خط امام خيلي ها را به محك كشيد

مصطفي فرقاني

 

زمان آموزگار بزرگ زندگي است. زمان يكي از ابزارهاي مهم شناخت و ميزان تشخيص پس از تجربيات آدمي است. زمان يكي از فرقانهاي حق و باطل ، در دنياي مادي است. زمان دستان پر تواني است كه نقابها را كنار مي زند، دوستان و دشمنان ، منافقان و صالحان ، رياكاران و خالصان ، فرصت طلبان و مومنان و هدف سالاران و عقيده سالاران را مي شناسند.

دير زماني نه چندان دور انقلابي بنيادين در اين جامعه الهي در چنين روزهايي به پيروزي رسيد،انقلابي كه با تكيه بر آرمانهاي انساني راهي نو را پيش روي ملتي بزرگ گذارد تا انسان انسان باشد و عدلت همچون خورشيدي در آسمان اين جامعه بدرخشد. انوار پرتوان اين خورشيد ريشه ظلم و ستم و نامردمي را بسوزاند و گرماي حيات بخش كانونهاي سرد محرومان را گرماي زندگي بخشد، كاخها را  ويران كند و كوخ ها را آباد كند ، فقر و تبعيض و هزار فاميل را بسوزاند و رفاه و آسايش و عدالت را به آحاد ملت باز گرداند ، سرمايه هاي غارت شده بيت المال را از چنگ عناصر مردم گريز و بيگانه نواز بيرون آورد و عمران و آبادي و آباداني را به كشور محروم و ملت ستمديده اين سرزمين بازگرداند

پس از سالها وقتي از برخي خيابانها و كوچه هايي كه از تيرس چشم اصلاح طلبان و مردم و سالاران كه نام خيابانها راعوض ميكنند و شعارها را مي زدايند دور مانده است، ميگذري هنوز ديوارها با تو سخن مي گويند و آرمانهايت را فرياد مي كشند.يك موي كوخ نشينان به تمام كاخ نشينان ارزش دارد .

نگذاريد انقلاب به دست نامحرمان و نااهلان بيفتد.(امام خميني )

ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت ( شهيد بهشتي )و

انقلاب مي رفت تا با تحقق اين آرمانها به آرزوي ديرين ملتي بزرگ جامه عمل بپوشاند. روح تقوا براي اجراي اين آرمان ها سراسر جامعه را گرفت. اما جنگي خانمانسوز را براي ممانعت از آن را تحميل كردند. جنگي كه سالها طول كشيد و بهترين فرزندان اين آب و خاك را به جاي اجراي اين آرمانها به جبهه هاي جنگ كشيد. جنگ را تحميل كردند و جنگيديم ، تحريم اقتصادي را اجرا كردند روزه گرفتيم فقر را تحميل كردند و تحمل كرديم، فرزندانمان را به خاك و خون كشيدند و صبر كرديم بازسازي شد و جنگ به پايان رسيد و ساختيم ، از خود گذشتيم و براي آبادي ويرانه ها آستين همت را بالا زديم . اما در تمام اين ايام در آرزو و حسرت آرمانها سوختيم و دم برنياورديم چرا كه مي دانستيم گنج بي رنج بدست نخواهد آمد و رنج را  به جان و دل خريديم تا به افق روشن عدالت برسيم . و دوراني ديگر شد ، جنگ و بازسازي به پايان رسيد و نوبت بهره برداري رسيد . اما با چشمان پر خون و ناباور ديديم به جاي آنكه دردمندان و دردكشيده هايمان حتصل رنجشان را برداشت كنند كسان ديگري بهره اش را بردند. با چشمان ناباور شهرداري كه ملياردها مليارد بيت المال را طلبكارانه به جيب خود واريز كرد را ديديم . فلان بنياد را كه صدها مليارد حق الناس را زيرورو كرد ديديم ، فلان نماينده را كه ثروت هاي خدادادي را به نام شركتش كرد ديديم ، فلان نماينده را كه سفرهاي تجاري چند صد ميليوني كرد ديديم ، هم و غم و اهانت به پيامبر و كتاب خدا و ائمه و ارزش ها را ديديم و ديديم و ديديم و درد آور آن كه بسياري از اين ها را از طرف كساني ديديم كه خود را منسوب به امام و خط امام مي كردند . آيا پيرو خط امام بودند؟

امام خميني (( رحمة الله عليه )) در حالي كه ساعتها وقت مي گذاشت تا پاسخ نامه هاي كودكان محروم و دردمانده سيستان و بلوچستان و يا فرزندان شهدا را بدهد، امامي كه يك موي پابرهنه ها و محرومان و كوخ نشينان را به هزاران كاخ نشينان بي درد نمي داد، امامي كه چشم اميد ستضعفان و آسيب ديدگان جامعه بود و ساعتها وقت گرانبهايش را به ديدار و گفتگو با آنان مي گذراند، امامي كه با محرومان و ستمديدگان ، با آرمانگرايان و عقيده سالاران ، با رزمندگان و خانواده شهدا و ايثارگران ساعتها به گفت و شنود مي نشست و حتي با دستان مباركش برايشان چاي مي ريخت و پذيرائي مي كرد و اين امام كجا و مدعيان دروغيني كه سمبوسه فروش را ميليارد و تاج رشان مي كنند كجا؟ امامي كه قاطعانه و با شهامت حكم مرگ مرتد كافري چون سلمان رشدي را علير غم مخالفت صدها كشور جهان صادر كرد و مدعيان دروغين را براي كمونيست ها و اهانت كنندگان به پيامبر و قرآن و ائمه سينه چاك مي دهند و براي تعطيلي كفر نامه هايشان كشور را به آشوب مي كشند كجا؟ امامي كه با هيچ كس عقد اخوت نبسته بود و از بالاترين چهره هاي مذهبي تا سياسي و فرهنگي را كه گمراه شده بودند عزل و خلع مي كرد كجا و مدعيان دروغين كه براي دزدان و غارتگران بيت المال جگرشان را پاره مي كنند كجا؟ امامي كه شبها در اتاقهاي منزل راه مي رفتند تا چراغهاي اضافي را خاموش كنند تكه اي كاغذ بر روي ليوان آب نيمه خورده مي گذاشت تا بعد استفاده شود و اسراف نشود و كجا و مدعيان رياكار كه بيت المال را مثل آب خوردن بالا مي كشند كجا، امام كجا و اينها كجا؟