19دي

 خيزش شكوهمند در تاريخ انقلاب


نوزدهم دي 1356 هـ . ش خيزش شكوهمند و نقطه عطف فرازمندي در تاريخ مبارزات انقلاب اسلامي است . در اين تاريخ بود كه صبر ملت مسلمان ايران از ستمگري ها و مردم فريبي هاي رژيم پهلوي به سر آمد و اراده ملت بر آن شد كه از پاي ننشيند و تا سرنگوني رژيم مزدور و نامردمي پهلوي به پيش برود.
شاه كه از گسترش نهضت مذهبي و انتشار وسيع اعلاميه ها و كاست هاي سخنراني امام و استقبال روزافزون مردم به شدت خشمگين و نگران بود دستور داد تا به مناسبت 17 دي 1314 و سالروز اعلام اصلاحات ارضي مقاله سراسر توهين آميز در روزنامه اطلاعات عليه امام نوشته شود تا به گمان باطل خود ايشان را در بين مردم لكه دار نموده و بدينوسيله انتقام خويش رابگيرد. برخي نوشتن اين مقاله رادر آن شرايط حساس , تصادفي وحداكثر بنا به دستور سردبير روزنامه دانسته اند و برخي ديگر , آنرا كار ساواك مي دانند كه به قلم يكي از مهره هاي فعال رژيم نوشته شده است . اما اگر از احتمالات و اظهارنظرهاي مخالفان شاه صرفنظر كرده و تنها به گفته ها و نوشته هاي موافقان و مقربان آگاه رژيم استناد كنيم , دست كم دو نفر از آنها (سفير انگلستان در ايران و سفير ايران در انگلستان ) نوشتن آن مقاله را بدستور مستقيم شاه مي دانند.
دراين مقاله قيام شكوهمند 15 خرداد 42 توطئه « استعمار سرخ و سياه » معرفي شده بود كه استعمارگران امام را مناسب ترين فرد براي مقابله با انقلاب سفيد انتخاب كرده و به اين بهانه ننگين ترين توهين ها را به ساحت آن مرجع بزرگ روا داشته بود.
روزنامه رستاخيز نيز در همان روز تظاهرات شكوهمند زنان مشهد را « تظاهري از يك اتحاد نامقدس سرخ و سياه » ناميد. اتهامات رايج و كليشه اي اين دو روزنامه بخوبي حكايت از يك حركت برنامه ريزي شده قبلي دارد.
بدنبال انتشار اين مقاله در روزنامه اطلاعات و با خبر شدن مردم قم از مضمون آن , از بعدازظهر همان روز , شهر قم حالتي غيرعادي بخود گرفت . فرداي آن روز , حوزه علميه , بازار و مغازه هاي شهر به كلي تعطيل شد. هزاران نفر از علما , فضلا و طلاب حوزه به همراه جمع كثيري به خانه مراجع قم رفتند و از آنها خواستند تا اهانت را جبران نمايد. گر چه تظاهرات مردم در كمال آرامش صورت گرفت اما مامورين مسلح با ايجاد بهانه اي به سمت هزاران تظاهركننده آتش گشودند و دهها نفر را شهيد و صدها نفر را مجروح كردند. تظاهركنندگان خشمگين كه آماج حملات ناجوانمردانه مامورين قرار گرفته بودند با سنگ و چوب به مقابله با آنها پرداختند و بر سر راه خود شيشه هاي بانكهاي صادرات (كه متعلق به يك سرمايه دار معروف بهايي بود) , ساختمان حزب رستاخيز و... را خرد كردند.
تعداد كشته ها و زخمي ها به اندازه اي بود كه بيمارستان ها از قبول مجروحين خودداري مي كردند و تاسف بارتر وشرم آورتر اينكه مامورين در ازاي تحويل اجساد شهدا به خانواده شان , پانصدتومان بابت هر گلوله مي گرفتند.
بدنبال كشتار مردم قم , مراجع تقليد و علما و فضلاي قم و روحانيون تهران و نيز بازاريان تهران و قم با صدور اعلاميه هايي توهين به مقام امام را تقبيح كرده وكشتار مردم مظلوم و بيگناه قم را محكوم نمودند. دانشجويان مسلمان دانشگاه هاي كشور نيز به اين اقدام ضدانساني اعتراض كردند. دانشجويان دانشگاه صنعتي دو روز پس از واقعه قم , تظاهرات اعتراض آميزي در محوطه دانشگاه به راه انداختند كه با حمله نيروهاي كماندويي گارد مواجه شدند و در پي آن كليه كلاس هاي درس اين دانشگاه تعطيل شد.
واقعه قم از چند نظر شايان توجه است : اول آنكه سازش شاه و كارتر و توخالي بودن شعار حقوق بشر كارتر و فضاي باز سياسي شاه را به مردم ايران نشان داد , دوم آنكه ثابت كرد كه شاه از حركت مذهبي ـ سياسي به رهبري روحانيت و در راس آنها امام بيش از هر حركت سياسي ديگر وحشت دارد و آنرا تهديد بزرگي عليه رژيم خود مي داند , سوم آنكه رژيم شاه را در مقابل مردم قرار داد و ماهيت ضدمردمي آنرا براي بسياري آشكار كرد. از آن پس بود كه شعار « مرگ بر شاه » شعار اصلي و تكيه كلام توده هاي انقلابي شد , چهارم آنكه باعث تعميق نهضت ومردمي شدن آن و شركت هر چه بيشتر توده هاي مذهبي بويژه جوانان در نهضت گرديد , پنجم آنكه برخي از احزاب و جمعيت هاي سياسي كه حركت سياسي خود را با اتكا به حقوق بشر كارتر و فضاي باز سياسي نسبي ايجاد شده توسط شاه در چهارچوب قانون اساسي شكل داده بودند , بتدريج از حركت انقلابي امام و مردم باز ماندند , و كوشيدند تا اين باخت سياسي را از طريق ارتباط بيشتر با مقامات آمريكايي و جلب حمايت آنها از خود جبران نمايند , گر چه جاي جاي حمايت خود را از دستورات امام ابراز داشتند و بالاخره آنكه با اين عمل , آهنگ حركت انقلاب بصورت اربعين هاي پشت سر هم با صورت و محتواي كاملا اسلامي شتاب فزاينده و گسترده تري به خود گرفت و رهبري امام در اين حركت به عنوان نقش اصلي مبارزه با رژيم شاه ظاهر شد.
امام خميني (ره ) در بخشي از بيانات خويش كه به مناسبت چهلم واقعه 19 دي بيان داشتند , فرمودند :
ولاحول ولا قوه الا بالله العلي العظيم , انالله و انااليه راجعون .
الان كه شما آقايان اينجا تشريف داريد , ايران تا آن اندازه كه به ما تا حال اطلاع رسيده است , شهرهاي بزرگ ازقبيل تهران , تبريز , مشهد , قم اينها تعطيل اند و بعضي ها سرتاسر تعطيل اند مثل قم و بعضي ها بازارها و جاهاي بسيار ديگرش تعطيل است و تهران تعطيل بازارهاست الا چند نفري كه شايد وابستگي داشته باشند و آنطوري كه به ما اطلاع رسيده است اين تعطيل , اعتراض بر شخص شاه است . مردم پيدا كرده اند مجرم را , پيدا بود , جرات نمي كردند كه ذكر كنند بحمدالله اين سد خوف شكست ...
الان امروز چهل روز است كه از مرگ جوان هاي ما , از مرگ طلاب علوم دينيه , علما , از مرگ جوان هاي متدين قم مي گذرد و مردم در اين چهل روز به جوان هاي خود چقدر گريه كرده اند و چقدر سوگواري كرده اند وبا چه شجاعت اين اهل قم و طلاب علوم ديني , با چه شجاعت كه شايد در تاريخ كم نظير باشد و دست خالي با اين دولت وبا اين عمال شاه مبارزه كردند و كشته دادند وحتي در خيابانها و كوچه هاو در پس كوچه ها از قراري كه ذكر شده است مامورين ريخته اند ومردم هم بعد از كشتار , آنقدري كه مي شده است مقاومت كرده اند , زنده بودن خودشان را اثبات كرده اند كه ما زنده هستيم . نه مرده مراجع بزرگ اسلام در قم چه در خطابه هايشان , چه در اعلاميه هايشان و چه در اين اعلاميه اخيري كه همين چند روز , همين دو سه روز براي سوگواري و براي تعطيل اربعين داده اند مطالب را شجاعانه ذكر كرده اند و نقطه اصلي را ولو به صراحت نگفته اند , به كنايه ابلغ از تصريح فرموده اند. خداوند انشاالله آنها را پايدار نگه دارد.
نوزدهم دي خيزش شكوهمند و نقطه عطف فرازمندي در تاريخ مبارزات انقلاب اسلامي است . در اين تاريخ بود كه صبر ملت مسلمان ايران از ستمگري ها و مردم فريبي هاي رژيم پهلوي به سر آمد و اراده ملت بر آن شد كه از پاي ننشيند و تا سرنگوني رژيم مزدور و نامردمي پهلوي به پيش برود.
به دنبال كشتار مردم قم در 19 دي , مراجع تقليد و علما و فضلاي قم و روحانيون تهران و نيز بازاريان تهران و قم با صدور اعلاميه هايي توهين به مقام امام را تقبيح كرده و كشتار مردم مظلوم و بي گناه قم را محكوم نمودند.