قتل عام ، تنها پاسخ رژيم كودتا به قيام ملت ايران

سيد عباس پيغمبري

آنچه مسلم است اينكه تمام سودهاي مادي ومعنوي كه آمريكائيان وانگليسي ها به دنبال كودتاي ننگين 28 مرداد درايران بدست آوردند- ودرشماره گذشته به اندكي از آنها اشاره كرديم درمقايسه با دست آوردهاي خارجي آن بسيار ناچيز است : ‹‹ سالها تعيين كنندگان روند سياسي درواشنگتن براين باور بودند كه داستان مداخله مستقيم درايران موفقيتي بزرگ بوده است واين قدرت نمايي درايران ، زمينه وتجربه اي شد كه بعدها منشأ مداخلات ديگري نظير آنچه درگواتمالا در1945 (1333 )بعمل آمد گرديد.

 آيت ا كاشاني بارها همبستگي انگليس وآمريكا را مورد انتقاد قرارداد .  اودرآبان 1330 گفته بود : ما نمي خواهيم حكومتهاي خارجي درامور داخلي ما دخالت كنند آمريكا بايد پيروي از سياست انگليس را كناربگذارد . از اين كار چيزي بجزنفرت مردم دنيا بطوراعم ومردم ايران بطوراخص نصيبش نخواهد شد ›› (1)

          ممكن است بعضي ها بخواهند به پرسشهاي بي شمار درخصوص دخالت آمريكا درسرنگوني دولت مصدق اين جواب را بدهند كه آمريكا احتمال مي داد مصدق طرفدار شوروي باشد وبراي جلوگيري ازنفوذ كمونيستها وبراي نجات مردم ايران از سلطه آنها اقدام به كودتا كرد . اگر اين توجيه غلط رابپذيريم سئوال سومي كه مطرح خواهد شد اين است كه

-                   چراآمريكا به دولت مستبد وجهنمي زاهدي كه بعد از كودتا روي كار آمد ، آن همه كمك كرد وچرا براي تشكيل سازمان مخوف ووحشتناك ساواك آن همه سرمايه گذاري نمود؟

گوشه هايي از اقدامات آمريكا درحمايت ا زدولت كودتا وتشكيل ساواك را از قلم محقق آمريكا يي بخوانيد :

‹‹ سرلشگر فضل ا زاهدي در29 مرداد 1332 كابينه خود را كه يك سوم آن از افسران بلند پايه بودند تشكيل داد اين نشان مي داد كه شاه درپناه حكومت نظاميان بجاي آراء مردم سرنيزه را انتخاب كرده بود زاهدي در5شهريور 1332 براي آيزنهاور رئيس جمهور وقت آمريكا نامه اي نوشت واز آمريكا طلب كمك نمود . اونوشت :

خزانه دولت خالي است ايران نيازمند كمك هاي فوري واقتصادي ومالي است تابتواند به وضع ناجور اقتصادي ومالي خود ،سروسامان بخشد

برخلاف واكنش نسبت به درخواست كمك مصدق درآغاز همان سال ، كه يك ماه بطول انجاميد (ودرنهايت هم به آن جواب منفي داده شد ) رئيس آمريكا فورا نامه اي جواب زاهدي نوشت وقول كمك داد .

‹‹ در14 شهريور 1332 آيزنهاوراعلام كرد : 45ميليون دلار بعنوان كمك فوري به ايران داده شده است ودرپايان نيز اعلام نمود : اميد مي رود كه باكمك هاي ما ،  درايران ثبات برقرارگردد ، تا آن كشوربتواند به رشد اقتصادي سالمي دست يابد ومقدمه اي موثربراي ادامه استفاده از منابع ثروت ايران فراهم آيد .›› (2) (همان طوركه قبلا گفت شد تنهايك قلم استفاده آنها ، غارت 25ميليارد بشكه نفت با قيمت 1تا5/1 دلاربوده است ).

درموردكمك آمريكا به تشكيل ساواك نيز مطلب زيرقابل توجه است :

‹‹ شاه نهادي نفرت انگيز بنام ساواك را بنا نهاد ،  اين سازمان را آن پس با كمك بي دريغ آمريكا كه افراد نيروي اطلاعاتي خود را دراختيار شاه گذاشت ، شكل كاملتري بخود گرفت ودرراه اندازي وگسترش آن ، سازمان اطلاعاتي اسرائيل موساد نيز نقش مهمي ايفاء كرد ››.(3)

ممكن است بعضي ها درپاسخ اين سؤال جواب بدهند كه ازدهه 1950 (1339)كه جان اف كندي ازحزب دمكرات درآمريكا روي كار آمد قضايا فرق كرد وحساب آمريكاي بعد از كندي را بايد با حساب قبل از كندي جداكرد زيرا ‹‹ اف .كندي ››‌ درنطق تشريفاتي خود دردي ماه 1339 روند سياسي راكه حكومت تازه حزب دمكرات مي خواست دربرابر جهان سوم درپيش گيرد ، اين گونه بيان كرد :‹‹ به آن كساني كه دربيغوله هاوروستاهاي نيمي از كره زمين درپي پاره كردن نگون بختي توده ها ، درمبارزه وستيزند ، تعهد مي سپاريم كه بهترين ووالاترين كوشش خود را تا هرزمان كه لازم باشد بكار بنديم ، تا قادر به خود ياري گردند ››

اگر اين جملات را از كندي بپذيريم ، اولا معلوم نيست كه درعمل وازصميم قلب به اين گفته ها پاي بند بوده باشد ؛ ثانيا اگر هم معتقد بود ، چون اكثريت سياستمداران وگردانندگان كاخ سفيد حاكم برآمريكا طرزفكري ديگري دارند اورا از ميان برمي دارند ( كه بنا به اعتقاد بعضي ها نيز همين طور است يعني تروركندي بخاطر عدم هماهنگي اوبا سيستم استكباري آمريكا بوده است ) ثالثا درآمريكا فردنيست كه حكومت مي كند بلكه دستهاي پنهاني حاكمند كه هيچگاه ازخصلت شيطاني خود دست برنمي دارند . اگر اينطورنبود آمريكاييان يا مي بايستي شاه را تحت فشار مي گذاشتند كه دست از جنايتهايش بردارد وياحداقل رابطه خود را باحكومت پهلوي قطع مي كردند . مداركي كه بعدا ارائه خواهد شد . نشان دهنده آن است كه سيستم حاكم برآمريكا باهمان تفكر اوليه وحتي بدتر از سابق به تقويت نظام ستم شاهي مي پرداخت .

آيا آمريكا از جوي كه رژيم منحوس پهلوي به مردم ايران حاكن كرده بود ، اطلاع داشته يا خير؟ فرض واحتمال ما اين است كه اطلاع نداشته اند ، لذا گوشه اي ازخاطرات ارتشبد فردوست درموردطرز تفكر شاه مي تو اند برخي از حافظه را بيداركند :

‹‹ درسال 1340 بخاطر اعتراضات وبرخوردهايي كه درمنطقه فارس وشيراز وجود داشت ، تعداد نسبتا زيادي از نيروهاي ارتش به اين منطقه اعزام شده بودند . ارتشبد آريانا به عنوان فرمانده ارشد نظامي منطقه منصوب ومسئوليت قلع وقمع كردن ايل قشقائي به وي واگذار گرديد . ارتشبد آريانا خود را ناپلئون ايران مي ناميد وسعي داشت تمام حركات ورفتارهاي خود را مطابق رفتارهاي ناپلئون ( كه درفتح مصرانجام مي داد ، بجا آورد ) مثلا اين رفتار كه ناپلئون هرشب بايك زن فاحشه بوده وروزها همره با آن زن سوار برجيپ ا زسربازان خودسان مي ديد : آريانا نيز هرشب بايك زن فاحشه بود وروزها قبل ازاينگه نظاميان را براي سركوب عشاير اعزام كند ، همراه با آن زن كه دركنار وي سوار برجيپ بود ازسربازان سان مي ديد وحركتهاي زشت ديگري از وي سرمي زد كه احساسات مردم را جريحه دار مي كرد وبيشتر ازكشتار عشاير مردم را آزار مي داد . روزي من احساس خطر كردم وقضيه را براي محمدرضا نوشتم وگفتم اين حركتها درست نيست محمدرضا درجواب من نوشت : ‹‹ آقاي فرودست منطقه جنگي تفريح هم مي خواهد ››.(4)

خوانندگان محترم ملاحظه مي فرمايند كه مركز ايران براي شاه منطقه جنگي بوده وكثافت كاريهاي امثال آريانا نيز تفريح! اين  حركتها زماني انجام مي شد كه آمريكاييان از شاه فرشته نجات ايران مي ساختند .آيا آمريكاييان نمي دانستند رهبر انقلاب سفيد !؟ شاهنشاهي چه رفتاري با مردم خود دارد ؟ البته مافرض را برآن گذاشتيم  كه آنها خبر نداشته اند ليكن اين فرض باطل است ؛ به مطلب زير توجه فرماييد .

‹‹ افزون براين تصميم گيرندگان آمريكايي به اين نتيجه رسيدند كه ناآراميهاي فزاينده  درايران شايد نياز به واكنش سركوب كننده وظالمانه تري داشته باشد كه علم مي تواند بهتر از اميني آن را درك نموده واجرا نمايد دراين برهه از زمان كندي به روش استفاده از تمام ابزارهاي سركوب روي آورده بود .ودرايران درخرداد 1342 ضرورت استفاده ازاين روش فرارسيد .طغيان سياسي ناهمگون بود ، وهمه طبقات ، وروشهاي عقيدتي را دربرمي گرفت وشامل رهبران مذهبي ، دانشجويان ، بازاريها ، آموزگاران، كارگران ، نويسندگان ،صاحبان انواع حرف بود تظاهرات با شقاوت تمام سركوب [شد ] ونيروهاي شاهنشاهي هزاران نفررا درخيابانهاي تهران به قتل رساندند ››(5)

بامطالعه اين سند فوق چند موضوع روشن مي شود:

الف- حركتهاي انقلاب سالهاي 40 تا 1342 فراگير بوده وآمريكاييان مطلع بودند كه ازهمه اقشار مردم دراين حركت انقلابي حضورداشته وهزاران نفر ازآنها به خاك وخون كشيده شده اند .

ب- بركناري اميني با اطلاع واجازه آمريكا بوده وعلت اصلي آن نيز اين بود كه آنها احساس مي كردند علم درسركوبي مردم ظالمانه ترين عمل مي كند .

ج- اگر افرادي چون اف كندي درمراسم تحليف رياست جمهور شعار حمايت از مبارزين راه آزادي مي دهد درواقع يك حربه تبليغي وفريبكاري بيش نبوده است .

آمريكاييان ونوكران آنهامدعي هستند كه درآمريكا آن قدر آزادي هست كه حتي افرادي عادي ، كوچه وبازار هم مي توانند به عملكرد سياستمداران اعتراض كنند ودرعين حال مورد پيگيردهم قرار نگيرند . اگر اينگونه است پس چرا درايران وقتي شخصيتهاي بزرگ وآگاه ايران به عملكرد يك فرد آمريكايي وحضور اواعتراض مي كنند بايد به بدترين وجهي شكنجه وشهيد شوند ؟ به نمونه زيراكتفا مي كنيم .

‹‹ دركنفرانس 6روزه كه گروهي ازصاحبان صنايع وسرمايه گذاري وازجمله ديويد راكفلر ، درماه مه 1970(1349) درتهران جمع شده بودند اعتراضات مردمي تشديد شد .درميان اعتراض كنندگان محمدرضا سعيدي روحاني كه يكي از شاگردان مورد علاقه امام خميني بود وجود داشت  كه بارها به زندان افتاده وشكنجه شده بود واين بار در20 خرداد 1349 وي دراعتراض به حضور (راكفلر) وشركت آمريكايي دستگير وزيرشكنجه كشته [ شهيد ]شد ››(6)

1-                                  شير وعقاب ، جيمز ، را،بيل ، ترجمه مهوش غلامي ،ص134

 2و3 همان ، صص 139 و161.

4- ظهوروسقوط سلطنت پهلوي (خاطرات ارتشبد حسين فردوست ).

5و6-پيشين ، صص 207و251.