اصالت انقلاب اسلامي

پروفسور حميد مولا نا

          انقلاب اسلامي ايران هيچ وقت باندازه چند سال اخير از ناحيه الگوهاي سياسي ، اقتصادي ، تفكري ، فرهنگي ورسانه اي غرب واستكبار جهاني تهديد نشده است . آنچه سبب شده اصالت انقلاب تهديد شود آفريدن محيطي است كه درآن انقلاب اسلامي را دررديف انقلابهاي ديگر قرارمي دهد وبصورت يك ‹‹ واقعه ›› كه آغاز وپايان دارد . تلقي مي شود وديگر اينكه برخي انقلاب را با ‹‹ اصلاح طلبي ›› يا اصلاحات و‹‹ تجديد گرائي ››‌ يا تغيير قدرت از يك دست بدست ديگر تفسير مي كنند .

          ذكر اين نكته ضروري است كه انقلاب اسلامي ايران انقلابي مقدس و وحدت گراست وويژگي آن درهمين ذات مقدس ووحدت گرا بودن آن است ونه درطرفه هاي سياسي واقتصادي واستراتژيكي آن بمعني امروزي . زماني كه يك انقلاب مقدس و وحدت گرا است سياستگزاري نظام آن نبايد منطبق بر ارزشهاي ليبراليسم غربي باشد . وبه اين ترتيب انقلاب اسلامي بايد مستقل ازديگران جلورود . انقلاب اسلامي ايران را نمي توان ونبايد با انقلابهاي ديگر مقايسه كرد . مقايسه آن با انقلابهاي ديگر وبا مفاهيم معمولي علوم اجتماعي آغاز يك لغزش اساسي است . بزرگترين تهديد انقلاب اسلامي اين پديده تاريخي درچارچوب انديشه ها ومعادلات عرفي امروزي است . اين اصالت مقدس ووحدت گراي انقلاب اسلامي ايران بايد براي نسل جوان بطور واضح تبيين شود واين اصالت بايد با الگو هاي ابتكاري واسلامي ونه انفعالي وتكراري درجامعه توسعه يابد .

          درانقلاب اسلامي از اسلام نبايد قرائتهاي مختلف كرد بلكه اين افراد هستند كه بايد قرائتهاي جديد از خود بكنند . من علوم اجتماعي امروزي ، سياست ، اقتصاد ، جامعه شناسي ، روان شناسي ،  مردم شناسي ، ارتباطات و كه بتواند ماهيت مقدس وحدت گراي يك انقلاب اسلامي را بيان كند عاجز مي دانم . ما بايد به ريشه ومنابع قرآني واسلامي انقلاب توجه كنيم . درحالي كه انقلابهاي چند قرن اخير نفي تاريخ بود ، انقلاب اسلامي ايران اثبات تاريخ بود .  هدف آن حفظ واحياي انقلاب مقدس ووحد گرايي بود كه قبلا صورت گرفته بود.

          اذاجاءنصرا والفتح ورايت الناس يدخلون في دين ا افواجاء فسبح بحمده ربك واستغفره انه كان توابا :‹‹ زماني كه با ياري خداوند پيروزي فرامي رسد، وشما مي بينيد كه مردم دسته دسته به دين خدا مي پيوندند ، خداي خويش را حمد وثنا گوئيد وطلب بخشش نمائيد كه خداوند توابين را مي بخشد .››‌‌ اينها آخرين آيه هاي قرآن كريم درسوره شريفه نصر هستند كه وحي شدند وبه پيروزي اولين انقلاب اسلامي اشاره مي نمايند ، كه پيامبر (ص) را ازمدينه به مكه بازگرداند . اين اولين انقلاب اسلامي ، ثمره كوششهاي 24 ساله رهبر آن پيش ازرحلت بوده كه اولين حكومت اسلامي دنيا را برپاكرد . اين آيه ها نقل از پيروزي اي مي كنند كه تنها با ياري خداوند امكان دارد . وبه مؤمنان يادآوري مي نمايند كه پيروزي اين انقلاب ديني اجتناب ناپذير است . درحقيقت اولين انقلاب اسلامي تأثير عميقي برروي بييش جهاني ونظام بين المللي زمان خودداشت چند سال بعد از رحلت پيامبر (ص) ، جامعه وحكومت اسلامي اي كه اوبنيان نهاده بود تا كرانه هاي اقيانوس اطلس وآرام گسترش يافت . دراين روند ، مسلمانان دوابرقدرت زمان خود يعني امپراطوري پارس (ايران ) وبيزانس (روم شرقي ) را نيز شكست دادند . از آن تاريخ حداقل تا قرن هيجدهم ميلادي ، اسلام تمدن برتر جهان به شمار مي آمد وغرب تنها با شكست امپراطوري عثماني درجنگ اول وبراندازي ‹‹ خلافت ›› درسال 1924توانست باعث گسيختگي تجلي سياسي اسلام بشود .

          توجه كنيد كه دراولين انقلاب اسلامي وآن طور كه دراين سوره شريفه بيان شده .نخست از نصر ت الهي ، بعد از پيروزي نهائي وسپس گسترش اسلام ، وبسيج قشرهاي مردم دراين نظام مقدس ووحدت گرا سخن به ميان آمده ، واين عوامل همه علت ومعلول يكديگرند تا پيروزي نهائي حاصل شود .  فتح مكه بزرگترين پيروزي اسلام بود كه بساط شركت وبت پرستي واستكبار را برچيد وبدين ترتيب جهاني سازي اسلامي شروع گرديد . ويژگي امام خميني (ره ) رهبر انقلاب اسلامي اين بود كه اودرچارچوب هيچ يك ا زمفاهيم ، واصول اسلامي برساير الگوهاي سياسي، اقتصادي ، نظامي وفرهنگي الويت داشت و به همين خاطر ابتكار عمل دردست اوبود  ونه دردست ديگران ؛ اصالت فكري ازاوبود وتقليد از ديگران ، الگوي كودتا ونوگرائي رضاخان الگوي مصطفي آتاتورك بود وهردومي خواستند از اروپا تقليد كنند .  جنبشهاي ‹‹ جماعت اسلامي ››‌ درپاكستان و‹‹  اخوان المسلمين ›› درمصر و‹‹ وهابيت ›› درعربستان به پيروزي نرسيدند زيرا آنها گرايش قومي واصالت خود را ازدست داده بودند.

          انقلاب وجنبش مقدس ووحدت گرا را نمي توان با مفاهيم والگوهاي عرفي وغير اسلامي درك كرد وچنين انقلابي را نمي توان با الگوها ، وبرنامه ريزيهايي كه حتي درخود غرب كهنه شده اند ، پياده كرد . ‹‹ دموكراسيهاي ›› قبيله اي كه ازمشخصات جوامع بدوي وباستاني بود درحقيقت درعصر ما به صورت ‹‹ دموكراسيهاي ›› ليبرال صنعتي بروز كرده است . دموكراسي دولت شهري يونان باستان يك الگوي عرفي وملموس بود وپس از آن درقرون وسطي كليسا ( كه مشابه آن دراسلام نداريم ) بيان كننده حقيقت وديانت مسيحيت را بخود اختصاص داد . حاميان اصلي ليبراليسم قرن هيجدهم ونوزدهم مثل جان استورات ميل ،  ژان ژاك روسو ، توماس جفرسون توده ها را جزو مردم سياسي كه مي توانند برخود حكومت كنند به شمار آوردند وآزادي مفهوم مجرد بخود گرفت وواژه جامعه به الگوي ملت دولت مبدل شد . سياست به معني غربي وامروزي آن نه درصدر اسلام وجود داشت ونه درجوامع اوليه انساني .

          براي درك ابعاد مقدس ووحدت گراي انقلاب اسلامي ايران ، كافي است كه به انديشه ها وكاركردهاي رهبر آن بنگريم . براي مثال امام خميني (ره) درسراسر مبارزات خود ودرموقع انقلاب اسلامي عوامل الهي وانساني را درچارچوب دكترين احساس مسئوليت وتكليف با يكديگر تلفيق كرد . اين مسئوليت وتكليف ازنگاه فقه واصول اسلامي يك منشور بااصالت واسلامي بود . ايشان هنگام خروج از عراق فرمودند :‹‹ براي من مكان معيني مطرح نيست . آنچه براي من مطرح است تكليف الهي است ،اگر نگذارند فرودگاه به فرودگاه به تكليف الهي خود عمل خواهم كرد ››  رعايت وپاسداري ازقوانين الهي ومصلحت مردم مورد توجه امام بود. گذر از بحران براساس تشخيص مصلحتها است واين بنياد الگوي تصميم گيري را باحكمت  وخرد گرائي اسلامي درهم آميخت ودرشخص خودامام نيز ، خردگرائي حكيمانه باعرفان عجين شده بود .

          انقلاب اسلامي ايران تنها انقلاب مرمي بود كه توانست موازنه سياسي را دگرگون  سازد . نكته حائز اهميت اين است كه اين انقلاب باعث بوجود آمدن اولين حكومت اسلامي براساس الگوي ولايت درمقابل حكومتهاي موروثي وپادشاهي گرديد كه از زمان امويان در قرن هشتم ميلادي جزومشخصه سرزمينهاي اسلامي شده بود . انقلاب اسلامي ايران به طورطبيعي ازدرون رشد كرد ولي دررديابي عوامل تقويت آن به مواردي چون وضعيت سياسي ،اقتصادي ، غرب گرائي ، دخالت خارجي وبه چالش فرا خواندن ساختار جامعه سنتي كشور برمي خوريم . درمجموع ، اين عوامل به اختلاف فرهنگ رسمي حكومت ونخبگان حاكم كه عرضه كننده وتوسعه دهنده نفوذ غرب بودند، با فرهنگ سنتي مردم كه ريشه درسنتهاي اسلامي داشت ، دامن زدند .

          حيف است كه ظرافت اين انقلاب مقدس و وحدت گرا را تشخيص ندهيم وخطرناك است كه درمقابل تهاجم ضد انقلاب قاطع نباشيم .