|
|
|
تعزيه،
جلوه گاه
عشق، ايمان و
اعتقاد
درباره
پيدايش و شكل
گيري تعزيه
آراء و اقوال
گوناگون و
متعددي وجود
دارد.
برخي
معتقدند كه
شكل گيري اين
هنر ايراني
اسلامي به
قرون اول و
دوم هجري بر
مي گردد،
زماني كه
مسلمين جهت
سوگواري و
برگزاري
مجالس
عزاداري بر
مزار شهيدان
اسلام حاضر
مي شدند و
براي هر چه
باشكوه تر
برگزار كردن
اين مراسم و
يادآوري از
مظالم و
مصائبي كه بر
خاندان
پيامبر
اسلام (ص)
بويژه حسين
بن علي (ع)
رفته به شبيه
سازي مي
پرداختند بي
آنكه كلام به
شيوه امروزي
در آن معمول
باشد.
گروهي
معتقدند
مراسم
عزاداري
نخست از دسته
گرداني و
نوحه سرايي و
روضه خواني
شكل گرفت. بر
اساس نظريه
آنان
ملاحسين
واعظ كاشفي
در قرن نهم
هجري با
ايجاد فن
روضه خواني
كتاب روضه
الشهدا را در
وصف واقعه
كربلا به
فارسي نوشت و
از آنجا كه
مطالب اين
كتاب را در
مجالس
عزاداري از
روي كتاب بر
سر منابر مي
خواندند،
خوانندگان
آن به روضه
خوان معروف
شدند. اما
بتدريج
خواندن روضه
از روي كتاب
منسوخ شد و
روضه خوانها
مطالب آن را
حفظ كرده در
مجالس
عزاداري مي
خواندند و در
اثر گذشت
زمان اشعار
تعزيه با
الهام از
روضه
الشهداء و
مقاتل مختلف
ديگر پديد
آمد و سير
تدريجي و
تكاملي خود
را پيمود. تعزيه و آل
بويه
بسياري از
پژوهندگان
معتقدند رسم
عزاداري و
تعزيه خواني
از زمان آل
بويه آغاز شد.
آنها به
روايت ابن
كثير در احسن
القصص
استناد مي
كنند كه مي
نويسد: «معزالدوله
احمد بن بويه
در سال 352 هجري
در بغداد امر
كرد كه در دهه
محرم دكانها
را ببندند و
مردم لباس
عزا به تن
كنند و به
تعزيه
سيدالشهدا (ع)
بپردازند. و
اين رسم تا
اوايل سلطنت
طغرل سلجوقي
در بغداد و
ديگر شهرهاي
ايران معمول
بود.»
ادوارد
براون
پژوهشگر
انگليسي نيز
در كتاب
تاريخ
ادبيات
درباره
پيدايش
تعزيه چنين
مي نويسد:
«نمايش
صحنه ها و
مجالس حزن
انگيزي كه به
تعزيه موسوم
است در اوائل
دوره صفويه
معمول نبوده
و در ازمنه
بعد مرسوم
شده چنانكه
يكي از
مورخين
اروپايي كه
در زمان
سلطنت شاه
صفي در
اردبيل بسر
برده است شرح
مبسوطي از
مشاهدات خود
ارائه داده و
مراسم
عزاداري و
نوحه خواني و
تيغ زني ايام
عاشورا را
ذكر كرده ولي
هيچ اشاره اي
به نمايش
تعزيه ندارد.»
گروهي ديگر
با استناد به
نسخه خطي
كتاب تاريخ
انقلاب
اسلام
پيدايش
تعزيه را از
دوره
كريمخان زند
مي دانند. در
اين كتاب
آمده است:
«در عهد وي
سفيري از
فرنگستان به
ايران آمد و
در خدمت آن
شاه شرحي در
تعريف
تئاترهاي
حزن انگيز
بيان كرد و
كريمخان پس
از شنيدن
بيانات وي
دستور داد كه
صحنه هايي از
وقايع كربلا
و سرگذشت
هفتاد و دو تن
را ساختند و
از اين حوادث
غم انگيز
مذهبي نمايش
هايي ترتيب
دادند كه به
تعزيه معروف
گشت.» در دوره
قاجار
برخي از
محققين نيز
بر اين
باورند كه
شبيه خواني
يا تعزيه
ظاهرا در
دوره سلطنت
ناصرالدين
شاه در ايران
رونقي بسزا
يافته است و
شبيه
خوانهاي
پرتواني
مانند
ملاحسين
امام خوان -
ميرزا
غلامحسين
عباس خوان و
جهانگير
مسلمان خوان
پيدا شدند.
اين عده مي
گويند پس از
سفر
ناصرالدين
شاه به فرنگ و
آگاهي يافتن
از اين كه
مسيحيان
مومن و معتقد
از سر اخلاص و
ايمان، با
تجسم زندگي و
سرگذشت
مقدسان دين
خود، نمايش
هاي مذهبي
تحت عنوان «ميستر»
بر پا مي
دارند، به
هنگام
بازگشت به
ايران با بنا
نهادن تكيه
دولت تعزيه
به شكل
امروزي را
رواج داد.
آنچه مسلم
است تعزيه به
صورت امروزي
در طي سالهاي
مديد پديد
آمد و در اين
راه از تمامي
سنت هايي
همچون
نقالي، روضه
خواني،
مناقب خواني
و نيز ديگر
مراسم
عزاداري مدد
گرفته است. تعزيه و
تئاتر
بسياري از
محققين و
صاحب نظران
كوشيده اند
تا مقايسه اي
بين تعزيه و
تئاتر انجام
دهند و در اين
راه حاصل
پژوهش هاي
خود را ارائه
داده اند.
يكي از
اولين
پژوهشگراني
كه تعزيه
نامه هاي ما
را با شيوه
تئاتر نويسي
مقايسه كرده
و آنرا به
عنوان
ادبيات
دراماتيك
ايران معرفي
كرده است «كنت
دوگوبينو»
است. وي يك قرن
پيش اعلام
كرد: «بزودي
درام ملي
ايران يعني
درام اسلامي
از بطن نمايش
هاي مذهبي -
اسلامي زاده
خواهد شد.»
آنچه «گوبينو»
را حدود صد و
بيست سال پيش
به چنين
داوري كشاند
پيش پرده
هايي بود كه
به عنوان
مقدمه قبل از
شروع مجلس
اصلي تعزيه
اجرا مي شد.
حكايت «عباس
هندو» در
مقدمه تعزيه
اي به همين
نام نمونه اي
از اين مقدمه
هاست.
بسياري از
صاحب نظران
تعزيه را با
شيوه هاي
مختلف
نمايشي غرب
سنجيده اند
اما در اين
ميان كساني
كه تعزيه را
بيشتر شبيه
تئاتر
دانسته اند
آراء بيشتري
داشته و
معتقدند كه
تعزيه به
لحاظ بازي،
بازيگر و متن
داستاني به
تئاتر نزديك
تر است.
اما بي
ترديد تعزيه
نمايشي اصيل
و اسلامي
است، كه
ساختمان
نمايشي آن
بطور كامل از
فرهنگ مذهبي
شيعي جوشيده
و نشانگر
آرمانها،
افكار، ايده
آلها،
واقعيت ها و
حقيقت هاي
مذهب و فرهنگ
ماست. و بهمين
دليل با ساخت
و زبان تئاتر
كه ملهم و
متاثر از
فرهنگ غرب
است تفاوت
بسيار و
تمايز آشكار
دارد. ويژگي هاي
تعزيه
كليه
عناصر تشكيل
دهنده تعزيه
از معرفي،
موضوع و
شخصيت و تحول
آن تا عمل و
عكس العمل،
چگونگي مطرح
شدن زمان و
مكان، دكور،
صحنه سازي و
تمثيل در
فرمها حركت
ها، استعاره
در عوامل
مختلف صحنه
اي، بيان و
گفتار همه به
شكل و شيوه
خاص خود
انجام مي شود.
هر چند
تكايا و
حسينيه ها و
گذرگاهها و
اماكن عمومي
بيشتر شاهد
اجراي مجالس
تعزيه اند
اما بايد گفت
كه محل
برپايي
تعزيه مكان
خاصي نيست و
هر كجا كه
تجمع مردم
بيشتر باشد
تعزيه در آن
محل برگزار
مي شود و اين
مسأله خود به
تنهايي
مردمي بودن
اين هنر
اسلامي را
آشكار
مي سازد.
در گذشته
بسياري از
تعزيه
خوانها در
ايام محرم به
مسافرت
پرداخته و با
گذر از
شهرهاي
مختلف و ياري
گرفتن از
تعزيه
خوانهاي
محلي به
برپايي
تعزيه مي
پرداختند.
محل اجراي
تعزيه اصولا
سطح برتر از
زمين انتخاب
مي شود تا
تماشاگران
براحتي
بتوانند
صحنه را
مشاهده كنند.
در اين نوع
نمايش ها
پرده و دكور
نقشي را
بعهده
ندارند و سبك
نمايش بگونه
اي نمادين
انجام
مي گيرد.
براي مثال
تشت پر آب
حاكي از رود
فرات، صحنه
نمايش نشانه
رزمگاه و
شاخه نخل،
فضاي
نخلستان و
انگشتري
عقيق
نمايانگر
چشمه است. و در
اين ميان
بدون آنكه
ابهامي در
ذهن تماشاگر
ايجاد گردد
فضايي كاملا
عيني در پيش
روي تجسم مي
گردد.
از ديگر
عناصر و
ابزار كار
صرف نظر از
لباس، مي
توان از آلات
موسيقي نظير
شيپور، طبل،
سنج، دهل و ني
و وسايل رزم
از جمله
نيزه، كلاه
خود، شمشير،
زره، اسب،
خنجر و سپر
نام برد. تعزيه
گردان
در اجراي
هر تعزيه،
كارگردان،
به عنوان ركن
اساسي در
هماهنگي نقش
ها، وظايف و
فعاليت ها
بكار مي
پردازد. او كه
به عناوين
مختلفي از
جمله
كارگردان،
معين
البكاء،
تعزيه
گردان، شبيه
گردان،
ميرزا باشي،
كارگزار
معروف است در
كار خود از
استادي و
چيرگي خاصي
برخوردار
است. تعزيه
گردان نقش هر
يك از شبيه
خوانها را
تعيين كرده،
اشعار مربوط
به آنها را به
هر يك مي دهد.
او معمولا
نسخه اي از
متن كلي
نمايش را در
دست دارد كه
كلمه اول هر
بيت بر آن
نوشته شده تا
اگر شبيه
خواني،
گفتارش را
فراموش كرد
به او
يادآوري
نمايد. |