|
نكته
بيست و پنجم تاثير
نماز بر
بيماري آسم
“ آسم ” يكي از
شايعترين
بيماريهاي
انسان است ،
به طوريكه
شيوع آن در طب
اطفال ، 5 تا 10
درصد كل
كودكان
تخمين زده مي
شود .” (1)
كه اين
بيماري در
بسياري از
آنها تا
بزرگسالي
نيز ادامه
پيدا مي كند .
بدين ترتيب
كمتر كسي است
كه در
دوران زندگي
خود با
بيماران
مبتلا به آسم
، برخورد
نكند و شاهد
مشكلات
مختلف آنان
از جمله تنگي
نفس ، سرفه
مداوم ، خس خس
سينه و .. كه
گاهي به صورت
حمله هاي
شديدي
بيماري
تظاهر مي
كنند نباشد.
مطالعات
علمي جديد بر
گروههاي سني
مختلف مبتلا
به آسم ،
نشاندهنده
آن است كه در
ايجاد
بيماري آسم ،
سه عامل
برجسته ،
مهمترين نقش
را ايفا مي
كنند ، كه اين
سه عامل
عبارتند از : 1.
ميكروبهايي
كه وارد
دستگاه
تنفسي انسان
مي شوند (
عفونتها ) 2 2.
. عوامل
حساسيت زا ،
از جمله گردو
غبار ، دود
سيگار ، گرده
گياهان ، كه
در مورد
اشخاص مختلف
،ممكن است
اين عوامل
مختلف باشند . 3.
مسائل
رواني از
جمله اضطراب
، عصبانيت ،
غم ، شادي ،
تحقير ، خنده
و حتي انتظار
خوشايند
شركت در يك
محفل
اجتماعي
مطلوب و به
طور كلي
استرس هاي
حاد و مزمن.
اما نقش
عوامل رواني
از ديدگاه
ديگري نيز ،
توجه پزشكان
را به خود جلب
نموده است و
آن “ تاثير
تلقين بر آسم
” است ، چرا كه
در برخي از
موارد تلقين
مي تواند ،
موجب تسكين
حمله هاي آسم
شود :“ يك
مثال مشهور
در اين مورد ،
مربوط به
پزشكي است ،
كه مبتلا به
آسم بود و
براي
گذراندن
تعطيلات آخر
هفته ، به هتل
دورافتاده
اي ، در يك
منطقه
ييلاقي رفته
بود ، در نيمه
هاي شب او با
يك حمله شديد
آسم از خواب
بيدار شد و
كورمال
كورمال به
جستجوي كليد
لامپ برق بر
آمد و وقتي كه
از پيدا كردن
آن عاجز شد ،
نااميدانه
كفش خود را
برداشت و قصد
پنجره را كرد
و وقتي وجود
شيشه اي را
احساس كرد ،
آن را شكست و
نفسهاي
عميقي كشيد و
حمله آسمي او
متوقف شد و شب
آرامي را
گذراند ولي
صبح روز بعد ،
او با وحشت
زياد ،
دريافت كه
بجاي پنجره
آينه را
شكسته است !”
با توجه به
اين قبيل
شواهد است كه
مي توان آسم
را نيز جزو
بيماريهاي
مورد بحث در
طب روان تني ،
به شمار آورد
و نتيجه گرفت
كه چنانچه
احساس امنيت
رواني در
بيماران
آسمي ايجاد
گردد و
چنانچه
مكررا در
معرض تلقين
هاي سازنده
رواني ، قرار
گيرند ، قدم
بزرگي در
تسكين
بيماري آنها
برداشته شده
است .
در شماره
هاي گذشته
اين مجموعه
مقالات به
تاثير نماز
بر عفونت هاي
تنفسي اشاره
نموديم و
بدين نكته
رسيديم كه “
عفونت ” ها ( كه
خود يكي از
عوامل بر
انگيزنده
آسم مي باشند
بوسيله
شستشوي
مجراي تنفس
در وضو تا حدي
قابل كنترل
هستند . اين
نكته را مي
توان در مورد
ساير عوامل
حساسيت زا ،
مثل گرد و خاك
و گرده
گياهان ( يعني
دومين عامل
بر انگيزنده
آسم ) نيز به
نحوي صادق
دانست . اما
آنچه كه در
مورد تاثير
نماز بر آسم ،
غير قابل
انكار است ،
تاثير تنش
زائي نماز و
احساس امنيت
رواني عميقي
است كه بر اثر
آن حاصل مي
شود و بي شك
اثر التيام
بخش بزرگي بر
بروز سومين
گروه از
عوامل
برانگيزنده
آسم ، يعني
عوامل رواني
مي گذارد .
به خصوص كه
تلقين هاي
سازنده و
زندگي بخش
توأم با نماز (2)
، قابل
مقايسه با آن
گروه تلقين
هاي رواني
است كه گهگاه
باعث تسكين
آسم يا
پيشگيري از
بروز حملات
آن مي شوند .
ضمنا
ديدگاه ويژه
نمازگزار به
زندگي در
دنيا و ثبات
شخصيت او ( كه
در شماره هاي
آينده
پيرامون آن
بحث خواهيم
كرد ) باعث مي
شود كه
نمازگزار در
مقابل افت و
خيزهاي غير
منتظره
زندگي ، نه
چندان شاد و
نه چندان
غمگين شود ، و
در نتيجه به
حذف آن گروه
از تغييرات
هيجاني كه
مسبب تشديد
آسم هستند ،
از زندگي خود
بپردازد . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1.
مباني
طب اطفال
نلسون ـ بخش
آسم 2.
رجوع
كنيد به “
تاثير نماز
بر تلقين هاي
سازنده
رواني ” در
ادامه همين
مقالات |