|
يك
ايالت خارج
از خاك
آمريكا حسين
مهدوي هم
اكنون پس از
گذشت دو دهه
از انقلاب پر
شكوه اسلامي
سخن گفتن
درباره
اهداف
آرماني
انقلاب كمي
سخت است و
حوصله بسيار
مي طلبد. يك
نسل به اخطر
حضور در
فرآيند
انقلاب
همچنان در پي
حفظ آرمان ها
و ارزش هاي آن
هستند. آنها
معناي واقعي
وابستگي و
رابطه اي كه
روح وابستگي
و سلطه در آن
موج
مي زند، را
خوب مي
شناسند. به
همين خاطر
وقتي صحبت از
برقراري
مناسبات
سياسي به
گونه اي ديگر
و رها شدن از
تحريم ها و
دست تنگي ها
مي شود به
موضوع با
ترديد و
نگراني نگاه
مي كنند و مي
گويند: كساني
كه صحبت از
شرايط جديدي
در مناسبات
بين المللي
مي كنند چه
بسا از سر
دلسوزي و حفظ
منفعت ملي
حرف مي زنند،
اما حقيقت
اين است
كساني كه در
روابط و
مناسبات
جديد قرار مي
گيرند،
هيچگاه بدون
انگيزه سلطه
پا پيش
نمي گذارند.
ممكن است به
يك باره چنين
نكنند، اما
زمينه چيني
مي كنند. اين
دسته از آدم
ها معتقدند:
آن چه در
اطراف ما
اتفاق مي
افتد حكايت
از همين
زمينه چيني
ها براي به
انقياد
كشيدن
سياست،
فرهنگ،
اقتصاد و
نظامي گري ما
دارد. نسل
جديد درك
درستي از اين
نگاه ندارد
چون تجربه
زير بار سلطه
بودن و تحقير
شدن را ندارد
و هيچگاه آن
را لمس نكرده
است. به همين
خاطر است كه
صحبت از
بسياري از
مسائل آنهم
در دهه فجر
انقلاب كمي
سخت است.
در حال
حاضر شايد ما
از نظر فن
آوري نظامي
همپاي
كشورهاي
پيشرفته
صنعتي
نباشيم. اما
يك حقيقت
مسلم وجود
دارد كه طي دو
دهه پس از
انقلاب
توانستيم
آنچه را كه از
قبل داشتيم
به خوبي حفظ،
تعمير و
نگهداري
كنيم و مهمتر
اينكه در
عرصه تحقيق،
طراحي و ساخت
سلاح هاي
پيشرفته، با
اتكا بر
نيروهاي
متخصص داخلي
موفقيت هاي
شگفتي به دست
آوريم. هوا نيروز
آماده
هوا نيروز
يكي از يگان
هاي نظامي
است كه در
انقلاب
حضوري فعال و
چشمگير داشت
و در دوره جنگ
به شكلي موثر
و كارآمد
ظاهر شد و پس
از آن متكي بر
نيروها و
متخصصان
داخلي خود
توانست
آمادگي خود
را حفظ كند.
سرتيپ دوم
فني هوايي
احمد علي
مهران
معاونت آماد
و پشتيباني
هوانيروز مي
گويد: در
اوايل دهه 50
تعدادي
بالگرد به
منظور
پشتيباني در
اين يگان
سازماندهي
شد و به همراه
آن تعداد
قابل توجهي
آمريكايي
وارد كشور
شدند. تعداد 450
نفر زن و مرد
متخصص و
غيرمتخصص
آمريكايي
حضور داشتند.
آنها در نظر
داشتند طي يك
برنامه 5 الي 10
ساله آموزش
هاي مورد
نياز را به
كاركنان
هوانيروز
انتقال دهند.
آنها چون تا
زمان انقلاب
بيشتر از سه
سال
نتوانستند
در ايران
بمانند
نتوانستند
كل برنامه
هاي آموزشي
خود را پوشش
دهند. از
آنجايي كه
ايران را يكي
از ايالت هاي
خود مي
دانستند
اصرار در
سرعت بخشيدن
به آموزش
نداشتند. وي
اضافه كرد: در
زمان انقلاب
نيز بسياري
از افراد
هوانيروز
همچون مردم
گرايش
انقلابي
داشتند به
همين خاطر
آنچنان
وابستگي به
رژيم گذشته
در ميان آنها
نبود حتي در
ماموريت هاي
سركوب
انقلابيون
شركت نمي
كردند. به
همين خاطر
تعدادي
شهيد،
دستگير و
تعدادي هم به
دنبال فرمان
امام پادگان
ها را ترك
كردند. وي
اضافه مي كند:
حضور
آمريكائي ها
و دخالت آنها
در تمام
زمينه ها و
اجازه
فعاليت
ندادن به
ايراني ها
آنهم در
اموري كه در
آن توانايي
دارند نوعي
سرشكستگي و
تحقير به
همراه داشت.
يكي از دلايل
به نتيجه
نرسيدن
برنامه هاي
آموزشي
آمريكايي ها
وجود همين
احساس در
ايراني ها
بود. وي ادامه
مي دهد: كاري
را كه ايراني
ها مي
توانستند
نظارت كنند و
انجام دهند
به آمريكائي
ها مي
سپردند و پول
كلاني هم به
آنها مي
دادند. وي
اضافه مي كند:
همزمان با
پيروزي
انقلاب
مستشاران
آمريكايي بر
اساس يك
برنامه
تنظيم شده از
ايران خارج
شدند. يكي از
آنها كه با من
كار مي كرد،
مي گفت:
سروان، ما به
زودي بازمي
گرديم. شما
ايراني ها
قادر نيستيد
اين وسايل را
به كار
بگيريد چه
رسد به
نگهداري و
تعمير آن. وي
ادامه مي دهد:
هوانيروز
بعد از رفتن
آمريكائي ها
با تعداد
زيادي وسيله
پرنده،
ابزارآلات و
نيروهاي
آموزش نديده
و يا نيمه
متخصص مواجه
شد.
وي اضافه
مي كند: با
شرايطي كه
اول انقلاب
حاكم بود و
بسياري سعي
داشتند ارتش
را تضعيف
كنند و بعضي
نيز تمايلي
براي انجام
وظيفه
نداشتند با
موضع گيري
هاي دقيق و
صحيح امام (ره)
مبني بر حفظ
ارتش و
استفاده از
كارشناسان
براي پايه
گذاري ارتشي
مقتدر و قوي
نيروهاي
مسلمان و
تابع امام (ره)
دست به كار
شدند. در
ارديبهشت 58
تعداد قابل
توجهي
بالگرد به
همراه پرسنل
خلبان براي
انجام رژه و
زيارت امام (ره)
به قم رفتند و
از آن پس
نيروهاي
هوانيروز با
اعتماد به
نفس و اتكاي
به تخصص خود
توانستند در
حفظ و
نگهداري
امكانات خود
موفق باشند و
در جنگ حضوري
موثر و با
شكوه داشته
باشند.
وي اضافه
مي كند: همين
بس كه در حال
حاضر پس از 23
سال از
انقلاب بدون
حضور خارجي
آمادگي
وسايل پرنده
و آمادگي
رزمي با اين
همه توطئه و
تحريم به
قدري است كه
مي تواند در
عمليات
مختلف مثل
مقابله با
اشرار و
عمليات
ارزشمند
مردم ياري در
مواقع
بلاياي
طبيعي، سيل،
زلزله و غيره
حضور موثر
داشته باشد
كه اين خود
موجب رضايت و
خشنودي است. كاپيتولاسيون،
آغاز تحقير
گاهي
درمورد حضور
آمريكايي ها
و اين كه
نظامي هاي
دون پايه
آمريكايي به
ايراني ها
امر و نهي مي
كرده اند
بسيار اغراق
شده است.
آنطور كه
گفته مي شود
در رده هاي
نظامي هركس
جاي خود را
داشته است و
گاه ديده شد
كه افسران
آمريكايي
مورد تعرض
افسران
ايراني نيز
قرار
گرفته اند.
سرتيپ دوم
جعفر تسليخ
جانشين
فرماندهي
آماد و
پشتيباني
هوانيروز مي
گويد: به خاطر
دارم در ستاد
ارتش سرهنگ
آمريكايي را
به شكلي
مفتضحانه
بيرون
انداختند.
اما نكته اي
كه مهم است
اين بود كه
هدايت كلان
سياست ها در
دست
آمريكائي ها
بود و آنها مي
خواستند كه
ايران همچون
ژاندارم
منطقه عمل
كند. وقتي
آمريكائي ها
وزير دربار
را انتخاب مي
كردند تحقير
در همه سطوح
رخ مي داد.
تحقير از
زمان
كاپيتولاسيون
شروع شد و
زماني شدت
گرفت كه
مسئولان
ناتوان،
كشور را در
جهت منافع
آمريكا
هدايت مي
كردند. وي
ادامه مي دهد:
با رفتن
آمريكائي
ها، نظامي ها
خود امور را
به دست
گرفتند، در
جنگ مقتدر و
سربلند
بودند و
خوشبختانه
ذره اي از خاك
ميهن عزيز از
دست نرفت. بعد
از جنگ نيز
متكي بر
تجربيات
گذشته
سازندگي را
به دست
گرفتند كه
ساخت تانك
ذوالفقار و
نفربر 60 و
خودروي تانك
بر 400 از جمله
آنهاست. وي
ادامه مي دهد:
در حال حاضر
قدرت نظامي
كشور به حدي
از خودكفايي
رسيده است كه
مي تواند
نياز
عملياتي و
تجهيزاتي
خودش را
تامين كند و
بدون تكيه بر
كارشناسان
خارجي امور
تخصصي خود را
به انجام
برساند و اين
خود موجب شعف
و شادي است. مستشار و
باز كردن يك
پيچ
خاطرات
نظاميان از
حضور
آمريكائي ها
بسيار متنوع
است. هر يك از
آنها به
موضوعاتي
اشاره مي
كنند كه گاهي
باعث عبرت
است. سرهنگ
محمد حسين
شيخ محمد مي
گويد: سال هاي
55 تا 57 با
مستشاران
آمريكايي
همگام بودم.
يكي از
مستشاران
مگنري بود او
مي گفت: من يك
فرد لاابالي
در تگزاس
بودم براي
اين كه مرا از
منطقه دور
كنند به
ايران
تبعيدم
كردند. روزي
پاي يك
دستگاه
مشغول عيب
يابي بوديم
يكي از
همكاران
سيمي را كه
قطع بود نشان
داد، مگنري
با يك كلمه
زشت معترض شد
بعد از اين كه
به او گفتم
خودت هستي يك
هفته توبيخ
شدم.
وي مي گويد:
يكي از
تحولاتي كه
بعد از 22 بهمن
پديد آمد،
خودباوري
بين نظامي ها
بود. به فضل
خدا جنگ با
همه تلخي
هايش نعمات
زيادي داشت.
يكي از آنها
ساخت قطعات و
جلوگيري از
اسراف بود. در
حال حاضر
بحمدالله
هركس مستعد
است ميدان
دارد و مي
تواند
فعاليت كند.
سرهنگ
محمد رحماني
اضافه مي كند:
مستشاران
خارجي هيچ
اهميتي براي
ما قائل
نبودند به
خاطر دارم يك
پيچ باز نمي
شد. هر چه به
مستشار
آمريكائي مي
گفتيم كافي
است به آن كمي
روغن ترمز
بزنيد تا باز
شود زير بار
نمي رفت او با
اصرار مي گفت
بايد بر اساس
روش كتاب فني
عمل شود. يعني
يك ميله
آرماتور به
طول دو متر
سرپيچ جوش
بدهيد، در
نتيجه 8 نفر
ايراني و يك
آمريكايي
زور زدند و
پيچ باز نشد و
ميله خم شد.
عاقبت و به
ناچار ما با
استفاده از
روغن ترمز با
يك اشاره پيچ
را باز كرديم.
در اين جا
مستشار
آمريكايي
گفت خوب است
اما مطابق
مقررات نيست. |