پيروزي انقلاب اسلامي - جرقه هاي انقلاب اسلامي

درگذشت مشكوك فرزند امام ، مرحوم آيه الله حاج آقا مصطفي خميني در نجف اشرف ، موجي از تاثر توام با خشم را در ميان اقشار مختلف ملت ايران به وجود آورد ؛ و بيشتر مردم ، رژيم را متهم به توطئه در اين فاجعه نمودند ؛و در قم و شهرستان ها مجالسي براي بزرگداشت شهادت فرزند بزرگوار رهبر نهضت اسلامي بر ا گرديد ؛ و مجلسي كه در مسجد اعظم قم به همين مناسبت برگزار شد ، به نوبه خود در شكستن سد استبداد و اختناق ، و بسيج خشم مردم ، و بهره گيري بيشتر از جو آزادي هاي نسبي ، نقش بسيار موثري داشت ؛ و از آن زمان زبان ها بازتر و لحن ها تندتر و مبارزات تشديد گرديد .

اين حادثه كه در تعبير امام به عنوان لطف خفي الهي آمده بود ، گر چه در آن زمان ضربه مهلكي بر پيكر نهضت اسلامي ايران بود ، ولي نخستين جرقه اي محسوب مي شد كه شعله هاي انقلاب اسلامي را روشن كرد ، و راه را براي افشاي هر چه بيشتر ماهيت ضد اسلامي و ضد مردمي رژيم و حاميش آمريكا باز نمود .

رژيم شاه به تصور اينكه فقدان اين شخصيت بزرگ كه اميد آينده انقلاب اسلامي بود ، رهبر انقلاب اسلامي را دچار شكست روحي و نهايتا" آسيب پذير مي كند ، ناگهان در برابر صلابت امام كه در كمال آرامش بدون آنكه خم به ابرو بياورد از كنار آن گذشت ، دچار سرگيجه شده ، و با درماندگي دچار اشتباه بزرگ ديگري شد كه سرآغاز انقلاب اسلامي محسوب مي گردد .

اين اشتباه كه از يك محاسبه غلط نشات گرفته بود ، و رژيم به گمان خود ، زمان را براي ترور شخصيت رهبر نهضت اسلامي مناسب تشخيص داده بود ، با مقاله ناشيانه احمد رشيدي مطلق تحت عنوان ايران و استعمار سرخ و سياه ، جامه عمل پوشيد .

نويسنده بي شخصيت و اجير ساواك در اين مقاله با وقاحت كامل سعي كرده بود با اهانت به امام ، به زعم خود شخصيت رهبر نهضت اسلامي را بشكند ؛ و امام را به طرفداري از مالكين و شهرت طلبي و عامل استعمار بودن متهم نمايد .

انتشار اين مقاله ننگين كه همزمان با 17 دي ، به اصطلاح روز آزادي زن بود ، در سراسر ايران با عكس العمل تند و خشم و نفرت عمومي مواجه گرديد ؛ و بلافاصله درس ها و جماعت ها در حوزه علميه قم به عنوان اعتراض تعطيل شد ؛ و فضلا و طلاب به طور دسته جمعي به سوي منازل مراجع و آيات قم راه افتادند و اجتماع بزرگ روز 18 دي در مسجد اعظم قم با شعارهايي چون » مرگ بر كومت پهلوي« و » درود بر خميني« همراه شد ؛ و با حمله پليس تبديل به صحنه زد و خورد گرديد ؛ و در اندك مدتي زد و خورد به خيابان هاي اطراف كشيده شد و تا پاسي از شب همچنان ادامه يافت .

نوزدهم دي ماه 1356 قم شاهد يك تعطيل عمومي بود ؛ بازار و مدارس تعطيل شد ؛ و انبوه مردم به روحانيون پيوستند؛ و تظاهرات عظيمي به راه افتاد كه تا ساعت 9 شب ادامه يافت ؛ و حمله دژخيمان مسلح ، تظاهرات معترضين را به خاك و خون كشيد ؛ و با كشتار فجيع مردم بي گناه قم ، 15 خرداد سال 1342 يك بار ديگر تكرار گرديد .

انتشار كشتار قم در سراسر ايران بازتاب هاي خشونت آميزي را به دنبال آورد ؛ و اكثر مراكز آموزشي عالي به تعطيل كشيده شد ؛ و اعلاميه حضرت امام به همين مناسبت كه با تعطيل يك هفته اي حوزه علميه نجف همراه بود ، مردم را بر آن داشت كه فاجعه كشتار قم را چون 15 خرداد زنده نگهدارند ؛ و با بزرگداشت شهداء قم به افشاگري رژيم سفاك شاه بپردازند.

مراسم چهلم شهداي قم در تهران و شهرستان ها با تجليل فراوان ، و تظاهرات عظيم مردمي ، و سخنراني هاي افشاگرانه، و مبارزات خشم آلودي برگزار شد ؛ و خشونت پليسي و حملات دژخيمان مسلح رژيم ، مردم خشمگين را وادار به عكس العمل نموده ، و در چندين شهر سينماها ، مشروب فروشي ها ، ساختمان هاي خزب رستاخيز ، مجسمه هاي شاه ، بانك ها و اتومبيل ها مورد حمله مردم عصباني قرار گرفت ؛ و آتش سوزي هاي سهمگيني را به وجود آورد .

كاميون هاي ارتشي و تانك ها كه براي فرونشاندن شعله هاي قيام اسلامي مردم به صحنه آورده شده بود ، با سنگ و آجرپراني مردم مواجه گرديد ، و سفير گلوله ها و غرش مسلسل ها علي رغم كشته ها و مجروحين زيادي كه به جاي گذاشت، براي اولين بار حالت رعب انگيزي و وحشتزائي خود را از دست داد ، و با مقابله مردم دست خالي از اثر افتاد .

قيام خونين بيست و نهم بهمن تبريز ، علي رغم حكومت نظامي و پر شدن بيمارستان ها از كشته شدگان و مجروحين ، روح مقاومت مردم را بيشتر كرد ؛ و آنها را در به دست گرفتن ابتكار عمل جري تر نمود .

قيام خونبار مردم قم و تبريز سراسر ايران را در ماتم فرو برد ؛ و مردم به تبعيت از رهبري نهضت ، عيد را عزاي عمومي اعلام نمودند ؛ و اجتماعات را به بزرگداشت شهداي قم و تبريز اختصاص دادند .

در همان روزهاي اوليه سال نو ، جنبش باشكوه مردم يزد حماسه قم و تبريز را تجديد نمود ؛ و آيه الله صدوقي مردم را به تعطيل عمومي و اجتماع در مسجد جامع يزد دعوت نمود ؛ و در آن اجتماع باشكوه خواستار بازگشت امام و آزادي آيه الله طالقاني و آيه الله منتظري و ساير زندانيان سياسي شد ؛ و در پايان سخنراني پرشور اين روحاني مجاهد ، مردم به خيابان ها ريختند و خشم و نفرت خود را با شكستن شيشه هاي مشروب فروشي ها ، سينماها و گيشه هاي رستاخيزي به نمايش گزاردند .

اين راهپيمائي باشكوه با تيراندازي مامورين مسلح رژيم به صحنه خونين و وحشيانه اي تبديل شد ؛ و جمعي كشته و عده اي زخمي گرديدند ؛ و سياست سركوب خونين يك بار ديگر جايگزين فضاي باز سياسي گرديد .

رژيم شاه به دنبال قيام هاي خونين كه پشت سر هم در قم ، تبريز و يزد به وقوع پيوست ، جمعي از علماي مبارز را به زندان ، و عده اي را به تبعيدگاه ها فرستاد ؛ و يك بار ديگر همه چيز عوض شد ؛ و سياست سركوب سالهاي خفقان 1342-1344 تكرار گرديد .

همدردي و اتحاد

حوادث سال 1356 روح همدردي را در ميان مردم به شكل بي سابقه اي قوت بخشيد ، و هر بار كه قيام مردم در شهري توسط رژيم سفاك سركوب مي شد ، مردم در شهرهاي ديگر به عنوان همدردي با كشته شدگان و مجروحين آن قيام خونين دست به عمليات مشابه مي زدند ؛ و همچنين قيام هاي زنجيره اي و اربعين هاي به هم پيوسته ، نهضت را به سوي يك قيام سراسري و فراگير مردمي پيش مي برد . يكپارچگي ملت و قيام همگاني مردم ، كه شرط اساسي انتقال به مرحله انقلاب عمومي بود ، با گسترش و تعميق احساس همدردي بر مبناي بينش نهضت اسلامي ، جامه عمل پوشيد ؛ و سرانجام در ساال 1357 به يك وحدت و يكپارچگي كم نظيري منتهي شد كه زمينه آغاز انقلاب اسلامي و قيام سراسري ملت مسلمان ايران را فراهم ساخت . اوج اين همدردي و همبستگي در ايام عيد نوروز و خجسته روز ميلاد حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه به نمايش گزارده شد ؛ و به همين دليل مي توان گفت سال 1357 در تاريخ نهضت اسلامي امام خميني سال همدردي و يكپارچگي ملت ايران است كه از روح و تفكر انقلابي و مايه هاي اصيل اسلامي سرچشمه مي گرفت ؛ و شايد همين عامل را بتوان آخرين جزء تعيين كننده علل انقلاب اسلامي و پيروزي آن محسوب داشت .

بدون ترديد اعلاميه ها و پيام هاي امام در ايجاد و تعميق احساسات عاليه انساني و اسلامي مردم ايران ، در زمينه همدردي با كساني كه به هر نحو در راه مبارزه با رژيم سفاك ستمشاهي آسيب ديده بودند ، نقش عمده را ايفا مي كرد .

مطالعه سه پيام پي در پي امام كه به مناسبت حوادث خونين ماه هاي آخر سال 1356 ، و ماه هاي اوليه سال 1357 ، در اواخر شعبان و اول رمضان و هشتم رمضان منتشر گرديد ، اين حقيقت تاريخي را به ثبوت مي رساند .