|
نقشه
اسرائيل
نقشه ميهن ما
نيست
استفاده از
ابزار جنگ
براي
دستيابي به
هدف تشكيل
امپراطوري
اسرائيل در
كنار اهداف
ديگر مورد
تأكيد بيشتر
و جدي تر قرار
گرفته است.
موشه دايان
در 12/5/1952 در بخشي
از يك پيام
راديويي گفت:
«ملت بايد خود
را براي جنگ
آماده سازد و
ارتش
اسرائيل
بايد به حمله
اي دست يازد
كه هدفش بناي
امپراطوري
اسرائيل است.
37» همچنين بن
گورين گفته
بود: «نقشه
اسرائيل
نقشه ميهن ما
نيست ما نقشه
ديگري داريم. .
. . ميهن
اسرائيل
بايد از نيل
تا فرات را
دربر بگيرد. 38»
مجموعه
اسناد و
مدارك موجود
نشان مي دهد
كه
اسرائيليها
به تمام
دنيانظر
دارندو مي
خواهند يك
حكومت نژاد
پرستانه
يهودي جهاني
را برپا كنند.
صهيونيستها
معتقدند كه
اگر از نيل تا
فرات رابدست
آورند بقيه
مناطق خواهي
نخواهي
تسليم خواهد
شد زيرا به
نظر آنها اين
منطقه كه
داراي منابع
سرشار است از
ثروتمندترين
مناطق جهان
است و هركه بر
آن حكومت كند
بر جهان
حكومت كرده
است. 39 از اين
روي
استراتژي
جهانخواهي
اسرائيل در
منطقه و
جنگهاي 1948، 1956، 1967
و. . . در اين
راستا قرار
مي گيرد. اصول
سياست خارجي
اسرائيل بر
محور تشكيل
كشور
اسرائيل
بزرگ در
فلسطين و
تشويق
يهوديان
جهان به
مهاجرت به
اين سرزمين و
ايجاد امنيت
و مشروعيت
براي خود در
اين منطقه
استوار بوده
است. تبيين و
تفسير حوزه
جغرافيايي
دولت
اسرائيل
همواره
متاثر از
آرمانهاي
تفسير به راي
شده تورات
بوده است كه
از نيل تا
فرات را شامل
مي شود. لذا
براي رسيدن
به اين هدف از
تمام ابزار و
شيوه ها در
كنار جنگ و
تجاوز نظامي
و فيزيكي سود
مي جويد، تا
ضمن ايجاد
مرزهاي امن و
برخورداري
از امنيت و
مشروعيت
داخلي سياست
توسعه طلبي
ارضي خود را
به مرور زمان
به منصه ظهور
برساند.
مثلاً ژنرال »هارون
ياريو» رئيس
مركز
مطالعات
استراتژيك
دانشكده تل
آويو معتقد
است كه: »نسبت
به اوضاعي كه
ممكن است در
رويارويي
سالهاي
آينده پيش
آيد مصلحت
ملي ايجاب مي
كند كه تنها
به قدرت
نظامي خود
متكي نباشيم
بلكه به
امكان بهره
برداري از
تمامي
امكانات
سياسي نيز
بايد توجه
كنيم واين
امر فراهم
نمي شود مگر
اينكه
بتوانيم از
مشكل فلسطين
و اين بن بست
رها شويم. 40 از
اين روي
استراتژي
اسرائيل
براي رسيدن
به اين هدف بر
دو عامل
مرتبط به هم
يعني امنيت
داخلي
اسرائيل و
مرزهاي امن
استوار است.
براي توسعه
طلبي ارضي از
يك سو و
نگاهداري
سرزمينهاي
اشغالي از
سويي ديگر
تأمين اين دو
عامل اساسي و
مهم مي باشد.
اسرائيل
براي اينكه
بتواند به
اين دو عامل
در راستاي
رسيدن به
اهدافش دست
يابد اولاً
تلاش دارد تا
امنيت و
مشروعيت را
در سطح داخل
به اجرا
درآورد و اين
الزاماً فقط
از طريق
خاموش كردن
موج مبارزات
مردمي
فلسطين و
ايجاد رضايت
و توانمندي
شهروندان
يهودي براي
زندگي بهينه
در اسرائيل
مي باشد.
ثانياً با
تحميل صلح بر
كشورهاي
عربي و
افزايش قواي
نظامي خود با
هدف
بازدارندگي
و يا حتي
استفاده از
آنها در
مواقع
اضطراري سعي
مي كند تا
كشورهاي
مسلمان و
اعراب را از
درگير شدن و
جنگ باز دارد.
دستيابي به
اين هدف بدون
احراز عامل
اوّل يعني
تثبيت امنيت
در داخل
امكان پذير
نمي باشد.
با احتساب
تحقق شرايط
فوق،
اسرائيل به
شعار اصلي
خود يعني »اي
اسرائيل
حدود تو از
فرات است تا
نيل» دست
خواهد يافت و
اين همان
چيزي است كه
تمام
كشورهاي
منطقه علي
الخصوص
امنيت ملي
جمهوري
اسلامي
ايران را
تهديد مي كند.
الف - 2 - افزايش
قدرت نظامي:
انديشه شكل
گيري و ارتقأ
سطح كيفي و
كمي قدرت
نظامي
اسرائيل با
انديشه
نژادپرستانه
و استعماري
آن رژيم مبني
بر تشكيل
امپراطوري
بزرگ
اسرائيل
رابطه
مستقيم دارد.
بر اين اساس
دست
اندركاران
سياست توسعه
طلبي ارضي
اسرائيل كسب
حداكثر
توانايي
نظامي با
ارجحيت
اكتساب
سلاحهاي
مدرن و
استراتژيك
را عامل
اساسي براي
رسيدن به اين
هدف ذكر كرده
اند. اينكه
چرا اين رژيم
ترجيحاً به
استراتژي
نظامي روي
آورده است به
مجموعه اي از
دلايل برمي
گردد كه شامل:
الف 2 - 1 - تصور
تهديد از
خارج: مساله
همسايگان
عرب و
مسلمانان
اسرائيل و
امكان اينكه
هر لحظه ممكن
است مورد
تهاجم آنان
قرار بگيرند
خود مي تواند
يك انگيزه
ذاتي براي
افزايش قدرت
نظامي محسوب
گردد. بن
گورين در 1955
گفت: «از نظر
ما هيچگاه يك
نبرد نهايي
وجود نخواهد
داشت. ما هيچ
وقت نمي
توانيم تصور
كنيم كه
قادريم يك
ضربه نهايي
را بر دشمن
وارد كنيم كه
نبرد آخر
باشد و يا
آنكه احتمال
جنگ را براي
هميشه از بين
ببريم. اما
شرايط براي
همسايگان ما
درست بر خلاف
اين است. آنها
مي توانند
فرض كنند كه
نبرد بعدي
آخرين نبرد
باشد و چنان
ضربه اي به
اسرائيل
بزنند كه
مسأله عرب -
اسرائيل
پايان يابد. 41»
قبول اين وضع
حتي الان با
وجود ارتباط
برخي از
كشورهاي
عربي با
اسرائيل
كاملاً
منطقي به نظر
مي رسد.
امروزه
مشاهده مي
شود كه
كشورهاي
عربي با
محوريت و
موضوعيت
فلسطين
سياست حداقل
هم صورت، يك
شكل و منسجمي
را عليه رژيم
اسرائيل
اتخاذ كرده
اند.
استراتژي
اسرائيل با
هدف برتري
نظامي در
منطقه
خصوصاً از
لحاظ
سلاحهاي
كلاسيك و
همچنين حفظ
موقعيت خود
به عنوان
تنها قدرت
اتمي در
منطقه مي
باشد. اتخاذ
اين
استراتژي از
سوي اسرائيل
نشان از تصور
تهديد
بالقوه
كشورهاي
معمولي نسبت
به خود مي
باشد. از اين
رو راهبرد
منطقه اي
اسرائيل بر
تقويت
وگسترش توان
نظامي و
تسليحاتي و
يا راهبرد »بازدارندگي»
بوده است.
اسرائيل تا
به امروز به
آنچه »بن
گورين» اولين
نخست وزير و
مؤسس رژيم
صهيونيستي
گفته است
پايبند است: »
بر اسرائيل
لازم است تا
از لحاظ توان
جنگي همواره
بر تمامي
كشورهاي
عربي برتري
داشته باشد. 42
اين رژيم در
استراتژي
دفاعي خود
امنيت را
اولويت اول
خود مي داند
زيرا كه
معتقد است
كشورهاي
اسلامي و
عربي منطقه
علي الخصوص
جمهوري
اسلامي
ايران تهديد
جدي عليه
امنيت اين
رژيم به حساب
مي آيند. لذا
براي حفظ
استراتژي
بازدارندگي
با حمايت
قاطع ايالات
متحده به
گسترش،
توليد و
تكثير
سلاحهاي
اتمي و
بيولوژيك در
منطقه روي
آورده است تا
با افزايش
قدرت
بازدارندگي
ميزان درجه
تهديد از سوي
خارج يعني
كشورهاي
مسلمان و
عربي را كاهش
دهد. البته
سياست
اتخاذي از
سوي اسرائيل
نسبت به
همسايگان
ايجاد جو
تبليغاتي
خودساخته
يعني بزرگ و
خطرناك جلوه
دادن آنها مي
باشد. از جمله
جمهوري
اسلامي
ايران
دائماً مورد
حمله
دستگاههاي
تبليغاتي
اين رژيم در
سرتاسر جهان
قرار مي گيرد.
حتي وزير
دفاع
اسرائيل در
سال 1995 با
اشاره به
تهديدات
ناشي از
ايران اعلام
مي نمايد: »اگر
ايران
مبادرت به
غني سازي
اورانيم و يا
پلوتونيم
مورد نياز
خود از طريق
رآكتورهاي
موجود نمايد
اين تأسيسات
مورد تهاجم
جنگنده هاي
اسرائيل
قرار خواهند
گرفت. 43 هرچند
اتهام تلاش
جمهوري
اسلامي
ايران در
دستيابي به
سلاحهاي
هسته اي
بارها و
بارها از سوي
اسرائيل
مطرح شده است44،
ولي بازرسان
آژانس بين
المللي
انرژي اتمي
كه همواره با
انجام
بازرسيهاي
عادي و ويژه
خود
فعاليتهاي
هسته اي
ايران را تحت
نظارت دارند
صحت اينگونه
اتهامات را
رد كرده اند.
با اين وجود
اين اتهامات
زمينه اي
براي تقويت
تصور
تهديدات
خارجي از سوي
اسرائيل مي
باشد تا از
اين طريق با
ارتقأ سطح
كيفي و كمي
قدرت نظامي
خويش و با
اتكأ بر اصل
بازدارندگي
هسته اي به
عنوان يك
مهره كارآمد
اصلي و
تأثيرگذار
در منطقه به
حساب آيد.
37- مصطفي
ملكوتيان، »سياست
و حكومت در
فلسطين
اشغالي»،
پايان نامه
كارشناسي
ارشد، (تهران،
دانشگاه
تهران، 1367) ص.88
38- رمان
برادسكي،
حقايقي
درباره
صهيونيزم،
ترجمه احمد
آبادي (تهران،
انتشارات
كتيبه، 1358) ص .41
39- ملكوتيان،
همان، ص .90
40- مؤسسه
الارض،
همان، ص .318
14- Michael Handel، «The
Evolution of Israeli Strategy«، in
w، Murray ed). the Making of strategy، (Camberidge:
Cambridge University press، ) . 6991) P:
735
42- قناص
الحميدي،
الخيار
النووي في
الفكرالاستراتيجي
الاسرائيلي
(1990-1948)، (كويت،
شركه
الربيعان
للنشر
والتوزيع، 1990)،
ص.164
43- ابراهيم
متقي، »تحليل
رفتار
اسرائيل در
برابر
جمهوري
اسلامي
ايران، مجله
سياست
دفاعي،
شماره 18 (بهار 1376)،
ص .89
44- See: Haleh Vasiri، « Iran.
s Nuclear Quest: Motiutions
and consequences«، Nuclear
Non-proliferation Regime، Prospects
for 12St . Century. Ed، Raju.
G. C. Thomas Macmillan Press، 8991)، P.
P: 013-053
|