|
«شعارهاي
انقلاب »
آميزه اي از
ادبيات ، هنر
و حماسه اشاره
: از ديرباز
استفاده از
شعار به
عنوان
ابزاري براي
شناساندن
اهداف و
خواست هاي
مختلف رايج
بوده است. (ارعاب
دشمن، تهييج
نيروهاي
خودي، ايجاد
همبستگي و
قدرت روحي و
رواني و
هدايت شعار
دهندگان به
سوي اهدافي
خاص، تبيين
ايدئولوژي و
انديشه هاي
مختلف ) در
واقع مي توان
گفت شعار،
وسيله اي
مناسب براي
توصيف و
تبيين اوضاع
و احوال
اجتماعي و
وانشناختي
زمان خويش
بوده و براي
ارائه تحليل
هاي علمي و
پژوهشي،
مواد خام
گرانمايه اي
به شمار مي
رود. از علايم
و ويژگي هاي
هر انقلاب
شعارها و
نحوه گسترش و
نشر آن در
ميان
انقلابيون
است. شعار
نيز در مفهوم
عام خود همان
است كه در
اجتماعات
سراسر گفته
مي شود و يا بر
ديوارها و
پلاكاردها
نقش مي بندد. مردم
كه بدنه
انقلاب ها را
تشكيل مي
دهند، به
گونه اي
منسجم و
هماهنگ
خواسته هاي
روزمزه و در
عين حال
پرمحتواي
خود را كه
زمينه ساز يك
تحول عميق
سياسي-
اجتماعي
است، در قالب
شعارها با
توجه به
ميزان درك
سياسي و
همچنين
ماهيت
خواسته هاي
هر جامعه
تفاوت دارد.
فرم و نوع
شعارها نيز
همراه با
جريان
انقلاب و شدت
و ضعف آن
تغيير مي
كند. ماهيت
شعارها نيز
خود نشانگر
مرحله اي خاص
از روند
انقلاب است.
به طور كلي
ماهيت
شعارهاي
انقلابي را
مي توان به 4
بخش تقسيم
كرد: بخشي
از شعارها از
آغاز انقلاب
و حتي قبل از
آن به طور
رسمي در
تجمعات
قانوني و از
طريق بيانيه
هاي رسمي و
حتي در رسانه
گروهي مطرح
مي شوند كه بر
اصلاحات و
تغييرات
جزيي در
ماهيت نظام
سياسي تاكيد
دارند. بخشي
ديگر از
شعارها كه
همزمان با
اوج گرفتن
حركت
انقلابي سر
داده مي
شوند، ماهيت
سلبي دارند و
خواهان از
بين رفتن
رژيم سياسي
حاكم هستند و
در روزهاي
آخر پيروزي
انقلاب نيز
شعارهايي كه
ماهيت
ايجابي
دارند و بر
تشكيل يك
نظام سياسي
مطلوب تاكيد
دارند در
تظاهرات
سرداده
مي شود. در
فواصل مختلف
حركت
انقلابي نيز
شعارهايي كه
بر نحوه
مبارزه تا
پيروزي حركت
و انسجام و
تقويت
پايگاه
رهبري تاكيد
دارند، مورد
توجه
انقلابيون
قرار مي گيرد. با
تشكر از گروه
جامعه شناسي
مركز اسناد
انقلاب
اسلامي ،
مقاله حاضر
كه به
شعارهاي
دوران
انقلاب
پرداخته است
تقديم مي شود. ارزش
ادبي شعارها
و ديوار
نوشته هاي
دوران
انقلاب
اسلامي بررسي
اين شعارها و
ديوارنوشته
ها نشان مي
دهد كه مردم
ايران در آن
زمان چه مي
خواستند؟
نسبت به چه
چيز و چه كسي
كينه داشتند؟
و چه كساني را
دوست مي
داشتند؟ از
شعارها به
اعتقاد و
تفكر شعار
دهندگان نيز
مي توان پي
برد؛ به
عنوان مثال
آن كه شعار مي
دهد « نان ،
مسكن ، آزادي»
چيزي را مي
جويد كه تنها
در محدوده
اين عالم و
خواسته هاي
مادي است و
بسيار دور
است از آن كه
مي گويد:«سكوت
هر مسلمان
خيانت است به
قرآن». به
هر روي اين
شعارها از
جنبه هاي
گوناگون
شايان نقد و
بررسي است. در
انيجا به
جنبه هاي
ادبي و بومي
آن توجه
خواهد شد. با
بررسي
شعارهاي
دوران
انقلاب مي
توان گفت
آنان كه
شعارها را سر
مي دادند و يا
آنها را بر
ديوار مي
نوشتند از
مردم تحت
ستمي بودند
كه به فغان
آمده بودند و
نفرتشان را
با شعارها و
نوشته
هايشان بيان
مي كردند،
اين شعارها-
كه برخي از
آنها در پي
خواهد آمد-
برگرفته از
نگرش ها و
باورهاي
ديني،
اعتقادي و
بومي و
عاميانه
مردم بود. از
آنجا كه آنچه
در اين مقاله
مورد بررسي
قرار خواهد
گرفت شعار
است نه شعر،
كاملا با
اصول و
عنصرهاي
ادبي و شعري
مطابقت نمي
كند و در
بسياري
موارد وقتي
از ارزش ادبي
و هنري آن سخن
به ميان مي
آيد، دقيقا
به معناي
ارزش هنري و
ادبي شعر و
متون ادبي
نيست. در
اين مقاله
سعي شده است
شعارهايي كه
ادبي تر و
هنري تر يا
پرمعناتر
هستند، مورد
بررسي و
تحليل قرار
گيرد و ارزش
ادبي آنها
بيان شود. الف-آهنگ
و موسيقي در
شعارها از
آنجا كه
شعارها را
مردم
دستجمعي و يك
صدا مي
خواندند
نوعي وزن و
آهنگ در
شعارهايشان
به چشم مي
خورد: 1-
«سكوت
هر مسلمان /
خيانت است به
قرآن» اين
شعار داراي
وزن مفاعيلن
فعولن است و «مسلمان»
و «قرآن » نيز
هم قافيه اند 2-
«در
بهار آزادي
جاي شهدا
خالي راه
شهدا باقي » 3-
«
نه سازش
سياسي ، نه
قانون اساسي به
گفته خميني
جمهوري
اسلامي » اين
شعار داراي
يك ريتم خاصي
است، تكرار «س»
در آن ايجاد «موسيقي
حرف» كرده است
تكرار «س» «هيس»
و امر به سكوت
را به ذهن
متبادر مي
كند خطاب به
دشمنان است و
آنان كه
خواهان
سازشند. 4-
«خون
رنگين بهتر
از زندگي
ننگين است» چون
ديوار نوشته
است نه شعار ،
داراي وزن
نيست ، اما
تكرار «ن» در
آن ايجاد
موسيقي كرده
است. ب-
سبك شناسي
شعارها 1-تشبيه
1-1
اي شاه دم
بريده زمان
قدرت مردم
رسيده مردم
«به تشبيه (1)
مضمر يا
پنهان » شاه
را سگ مي
دانند. سگ با
دمش براي
اربابش
چاپلوسي مي
كند؛ امريكا
يا ارباب شاه
بوده است. دم
او –قدرتش
–
توسط مردم
بريده شده
است و ديگر
توان تملق در
برابر
امريكا را
ندارد مردم
با از بين
بردن او ، خود
حاكم بر
سرنوشت شان
شده اند. 2-1.
در بهار
آزادي جاي
شهدا خالي بهار
آزادي ،
تشبيه بليغ
است كه از
هنري ترين
انواع تشبيه
به شمار مي
رود؛ زيرا
وجه شبه و
ادات تشبيه
در آن حذف شده
است و تامل و
درنگ
خواننده را
براي درك
معنا مي طلبد.
بهار پس از
زمستان – به معناي
نمادين ظلم و
بيدادگري
است. بهار،
فصلي است كه
مردم از
تازيانه هاي
سوز سرما
درامانند.
ديگر مردم از
ترس سرما خود
را در لباسها
پنهان نمي
كنند «آزادي»
همچون بهار
است. در بخش
دوم اين شعار«جاي
شهدا خالي»
نيز تشبيه
زيبايي وجود
دارد- تشبيه
مضمر –
بهار همراه
با گلها و
گياهان است،
اصلا لازمه
بهار، گل است
هنگامي كه مي
گويند جاي
آنها خالي
است يعني
نيستند و
حتما مي
بايست مي
بودند وگرنه
بلافاصله پس
از ذكر «بهار »
نامشان برده
نمي شد، پس به
تشبيه مضمر-
پنهان –
آنان گل
هستند. 2-تلميح
12-
پرسنل
هوايي، حر
زمان ما شد در
اين شعار،
پرسنل هوايي
به حر تشبيه
شده اند.
تلميحي
تاريخي و
مذهبي در اين
شعار وجود
دارد؛«حر» از
فرماندهان
سپاه يزيد
بود كه به قصد
جنگ با امام
حسين عليه
السلام به
ميدان آمده
بود؛ اما به
خواست
خداوند از
سپاه كفر
بيرون آمد و
به سپاه امام
حسين عليه
السلام
پيوست. پرسنل
هوايي نيز در
ابتدا در
خدمت «سپاه
شاه –يزيد
–بودندو
سپس به مردم
پيوستند،
ژرف ساخت اين
تشبيه و
تلميح اين
است كه شاه
همچون يزيد
است و امام
خميني پيرو
امام حسين
عليه السلام. ج-درون
مايه هاي
ادبي شعارها. 1-
زبان
گفتار و
عاميانه
مردم در
شعارهاي به
چشم مي خورد
كه برخاسته
از نوعي بيان
صميمي است: اگر
آقا دير
بباد، مسلسل
ها بيرون مي
ياد مردم
در اينجا«آقا»
امام خميني (ره)
را از خودشان
مي دانند سپس
به جاي زبان
رسمي زيان
روزمره را به
كار مي برند. 2-نم
نم بارون مي
ياد ، خميني
تهرون مي ياد در
اينجا نيز
زبان و گفتار
عاميانه به
كار برده شده
است. مردم
باران را
رحمت خداوند
مي دانند.
امام خميني
نيز چون
باران است.
ژرف ساخت
شعار چنين
است: تهران
چون باغي
است، باغي بي
برگ و بار؛
باران بهاري
فرا رسيده
است. با بارش
باران، گلها
و گياهان مي
رويند و همه
جا را
عطرآگين مي
كنند. امام
خميني نيز
چون گل است كه
پس از باران
رحمت الهي
چون گل از باغ
تهران مي
رويد، در ضمن
براساس سنتي
ديرينه ،
ايرانيان
پيش از آمدن
ميهماني
عزيز كه
انتظار
آمدنش را
دارند زمين
را آب و جارو
مي كنند، در
اينجا ني
گويي خداوند
باران رحمتش
را براي ورود
امام بر شهر
تهران
پاشيده است. ملاي
رومي در شعري
به اين سنت
اشاره مي كند: آب
زنيد راه
راهين كه
نگار مي رسد مژده
دهيد باغ را
بوي بهار مي
رسد 2-
انعكاس
اوضاع جامعه
در شعارها 1-توپ،
تانك ، فشفشه
، اين شاه
بايد كشته شه اين
شعار متناسب
است با حال و
هواي روزهاي
مبارزه با
شاه. ارتش شاه
با توپ و تانك
در خيابان ها
به جنگ مردم
بي سلاح و بي
دفاع آمده
بود. مردم
خواهان كشته
شدن و اعدام
شدن شاه
هستند در اين
شعار بيان مي
كند. مردم مي
گويند شاه با
توپ و تانك.
قدرت نظامي
به جنگ مردمي
برخاسته است
كه تجهيزات
او را ندارند
و حداكثر
سلاح گرمشان
در برابر او
فشفشه است،
پس چنين شخص
ناجوانمردي
بايد از صفحه
روزگار پاك
شود. اين
شعارها
ناخوآدگاه
از درون مردم
جوشيده است و
ممكن است خود
آنها چندان
از معناي
شعارهاشان
آگاه
نباشند، اما
آنگاه كه اين
شعارها به
زير ذره بين
نقد و تحقيق
ادبي قرار مي
گيرد
معناهاي
پنهان و منشا
آنها آشكار
مي شود. 3-بيان
نمادهاي
ديني 1.
هر
كس كه
عدالتخواه
است، از قتل
حسين آگاه
است حسين
در اينجا
نماد حقيقت
خواهي ،
ايثار و
شهادت و
مظلوميت است
و نمادي ديني
و مذهبي است. 2.
تا
خون مظلومان
به جوش است،
آواي عاشورا
به گوش است. در
اين جا
عاشورا نماد
ديني است و
معناي آن از
زمان و واقعه
اي در هزار و
چند صد سال
پيش فراتر
رفته است و
الگوي هر
زماني شده
است كه
مظلومان در
برابر
ظالمان مي
ايستند و
تنها به هدف
مي انديشند و
از انبوهي
شمار دشمنان
نمي هراسند.
گويا عاشورا
چون بانگ
مردانگي و
غيرتي است كه
از آن زمان ،
همواره در
حال نواخته
شدن است و
آزادگان را
به پيروي از
خود مي خواند. د.گونه
شناسي ادبي
شعارها 1.دلالت
هاي ثانوي
جملات (2) 1.1.اي
شيعيان ، شاه
فنا مي شود ،
رهبر ما روح
خدا مي شود. اين
جمله ، جمله
اي خبري است؛
اما مراد از
خبر در اينجا
خود خبر نيست
بلكه دلالت
ثانوي آن
مراد است كه
عبارت است از
بيان آرزو و
مژده دهي. 2.1.
تا شاه كفن
نشود ، اين
وطن وطن نشود. اين
جمله نيز
خبري است؛
اما منظور از
آن خبر نيست،
بلكه لازم
خبر مراد است
كه در اينجا
تشويق و
برانگيختن
مردم به
مبارزه عليه
شاه است. 3.1
. ارتش اينجا
تهران
است،دشمن
نياوران است.
دلالت ثانوي
اين جمله
خبري آگاه
گردانيدن ،
شرمنده
ساختن ارتش و
تبيين راه
است. 4.1.مردم
چرا نشستين؟
نكنه كه شاه
پرستين جمله،
پرسشي است ؛
اما معناي
ثانوي و
پنهان آن «نهي»
است . شعار
دهندگان از
مردم مي
پرسند چرا
نشسته ايد؟
مراد آنان از
اين پرسش،
گرفتن پاسخ
نيست بلكه به
آنان مي
گويند كه
برخيزيد. امر
توبيخ و
ملامت نيز در
آن نهفته است. 2-شوخي
و طنز 2.2.
اي
بختيار شيره
كش تو هم برو
مراكش مراكش
كشوري است كه
شاه به آنجا
گريخته بود و
با شيره كش
نوعي
هماهنگي
موسيقايي
دارد و از طرف
ديگر. مرا بكش
را نيز به ذهن
متبادر مي
كند كه در
تناسب با
شيره اي
معتاد بودن
بختيار است.
اين گونه
ظرافت ها از
زبان طنز
مردم كوچه و
بازار نشأت
گرفته است. 2.2.
استكان
طلايي، فرح
رفته گدايي طلايي
و گدايي با
يكديگر
تناسبي
ندارند و
تنها براي
آهنگين شدن
در كنار هم
آمده اند. 3.2.
پفك نمكي
شوره ، نخست
وزير كوره 4.1.
اين است شعار
بختيار ،
منقل و وافور
بيار شايان
ذكر آن است كه
در برخي
شعارها
پيوند زبان
ادبي با زبان
عاميانه
ايجاد گر طنز
بوده است كه
برخي نمونه
هاي آن در پي
مي آيد. 1.
گلهاي
زهرا همه
پرپر شده،
اين بختيار
خر بوده خرتر
شده 2.
اين
است شعار ملت
، اسهال
گرفته دولت 3.
زنها
به ما
پيوستند بي
غيرتها
نشستند 3-
رويكرد
عالمانه و
فكورانه
برخي شعارها 1.3.
سكوت هر
مسلمان
خيانت است به
قرآن. 2.3.مكتبي
كه شهادت
دارد اسارت
ندارد. 3.3.
درخت انقلاب
به خون
احتياج دارد. 4.3.به
ظلم
طاغوتيان به
جور
فرعونيان يا
حجه بن الحسن
عجل علي
ظهورك. 5.3.
اي زن به تو از
فاطمه اين
گونه خطاب
است ارزنده
ترين زينت زن
حفظ حجاب است. پي
نوشت ها: 1-
براي
ديدن تعريف
تشبيه مضمر
با پنهان ر.ك.دكتر
مير جلال
الدين كزازي
، بيان ، چاپ
اول، (تهران :
نشر مركز ، 1368) ص
76 . و نيز: سيروس
شميسا، بيان
، چاپ سوم(تهران:
انتشارات
فردوس، 1372)، صص
123-122. 2-
در اين باره ر.ك.دكتر
سيروس
شميسا،
معاني، چاپ
دوم ، تهران ،
نشر ميترا، 1373،ص
65 به بعد. |