|
جهت
گيري توسعه
ملي سيد
اميرعباس
مؤذن
وقوع
انقلاب
اسلامي –
گذشته از
تأثيرات
جهاني آن – با
عنايت به
خصوصيات
بومي اش،
نقطه عطفي
براي جامعه
ايراني است.
زمينه ها،
اهداف و روش
آرمان هاي
انقلاب، روش
مديريت و
اقدام حضرت
امام راحل (ره)
در هدايت
انقلاب و
نهايتا
استقرار
نظام جمهوري
اسلامي
داراي ويژگي
هاي مخصوص به
خود بوده است.
«معمار و
بنيان گذار
نظام جمهوري
اسلامي در
رأس هرم نظام
مورد ارايه
خويش، هدف
غايي و مطلوب
را تكوين
جامعه اي مي
داند كه در آن
انسان
بتواند از
نقص خود خارج
شود و در جهت
تكامل، طي
مسير نمايد،
و زمينه
توسعه
يافتگي
انسان و حيات
حقيقي و نو
شدن مستمر را
فراهم آورد.»(1)
«اسلام مي
خواهد انسان
را يك انسان
بسازد جامع … ، رشد
طبيعي به او
بدهد …
رشد روحانيت
به او بدهد … ،
رشد عقلانيت
به او بدهد …
، رشد
اولوهيت به
او بدهد.»(2)
بنابراين،
مي توان گفت
توسعه
فرآيندي است
با ابعاد
گوناگون كه
بخش ها و
قشرهاي
مختلف جامعه
را متأثر
ساخته و
متناسب با
رشد و توسعه
هر يك از اين
ابعاد تكوين
مي يابد، در
حقيقت توسعه
واقعيتي است
در جريان آن
جامعه از
طريق تركيب
فرآيندي
اجتماعي،
اقتصادي و
فرهنگي
امكان زندگي
بهتر و رشد و
تعالي را مي
يابد.
با توجه به
نتايج كلي
اجراي سه
برنامه ميان
مدت در كشور –
عنوان اين
برنامه ها
توسعه
اقتصادي،
اجتماعي و
فرهنگي بوده
است. مي توان
اين استنباط
را داشت كه در
اين برنامه
ها «عبارت
توسعه در
واقع مترادف
با وسعت دادن
در سطح و نه در
عمق (نه رشد
خود جوش و
دروني جامعه)
بوده است.»(3) و
ره آورد
طبيعي آن
تحقق نيافتن
ابعادي در
خور اعتنا از
هدف ها و
آرمان هاي
ملت موحد و
مسلمان
ايران است –
ابعادي كه در
فاصله زماني
مورد نظر مي
توانست محقق
شود –
اين واقعيت
لزوم آسيب
شناسي مسير و
جهت گيري
برنامه هاي
توسعه ملي را
نمايان مي
كند.
حضرت امام
راحل (ره)
فرموده اند: «رفاه
مستضعفين
يكي از مقاصد
اسلام است.
رژيم اسلامي
مثل رژيم هاي
مكتب مادي
نيست، مكتب
هاي مادي
تمام همتشان
اين است كه …
رفاه داشته
باشند … اسلام
مقصدش
بالاتر از
اينها است.
مكتب اسلام
يك مكتب مادي
نيست، يك
مكتب مادي و
معنوي است،
ماديت را در
پناه معنويت
اسلام قبول
دارد.»(4) از اين
فرمايش جهت
گيري انقلاب
و نظام
جمهوري
اسلامي قابل
تشخيص است.
براساس
اين جهت گيري
و با هدف
معرفي
توانمندي
نظام
اسلامي، مي
بايد اين
راهبرد تحقق
مي يافت كه «هيچ
تبليغي براي
اسلام به
اندازه
ساختن يك
جامعه كوچك
نمونه
اسلامي نمي
تواند نافذ و
مؤثر و پر برد
باشد.»(5)
هر چند در
حال حاضر آن
نمونه كوچك
به شكل جامع و
با كليه
مؤلفه ها
ارايه نشده
اما،
اقدامات
نمونه اي در
چارچوب جهت
گيري اشاره
شده طي دو دهه
گذشته به
منصه ظهور
رسيده است كه
مي تواند به
عنوان الگو و
راهنماي
مسير براي
جهت گيري
صحيح برنامه
هاي توسعه
ملي به
مخاطبين
معرفي شود.
از جمله
اين اقدامات
كه به اعتقاد
نگارنده – خصوصا در
مقطع زماني
فعلي –(6)
علاوه بر
دولت، مجلس
شوراي
اسلامي نيز
به عنوان
مخاطب اصلي،
شايسته است
با آن توجه
ويژه داشته
باشد،
اصلاحاتي
است كه رهبر
كبير انقلاب
اسلامي (رض) با
ايجاد
نهادهاي
انقلاب در
نظام
مديريتي و
ساختار
اجرايي كشور
بوجود
آوردند، اين
اصلاحات
ناظر بر محور
عدالت
اجتماعي
بوده كه از
خطوط اساسي
در نظام كلي
مد نظر امام
خميني (ره)
نشأت گرفته و
محور اين
عدالت
محرومين و
مستضعفين
بوده اند.
در حكومت
اسلامي بهاي
بيشتر و فزون
تر از آن كسي
است كه تقوا
داشته باشد
نه ثروت و مال
و قدرت و همه
مديران،
كارگزاران و
رهبران و
روحانيون
نظام و حكومت
عدل موظفند
كه با فقرا و
مستمندان و
پابرهنه ها
بيشتر حشر و
نشر و جلسه و
مراوده و
معارفه و
رفاقت داشته
باشند تا
متمكنين و
مرفهين، و در
كنار
مستمندان و
پابرهنه ها
بودن و خود را
در عرض آنها
دانستن و
قرار دادن،
افتخار
بزرگي است كه
نصيب اولياء
شد و عملا به
شبهات و
القائات
خاتمه
مي دهد.»(7)
به نظر مي
آيد با عنايت
به خطوط
اساسي ترسيم
شده ازسوي
حضرت امام
راحل (ره) و
همچنين «ويژگي
هايي همچون
ولايت
محوري،
استمرار،
ارزش مداري،
خودباوري،
مردم گرايي،
دين محوري،
انعطاف
پذيري فرهنگ
خاص
سازماني،
نوآوري و
پويايي»(8) است
كه جناب آقاي
رئيس جمهور
گفته اند: «جهاد
سازندگي آن
جهت گيري
اصلي است كه
انقلاب مي
خواهند داشت
باشد.»(9) پي
نوشتها: (1) توسعه و
نظام بهره ور
در منظر امام
خميني (ره)،
سيد حسين
پيمان، 1374،
صفحه 80. (2) صحيفه
نور، جلد 2،
صفحه 155. (3) توسعه و
تضاد،
فرامرز رفيع
پور،
انتشارات
دانشگاه
شهيد بهشتي،
1376، صفحه 517، نقل
به مضمون. (4) صحيفه
نور، جلد 7،
صفحه 15. (5) شهيد
بهشتي (6) رئيس
محترم
جمهوري در
ديدار هيأت
دولت با مقام
معظم رهبري
گفتند:
مهمترين
محور برنامه
سوم توسعه،
ساختار
مديريتي و
اقتصادي
كشور است.
روزنامه
رسالت،
شماره 4235،
9/6/79، صفحه 3. (7) صحيفه
نور، جلد 20،
صفحه 128. (8)
نهادگرايي،
محمد جواد
ايرواني،
وزارت جهاد
سازندگي، 1377،
صفحات 12 و 965. (9)
ماهنامه
پيام جهاد
سازندگي،
سال ششم،
شماره 11،
مرداد 1377. صحفه 6. |