|
|
|
عاشورا
نياز فكرى
نسل امروز
حجهالاسلام
محمد جواد
حيدرى
كاشانى اشاره
نسل
امروز هنوز
تشنه فضيلت و
عدالت است و
به دليل
سرخوردگى از
تباهىها بهدنبال
آرمان شهر
اسلامى مىگردد.
وى
به نيرومندى
و توانايى
خويش براى به
دست آوردن
دنيايى بهتر
و در نتيجهرستاخيزى
مطلوب مىانديشد.
جوان در تلاش
است از فرهنگ
و ارزشهاى
اسلامى
انسانىبه
صورت بهينه
بهره گيرد.
اين تفكر
حياتىترين،
انديشهاى
است كه مىتواند
بهبالندگى
جامعه جوان
امروز مدد
رساند. اين
مقال در صدد
آن است تا
بتواند ضمنتبيين
صحنههايى
از حماسه
سالار
شهيدان،
حضور مكتب را
در ساحت
انديشه
جوانان بهتصوير
كشد. حادثه
عاشورا تجلى
عزت و ذلت كربلا
دو صحنه
دارد، در يك
صحنه عزيزان
و كريمانتاريخ
اسلام تجلى
كردند و در
صحنه ديگر
انسانهاى
زبون كه
گرفتار بتهاى
درونى
وبيرونى
بودند، ظهور
كردند. (1) عزيزان
صحنه عاشورا
چنان
آگاهانه در
راه معشوق
جانسپارى
كردند كه به
قول امام
خمينى(ره): «هر
چه روز
عاشورا
سيدالشهدا
سلامالله
عليه به
شهادت نزديكتر
مىشد،
افروختهتر
مىشد و
جوانان او
مسابقهمىكردند
براى اين كه
شهيد بشوند،
همه هم مىدانستند
كه بعد از چند
ساعت
ديگرشهيدند،
براى اين كه
آنها مىفهميدند
كجا مىروند
آنها مىفهميدند
براى چه
آمدندآگاه
بودند كه ما
آمديم اداى
وظيفه خدايى
را بكنيم
آمديم اسلام
را حفظ بكنيم».
(2) زبونان
تاريخ كه
معبودى به جز
هوى و هوس
نداشتند
چنان خود را
آلوده كردند
كهتا سر حد
انهدام
اسلام پيش
رفتند. امام
خمينى(ره) در
اين زمينه مىفرمايد:
«حكومتيزيد
مىرفت تا
قلم سرخ بر
چهره نورانى
اسلام كشد و
زحمات طاقت
فرساىپيامبر
بزرگ اسلام و
مسلمانان
صدر اسلام و
خون شهداء
فداكار را به
طاق نسيانسپارد
و هدر دهد». انديشهاى
كه مىرفتبا
كجروىهاى
تفاله
جاهليت و
برنامههاى
حساب احياى
ملىگرايى و
عروبتبا
شعار «لاخبر
جاء و لا وحى
نزل» (3) محو
و نابود شود. و
از حكومت عدل
اسلامى يك
رژيم موروثى
بسازد و
اسلام و وحى
را به انزوا
بكشاندكه
ناگهان
شخصيت عظيمى
كه از عصاره
وحى الهى
تغذيه و در
خاندان سيد
رسل
محمدمصطفى(ص)
و سيد اولياء
على مرتضى(ع)
تربيت و در
دامن صديقه
طاهره(س) بزرگ
شدهبود
قيام كرد و با
فداكارى بىنظير
و نهضت الهى
خود، واقعه
بزرگ را به
وجودآورد. (4) امام
خمينى(ره) رمز
عزت مردم
ايران، از
ذلت و زبونى
را، احياى
حماسههاىعاشورايى
مىدانند و
مىفرمايند: «عاشورا
را زنده
نگهداريد كه
با نگه داشتنعاشورا
كشور شما
آسيب نخواهد
ديد.» (5) آرى
حضرت
اباعبدالله
الحسين عليه
السلامقيام
و نهضتخونين
را تنها راه
نجات اسلام و
مسلمين در
تمامى اعصار
و قرونتشكيل
داد و راه
منحصر به فرد
مبارزه با
نقشههاى
خائنانه بنىاميه
را خوددارىاز
بيعت و تسليم
و انجام
حماسههاى
جاويد
عاشورا
دانست. او
يقين داشت
هدفشموافق
با رضاى خدا و
پيامبر و
منتهى به
شهادت و
سعادت است،
به اين جهت
صادقانهو
قاطعانه و با
حماسه زنده و
جاويد
مخالفتخود
را با زمامدارى
ناصالحان
وانحطاط
مسلمين
اعلام كرد و
تمام مصائب و
سختىها را
به جان و دل
خريد و در عملعشق
و ايثار و
حماسه را به
ما آموخت. يا
رب زشراب عشق
سرمستم كن از
هر چه نه غير
خود تهى دستم
كن يك باره به
بند عشق
پابستم كن در
عشق خودت
نيست كن و
هستم كن پيامهاى
حماسى
عاشوراء اگر
ايمان به هدف
و مقصد براى
انسان حاصل
شد ديگر
دررويدادهاى
جانكاه هيچ
ترديدى به
خود راه نمىدهد.
امام
حسين(ع) از
آغاز تا
انجام نهضت
كوچكترين
شك و ترديدى
به خود راه
نداد وبا
الهام از
تعاليم
پيامبر روح
حماسى را در
خطبههاى
غراى خود در
ديگران
ايجادمىكرد.
در يكى از
منازل بين
راه عراق
خطاب به
اصحاب خود و
سپاهيان خود
پس ازحمد و
ثناء ايزد
متعال فرمود: ايها
الناس، ان
رسول الله
قال: من راى
سلطانا
جائرا
مستحلا لحرم
الله
ناكثالعهد
الله مخالفا
لسنه رسول
الله، يعمل
فى عباد الله
بالاثم و
العدوان فلم
يغيرعليه
بفعل و لا قول
كان حقا على
الله ان
يدخله مدخله.
الا و ان
هولاء قد
لزمواطاعه
الشيطان و
تركوا طاعه
الرحمن و
اظهروا
الفساد و
عطلوا
الحدود
واستاثروابالفىء
و احلوا حرام
الله و حرموا
حلاله و انا
احق من غير; (6) اى
مردم،
پيامبر
خدافرمود: هر
كس ببيند
سلطان
ستمكارى را،
كه حرام خدا
را حلال قرار
دهد و عهد
خدارا بشكند
و بر خلاف سنت
پيامبر
رفتار كند و
در ميان
بندگان خدا
به گناه و
تجاوزكار
كند و به
رفتار و
گفتار خود (با
او مبارزه
نكند) و
كارهاى او را
تغييرندهد،
بر خدا حق است
كه او را در
همان موضع كه
آن سلطان
ستمكار را
وارد مىكند،
وارد كند. اى
مردم اينان (بنىاميه
و كارگزاران)
ملازم اطاعتشيطان
شده و اطاعتخدا
را ترك كرده و
فساد را
آشكار نموده
و حدود الهى
را تعطيل و فىء
و غنيمت رابه
خود اختصاص
داده و حلال
خدا را حرام و
حرام خدا را
حلال كردهاند
و من از همهسزاوارترم
كه آن (برنامههاى
شوم) را تغيير
دهم». اكنون
دقت كنيد كه
چگونه حضرت
اباعبدالله
الحسين عليه
السلام در
اينبيانات
حماسى صريحا
اعلام كرد كه
شخصيتى مثل
او كه مركز
همه خوبىها
و معدنفضايل
استبا شخصى
متجاهر به
فسق و جور
بيعت نمىكند;
يعنى هيچ
انسان آزادهاىنبايد
زير بار چنين
بيعتى رود و
وقتى
مسلمانان
گرفتار
زمامدارى
ناصالح
شدندبايد
فاتحه اسلام
را بخوانند و
با اسلام و
معارف آن
وداع كنند.
سخنان حضرتاباعبدالله
الحسين(ع) در
مدينه، مكه،
كربلا، بين
راه و حتى در
روز عاشورا
وهنگام
شهادت همه به
يك مضمون بود. گرچه
به مناسبت
مقامات و
رعايت فصاحت
و بلاغت و
محسنات
بديعيه
الفاظ و
عباراتو
تعابير عوض
مىشد، اما
مطالب و
معانى و پيام
تفاوتى پيدا
نمىكرد. همان
سخنان حماسى
كه از آغاز
نهضت از
حلقوم مبارك
سلاله رسول
خدا(ص) بيرونمىآمد
تا آخرين
لحظه، ادامه
يافت. در
روز عاشورا
خطاب به عمر
سعد و
سپاهيان او
در خطبهاى
فرمود: «الا ان
الدعى ابن
الدعى قد ركز
بين اثنتين
بين السله
والذله و
هيهات
مناالذله
يابى الله
تعالى ذلك
لنا و رسوله و
المومنون و
حجور طابت و
طهرت و انوفحميه
من ان نوثر
طاعه اللئام
على مصارع
الكرام; (7) يعنى:
آگاه باشيد
كه زنازادهپسر
زنازاده بين
دو چيز ما را
مجبور كرده
استبين
كشته شدن يا
به خوارى و
ذلتتسليم
شدن، لكن ذلت
از ما دور است.
خدا راضى
نيست كه ما به
ذلت تسليم
شويم
وپيامبر خدا
و مومنان و
دامنهاى
پاك و پاكيزهاى
كه ما در آن
پرورش يافتهايم
وآن مردانى
كه از تن دادن
به زير بار
ستم منزه و
بركنارند،
راضى نيستند
كهاطاعت
مردان پست را
بر قتلگاه
كريمان و
بزرگواران
برگزينم.» شجاعتسيدالشهداء
عليه السلام
نه تنها همان
زور بازو و
قدرت و قوت
بدنى و علم و
آگاهى آنحضرت
به آئين جنگ و
نبرد و
مديريت و
فرماندهى و
به خاك
انداختن
دليران
ودلاوران
صحنه كارزار
بود، بلكه
تمام اينها
از روح قوى و
خصيتبلند و
حياتاعتقادى
و اسلامى او
نشات مىگرفت.
وقتى
از او مىپرسند
از پيامبر
حديثى كه
خودت شنيده
باشى نقل كن
مىفرمايد: «ان الله
يحب معالى
الامور و
يبغض
سفسافها;
خداوند
كارهاى بلند
و گرامى
رادوست مىدارد
و كارهاى پست
و زبون را
دشمن مىدارد.»
براى
برخى از
افراد، روحخدمتگزار
جسم و جسد و
جثه است; يعنى
فكر و عقل و
عاطفه در
خدمت هدفهاى
جسمانىو
بدنى و
حيوانى است،
روح اسير است
روح تا حدى
رنج مىبرد
گرچه روح
كوچك و ضعيفحتى
احساس رنج هم
نمىكند روح
بايد بزرگ و
بلند باشد كه
احساس درد و
رنجبكنداگر
روح احساس
درد و رنجبكند
ديگر در خدمت
جسم قرار نمىگيرد
و خود را به
امورپست نمىفروشد.
در
اين روايت
امام حسين كه
از جد
بزرگوارش
نقل مىكند،
معلوم مىشود
روح
بلندامام با
امور پست
جسمى سر و كار
ندارد، سر و
كارش با
معانى عالى و
بلند و
باعظمت است (9) عباس
عقاد مىگويد:
«و شجاعه
الحسين صفه
لاتستغرب
منه لانها
الشىء منمعدنه;
يعنى شجاعتحسين
صفتى است كه
ظهور آن از وى
غريب نيست،
براى اين كهظهور
شجاعت از مثل
او ظهور طلا
از معدن آن
است.» در دنيا
افرادى
هستند خالى
ازحماسه و
شور و هيجان و
حركت، در
فراز و نشيب
زندگى احساس
حقارت و ذلت و
شكستخوردگى
مىكنند هيچ
فكر و عقيده و
فرهنگ و
تحولى در روح
آنها وجود
ندارد. اما
بعضى از مردم
نوعى حماسه
در روح و وجود
آنها هست،
مثلا در ملت
آلمان حماسه«آلمان
برتر از همه»
وجود داشت. در
عرب نيز خوى
تفوق عرب بر
غير عرب بود
كهاسلام با
آن مبارزه
كرد. در
عدنانيان و
قحطانيان
نوعى حماسه
قومى وجود
داشت
درعشاير و
قبايل مختلف
به صورت قومى
و نژادى نوعى
حماسه وجود
دارد. اما اينشجاعت
و حماسه كجا؟
و شجاعت و
حماسه حسينى
كجا؟ عباس
عقاد گويد: در
افرادانسان
كسى در شجاعت
روحى و قوت
قلبى شجاعتر
نيست از كسى
كه اقدام كند
و واردشود بر
آنچه حسين در
كربلا بر آن
اقدام كرد. (10) از
ديدگاه
اسلام همه
حماسههاى
نژادى و قومى
مذموم است و
آن حماسهاى
در اسلامممدوح
و پسنديده
است كه بر
اساس عزت
نفس، كرامت
نفس، آزاد
منشى و
استقلالفرهنگى
و اعتقاد
دينى باشد و
ننگ و ذلت و
انحطاط و
پستى را تحمل
ننمايد. سيدالشهدا
با الهام از
آيات حماسى
قرآن هم چون
آيه شريفه «لله
العزه
ولرسوله و
للمومنين» (11)
و آيه «لن
يجعل الله
للكافرين
على
المومنين
سبيلا» (12) و
بااستفاده
از زندگى
حماسى و سيره
عملى رسول
خدا(ص) و
اميرالمومنين
عليه السلامو
حماسههاى
زهراى اطهر
وامام حسن
مجتبى(ع) به
احياى انسانهاى
مرده زمانپرداخت
و شخصيت
معنوى
مسلمانان را
بيدار كرد و
اسلام را
تجديد حيات
بخشيد و
درملت اسلام
در تمامى
قرون و اعصار
حماسه و غيرت
ايجاد كرد،
حميت و شجاعت
وسلحشورى به
وجود آورد و
براى تمام
نهضتها و
انقلابهاى
دنيا سوژه و
سرمايهبىنظيرى
شد و به آنها
آموخت كه ترسها،
زبونىها،
بردگىها،
چاپلوسىها،
بيگانهپرستىها،
همه و همه
مولود از دست
دادن خوى
فطرى و شخصيت
انسانى است. هيچ
خسران و
زيانى بدتر
از خسران
شخصيت نيست. «قل ان
الخاسرين
الذين خسروا
انفسهم و
اهليهم». (13) قرآن
مجيد كسانى
را كه تنها با
حرف خدا را
عبادت مىكنند
و در هنگام
امتحان
وآزمايش
عبوديت و
بندگى را رها
كرده و در
رويدادهاى
سخت زندگى
براى احقاق
حق وابطال
باطل از خود
حماسه و
پايدارى
نشان نمىدهند،
در شمار «بازندگان»
و«ياختگان»
حقيقى آورده
و خسران دنيا
و آخرت را
براى ايشان
تصريح نموده
است«و من
الناس من
يعبد الله
على حرف فان
اصابه خير
اطمان به و ان
اصابته فتنهانقلب
على وجهه خسر
الدنيا و
الاخره ذلك
هو الخسران
المبين.» (14) اكنون
در
محضرپيامهاى
حماسى حضرت
اباعبدالله
الحسين عليه
السلام مىنشينيم
و درسهاى
حماسهو
سلحشورى را
از آن شخصيت
ربانى مىآموزيم:
(15) الف:
«الا حر يدع
هذه اللماظه
لاهلها ليس
لانفسكم ثمن
الا الجنه
فلاتبيعوهابغيرها
فان من رضى من
الله
بالدنيا فقد
رضى بالخسيس;
(16) آيا آزاد
مردى
پيدانمىشود
كه دست از اين
لقمه جويده
شده بردارد؟
براى شما جز
بهشتبهايى
نيست. پس
خود را به غير
بهشت
نفروشيد كه
هر كس از خدا
به دنيا راضى
شود به چيز
پستىراضى
گشته است.» ب:
«الناس عبيد
الدنيا
والدين لعق
على السنتهم
يحوطونهمادرت
به معايشهم
فاذا محصوا
بالبلاء فقل
الديانون; (17) مردم
برده
دنيايند و
ديانتبر
زبانهايشان
معلق است از
دين حمايت مىكنند
مادامى كه
زندگى و
معيشت
دنيايشانبر
محور آن دور
بزند. پس آن
گاه كه مورد
بلا و آزمايش
قرار گرفتند
انسانهاىديندار
كم است.» ج:
«موت فى عز
خير من حياه
فى ذل; مرگ در
عزت برتر از
حياتو
زندگى در ذلت
است.» د:
امام حسين
عليه السلام
خطاب به جناب
ابىذر
غفارىفرمود:
«فاسال الله
الصبر
والنصر
واستعذ به من
الجشع
والجزع فان
الصبر منالدين
والكرم; از
خداوند صبر و
يارى بخواه و
از حرص و بىتابى
به او پناه بر
كهصبر از
دين و كرم است.»
ه:
«الصدق عز
والكذب عجز
والشح فقر
والسخاء غنى;راستى
عزت است و
دروغگويى
زبونى و نياز
فقر است و
سخاوت: ثروت
است.» و:
«سبقت
العالمين
الى المعالى...;
از جهانيان
به سوى درجاتبلند
و عالى سبقت
گرفتم.» يكى
از عوامل مهم
و بنيادى
براى انحطاط
مسلميننداشتن
روح حماسه و
شجاعت و
صلابت است. عزت
و شرافت و
كرامت امتها
و ملتها
وابسته به
ميزان شجاعت
و شهامت و روح
بلندو قوى
آنان است اگر
روحيه
چاپلوسى و
سازشكارى در
برابر
تخلفات مالى
و اجتماعىو
اقتصادى و
مديريتى در
جامعهاى،
ارزش به حساب
آيد و در
مقابل روحيه
حماسى
وشجاعت و
شهامت در
گفتار و
كردار و
نوشتار ضد
ارزش به حساب
آيد و مورد
نكوهشقرار
گيرد، آن
جامعه به
تدريجبه
انحطاط و ذلت
كشيده خواهد
شد. مگر
عامل اساسى
رشد و
بالندگى امت
اسلامى
ايران در
برابر طاغوت
و
استكبار،روحيه
شهامت و
شجاعت و
صلابت نبود؟ مگر
ممكن استحيات
طيبه و عزت
سياسى و
استقلال
اقتصادى و
پيشرفت
معنوى بدوناستفاده
از حماسه و
شهامت و
پايدارى در
جامعهاى به
وجود آيد. همان
طور كه رهبر
معظم انقلاب
فرمودند: «حيات
طيبه براى يك
ملتبه
مفهوم
برخوردارى
از رفاه و
رونق مالى،
تامينامنيت،
پيشرفت
علمى، عزت
سياسى و
استقلال
اقتصادى،
همراه با
آراسته شدن
به اخلاق
والاى الهى،
تقوا و ايمان
به خداست. اسلام
پول و رفاه را
همراه با
ايمان و
معنويت و
پيشرفت
اقتصادى را
توام
باشكوفايى
اخلاقى و
معنويت در
جامعه مىخواهد»
و اين مهم با
استفاده از
درسهاىانسانساز
امام حسين
عليه السلام
پيرامون
حماسه و
شهامت و
صلابتبه
دستمىآيد.
(18) رهبر
معظم انقلاب
حضرت آيت
الله العظمى
خامنهاى
پيرامون
روحيه حماسى
ورفتار
شجاعانه
مردم شريف
ايران و
بركات آن مىفرمايند:
«رفتار
شجاعانه هر
مردم و
مسئولان
ايران، علتهاى
ديگر را براى
مقاومت
دربرابر
امريكا
تشجيع كرده
است. اكنون
دورانى كه
امريكايىها
خيال مىكردند
صاحباختيار
دنيا هستند و
براى
كشورهاى
گوناگون خط و
نشان مىكشيدند،
سپرى شده است
واين همه به
بركتشجاعت
و نترسيدن
ملت ايران از
ابرقدرتها
حاصل شده است.»
(19) امروزه
ملتهاى
مسلمان
سراسر دنيا
در پرتو
تعاليم
حماسى حضرت
اباعبدالله
الحسين عليه
السلام مىروند
تا در تاريخ
معاصر تحولى
ايجاد كنند. ظهور
شخصيتهايى
چون «لوئيس
فراخان» در
صحنه مسائل
حاد سياست
دينى، آن هم
پساز يك
تجربه تلخ و
تاريك و
طولانى
چهارصد ساله
در دل آمريكا
به ويژه با
شكستماركسيسم
كه سعى در نفى
انديشه دينى
حتى از حوزه
حيات فردى
داشت،
بالاخص
باالهام از
تاريخ حماسى
اسلام و
تعاليم
انسان ساز
عاشورا، و
پيامهاى
حماسى كربلا
وعاشورا،
همه و همه
نويدبخش
آغاز فصلى
جديد در صحنه
حيات بشرى
است. امروزه
بيدارى و
آگاهى سياه
پوستان
امريكا آن هم
در پرتو
تعاليم
انسان
سازعاشورايى
و رهنمودهاى
امام خمينى
مايه بسى
اميد و بشارت
است. رهبر
معظم انقلاب
در اين باره
فرمودند: «سياهپوستان
امريكا اعم
از مسلمان
ومسيحى در
اين تظاهرات
مشتهايشان
را گره كردند
و فرياد «الله
اكبر» سر
دادندو به
ترجمه سوره
مباركه حمد
گوش فرا
دادند اين
پيام قرآن
بود كه زير
چشم رژيماستكبار
امريكا در
دنيا پخش شد و
اين واقعيت
نشان داد كه
با وجود
مخالفت هاىامريكا
پيام انقلاب
اسلامى به
مخاطبين آن
در دورترين
نقطه جهان
رسيده است.» (20) اينها
همه ريشه در
تعاليم
عاشورايى
دارد، مگر مىتوان
فراموش كرد
خطبه
غراءحضرت
اباعبدالله
الحسين عليه
السلام در
روز دوم محرم
سال 61 هجرى و
در ميانياران
و فرزندان و
خاندان كه مىفرمود:
اما
بعد فقد نزل
من الامر ما
قد ترون و ان
الدنيا قد
تغيرت و
تنكرت
وادبرمعروفها...
الا ترون الى
الحق لا يعمل
به و الى
الباطل
لايتناهى
عنه ليرغب
المومنفى
لقاء الله
محقا فانى لا
ارى الموت
الا سعاده و
الحياه مع
الظالمين
الا برما; (21) اما
پيش آمد ما
همين است كه
مىبينيد
جدا اوضاع
زمان دگرگون
گرديده زشتىهاآشكار
و نيكىها و
فضيلتها از
محيط ما، رختبربسته
است، از
فضائل
انسانى باقىنمانده
است، مگر
اندكى مانند
قطرات ته
مانده ظرف
آب، مردم در
زندگى ننگين
وذلتبارى
به سر مىبرند
كه نه به حق
عمل مىشود
ونه از باطل
روگردانى. شايسته
است كه در
چنين محيط
ننگين و ذلتبارى
شخص با ايمان
و بافضيلت
فداكارىو
جانبازى كند
و به سوى فيض
ديدار
پروردگارش
بشتابد. من
در چنين محيط
ذلتبارى
مرگ را جز
سعادت و
خوشبختى و
زندگى با اين
ستمگرانرا
جز رنج و نكبت
نمىدانم.» «سامضى و
ما فى الموت
عار على
الفتى; به
زودىمىروم
در حالى كه در
مرگ ننگى بر
جوانمرد
نيست.» اگر
رهبر معظم
انقلاب
بااشاره به
حماسههاى
مردم شريف
ايران و با
قاطعيت تمام
مىفرمايند: «همه
دولتها
اعتراف
دارند كه
تنها ايران
اسلامى است
كه با شجاعت
در مقابلامريكا
و اسرائيل
ايستادهاند.»
(22) به
خاطر همان
تعاليم
عاشورايى
است كه
هنوزشعارهاى
حماسى و پيامهاى
بلند آن به
گوش اهل دل مىرسد
كه مىفرمود: الموت
اولى من ركوب
العار
والعار اولى
من دخول
النار انا
الحسين بن
على آليت ان
لا انثنى حتى
عيالات ابى
امضى على دين
النبى «مرگ
بهتر از
پذيرفتن ننگ
است و
پذيرفتن ننگ
بهتر از قبول
آتش سوزان
جهنم استمن
حسين فرزند
على هستم،
سوگند ياد
كردهام كه
در مقابل
دشمن سرفرود
نياورم. من از
اهل و عيال
پدرم حمايت
مىكنم و در
راه آئين
پيامبر كشته
مىشوم.» روحيهحماسى
است كه باعث
مىشود
انبياء الهى
براى اجراى
عدالت
اجتماعى
كوچكترين
سازشىبا
مترفين و
كفار نداشته
باشند. همين
حماسههاى
صادقانه و
مخلصانه بود
كه يك جاذبه
واقعى و
حقيقى در
قلوب مردممومن
جهان ايجاد
كرد كه حرارت
و سوزش آن
هرگز به سردى
نمىگرايد و
در زير اينآسمان
كبود نمىتوان
نهضت و
انقلاب
اصلاحى را
پيدا كرد كه
با حماسههاى
جاويدعاشورا
آشنا نباشد. آرى
«ان لقتل
الحسين
حراره فى
قلوب
المومنين لن
تبرد ابدا» (23) امام
خمينى«بزرگداشتشعائر
عاشورايى»
را مهمترين
رمز وحدت ملل
مسلمان جهان
مىداند
وتعاليم
عاشورايى را
ثمربخشترين
حماسهبراىعزتمسلمين
و ذلت و خوارى
كفار
ومشركين و
نابودى
استكبار
جهانى بهحساب
آورده ومىفرمايد:
«همه
بايد بدانيم
كه آن چه موجب
وحدت بين
مسلمين است
اين مراسم
سياسى،
مراسمعزادارى
ائمه اطهار و
به ويژه سيد
مظلومان و
سرور شهيدان
حضرت ابى
عبداللهالحسين
عليه السلام
است كه حافظ
مليت مسلمين
به ويژه
شيعيان اثنى
عشرعليهم
صلوات الله و
سلم مىباشد.»
(24) امام
خمينى قيام و
انقلاب امت
اسلامى
ايرانونجات
از ذلت و
بردگى ملت
ايران و
رسيدن به
سرافرازى را
مرهون
بزرگداشتشعائرحسينى
و حماسههاى
جاويد
عاشورا مىداند
و مىفرمايد: «مجالس
بزرگداشتسيد
مظلومان و
سرور
آزادگان كه
مجالس غلبه
سپاه عقل بر
جهلو عدل بر
ظلم و امانتبر
خيانت و
حكومت
اسلامى بر
حكومت طاغوت
است هرچهباشكوهتر
و فشردهتر
بر پا شود و
بيرقهاى
خونين
عاشورا به
لامتحلول
روز انتقاممظلوم
از ظالم هرچه
بيشتر
افراشته شود.»
(25) با
اميد آن كه
بتوانيم با
استفاده
ازروح حماسه
حسينى بيش از
پيش شاهد
استقلال و
عزت و شرافت و
كرامت
نفسانى در
ميانمسلمانان
جهان باشيم. پىنوشتها:
1- اللهوف
على قتل
الطفوف، ص70112. 2- صحيفه
نور، ج15، ص55;
اللهوف على
قتل الطفوف،
ص112. 3- مع
السجوم فى
توجهه نفس
المعصوم از
علامه
شعرانى ص252. 4- صحيفه
نور، ج12، ص181. 5- همان، ج15،
ص205. 6- كامل
ابن اثير، ج3،
ص280، و تاريخ
طبرى، ج4، ص304.
7- سخنان
حسين بن على
از مدينه تا
كربلا، ص236. 8- تاريخ
يعقوبى، ج2،
ص246. 9- كتاب
پرتوى از
عظمتحسين(ع-
تاليف لطف
الله صافى، ص217
201. 10- ابوالشهداء،
ص71. 11- منافقون،
آيه8. 12- نساء،
آيه141. 13- زمر،
آيه50. 14- حج، آيه11.
15- براى
آشنايى با
سخنان امام
حسين از
مدينه تا
شهادت
مراجعهكنيد
به كتاب
سخنان امام
حسين(ع- از
مدينه تا
شهادت تاليف
محمد صادق
نجمى. واز هر
معصوم چهل
حديث از آقاى
كوشا، ص147128. 16- الانوار
البهيه، ص45. 17- تحف
العقول، ص249 250. 18-
روزنامه
رسالت،23/7/74. 19- همان. 20-
روزنامه
جمهورى
اسلامى،27/7/74. 21- تحف
العقول، ص174.
طبرى،ج7، ص300;
مثير
الاخوان، ص22;
ابن عساكر، ص214;
مقتل
خوارزمى، ج2،
ص5; لهوف، ص69. 22- روزنامه
جمهورى
اسلامى،13/2/75. 23- مستدرك
الوسائل، ج2،
ص217. 24- صحيفه
نور، ج21، ص173. 25- همان، ج16
، ص209 210 |