كاركردهاي اجتماعي توحيد
كاظم ابراهيمي
براي هر بينش و نگرشي كاركردهاي چندي در حوزههاي رواني و اخلاقي و منشي و نيز در حوزههاي اجتماعي و هنجاري و كنشي ميتوان ارائه داد. توحيد به عنوان بينش و نگرش اساسي و بنيادين نيز از اين امر جدا و مستثنا نيست؛ از اين رو ميتوان براي آن كاركردها را شناسايي و ردگيري كرد. به نظر ميرسد بيشتر از آن كه كاركردهاي اجتماعي توحيد اشاره و تبيين و تحليل گردد به كاركردهاي عاطفي و معنوي در حوزه رفتار فردي و منشي افراد توجه شده است. در آموزههاي قرآني همه كاركردها مورد توجه و تبيين و تحليل قرار گرفته است. در اين نوشتار كوشش بر آن است تا كاركردهاي اجتماعي بينش و نگرش توحيد شناسايي و تحليل گردد و آثار آن در زندگي جمعي و اجتماعي انسان بيان شود. مطلب را با هم از نظر ميگذرانيم:
مفهوم توحيد
توحيد در زبان عربي به معناي حكم به يكي بودن چيزي و در اصطلاح كلامي دانش و آگاهي به يكتايي و يگانگي خداست. (جرجاني؛ كتاب التعريفات؛ ص 96) از اين رو متكلمان و فلاسفه مدافع توحيد، علم و اقرار به يكتايي خداي يگانه و بيمانندي در ويژگي صفاتش را توحيد دانستهاند. (قاضي عبدالجبار معتزلي؛ شرح الاصول الخمسه ص 80) قرآن اصول آموزههاي خويش را بر بنياد توحيد نهاد است و به عنوان محور انديشه و آموزه در همه جا حضور جدي و پر رنگي دارد به گونهاي كه ميتوان مدعي شد كه بدون توحيد نميتوان باوري را اسلامي و قرآني دانست. بيانديشه توحيد همه چيز معناي ديگري خواهد يافت و اسلام و آموزههاي آن چيزي جز پوستين بيمحتوا نميماند.
كاركردهاي اجتماعي توحيد
قرآن افزون بر كاركردهاي فردي چون آرامش و اطمينان قلب (كهف آيه 14) و ايمني از عذاب و رهايي از آن (مائده آيه 72 و 73) و امنيت و در امان ماندن از خشم و غضبش (انعام آيه 81) و رفع اندوه و حزن و رهايي از گرفتارهاي افسردگي (انبياء آيه 87 و 88) و مصونيت از شيطان و وسوسههاي آن (نحل آيه 99 و 100) براي توحيد كاركردهاي اجتماعي چندي بيان ميكند كه در اين نوشتار به آنها پرداخته خواهد شد.
1-ايجاد جامعه سالم و عدالت پيشه
مهمترين كاركردهاي اجتماعي كه قرآن براي توحيد بيان ميكند، ايجاد جامعه سالم و عدالتپيشه است. جامعهاي كه بر عنصر يگانگي خدا بنا نهاده شود، به اين بينش و نگرش دست مييابد كه تنها خداوند است كه هستي را آفريده و انسان را پرورانده و هدايت و مديريت ميكند. هرگونه تبعيض و جدايي ميان افراد اجتماع و انسان امري نادرست و باطل است؛ زيرا خداوند همه را به يكسان و از خلقتي واحد آفريده و عناصر وحدت وجودي در آنان پديدار است. بنابراين هرگونه اختلاف از نظر نژادي و يا برتريهاي ديگري از اين دست در انديشه و بينش توحيدي مردود شمرده ميشود و نگرش افراد مومن و اهل توحيد به جامعه و افراد انساني، نگرشي مثبت و سازنده خواهد بود. اين گونه است كه اصل عدالت و دادگري در جوامع توحيدي ريشه ميدواند و در همه حوزهها خود را نشان ميدهد. رعايت عدالت در همه حوزهها به ويژه اقتصادي از آثار و كاركردهاي اجتماعي توحيد و بينش و نگرش توحيدي است كه قرآن در آيه 85 سوره اعراف بدان اشاره ميكند و از زبان حضرت شعيب (ع) تبيين ميكند كه چگونه توحيد و عبادت خداي يگانه ميتواند در امور اقتصادي و مديريت آن عدالت را برپا داشته و تقويت نمايد، به گونهاي كه افراد و اشخاص جامعه توحيدي همواره روابط اقتصادي خويش را برپايه معيارها و موازين پذيرفته شده عقلاني و عرفي و شرعي سامان ميدهند و از تجاوز و تعدي به حقوق مالي پرهيز ميكنند و راه قسط و عدالت را ميپيمايند. اين اصل آن چنان در حوزه اقتصادي كاركرد عدالتگرايانه دارد كه قرآن در موارد چندي به توحيد براي تقويت و تحكيم روابط سالم اقتصادي و اجتماعي تأكيد ميورزد و بر اصول توحيدي براي رسيدن به اين هدف اجتماعي پاي ميفشارد. به اين معنا كه يكي از مهمترين سازوكارهاي قرآني براي ايجاد و اجراي عدالت جمعي اجتماعي در همه حوزهها به ويژه اقتصادي آن تقويت توحيد و تأكيد بر آن است. (هود آيه84)
2- حقگرايي در انسانها و جوامع
از ديگر كاركردهاي اجتماعي توحيد در آموزههاي قرآني ميتوان به حقگرايي در انسانها و جوامع اشاره كرد. شايد همين عنصر است كه موجب ميشود كه انسان به سوي عدالت گرايش يابد و در رفتار و كنش اجتماعي خويش اصل عدالت را رعايت نمايد. بينش و نگرش توحيدي موجب ميشود كه انسان به حق گرايش يابد و از گرايش به باطل دور شود. گرايش به حق و دوري از باطل به معناي امور بسياري است كه از آن ميان ميتوان به عدالتخواهي و عدالتپيشگي انسان و جوامع اشاره كرد؛ زيرا افراد موحد و اهل توحيد از آن جايي كه به حق گرايش دارند، از بيعدالتي و بيداد بيزار ميشوند؛ چه بيعدالتي را باطل و در حكم امر ناحق برميشمارند و ميكوشند خويش را از آن برهانند و حتي دامن خويش به اتهام آن نيالايند. قرآن در آيه 14 سوره كهف به اين مسئله اشاره ميكند كه چگونه توحيد موجب ميشود تا راههاي باطل و شطط را نپيمايد. راه باطل و شطط، راهي است كه انسان را از انجام اعمال درست و حق بازميدارد. دور شدن از حق (مفردات ص453) به معناي قرار گرفتن در افكار و رفتاري است كه آدمي را به ظلم و ستم روا ميدارد و از رفتار عقل و عرف و شرع پسندانه دور ميسازد. بيعدالتي نيز چيزي جز رفتاري دور از اينها نيست. بنابراين بينش توحيدي است كه آدمي را وادار به حق طلبي و عدالتخواهي ميكند. در نگرش قرآني كسي كه از حق و توحيد دور ميشود و راه شطط را در پيش ميگيرد انساني سفيه است. سفيه كسي است كه به جاي راه راست و يگانه كه وي را به مقصد ميرساند هردم راهي را برميگزيند و به شكلي دمدمي مزاج است. (جن آيه 2 تا 4) اين پراكندگي در انتخاب نه تنها فرد را دچار حيران و سرگرداني ميكند بلكه جامعه را نيز دچار سرگرداني در برنامهريزي و اجراي اعمال مفيد و سازندهاي ميكند كه ميتوانست آن را به سعادت برساند. اشخاص و يا جامعهاي كه دمدمي مزاج است و راههاي پراكنده و دور از حقي را برميگزيند همواره دچار اختلاف و تشتت در آراء و افكار و نيز عمل ميشود و به جاي آن كه اتحاد و توحيد در جامعه تقويت گردد و همبستگي و انسجام را پديد آورد موجب ميشود كه جامعه دچار واگرايي و تشتت گردد. از ديگر آثار و كاركردهاي اجتماعي توحيد ميتوان به ايجاد انگيزه جمعي در اعمال خير و استباق و شتابگيري در اعمال و كارهاي خير و نيكو اشاره كرد. قرآن بيان ميدارد كه انسان توحيدمحور و توحيدگرا انساني است كه در كارهاي خير شتاب ميگيرد و در خدمت جامعه و افراد آن تلاش ميكند. كار خير و سبقت به اين معناست كه جامعه به يك حالت روحي و رواني رسيده است كه انجام كارهاي خير و عامالمنفعه و شتاب در آن براي افراد يك هدف شمرده ميشود. جامعه نه تنها به كار خير و انجام آن عادت كرده است و كار نيك به عنوان يك عادت اجتماعي و هنجار اجتماعي درآمده است بلكه تلاش براي شتاب و سبقت گرفتن در ميان آنان نيز به يك امر عادي و هنجاري تبديل شده است. (مؤمنون آيه 59 تا 61) حضرت يوسف (ع) در زندان به ياران در بندش با بيان داستاني ميكوشد تا نقش و كاركرد توحيد را در اعمال خير و نيكو باز شناساند. وي با اشاره به مسئله بردگي كه در آن زمان گسترش داشته بيان ميكند كه اگر شخصي داراي چند صاحب و مالك باشد كه هركسي از آن چيزي بخواهد آيا ميتواند به درستي به همه آنها بپردازد و يا ميتواند خود را از رنجي كه به جهت اختلاف تقاضاها و درخواستها پديد ميآيد برهاند؟
3- ايجاد وحدت در جامعه
توحيد مسئله امروز جامعه ماست. وحدت موجب ميشود تا جامعه به اتحاد درآيد و هدف مشخصي را در پيش گيرد و برنامه و توان و ظرفيت خويش را براي به دست آوردن آن سامان دهد. اين گونه است كه به هدف خويش هم زودتر و هم راحتتر و آسانتر ميرسد. اما تشتت در بينش و نگرش موجب ميشود كه تشتت در هدف و نيز در راه و كار و برنامه پديد آيد و كار خير به شر و شر به خير تغيير ماهيت دهد. هر كس در پي امري ميرود كه به نظرش خير است و در حالي كه باطل و شر است. تشتت در افكار و آراء و منش و كنش جامعه نتيجهاي جز تشتت در بينش و نگرش آنان نيست. از اين رو براي بازسازي امر توحيد و وحدت اجتماعي و برنامهريزي و هدف ضروري است كه نخست بينش تغيير يابد و به شكل توحيد واقعي خود را نشان دهد. (يوسف آيه 37 تا 39)
4- انجام اصلاحات و مبارزه با فساد
از ديگر كاركردهاي اجتماعي توحيد ميتوان به اصلاح امور جوامع و مبارزه با فساد اشاره كرد. جوامع توحيدمدار، به جهت بينش و نگرش توحيدي در همه اعمال و حوزهها ميكوشند تا اصلاح امور را سرمشق خويش قرار دهند. قرآن در آيه 85 سوره اعراف به اين مسئله اشاره ميكند و از زبان شعيب بيان ميكند كه چگونه تفكر شركآلود جوامع را به بحران بيعدالتي سوق ميدهد و فساد و تباهي در امور اجتماعي و اقتصادي را سبب ميشود. آن حضرت براي اصلاح رفتار و اعمال فاسد اجتماعي ايشان ميكوشد تا نخست بينش و نگرش ايشان را اصلاح كند تا به دنبال آن به طور طبيعي اعمال و رفتار اجتماعي ايشان اصلاح گردد. در آيه 84 و 88 سوره هود اين مسئله به خوبي تبيين و تحليل ميشود و از زبان حضرت شعيب (ع) توضيح داده ميشود كه آن حضرت براي اصلاح مسايل اجتماعي و بيعدالتي فزاينده در ميان اهل مدين و جامعهاي كه چگونه ميكوشد تا حد توان خويش به اصلاح بينش و نگرش آنان بپردازد.
اگر جامعه بخواهد از بحرانهايي كه موجب نابودي و نيستي طبيعي و يا غير طبيعي جوامع رهايي يابد ميبايست به اصل توحيد بازگردد؛ زيرا قرآن در آيه 72 و 73 سوره مائده بيان ميدارد كه ايمني و نجات جوامع از سنت الهي عذاب الهي در گروه اعتقادي به توحيد و پرهيز از شرك است. جوامع توحيد محور ميتواند با اعمال و رفتار خيرخواهانه عناصر طبيعي را در اختيار گيرد و حتي آنها را به سوي خير جمعي هدايت كند. در اين تأثيرگذاري بر طبيعت و عناصر آن تفاوتي ميان عناصر به ظاهر شرورانه چون زمين لرزه و توفان و سيل و مانند آن نيست؛ زيرا توحيد محوري و اعمال خيرخواهانه موجب ميشود تا آنها در مهار انسان درآيد و بركات آسماني و زميني برآنان فرو فرستاده شود و بلايا از آنان دور گردد. (كهف آيه 38 و 40 و مريم آيه 48 و 50 و انبياء آيه 66 تا 72) به هر حال قرآن افزون بر كاركردهاي فردي و معنوي توحيد در آيات چندي به تحليل و تبيين كاركردهاي اجتماعي توحيد در دنيا پرداخته و نشان ميدهد كه توحيد چگونه در همه امور و حوزههاي انساني تأثير ميگذارد.