مردم
، پشتوانه
مستحكم
اقتدار كشور
غلامرضا
صادقيان بسيجي ،
كسي است كه
رساتر و
آسانتر از هر
كس ديگري
،آيه
استرجاع را
به زبان مي
آورد ؛ انا
لله و انا
اليه راجعون. اين يك
تعريف ساده
است براي
قرار گرفتن
در زمره آن
بايد
دشوارترين
راهها را پشت
سر گذاشت …
و بسيجي كسي
است كه از
عهده اين كار
بر آمده است. با بسيجي ـ
كه آسانتر از
هر چيز از جان
خود مي گذرد ـ
مي توان در
دشوارترين
وضعيت نظامي
واقتصادي ،
هشت سال
جنگيد. با بسيجي
مي توان به
ابرقدرتها ،
احساس حقارت
بخشيد. …
و بسيجي با
انديشه
استرجاع به
عالي ترين
صفات انساني
تحقق بخشيده
است و عالي
ترين اين
صفات ، “
اخلاص ” است. شهيد “ ناصر
بختياري ” در
عمليات بيت
المقدس كه
منجر به آزاد
شدن خرمشهر
شد ، عهده دار
فرماندهي
يكي از
گردانهاي
پياده بود. در
اين عمليات ،
عده ي زيادي
از نيروهاي
گردان به
شهادت
رسيدند. بعد
از عمليات كه
افراد گردان
، پاياني مي
گيرند وبه
شهرستان بر
مي گردند ،
ناصر
بختياري از
رفتن به شهر
خودداري مي
كند. علت را از
او مي پرسند ،
مي گويد : من
از خانوده
شهدايي كه
فرماندهي
فرزندانشان
را به عهده
داشتم ،
خجالت مي كشم
و لذا در
منطقه مي
مانم تا مثل
شهدا ، جنازه
ام به شهر
بيايد ! با اين
تفكر ، تحليل
و ارزيابي
جنگ ايران و
عراق براي
قدرتهاي
جهاني مشكل
شده بود. در
واقع
قدرتهاي
پشتيبان و
حامي دشمن ما
در طول هشت
سال دفاع
مقدس ، در
برآورد خود
از قدرت
نظامي ايران
، جايي براي
اين صفت
نيروهاي
جنگي ايران
باز نكرده
بودند.
ارزيابي
دشمن از دفاع
مردان رزمي
ايران ، دفاع
از جان و مال
بود ولذا
آنها
نتوانستند
دريابند با
رزمنده اي كه
آمده است
بماند تا
كشته شود
چگونه بايد
جنگيد. ناكامي
قدرتهاي
برتر دنيا
طلب در رويا
رويي نظامي
با “ از جان
گذشتگان ” يك
ناكامي
تاريخي بود
با اين تفاوت
كه در انديشه
بسيجي ، از
جان گذشتن در
برابر
زورمندان ،
آخرين راه حل
به حساب نمي
آمد، بلكه
يك اشتياق و
كاميابي بود
براي
دستيابي به
مقامي معنوي
و جاودانه كه
در پس اين
اشتياق ،
ايمان و
اعتقادي
عميق وجود
داشت. توده
هاي مردم ،
خطاب امام
حضرت امام (ره)
، وظيفه اصلي
پياده نمودن
احكام الهي
اسلام را بر
دوش توده هاي
مسلمان قرار
داده بود.
اعتقاد امام (ره)
به نقش مردم
در تشكيل
حكومت
اسلامي يك
اعتقاد
اساسي بود و
لذا آن حضرت
در سخنراني
ها و
بياناتشان ،
هر جا كه صحبت
از استقرار
اسلام و
حكومت ديني
به ميان مي
آمد ، “
مردم ” را
خطاب قرار مي
دادند. امام (ره)
در خصوص قيام
اسلامي ملت
مسلمان و
آزاديخواه
ايران ، شخصا
به مردم و
توده هاي پا
برهنه ، نقش
اساسي و
محوري مي
دادند و در
حقيقت
روكردن
ايشان به “
مردم ” ، به
مفهوم روي
برگرداندن
از شرق و غرب
بود. حضرت امام
خطاب به مردم
مي فرمود : “
مسئولين
تنها با
پشتوانه
شماست كه مي
توانند به
تمامي
تشنگان
حقيقت و
صداقت اثبات
كنند كه بدون
آمريكا و
شوروي مي شود
به زندگي
مسالمت آميز
توأم با صلح و
آزادي رسيد. ”
وديگر اينكه
اعتقاد داشت :
“ بايد
بسيجيان
جهان اسلام
در فكر ايجاد
حكومت بزرگ
اسلامي
باشند و اين
شدني است چرا
كه بسيج تنها
منحصر به
ايران
اسلامي نيست
، بايد هسته
هاي مقاومت
را در تمامي
جهان به وجود
آورد و در
مقابل شرق و
غرب ايستاد. ”
از منظر
حضرت امام (ره)
، مشاركت و
حضور مردم در
صحنه ، تأمين
كننده
وتضمين
كننده امنيت
و آرامش
جامعه است.
امام (ره) به
مردم آگاهي
مي داد
، كار را به
دست ايشان مي
سپرد و آنگاه
خود پيشاپيش
آنان حركت مي
كرد. در همين
باره حضرت
امام مي
فرمايند: “
آگاهي مردم
ومشاركت و
نظارت و
همكاري آنها
با حكومت
منتخب
خودشان ، خود
بزرگترين
ضمانت حفظ
امنيت در
جامعه مي
باشد. ” اما تفكر
بسيجي يك
تفكر نظامي
صرف نيست.
بسيجي با
ايمان نه آيه
استرجاع ،
بهترين روش
زندگي را نيز
بر مي گزيند ،
شايد تنها با
تفكر بسيجي
،آرمان “
عدالت
اجتماعي ”
قابل تحقق
باشد. همسر شهيد
مهدي باكري
درباره او مي
گويد : يك روز
مهدي از خانه
بيرون مي رفت.
من گفتم
چيزهايي كه
لازم داريم ،
بخر! گفت : “
بنويس ! ”
خواستم با
خودكاري كه
در جيب لباس
او بود ،
بنويسم با
شتاب و هراس
گفت : “
استفاده
شخصي از مال
بيت المال
ممنوع است ” و
حتي اجازه
نداد چند
كلمه بنويسم. شهيد
باكري به
عنوان يك
بسيجي در
ميدان جنگ
نيز الگوي
زيستن در
عرصه هاي غير
جنگي را به
نمايش مي
گذاشت و در
اين را ه ، فقط
به انجام
وظيفه مي
انديشيد. يكي
از همرزمان
شهيد مي گويد :
يك روز شهيد
باكري تصميم
گرفت براي
سركشي و كسب
اطلاع از
كمبودهاي
انبار ،
بازديد به
عمل آورد.
مسئول انبار
حاج امرالله
بود ؛
پيرمردي با
محاسن سفيد و
چهره اي
گشاده . وقتي
شهيد باكري
به آن قسمت مي
رسد حاج
امرالله
وتعدادي
بسيجي جوان
در حال خالي
كردن بار
كاميوني
بودند كه
تازه از راه
رسيده و
آذوقه آورده
بود. حاج امر
الله كه شهيد
باكري را از
روي قيافه
نمي شناخت
وقتي او را مي
بيند ، داد مي
زند : جوان !
چرا
همينطوري
ايستاده اي و
ما را نگاه مي
كني …
بيا. اين
گوني ها را
بردار تا
انبار ببر…
يادت باشد
از حالا تا هر
وقت كه طول
بكشد بايد پا
به پاي اين
جوانها ،بار
كاميون را
خالي كني ،
فهميدي ؟! شهيد
باكري با
معصوميت و
صميميت پاسخ
مي دهد : بله
چشم ! و با
آنكه حمل
گونيهاي
سنگين روي
كتف مجروح
بسيار مشكل
است ، شهيد
باكري بدون
آنكه به خود
بياورد ،
چابك و تند ،
گونيها را به
كول مي گيرد و
جابجا مي كند.
نزديكيهاي
ظهر “ طيب ”
براي دادن
آمار به حاج
امرالله به
آنجا مي آيد.
بعد از سلام و
احوالپرسي ،
حاج امرالله
به او مي گويد
: يك بسيجي
پركار ،
امروز به ما
كمك مي دهد.
نمي دانم از
كدام قسمت
است ، مي
خواهم بروم و
از فرمانده
بخواهم او را
به قسمت ما
منتقل كند. “ طيب ” مي
پرسد: كدام
بسيجي ؟ و حاج
امرالله
شهيد باكري
را نشان مي
دهد . “ طيب ”
متعجب مي شود
و به سرعت به
طرف شهيد
باكري مي رود
و گوني را از
روي شانه هاي
او بر مي دارد
و بعد با
ناراحتي به
حاج امرالله
مي گويد : هيچ
مي داني اين
شخص كيست ؟
اين آقا مهدي
است ، آقا
مهدي باكري ،
فرمانده مان ! حاج امر
الله و بسيجي
هاي ديگر با
تعجب جلو مي
آيند. شهيد
باكري بدون
اينكه
بگذارد آنها
حرفي بزنند ،
صورتشان را
مي بوسد و مي
گويد : حاج
امرالله من
خودم بسيجي
ام ! اما صفت
اخلاص … برخي
صاحبنظران
معتقدند در
عصر تغييرات
شديد
اجتماعي و
اقتصادي
امنيت ملي به
عنوان
مفهومي چند
بعدي مطرح مي
شود و تنها در
تلاشهاي
دولتي براي
جلوگيري از
تهديد نظامي
و دفاع از
مرزها خلاصه
نمي شود از
اينرو
ويژگيهايي
مانند “
قناعت و ساده
زيستي ” ، “
پويايي و
هوشياري ” “
بصيرت و
آگاهي ” و “
اخلاص ” كه
همگي از
ويژگيهاي
تعريف شده يك
بسيجي در طول
سالهاي دفاع
مقدس بوده ،
براي سالهاي
توسعه
اقتصادي و
اجتماعي نيز
از صفات
تعيين كننده
و اساسي يك
شهروند به
حساب مي آيد. بسيجي را
به صفات
زيباي زيادي
ستوده اند.
اما صفات “
اخلاص ” كه در
اين زمانه
يافتن آن در
خلق و خوي
افراد كمي
دشوار شده
است ، سازنده
ترين صفت يك
انسان مي
تواند باشد. اخلاص
يعني اينكه
انسان ، كار
را به عشق
انجام وظيفه
انجام دهد ،
اگر كار را
براي نام
نيكش ، براي
قضاوت تاريخ
، براي اشباع
صفت حسد و يا
انگيزه هاي
نفساني ديگر
انجام دهيم
،بزرگترين
خطر را متوجه
اجتماعي
كرده ايم كه
در آن زندگي
مي كنيم. حضرت آيت
الله خامنه
اي ، رهبر
انقلاب در
آذر ماه سال 76
در گردهمايي
بزرگ نيروي
مقاومت بسيج
در اينباره
خطاب به
جوانان
بسيجي مي
گويد : “ من از
امام
بزرگوار
راحلمان ،
مثالي براي
شما بزنم كه
معلم و امام و
محبوب
بسيجيان
كشور ، بلكه
محبوب همه ي
انسانهاي
پاك نهادي
بود كه دل
آنان در هر
نقطه ي دنيا ،
به ياد يك
معنويت و
حقيقتي مي
طپيد. عزيران
من ! امام ، آن
كاري كه كرد ـ
و عظيمترين
كاري بود كه
ما در زمان
معاصر و
نزديك
خودمان سراغ
داريم ـ به
بركت اخلاص
بود ، اخلاص ! اگر اخلاص
نبود ، شخصيت
عظيم و جوهر
مستحكم امام
هم براي
اينكه اين
كارها را پيش
ببرد ،كافي
نبود. يك
حكومت فاسد و
ريشه داري را
ـ كه همه ي
قدرتهاي
استكباري هم
از آن حمايت
مي كردند ـ از
اين سرزمين ،
از بيخ وبن
بركند ، مردم
را از شر آن
حكومت راحت
كند و يك
حكومت الهي
به وجود
بياورد ! آن
همه فساد را
در جامعه با
همين حركت از
بين ببرد ،
نفوذ دشمنان
و تسلط
آمريكا را كه
ملت ايران را
دو قرن تحقير
كرده و عقب
نگه داشته
بودند ، قطع
كند ! اينها
كارهاي
كوچكي نيست.
بعد از
پيروزي هم يك
جنگ هشت ساله
يي را كه در
واقع ، همه ي
قدرتهاي
مسلح دنيا
پشتيبان
جبهه ي مقابل
ما بودند ، با
پيروزي ملت
ايران تمام
كند و اين همه
توطئه ها را
خنثي كند ،
اين جز به
بركت اخلاص
امام ، ممكن
نبود ! بعد هم كه
از دنيا مي
رود ،نه
ميليون
انسان در
خيابانهاي
تهران او را
مشايعت كنند.
تا در مضجع و
مقام ابدي ،
او را به خاك
بسپارند.
اينها به
بركت اخلاص
بود. اخلاص
يعني چه ؟ اگر
اخلاصي را كه
امام داشت و
مايه ي آن ، در
دل همه ي شما
هست ، شما هم
امروز داشته
باشيد ، ما هم
داشته باشيم
، دست
اندركاران
هم داشته
باشند ،
امروز هم
تمام توطئه
هاي دشمن
،نقش برآب
خواهد شد. آن
سلاحي كه هيچ
دشمن مادي ،
قادر به
مقابله ي با
آن نيست
، سلاح ايمان
مخلصانه و
عمل مخلصانه
است. به اعتقاد
امام خميني (ره)
مسئولان
تنها با
پشتوانه
مردم مي
توانند به
تمامي
تشنگان
حقيقت و
صداقت اثبات
كنند كه بدون
اتكا به
قدرتها مي
توان به
زندگي
مسالمت آميز
توام با صلح و
آزادي رسيد. برخي
صاحبنظران
معتقدند در
عصر تغييرات
اجتماعي و
اقتصادي
،امنيت ملي
به عنوان
مفهومي چند
بعدي مطرح مي
شود و تنها در
تلاشهاي
دولتي براي
جلوگيري از
تهديد نظامي
دفاع از
مرزها خلاصه
نمي شود. ويژگيهايي
مانند “
قناعت و ساده
زيستي ” ، “
پويايي و
هوشياري ” ، “
بصيرت و
آگاهي ” و “
اخلاص ”
كه همگي از
ويژگيهاي
تعريف شده يك
بسيجي در طول
سالهاي دفاع
مقدس بوده ،
براي سالهاي
توسعه
اقتصادي و
اجتماعي نيز
از صفات
تعيين كننده
و اساسي يك
شهروند به
حساب مي آيد. |