انقلابي به نام خداوند

 

احمد مومني راد( عضو هيات علمي دانشگاه صنعتي شريف)

اشاره: انسان پيچيده ترين مخلوق خداوند است و «انقلاب » نيز به عنوان يكي از پيچيده ترين پديده هاي اجتماعي شناخته شده است ، هر يك از انقلاب هاي بزرگ جهان در شرايط زماني و مكاني خاص خود رخ داده است و انقلابيوني كه در اين انقلا ب ها شركت كرده و آن را به پيش برده اند داراي انديشه ها ، افكار ، فرهنگ ها ، ارزش ها و اهداف متفاوتي بوده اند . از اين رو مقايسه بين انقلاب ها كاري است دشوار و پيچيده ، اين مقاله درصدد آن است كه با بررسي ابعاد گوناگون دو انقلاب بزرگ قرن بيستم كه با فاصله زماني نه چندان زياد از يكديگر در دو نقطه از جهان با دو گرايش متفاوت حادث شده اند، شناخت بيشتري از آنها به دست داده و آنها را با يكي ديگر از انقلاب هاي بسيار مهم قرن بيستم مقايسه كند.

معرفي اجمالي :

انقلاب 1949 ميلادي چين:

كشور پهناور و پر جمعيت چين داراي سابقه تاريخي و فرهنگي طولاني است . از خصوصيات فرهنگي چين پي برده بودند، به فكر نفوذ به آن كشور برآمدند. نفوذ بيگانگان ، توسعه و رواج تجارت ترياك ، نابودي سيستم اقتصاد كشاورزي ، توسعه شهري ، وجود ده ميليون معتاد، نابودي صنايع و محصولات داخلي از يكسو و فساد دربار خاندان منچو، شكست در جنگ با ژاپن از سوي ديگر ، باعث جنبش ها و شورش هايي در اين كشور شد. هنگامي كه در سال 1937 ژاپن به خاك چين حمله كرد كمونيست ها تمام كوشش خود را براي دفع دشمن مشترك به كار گرفتند. در سال 1946 مائو و قواي پيروزمند او وارد پكن شده و تشكيل حكومت جمهوري خلق چين را اعلام كردند. پيروزي انقلاب چين در سال 1949، دومين انقلاب كمونيستي بعد از انقلاب روسيه بود.

انقلاب الجزاير:

به دنبال تحولات بين المللي ، استعمار فرانسه در سال 1830 كشور مسلمان نشين الجزاير را اشغال كرد. مردم اين كشور از همان آغاز مبارزات دليرانه خود را به رهبري امير عبدالقادر الجزايري شروع كردند. پس از 17 سال مقاومت ، امير عبدالقادر توسط فرانسوي ها به اسارت درآمد. از آن زمان به بعد تلاشهاي جهاد گونه مردم اين كشور براي كسب استقلال دچار فراز و نشيب هاي فراواني شد. زماني سه نفر از رهبران مذهبي اين كشور ، عبدالحمدبن باديس ، بشير الابراهيمي و طبيب الاوقبي و سپس خالد نوه امير عبدالقادر هدايت مبارزات مردم را به عهده گرفتند. فرانسوي ها با اعلام اين كه الجزاير بخشي تجزيه ناپذير از فرانسه است سعي در تثبيت موقعيت خود و فرانسوي كردن الجزاير داشتند. از سال 1954، مبارزه استقلال طلبانه مردم وارد دوره تازه اي شد كه تا سال 1962 ادامه داشت در اين سال ملت پايدار و مقاوم اين كشور با تحمل دردها و رنج ها ي طولاني پس از 132 سال مبارزه خونين به استقلال رسيد و با دادن بيش از يك ميليون شهيد شكستي تلخ را نصيب استعمار فرانسه نمود. بدنبال اخراج اشغالگران ، حكومت جمهوري در اين كشور تاسيس شد و فرهت عباس و احمد بن بلا به عنوان رهبران انقلاب زمام امر را به عهده گرفتند.

انقلاب اسلامي ايران :

بدنبال انحراف در جريان نهضت مشروطيبت ، در دوره قاجار، رضاخان پهلوي ، به كمك انگليسي ها سلسله پهلوي را تشكيل داد و مستبدانه تا سال 1320 حكومت كرد. بعد از او ، محمد رضا فرزندش به سلطنت رسيد و مبارزات مردم در سال 1332 او را مجبور به فرار از ايران كرد ولي با كودتاي امريكايي 28 مرداد حكومتش تثبيت شد. مبارزات حضرت امام خميني (ره) رهبر مذهبي مردم ايران در سالهاي 39 تا 43 سبب شد كه ايشان را به عراق تبعيد كنند و مبارزه با رژيم نامشروع پهلوي در تبعيد ادامه يابد. حكومت شاه براساس استبداد فردي و توام با فساد گسترده و براساس حذف تدريجي اسلام از صحنه اجتماع بود. اين مساله باعث مخالفت مردم و ناخشنودي آنان از حاكميت فاسد و تحت سلطه بيگانه پهلوي شده بود . با بازگشت امام خميني به ميهن ، با تظاهرات خونين و راهپيمايي هاي چند ميليوني مردم در سالهاي 55 تا 57 سرانجام در 22 بهمن ماه سال 57 در كمال ناباوري محافل بين المللي، رژيم شاهنشاهي ساقط شد و حكومت جمهوري اسلامي تشكيل گرديد.

ايدئولوژي

چين :

ايدتولوژي و جهان بيني انقلاب چين ، ماركسيسم لنينيسم بود كه به شكلي از انقلاب روسيه الهام گرفته شده بود. اما مائو نظريه ماركسيسم را تغيير داد و انقلاب آن كشور را با تكيه بر دهقانان از روستاها آغاز كرد و كارگران را هم با خود همراه ساخت .

ماركسيسم معتقد است كه انقلاب در جوامعي كه دوره هاي كمون اوليه ، برده داري و زمين داري عبور كرده و به دوره سرمايه داري رسيده اند. رخ مي دهد مشروط بر اين كه جامعه صنعتي و دو قطبي شده و فاصله طبقاتي نيز بشدت افزايش يافته و كارگران براي احقاق حق خود بر عليه حاكميت قيام كنند. مائو در شرايطي كه جامعه چين هنوز صنعتي نشده بود با تكيه بر دهقانان و كشاورزان انقلاب چين را رهبري كرد و فرضيه بالا را باطل اعلام كرد.

الجزاير:

گرچه اكثريت مردم الجزاير مسلمان بوده و با الهام از انديشه هاي مذهبي مبارزه گسترده اي را بر عليه اشغالگران فرانسوي آغاز كردند و در طول ساليان متمادي مبارزه نيز همواره توسط رهبران مذهبي با تمسك به فرهنگ اسلامي هدايت مي شدند ولي در سال هاي قبل از استقلال و بعد از آن ، به علت عدم توجه كافي به اسلام اصيل در مبارزه از سوي رهبران ، حركت نهضت به سوي ناسيوناليسم و سوسياليسم گرايش پيدا كرد.

ايران :

حضرت امام خميني با توجه و آگاهي به نفوذ عميق اسلام و فقه شيعه در ميان مردم مسلمان ايران تز جدايي دين از سياست را مورد حمله قرار داده ، اسلام را به عنوان بهترين ايدئولوژي انقلابي و ظلم ستيز مطرح كردند. ويژگي حكومت اسلامي كه براساس مكتب تشيع شكل گرفته بر اصل ولايت فقيه استوار است و به حاكميت مطلق الهي بر همه شئونات زندگي معتقد است.

رهبري

چين:

در ابتداي مبارزه با اين كه مائو به طور رسمي رئيس حكومت شورايي كيانگ سي بود، ولي قدرت نفوذ او در امور مربوط به حزب و ارتش هرگز كامل نبود، بلكه با قدرت روزافزون گروه بست و هشت نفري بلشويك ها به رهبري وانگ مينگ و پوكو مرتبا تضعيف مي شد. در بسياري موارد نه تنها سياست هاي مورد نظر مائو اجرا نمي شد، بلكه گاهي در متزلزترين موقعيت هاي سياسي قرار مي گرفت ، و اين حالت اخير در آخرين سالهاي عصر كيانگ سي به اوج خود رسيد. در ژوئيه 1934 مائو از كليه اختيارات حزبي نظامي خود محروم شد و براي مدتي در خانه خود نيز تحت نظر قرار گرفت. ولي از سال 1935 به بعد اين روند تغيير كرد و مائو بتدريج به عنوان رهبري مقتدر و واحد در جامعه مطرح مي شد. مائو در راس حزب كمونيست چين انقلاب كمونيستي 1949 را رهبري كرد و به مدت پانزده سال به عنوان ايدئولوگ ، فرمانده كل عمليات و هم بعد از انقلاب به عنوان معماري و سازنده انقلاب نقش خود را به عنوان يك رهبر واحد به انجام رساند.

الجزاير:

در الجزاير طيف وسيعي از رهبران راديكال ، ميانه رو و اصلاح طلب با گرايشات اسلامي، ناسيوناليستي و سوسياليستي وجود داشت كه نهايتا در سالهاي قبل از استقلال براي دستيابي به هدفهاي مورد نظر و غلبه بر دشمن مشترك ، به طور موقت اختلافات را كنار نهاده و زير چتر جبهه آزاديبخش ملي جمع شدند.

شيخ عبدالقادر الجزايري ، عبدالحمد بن باديس، بشيرالابراهيمي و طبيب الاوقبي از زمره رهبران مذهبي به شمار مي روند. مسالي حاج كه از او به پدر ناسيوناليسم الجزاير نام مي برند و نيز فرهت عباس در شمار رهبران ميانه رو ملي گراي اين كشور محسوب مي شوند. العربي بوهالي نيز از جمله كساني بود كه طرفدار سوسياليسم و كمونيسم بود اما «احمد بن بلا» شاخص ترين چهره در سطح رهبري انقلاب الجزاير محسوب مي شود كه بعد از روي كار آمدن به سوي سوسياليسم و شوروي گرايش پيدا كرد. بعدها هواري بومدين او را با كودتايي بر كنار كرد و جانشين او شد.

ايران :

امام خميني (ره) از سال 1342 ه.پ.ش. و حتي قبل از آن به عنوان ايدئولوگ و بنيانگذار فكري انقلاب خود را عليه رژيم پهلوي آغاز كرد. ايشان قبل از قيام به عنوان مرجع تقليد بين مردم داراي محبوبيت بود و تا هنگام وفاتش رهبري بي چون و چرا و منحصر به فرد بود. پس از رحلت ايشان حضرت آيت الله خامنه اي كشتي انقلاب را با درايت به پيش مي برند.