دينيابي يا ديندهي بايدها و نبايدها
عليرضا مزروعي
دشمنان سعي مينمايند ناهنجاريهاي فرهنگي و اجتماعي چون بدپوشي و تغيير رفتار جوانان و نوجوانان را تابوشكني در حوزه اخلاق و دين گريزي در حوزه عقيده معرفي كنند و آن را محصول شكاف و گسست نسلها در جامعه ايران، به عنوان يك بحران ايدئولوژيكي جلوه دهند و دين ستيزي و گريز از هنجارهاي عقيدتي خصوصا ميان جوانان و نوجوانان را فضاي غالب در جامعه ايران برشمارند و به منظور تحت تأثير قراردادن جوانان و نوجوانان و استحاله فرهنگي در عرصه فناوري ارتباطات با بكارگيري حداكثر ظرفيت تكنولوژي جديد رسانهاي و امواج چون ماهواره و اينترنت و دهها سايت فارسي زبان از توليد و انتشار مدلهاي فرهنگي از نوع غربي چون اباحهگري و... فروگذار نيستند و هر روز نيز بر تبليغات گسترده و همه جانبه و فراگير رسانههاي خود با استفاده از تكنولوژي مدرن ميافزايند.
اما؛ واقعيت اين است كه با تأمل به عمق لايههاي دروني جامعه بسياري از ناهنجاريهاي فرهنگي و اجتماعي چون پديده بدپوشي ميان بسياري از جوانان و نوجوانان نه از رهگذر تابوشكني در حوزه اخلاق و نه رويكرد دين گريزي در حوزه عقيده است بلكه با توجه به ويژگيها و زمينههاي تربيتي، عاطفي و احساسي جوانان و نوجوانان ميبايست از منظر سوءرفتار ديني مورد مداقه و كارشناسي قرار گيرد. در مقاله حاضر نويسنده كوشيده است از منظري تازه به تبيين اين بحث بپردازد. مطلب را با هم از نظر ميگذرانيم:
تربيت ديني
تربيت ديني به معناي ديگر متخلق شدن به اخلاق الهي است كه هدف بعثت تمام پيامبران ميباشد و در نظام اسلامي متعاليترين هدف تلقي ميشود.
پيامبر گرامي اسلام نيز هدف اصلي رسالت خود را به كمال رساندن خلقهاي كريم و منشهاي بزرگوارانه معرفي كرده است:
«اني بعثت لاتمم مكارم الاخلاق» (1)
بدون ترديد، اخلاق نيك و زدودن زشتيها و آراستگي به خوبيها يكي از عوامل مهم بهرهمندي از سعادت دنيوي و اخروي است.
از نظر قرآن، انسان يك تكون و خلقت جسمي دارد و يك انشاء خلقي كه اين انشاء خلق دوم شخصيت و انسانيت را شكل ميدهد، آنچه متعلق به تعليم و تربيت است همان انشاء خلق ديگر است. «ثم انشاناه خلقا اخر» در انسان استعدادهاي بالقوهاي نهفته است كه بر اثر تعليم و تربيت اين استعدادها شكوفا ميشود و از انسان خليفه الله ميسازد. از نظر اسلام تعليم و تربيت به انسان بينش ميدهد كه انسان با آن دست به انتخاب احسن ميزند.
قرآن كريم صراحتا، تعليم و تربيت را يكي از اهداف اساسي برانگيختن پيامبر اكرم (ص) دانسته و ميفرمايد:
هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه. (2)
او كسي است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولي از خودشان برانگيخت كه آياتش را به آنان ميخواند و آنان را تزكيه ميكند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت ميآموزد و مسلماً پيش از آن در گمراهي آشكاري بودند.
نگاهي به ميراث علمي عالمان برجسته در طول ادوار تاريخ نشان ميدهد كه موضوع تربيت و اخلاق به طور ويژه مورد توجه قرار گرفته است.
آثار ارزشمندي مانند «رسائل اخوان الصفا و خلان الوفا»، «السعاده و الاسعاد في السيره الانسانيه»، «تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق»، «اخلاق ناصري»، «احياء علوم الدين»، «المحجه البيضاء في تهذيب الاحياء»، «المراقبات في اعمال السنه»، «جامع السعادات» و دهها اثر خرد و كلان و در بسياري از كتابهاي اخلاقي، ابواب خاصي را به بخشهاي مختلف اخلاق كاربردي اختصاص ميدادند. به عنوان مثال، در كتابهاي ارزشمند «احياء العلوم» و «المحجه البيضاء» مباحثي مانند «اخلاق دانش و دانشجويي»، «اخلاق جنسي»، «اخلاق معيشت» و امثال آن در اهميت موضوع نوشتههاي مستقلي نيز به رشته تحرير در ميآمد، به عنوان مثال، در باب «اخلاق دانشجويي» ميتوان به كتابهاي ارزشمندي چون «آداب المتعلمين»، نوشته خواجه نصيرالدين طوسي، «منيه المريد في آداب المفيد و المستفيد» نوشته شهيد ثاني و «آداب المتعلمين» نوشته ميرزا محمد تنكابني اشاره كرد.
تعليم و تربيت ديني بايد بر سه حوزه شناختي، عاطفي، رفتاري اثر بگذارد و در صورت عدم تحقق اين فرآيند جامعه دچار مشكلات جدي فرهنگي ميگردد. تربيت ديني وآسيب شناسي آن، موضوع پيچيدهاي است كه هرگونه تجويزي براي آن نياز به يك جامع انديشي، ژرف نگري و دين انديشي با احاطه به مبادي معرفت شناسي در حوزههاي مختلف علوم انساني و تكنولوژي آموزشي و رسانهاي دارد.
آسيب شناسي تربيت ديني
ورود به موضوع «آسيب شناسي تربيت ديني» بدون تمايزگذاري ميان رويكردهاي مختلف روش شناختي و قرائتهاي گوناگون دين شناختي در تربيت ديني امكان پذير نيست. بنابراين قبل از هر چيز بايد بين دين «خودبنيادفطري» و دين «دگربنيادعاريهاي» تمايز اساسي قايل شد تا بتوان به سازهها و انگارههاي پنهان آسيب شناسي در تربيت ديني پي برد.
پس از تبيين درست روش شناختي و قرائت صحيح دين شناختي در تربيت ديني ميتوان گفت كه بهبود نظام تعليم و تربيت به ويژه تحقق تربيت ديني در نسل كنوني و آينده، جز از طريق رويكرد سيستمي به شبكه گسترده نظام فرهنگي و آموزشي، آسيب شناسي وضع موجود و شرايط مساعد اجتماعي امكان پذير نيست.
به عبارت ديگر غفلت از همبستگي علي بين عوامل و مؤلفههاي تربيت ديني در شبكه گسترده فرهنگي و آموزشي شايد از شايعترين خطاهاي تربيت ديني شمرده شود.
بايد در تجربه تبليغ و تربيت ديني بخوبي بازخواني و بازنمايي كرد؛ اينكه «چرا» و «چگونه» بين «درون داد» و «برون داد»، بين آنچه در مقام تبليغ و ترويج دين و تربيت ديني «قصد» ميشود و آنچه در مقام عمل و رفتار بخشي از نسل جوان و نوجوان «كسب» شده است ناهمگوني و بلكه در پارهاي از موارد «وارونگي» رخ داده است؟ آنجا كه تربيت ديني از رهيافت طبيعي، فطري و خودانگيخته آن به سوي رهيافتهاي اكتسابي، بيروني سوق داده شده است «آسيب زايي تربيت ديني» بيش از هر زمان رخ نمايي كرده است.
تأمل در اين زمينه كه آيا شبكه گسترده فرهنگي و آموزشي از شوراي عالي انقلاب فرهنگي و ساير وزارتخانهها و سازمانها و نهادهاي مرتبط در امر تعليم و تربيت، فرهنگ و آموزش در جهت تربيت ديني جوانان و نوجوانان توفيق داشته است يا خير؟ و احياناً چه عواملي و موانعي در برابر تحقق تربيت ديني نسل جوان و نوجوان وجود دارد از ضروريات است.
حجاب ارزندهترين نمود فرهنگي
براي نمونه «حجاب»از ارزندهترين نمودهاي فرهنگي، اجتماعي در تمدن ايران اسلامي ميباشد، كه پيشينه آن به قبل از ورود اسلام ميرسد، اما در فرهنگ اسلامي به اوج تعالي و منتهاي ارزش و اعتبار خود ميرسد.
حجاب و عفاف پديده مذهبي ارزشي مهمي در تعاليم اسلامي ميباشد و توجه به زمينههاي فرهنگي اجتماعي به عنوان بستر آن بسيار شايسته و لازم مينمايد و اشاعه و تعميق آن نيازمند آموزشهاي بنيادين و مداوم در خانواده، مدرسه، دانشگاه و اجتماع است.
نهادينه شدن ارزشها
بديهي است كه در كنار شرايط مساعد اجتماعي براي ارزش تلقي كردن و الگوپذيري اين فرهنگ، نيازمند دروني و نهادينه شدن آن در وجود افراد ميباشد. بدون شك رسيدن به اين هدف نيازمند مشاركت و توجه جدي همه نهادها و دستگاهها به صورت مستمر و هدفمند ميباشد.» (3)
هر جامعهاي ارزشها، هنجارها، آداب و رسوم و به طور كلي فرهنگ خود را از طريق فرايند اجتماعي شدن به نسل و نسلهاي بعدي منتقل ميكند.
«هدايت فرد در زمينه اجتماعي و فراهم ساختن موجبات رشد اجتماعي ايجاب ميكند كه مربيان و پدر و مادر آگاه و به طور كلي مراكز تربيتي و آموزش جامعه، افراد را با ميراث فرهنگي جامعه آشنا سازند و از طريق شركت دادن افراد در گروههاي كوچك و بزرگ اجتماعي، براي ايجاد علاقه به حيات جمعي، لذت بردن از زندگي جمعي و ايجاد مهارتهاي اجتماعي به افراد كمك كنند.
فرايند اجتماعي عبارت است از تاثير متقابل افراد و گروههاي اجتماعي بر يكديگر، به طوري كه هر فرد يا گروه، محرك فرد يا گروه ديگر شود و در نتيجه، رفتار افراد به صورتي رضايت آميز تغيير كند و حيات جمعي به طور معقول ادامه يابد.» (4)
جامعهشناسان و روانشناسان درباره دين معتقدند كه وقتي پيام ديني به افراد عرضه شد و مورد پذيرش قرارگرفت با اهداف و منافع و عقايد پيشين، تربيت خانوادگي و محلي و ملي تركيب ميشود و خصوصيت ويژهاي پيدا ميكند. نتايج ناخواستهاي را به وجود ميآورد كه مورد انتظار نيست. به اين جريان پيامدهاي دينداري گفته ميشود. حال ممكن است اين پيامد مثبت باشد كه به آن كاركردهاي مثبت ديني ميگويند و ممكن است پيامدهاي منفي به همراه داشته باشد كه به آن كاركردهاي منفي يا آسيبهاي دينداري ميگويند.
بنابراين آسيب ديني يعني بروز و ظهور رفتارهايي كه مورد انتظار دين نيست و حتي به اصل دين لطمه ميزند اما ازسوي بعضي دينداران انجام ميشود.
دلايل آسيبهاي رفتار ديني
حال اين سؤال مطرح ميگردد كه چرا دينداران دچار آسيبهاي رفتار ديني ميگردند؟ در پاسخ به اين سؤال نظرات متعددي ارائه شده است كه تنها به نظريه رواني دين اشاره ميگردد: ديدگاه رواني دين معتقد است كه انسانها از نظر ويژگيهاي فردي و رواني تفاوتهاي اساسي دارند.
هر فردي خصوصيات خاص خود را دارد. آموزش هر مسئله اي براي انسان بايد با توجه به ويژگيهاي رواني افراد باشد.
اگر اين مساله رعايت نشود امر آموزش و تربيت آسيبزا ميگردد، داستان موسي و شبان در مثنوي مولوي ما را از سيرت اخلاقي و اجتماعي يعني رعايت فهم و استعداد مخاطب آگاه ميكند.
در بيان توجيه الهي و خداشناسي داستان موسي و شبان در مثنوي مولوي نمونهاي از اين شيوه تربيتي است:
ديد موسي يك شباني را به ره كو همي گفت اي خدا و اي اله
تو كجايي تا شوم من چاكرت چارقت دوزم كنم شانه سرت
گر بدانم خانه ات را من مدام روغن و شيرت بيارم صبح و شام
اي فداي تو همه بزهاي من اي به يادت هي هي و هيهاي من
زين سخن بيهوده ميگفت آن شبان گفت موسي با كه هستي اي فلان
گفت با آن كس كه ما را آفريد اين زمين و چرخ از او آمد پديد
گفت موسي هاي خيره سر شدي خود مسلمان ناشده كافر شدي
شير او نوشد كه در نشو و نماست چارق او پوشد كه او محتاج پاست
گفت اي موسي دهانم دوختي وز پشيماني تو جانم سوختي
وحي آمد سوي موسي از خدا بنده ما را چرا كردي جدا
تو براي وصل كردن آمدي ني براي فصل كردن آمدي
ما درون را بنگريم و حال را ني برون را بنگريم و قال را
چون كه موسي اين عتاب از حق شنيد در بيابان از پي چوپان دويد
عاقبت دريافت او را و بديد گفت مژده ده كه دستوري رسيد
هيچ آدابي و دستوري مجو هر چه ميخواهد دل تنگت بگو (6)
بنابراين يكي از مسائل مهم جامعه امروز چگونگي ارائه مفاهيم محتوا و ارزشهاي مذهبي و ديني و نحوه تفهيم آنها به جوانان و نوجوانان و در غايت اثر بخشي پيام ميباشد.
فطرت انسان و رابطه با دين
قرآن كريم ميفرمايد:
فاقم وجهك للدين حنيفا فطرت الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم و لكن اكثر الناس لا يعلمون. (7)
پس روي خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتي است كه خداوند انسانها را بر آن آفريده؛ دگرگوني در آفرينش الهي نيست. اين است آيين استوار؛ ولي بيشتر مردم نميدانند.
علي (ع) در روايتي خطاب به پيشگاه الهي عرضه ميدارد:
اللهم خلقت القلوب علي ارادتك و فطرت العقول علي معرفتك (8)
خدايا تو قلبها را با ارادت و محبت خود و عقلها را با معرفت خود سرشتهاي.
و در دعاي عرفه امام حسين (ع) آمده است:
چگونه از چيزي كه در وجودش به تو نيازمند است به تو استدلال ميتوان كرد؟ آيا براي غير تو ظهوري هست كه براي تو نيست تا آشكاركننده تو باشد؟ تو كي غايب بودهاي تا دليل و راهنما نياز داشته باشي و بر تو دلالت كند و كي دور بودهاي تا آثار و نشانهها ما را به تو برسانند؟ كور باد ديدهاي كه تو را با آن نشانهها، حاضر نبيند و قرين زيان باد معامله بندهاي كه براي او، بهرهايي از دوستيات قرار ندادهاي. (9)
«در قرآن لغت «فطرت» در مورد انسان و رابطه او با دين آمده است: «فطره الله التي فطر الناس عليها» يعني آن گونه خاص از آفرينش كه ما به انسان دادهايم؛ يعني انسان به گونهاي خاص آفريده شده است. اين كلمهاي كه امروز ميگويند «ويژگيهاي انسان»، اگر ما براي انسان يك سلسله ويژگيها در اصل خلقت قائل باشيم، مفهوم فطرت را ميدهد. فطرت انسان يعني ويژگيهايي در اصل خلقت و آفرينش انسان.» (10)
ارزشهاي انساني
«بدون شك تعليمات اسلامي بر اساس قبول يك سلسله فطريات است؛ يعني همه آن چيزهايي كه امروز مسائل انساني و ماوراء حيواني ناميده ميشوند و اسم آنها را «ارزشهاي انساني» ميگذاريم، از نظر معارف اسلامي ريشهاي در نهاد و سرشت انسان دارند؛ كه اصالت انسان و انسانيت واقعي انسان در گرو قبول فطريات است. اين، حرف عبث است كه ما براي انسان فطريات قائل نشويم يعني ريشهاي در نهاد انسان براي اينها قائل نشويم و دم از «اومانيزم» و اصالت انسان بزنيم.» (11)
هدايت فطري و هدايت اكتسابي
«انسانها داراي دو گونه هدايت هستند: هدايت فطري و هدايت اكتسابي، و قرآن ميخواهد بگويد كه تا كسي چراغ هدايت فطرياش روشن نباشد هدايت اكتسابي براي او فايده ندارد.
اين در واقع همان مطلب است كه انسان انسانيت فطري خودش را حفظ نكرده باشد [تعليمات انبياء براي او] فايده ندارد، يعني تعليمات انبياء براي اشخاص مسخ شده و كساني كه انسانيت را از دست داده مفيد نيست و تجربه و واقعيت نيز همين را نشان ميدهد.» (12)
متخصصين تعليم و تربيت معتقدند كه ميزان اعتقاد به دين و ثبات و قوام آن در بزرگسالي به ميزان كارآمدي آموزشهاي ديني در دوران كودكي بستگي دارد. توجه به افزايش آسيب پذيري ديني و مذهبي در ميان نسل جديد در جامعه ما، اهميت توجه به محتواي آموزشهاي مذهبي را بيش از پيش روشن مينمايد.
از آنجايي كه حس دين اساساً در طبيعت و فطرت كودك به وديعه نهاده شده است تنها زمينه سازي رواني عاطفي لازم است تا خود فرد بدون القا و اجبار بيروني به كشف و شكوفايي آن دست يابد و آموزشها و تعاليم مذهبي نيز بايد در جهت ياري كردن كودك براي چگونگي كشف آن از طريق خويش باشد تا اينكه به طور آماده و از برون در اختيار وي قرار گيرد و در غير اين صورت مطمئناً در پرورش حس مذهبي او اختلال و كندي ايجاد شده، و با ارائه مطالب و مواد صوري ديني انگيزه دروني كنجكاوي ذاتي، عشق وجودي و نياز فطري وي كاهش مييابد.
«طبق يك پژوهش: به مطالعه 8 مورد از دانشآموزان كه به صورت آزادانه و آگاهانه به دفتر مشاوره دبيرستان مراجعه كردهاند و همگي آنان ترديد و نوسان در دينداري و بيديني داشتهاند. در روابط پدر و مادر، مدرسه و ارزشهايي نظير نماز، قرآن، مسجد و... بررسي گرديده و با پژوهش باليني دقيق، به اين نتيجه رسيدهاند كه فرآيند بيديني با تربيت و اعتقادات ديني سخت، در سالهاي كودكي شروع شده است و در سالهاي بعد پيگيري و توجيه نداشته است.
و در انتها حالت دين با ابهام، تعرض، بيم و اضطراب همراه بوده است كه با دروني شدن و افسردگي يا بروني شدن و پرخاشگري همراه بوده است. همچنين ايجاد وسواسهاي فكري اضطرابي در رقابت، حسادت و ترس از مرگ را از عوامل ايجاد كننده فرايند بيديني در دانشآموزان ميتوان ذكر كرد.» (13)
«رهآورد و راهكارهاي پژوهش ضرورت بر فطرت الهي انساني در تربيت ديني و آسيبزدايي بيديني است كه بر فطرت الهي انسان تكيه كند. همان فطرتي كه در بلوغ و نوجواني آن را با صفات عاقل، بالغ و مختار بودن در معيارهاي دين بيان مينمائيم.»
تفاوت دينيابي با ديندهي
در اينجا براي تقريب ذهن خوانندگان در فهم شفاف از تفاوت «دينيابي» و «ديندهي» ميتوان از تمثيل «چاه» و «حوض» بهره گرفت. چاه از درون ميجوشد و توليدكننده آب است. اما حوض از بيرون آب را دريافت ميكند. چشمه جوشان دينجويي و دينيابي در فطرت آدمي به وديعه نهاده شده است، حال آنكه عدهاي به تعبير مولوي وابسته به «آب ناوداني» هستند كه از برون به آنها ميريزد!
در دينيابي «حس ديني»، «پرورش» مييابد و در ديندهي معلومات و محفوظات ديني «گسترش» مييابد.
در فرآيند تربيت ديني معطوف به رهيافت «دينيابي»، شوق و خوف دروني جايگزين تشويق و تنبيه بيروني ميشود و دين «كنش لذتبخش» خود را در همه ابعاد زندگي توسعه ميدهد، اما در تربيت ديني معطوف به «ديندهي»، كنشهاي آدمي در اخلاق و رفتار بيريشه و آسيبزا ميشود.» (14)
اگر نيازهاي بنيادي فطري انسان درست تربيت نشود و تنها با قواعد بازدارنده، تحقير، سرزنش و تهديد آن را محدود سازيم، فرد را دچار بيماري ساختهايم.
فردي متدين پرورده ميشود كه در تربيت ديني و سير و سلوك به سوي خدا برآزادي، آگاهي و آفرينندگي او تكيه كرده باشيم.
از آنجا كه يكي از نيازهاي انسان ميل به زيبايي و جمال دوستي است، در تربيت ديني نيز ميتوان كمال استفاده مطلوب را از اين گرايش ذاتي نمود. اگر شبكه گسترده فرهنگي و آموزشي و تبليغ تربيتي بتواند پيام خود را به شكلي زيبا و هنرمندانه به مخاطب خود منتقل سازد توانسته است پلي ميان طبيعت بشري (ميل به زيبايي) و تربيت بزند.
توجه قرآن به مسأله جهان و زيبايي و نيز اهتمام تدوين به آن اهتمام بيش از پيش به اين مسأله را در تربيت نسل جوان كشور ضروري مينمايد.
عشق كليد تربيت است
ميتوان گفت كليد تربيت اسلامي عشق است كه با جاذبه زيبايي و معنويت ميتواند قلب آدمي را مهياي كمال كند. اگر تربيت ديني بر اساس عشق و زيبايي باشد انتظار دريافت پاداش و ترس از مجازات در آن معنا نخواهد داشت و اعمال و رفتار ديني براساس عشق و علاقه قلبي و شهودي انجام خواهند گرفت.
هدف از تربيت ديني پرورش شور و شوق فطري افراد نسبت به جلال و جمال الهي است. هدف عشقورزي به دين است نه انتقال دين. نقش خانواده، مدرسه و پيامآوران ديني نيز تنها انتقال و انباشت اطلاعات ديني در ذهن مخاطبين نيست، بلكه ايجاد شرايط مناسبي است كه مخاطبين خصوصاً جوانان خود بتوانند به فهم عميق دين نايل شوند و آنان تنها نقش راهنما را دارند.
اگر شيوه تربيت ديني الهام گرفته از شيوههاي پيامبرانه و خصوصاً پيامبرگرامي اسلام باشد احساس و رغبت ديني در افراد پرورش خواهد يافت.
تربيت ديني امري دروني، شهودي و اشراقي است و از طريق زمينهسازي و مكاشفه حاصل ميشود. پس دينيابي، يك فرايند دروني، فاعلي و شخصي است حال آنكه «ديندهي» يك امر بيروني و اقتباسي است به نظر ميرسد منشأ تربيت ديني فرآيندي خودانگيخته دارد و ايمان راستين را نميتوان به صورت «تحكمي» و «ساختگي» پديد آورد بلكه بايد زمينهاي فراهم كرد كه فرد بتواند آن را از درون احساس كند و نه اينكه از بيرون اقتباس نمايد.
اگر بتوانيم شيوه «اكتشافي» را در تربيت ديني جايگزين شيوه «اكتسابي» كنيم بسياري از آفات تربيت ديني برطرف خواهد شد و حس مذهبي مبتني بر ايمان دروني كه سرشار از زايندگي، معنايابي و لذت پايان ناپذير است، ايجاد ميگردد.
اما هر نوع اتخاذ روش نادرست و تبليغات صوري و اشباع افراطي «حس نياز ديني» را در جوانان از بين خواهد برد و آنچه را كه از دل آنها ميجوشد و فوران ميكند خاموش خواهد كرد. راه برون شدن از اين بن بست تربيت ديني، تغيير روشها در تبليغات ديني و تربيت ديني است كه مكانيزم «خدايابي» را جايگزين «خدادهي» كند اتخاذ شيوه هاي عرفاني براي آموزش دين و ايجاد زمينههاي دينجويي بسيار حائز اهميت است.
توجه به اين ضرورتها منجر به ايجاد انگيزههاي دروني در مخاطبين گشته كه با استفاده از اين خود انگيختگي و فطرت خداجوي ميتوان به تربيت ديني مناسب دست يافت.
پي نوشتها:
1- بحارالانوار، ج 67، باب 59، حديث 18
2- جمعه 2
3- راهكارهاي اجرايي فرهنگ عفاف و حجاب، دبيرخانه شوراي فرهنگ عمومي
4- دكتر علي شريعتمداري، رسالت تربيت و علمي مراكز آموزشي، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها
5- همايش آسيبشناسي تربيت ديني، دفتر همكاري مشترك سازمان پژوهش و برنامهريزي آموزشي و جهاد دانشگاهي (ساجد)
6- مولوي، مثنوي معنوي
7- روم، 30
8- بحارالانوار، ج 95، ص 403.
9- مفاتيح الجنان، دعاي عرفه.
10- استاد شهيد مرتضي مطهري، مجموعه آثار جلد 3
11- همان
12- همان
13- همايش آسيبشناسي تربيت ديني...
14- همان
http://www.kayhannews.ir/860430/12.htm
din yabi