هم در
اين دوره
اتفاق افتاد.
آنها در ساخت
بناهاي جديد
مورد
نيازشان
درست مطابق
شيوه هاي
غربي رفتار
مي كردند و
بدين ترتيب
معماري اصيل
ايراني هر
روز مهجورتر
از گذشته شد.
پدر و پسر
پهلوي شرايط
زندگي جامعه
را به گونه اي
مي ساختند كه
مردم از
فرهنگ سنتي و
ديني خود
فاصله گرفته
و از گستره
باورها و
اعتقادات
وابسته به آن
فرهنگ به
سرعت خارج
شوند.» توسعه ضد
مذهبي
رژيم
پهلوي
خواستار
توسعه اي بود
كه حركتي شبه
مدرنيستي
است. آنان در
عرصه قدرت و
دريافت
حكومت
عناصري را
براي تحقق
اين آرزو به
كار گرفتند
كه نه علقه اي
به بافت هاي
فرهنگي مردم
داشتند و نه
هيچ تعلق
خاطري به
گذشته اصيل
سرزمين خود.
آنان دست اين
افراد را تا
جايي
بازگذاشتند
كه سرمايه
هاي ارزشمند
مملكت جهت
تحقق
روياهاي
غربي آنان بي
حساب و كتاب
هزينه مي شد.
تاسيس
كازينوهاي
مجلل و مجهز
به انواع
امكانات فسق
و فجور در سال
1351 در ايران
آغازگر
حركتي تازه
بود. يكي از
كازينوهاي
معروف جهان (كازينو
دوليبان) در
اين سال
متعهد شد كه
اولين
كازينوي
ايران را در
تخت جمشيد
بسازد. پس از
آن در مناطقي
از ايران كه
مورد توجه
توريست هاي
داخلي و
خارجي قرار
داشت از جمله
گرگان،
سواحل درياي
خزر از بندر
انزلي تا
آستارا و
مهرشهر كرج
به ترتيب
كازينوهايي
تاسيس شد. بخش
خصوصي در اين
قسمت از
برنامه هاي
فرهنگي رژيم 50
ميليون
تومان
سرمايه
گذاري كرد.
نفت در آن
روزها بشكه اي 18
دلار قيمت
داشت و رقم
فوق معادل
ارزش 2 ميليون
و 700 هزار بشكه
نفت بود. سرمايه
گذاري براي
گسترش فساد
پس از اين
تاريخ كه در
هيئت دولت
اجازه تاسيس
موسسات بخت
آزمايي و شرط
بندي و امور
مشابه به
تصويب رسيد
به طور متوسط
هفته اي 12 خبر
از كشف و
انحلال شبكه
هاي فساد و
فحشا در
مطبوعات
سراسر كشور
منتشر شد:
- زني مهريه
اش را در قمار
باخت.
- مردي كه در
قمار از هستي
ساقط شده
بود،
بازيكنان را
با دشنه
مجروح كرد.
- در
كازينوها،
گرفتن حق
كاينات
قانوني است! (حق
كاينات
عبارت بود از
اين كه اگر در
يك باشگاه
قمارباز مدت 24
ساعت قمار
كند بايد
مبلغ 1400 تومان
به عنوان
كاينات به
صاحب باشگاه
بپردازد).
- دختر 17
ساله و خواهر 7
ساله اش در
خانه فساد.
- مردي دو
همسرش را به
خانه فساد
فروخت.
- مادري
دختر 21 ساله
اش را در
اختيار خانه
فساد مي
گذارد.
در اوج
جريان تخصيص
بودجه و
اقدام براي
ساخت و ساز
كازينوها كه
به اعتراف
وابستگان
خانواده
پهلوي از
جمله مادر
فرح ديبا جز
تاسيس محلي
براي عيش و
نوش و
خوشگذراني
طبقات مختلف
جامعه هدفي
را دنبال نمي
كرد، صفحه
حوادث
مطبوعات
لبريز بود از
اخبار مربوط
به كشف شبكه
هاي فساد.
كمتر رسانه
گروهي در آن
روزها ماده 243
قانون
مجازات
عمومي را چاپ
نكرد. متن اين
ماده قانوني
چنين بود: «هر
كس قمارخانه
دائر كرده و
مردم را براي
قمار به آن جا
دعوت كند و يا
راه بدهد،
حبس تاديبي
از 6 ماه تا دو
سال و به
تاديه غرامت
از يكصد ريال
الي يكهزار
تومان و يا به
يكي از اين دو
مجازات
محكوم خواهد
شد. تمام نقود
و اسباب
متعلقه به
قمارخانه كه
در آن جا باشد
ضبط مي شود.
مجازات
اشخاصي كه
علنا مشغول
به قمار مي
شوند از
يازده روز تا
شش ماه حبس
تاديبي است.»
شلوغ كردن
فضاي جامعه
براي معطوف
كردن توجه
عامه مردم به
اين بگير و
ببندها با
اين بهانه
انجام شد كه
ايادي رژيم
بتوانند در
حاشيه امني
كه بدين
ترتيب ايجاد
مي شود
اقدامات خود
را پي بگيرند.
تناقض گويي
هاي مسئولان
وقت از چشم
تيزبين ها
دور نماند و
زماني كه
رئيس دايره
تجسس پليس
وقت مورد
اعتراض
جامعه
دانشگاهيان
در قبال اين
حركت دوگانه
رژيم قرار
گرفت چنين
توضيحي داد:
«باور
كنيد كه
مضرات
مراكزي كه ما
نابود مي
كنيم بيشتر
از كافه
ترياهاست.
زيرا اگر در
كافه ترياها
فقط دختران و
پسران جوان
منحرف مي
شوند اما در
اين مراكز
خانواده ها
از هم پاشيده
مي شوند»! سينما،
نماد فرهنگ
پهلوي
تنها 5 سال
پس از تولد
سينما در
دنيا اين
صنعت بديع به
دنيا آمد. در
دوره
پيشگامان
سينما يعني
زماني كه با
تلاش «صحافباشي»
كه مردي
آزادي خواه
بود، نمايش
حرفه اي فيلم
در ايران
صورت مي گيرد
چند ردپاي
درخشان مي
بينيم.
اما علي
رغم اين تلاش
ها فيلم «حاجي
آقا» كه سعي
در نمايش
چالش سنت و
مدرنيته
دارد به نحوي
اغراق آميز
دنياي
روشنفكري و
مدرن را
مغاير با
باورهاي
سنتي معرفي
مي كند. در
واقع اولين
گام ها براي
به سخره
گرفتن
اعتقادات
مذهبي و
باورهاي
سنتي جامعه
توسط نماد
فرهنگي
دنياي مدرن
برداشته مي
شود.
دوره دوم
سينماي
ايران پس از
جنگ جهاني
دوم آغاز مي
شود. در واقع
پس از آن كه
ايران پل
پيروزي
متفقين در
جنگ جهاني
دوم قرار
گرفت يك
سينماي مقلد
فيلم هاي
سطحي مصري و
هندي شامل
آثاري با
داستان هاي
اشك بار و ساز
و آواز
ارمغان
ساختار يك
حكومت
وابسته و عقب
مانده بود.
دهه سي با
انواع آثاري
كه به
ملودرام
خانوادگي و
روستايي
سطحي اختصاص
داشت تحت
شرايطي به
آخر رسيد كه
اگر چه بنا به
وضعيت
اخلاقي –
فرهنگي آن
دوران سينما
هم از فضاي
عمومي تاثير
مي پذيرفت و
مي كوشيد تا
حدودي اصول
را رعايت كند
اما با اين
وصف همه اين
آثار پيش پا
افتاده و
مبتذل بودند.
علي رغم پيام
اخلاقي و
تلويحي،
زنان و مردان
اكناف ايران
را با روابط
فاسد و
غربزده و
فساد پايتخت
و ماهيت
كاباره ها و
اماكن
خوشگذراني
آشنا مي
كردند و بر
روح و روان
جوانان
تاثير مي
گذاشتند.
مجتبي
ميرآزاد،
كارشناس
سينما كه
تحققات
گسترده اي
درباره
تاريخ
سينماي
ايران انجام
داده است، مي
گويد: نمي
دانيم
چشممان را بر
حقايق
ببنديم و
يكباره مدعي
شويم كه
سينما در
دوران طاغوت
سراسر سياه و
ضد اخلاقي
بوده است. به
هر حال در دهه
چهل و پنجاه
كه سينماي
مستند و
سينماي
روشنفكري در
ايران رشد
كرده و
طرفداراني
يافتند،
شاهد آثار
ارزشمندي از
سينماگران
اهل انديشه
بوده ايم اما
حقيقت اين
است كه رژيم
هيچ
پشتيباني و
حمايتي از
سينماي
متفكر به عمل
نمي آورد. در
آن دوران
كارگردان
هايي مورد
حمايت قرار
مي گرفتند كه
فيلم هايشان
يكسره از
صحنه هاي زد و
خورد و
خشونت،
ابتذال و سكس
تشكيل شده
باشد. در واقع
تحت تاثير
اين فضا فيلم
سازان بايد
براي ادامه
حيات گيشه اي
خود فيلم
هايشان را با
موازين مورد
نظر رژيم
يعني موازين
تجاري،
كاباره اي و
بزن و بكوب
آشتي مي
دادند تا
بتوانند
قادر به فيلم
سازي باشند.
آنچه مسلم
است سينماي
نوين ايران
در آستانه
انقلاب
اسلامي دچار
بحران عظيمي
بود. نقش
بسيار بي رنگ
مذهب در
سينماي اين
دوران
چشمگير است.
در سال 1357
اگرچه از عمر
سينماي
حرفه اي
ايران بيش از
نيم قرن مي
گذشت. با اين
همه، در آن
زمان سينما
هم صنفي بي
پايه و لرزان
بود كه نه
تنها تاب
مقاومت در
برابر
سينماي غربي
را نداشت،
بلكه تلاش
هاي
روشنفكرانه
هم نتوانسته
بود از
ابتذال «فيلمفارسي»
اعاده حيثيت
كند. سينما در
آن زمان
روندي را طي
كرده بود كه
در واقع آينه
تمام نماي
فساد پهلوي
شمرده مي شد
كه طي پنجاه
سال، گام به
گام بي بند و
باري و پديده
هاي غير
اخلاقي، سكس
و غفلت را
توسعه داده
بود.
تاثير
مستقيم چنين
سينمايي
اغفال
جوانان و تحت
تاثير قرار
دادن عامه
مردم بود. بر
اساس آمار
موجود در دهه
پنجاه 23 درصد
از فرار
دختران از
خانواده و 63
درصد از
دعواهاي
خياباني
منجر به قتل
با چاقو تحت
تاثير
فيلمفارسي
هاي به نمايش
درآمده بوده
است. |