|
سال
هاي شوم سلطه
و تحقير حسين
مهدوي كساني
كه از سلطه
بيگانگان به
خصوص
آمريكايي ها
بر بخش هاي
كلان
سياستگذاري
و كارگزاري
رژيم گذشته
خاطراتي
جالب و
شنيدني
دارند،
خاطراتشان
را با اكراه
بيان مي كنند. آنها
مي انديشند
ديگر اين
روزها به
خصوص نسل
جوان در پي
چنين
خاطراتي
نيستند،
آنها مي
گويند اين
نسل سوداي
ديگري در سر
دارد، فكر و
فرهنگ
رفتاري آنان
به گونه اي
حيرت آور
تغيير يافته
است و به نظر
مي رسد فاصله
ها بسيار است. اين
افراد دوست
دارند ديگر
خاطره اي را
به زبان
نياورند مي
خواهند
خاطراتشان
را در سينه
محبوس كنند،
آنها دوست
دارند تنها
درباره
سازندگي ها و
توانمندي
هايشان حرف
بزنند. چرا كه
معتقدند در
اين باره كم
گفته مي شود و
دستاوردهاي
مبتني بر
استقلال و
اتكاي به
نفسشان كمتر
مطرح شده است. آنها
مي گويند،
همانطور كه
از
دستاوردهاي
استقبال
كمتر حرف زده
مي شود به
همان اندازه
نيز در فرهنگ
سازي و ارائه
واقعيت ها به
نسل جديد
كوتاهي شده
است، به همين
خاطر فاصله
ها بيشتر شده
است و آنها
ملول و فكور
در اين
انديشه اند
كه چرا بايد
چنين باشد.
موضوع اين
گزارش سلطه
خارجي در
رژيم گذشته و
تحقير ملي
ناشي از آن
است. با فرا
رسيدن ايام
مبارك دهه
فجر بازگشت
به گذشته و
آنچه بر
جامعه ما
رفته است قوت
و رنگ و بوي
بيشتري به
خود مي گيرد.
حال كه گاهي
صحبت از
برقراري
روابط و
مناسبات
خارجي آن هم
با دول
استكبار مي
شود طرح
مسائلي
همچون سلطه
جويي ها و
تحقيرهاي
ملي ناشي از
آن خالي از
لطف و آگاهي
نيست هرچند
كه صاحبان
خاطراتي از
دين دست در
بيان
خاطراتشان
اكراه داشته
باشند. قدر آزادي
را بدانيد
متخصصان
ايراني در هر
شرايطي اين
را ثابت كرده
اند كه
قادرند با
فراست و
درايت هر چه
تمام تر درك
درست و صحيحي
از فن آوري
روز داشته
باشند و
هيچگاه
مقهور آن
نشده و با
توان هر چه
تمامتر آن را
به كار گيرند.
سال 1356 در
فرماندهي
لجستيكي
هوايي مركز
تعميرات
اساسي سيستم
اورليكن «دپو»
يكي از
متخصصان
نظامي
ايراني به
نام سرهنگ
جوانمرد در
رشته
تعميرات
كامپيوتر
سيستم رادار
اورليكن
مشغول انجام
وظيفه بود. وي
مي گويد: جو
خدمتي آن
زمان به گونه
اي بود كه
هرگونه
آرايش هاي
فني زير نظر
مستقيم
مستشاران
خارجي كه
غالباً از
كشورهاي
سازنده
سيستم
ضدهوايي
اورليكن
يعني
كشورهاي
سوئيس،
آلمان و
ايتاليا
بودند،
انجام مي
گرفت. وي
ادامه مي دهد:
در داخل
رادار
اورليكن
قطعه بسيار
گران قيمت و
ارزبري وجود
دارد به نام
اسليپ رينگ
كه تعمير و
راه اندازي
آن قسمت بدون
كسب اجازه از
خارجي هاي
مقيم دپوي
اورليكن
امكان ذير
نبود. هربار
كه عيبي در آن
قسمت مشاهده
مي شد،
مستشار
مربوطه بدون
فوت وقت و
بدون
هيچگونه
تلاشي از
خارج
درخواست
قطعه مي نمود.
وي اضافه مي
كند: براي
كليه
متخصصان
ايراني
همواره اين
سوال مطرح
بود كه شايد
اشكالاتي
جزئي و قابل
رفع مشاهده
شود و نيازي
به درخواست
كامل قطعه
ياد شده
نباشد چرا كه
مستلزم
پرداخت
هزينه
سنگيني از
بيت المال به
كشور سازنده
است. وي مي
گويد: يكي از
روزهايي كه
مقارن با
زمستان 56 بود
و به خاطر جشن
سال نو مسيحي
كليه
مستشاران
خارجي در
قسمت نبودند
با چند تن از
همكاران
اقدام به باز
كردن قطعه
مربوطه كه
قبلاً خريد
آن را از خارج
درخواست
كرده بودند
كرديم. پس از
كلي تلاش
متوجه يك عيب
جزئي شديم كه
فقط يكي از
سيم هاي
اتصال به
بدنه و جدا
شدن يكي از
رينگ هاي
مربوطه را
مشاهده
كرديم.
بلافاصله آن
را مرمت و راه
اندازي و روي
دستگاه نصب
كرديم. وي
اضافه مي كند:
بعد از آن
روشن كردن
رادار و
تعقيب هدف و
كليه آزمايش
هاي لازم را
انجام داديم.
اين كارشناس
نظامي ادامه
مي دهد: فرداي
آن روز كه
كارشناس
نظامي خارجي
كه فردي از
كشور
ايتاليا بود
متوجه موضوع
شد بي درنگ
دست از كار
كشيد و با
اداي جملات
توهين آميز
مراتب را به
مسئولان ما و
ضداطلاعات
گزارش كرد. ضد
اطلاعات هم
چند نفر از ما
را احضار كرد
و برچسب
خرابكار
چسباند و به
ما گوشزد كرد
كه شما حق
نداشتيد در
كارهاي
مستشاران
محترم كه
ميهمان ما
هستند دخالت
كنيد. وي
اضافه مي كند:
با ناباوري
ديديم كه
هموطن
خودمان حافظ
منافع اجنبي
است. خلاصه
حرف آن
مستشار به
كرسي نشست و
قطعه كامل از
خارج با
پرداخت
هزينه
هنگفتي
درخواست شد و
آنچه را ما
تعمير كرده
بوديم به
انبار قطعات
فرسوده
سپردند. وي
اضافه مي كند:
بعد از
پيروزي
انقلاب
اسلامي به
سراغ همان
قطعه تعمير
شده اسليپ
رينگ رفتيم و
روي يك رادار
به سريال
ديگري نصب
كرديم. اين
رادار
ساليان
متمادي حتي
در دوران
دفاع مقدس
خوب كار كرد.
در اين جا
نكته بسيار
ظريفي كه
اتفاق افتاد
يكي از همان
مستشارها كه
در سال 58 براي
بردن اسباب و
اثاثيه
كاركنان
خارجي از
كشور سوئيس
به دپوي
اورليكن
آمده بود
همان خاطره
معروف
درخواست
قطعه و گزارش
به ضد
اطلاعات را
يادآوري
كرديم. او
لبخندي به ما
زد و گفت: قدر
اين آزادي را
بدانيد كه
الان تمام
تجهيزات از
آن خودتان
است. آزاديد
كه هر كاري و
هر ابتكاري
را انجام
دهيد و هميشه
اين جمله به
ياد من هست كه
كسي بالاي سر
ما نيست و با
كمال آزادي و
سربلندي
مشغول كار در
خانه خودمان
هستيم. قدرت ما و
تحقير
آمريكايي ها
اين يك
حقيقت است
كساني كه خود
را صاحب فن
آوري خاصي مي
دانند هيچ
تمايلي به
آموزش آن فن
آوري به شكلي
بسيط و
گسترده به
مصرف كننده
آن ندارند.
آنها دوست
دارند آن فوت
كوزه گري را
هميشه براي
خود محفوظ
بدارند.
سرهنگ
طالبي مي
گويد:
خاطراتي كه
من با
مستشاران
خارجي دارم
در رابطه با
تخصص موشك
هاگ است.
استاد ما يك
جوان بود كه
تخصص آي كوار
داشت. او از
جوان هايي
بود كه در
ويتنام خدمت
كرده و با
حقوقي گزاف
به ايران
آمده بود تا
آموزش بدهد.
وي مي گويد:
دوره اي كه
ما ديديم بعد
از پايان
دوره آموزشي
هشت الي نه
ماه طول طول
كشيد و بعد ما
را فرستادند
سمنان براي
تيراندازي.
مرداد ماه
سال 54 بود كه
موقع
تيراندازي
سيستم هاگ هم
بايد عمليات
اصلي در داخل
دستگاهي به
نام Bcc انجام مي
شد و در آنها
هم به وسيله
رادار به سوي
هواپيماهاي
دشمن كه به
صورت هدف روي
سرمان به
پرواز
درآمده
بودند نشانه
روي مي كرديم.
وي مي گويد: در
داخل Bcc
غير از ما دو
نفر
آمريكايي هم
حضور داشتند
كه يكي از
مستشاران
روي سرافسر Toc
و ديگري هم
بالاي سر دو
نفر از
كاركنان هاي
پاوري Fco
مي ايستاد و
موقعي كه هاي
پاورمن مي
خواست
هواپيما را
بگيرد و به
اصطلاح ما
قفل كند و بعد
تيراندازي
كند،
آمريكايي ها
نهايت تلاش و
سعي خود را مي
كردند و دست
نفر را مي
گرفتند و قفل
كردن و
چرخاندن
رادار را به
سمت
هواپيماي
خودشان به
عهده مي
گرفتند.
مهمتر از همه
چيزي كه مي
تواند براي
همه درس باشد
در هنگام
تيزاندازي
به وسيله
موشك هاگ بعد
از قفل كردن
رادار يك
كانت دان
داشتيم يعني
شمارش
معكوس، دكمه
زرد رنگي
همانند زنگ
اخبار بود و
نفر بايد آن
دكمه را فشار
مي داد تا
موشك آتش شود.
مستشارها
حتي اينقدر
به ما اعتماد
نداشتند و
اين اجازه را
به ما نمي
دادند تا اين
دكمه را
خودمان فشار
دهيم، انگشت
شصت و يا
سبابه فرد را
مي گرفتند و
نگه مي
داشتند، بعد
از شمارش
معكوس
خودشان اين
انگشت را
فشار مي
دادند و اين
براي ما باعث
نگراني بود.
وي اضافه مي
كند: پس از
پيروزي
انقلاب
اسلامي و
بيرون راندن
مستشاران
خارجي،
جوانان همين
آب و خاك با
قدرت ايمان و
توكل و دانش و
تفكر خويش
موشك هاگ را
راه
انداختند كه
اين قضيه در
سال 59 اتفاق
افتاد و خودم
شاهد فعاليت
و همت و تلاش
شبانه روزي
اين آدمها
بودم. پنهان
كاري
آمريكاييها
وقتي
كسي بخواهد
چيزي را به
ديگري ياد
ندهد و بر
همين اساس او
را هميشه
نيازمند خود
نگه دارد
كاري جز
پنهان كاري
ندارد. سرهنگ
جوانمرد مي
گويد: سال 54 در
پايگاه
بندرعباس در
شعبه Pol
سوخت گير
هواپيماي
شكاري بودم
در سيستمي كه
اين نوع
هواپيماها
داشتند يك
سيستم دي في
بود. ديگري
سيستم دي في
يو بود.
هواپيمايي
به نام F3B
نياز به
بررسي يك سري
از سيستمها
داشت و بايد
سوخت
هواپيما را
تخليه مي
كردند. وي مي
گويد: من با يك
دستگاه
ماشين تخليه
در زير
هواپيما
حاضر شدم و
برادران
همافر در آن
زمان به
عنوان فني
نيز در محله
تخليه سوخت
حاضر شدند.
برادران فني
هر كاري
كردند سوخت
هواپيما را
تخليه كنند
نتوانستند
تقريباً دو
يه ساعتي كار
كرديم
نتيجه اي
نگرفتيم.
سرانجام
تصميم
گرفتيم از
تكنسين
خارجي
استفاده
كنيم. يكي از
تكنسين ها
آمد بعد همه
را از
هواپيما
پياده كرد در
را بست و چند
ثانيه بيشتر
طول نكشيد كه
از پشت كابين
هواپيما به
ما اشاره كرد
كه مي توانيد
سوخت
هواپيما را
تخليه كنيد.
ما تعجب
كرديم كه
چطور اين آقا
در عرض چند
ثانيه
توانست
ايراد را
برطرف كند در
حالي كه ما در
عرض چند ساعت
نتوانستيم. وي
اضافه مي كند:
بعد از
انقلاب ما
فهميديم كه
اين سيستم
هاي هواپيما
يك جا و كليد
مخصوص دارد
كه اين آقا مي
خواست بچه
هاي فني ما
نفهمند جاي
آن كجا است. در
واقع تمام
كارهاي ما به
همين صورت
بود. متخصص
هاي خارجي
براي انجام
كارشان
پنهان كاري
مي كردند. لاابالي
بودن
آمريكايي ها
آمريكايي
ها در هنگام
كار در اغلب
موارد
افرادي
لاابالي و
سهل انگار
بودند. آنها
گاهي براي
انجام
كارشان مست
مي كردند.
سروان غلامي
در اين باره
مي گويد:
خاطره اي كه
دارم كه
برمي گردد
به روزهايي
كه ما در
سمنان براي
شليك موشك
رفته و در
آخرين
روزهاي
آموزش و فارغ
التحصبلي
آموزش هاگ
بوديم. يك
فروند
هواپيماي
هدف براي
سرنگوني در
نظر گرفته
شده بود. بايد
روي آن كار مي
شد و با موشك
شليك مي شد،
تا اين كه
آموزش كامل
شود. هنگام
درگيري با
هواپيماي
هدف سيستم «هايپاور»
دچار اختلال
شد. من به
همراه مستر
مگنام متخصص «هايپاور»
رفتيم بالاي
دستگاه. او در
آن روز
كاملاً مست
بود و در حالي
كه دستگاه در
ريكرير، روي
امواج راديو
اكتيو پخش مي
كرد مي خواست
برود بر روي
دستگاه. من از
اين امر آگاه
بودم. سيستم
بايد به حالت
لوكال محلي
برمي گشت چون
در اختيار ما
نبود. متوجه
شدم كه او در
حالت عادي
نيست. دستش را
گرفتم و از
روي دستگاه
پايين آوردم
و دستگاه را
به حالت عادي
درآوردم رفع
عيب كردم و او
در حالي كه از
مستي قهقهه
مي زد و مي
خنديد از ما
تشكر كرد و پس
از آن به داخل
سيستم مركز
كنترل فرمان
آتش موشك هاگ
برگشتيم. |