|
نكته
بيست و نهم تاثير
نماز بر ثبات
شخصيت ربنا
افرغ علينا
صبرا و ثبت
اقدامنا پروردگارا
! صبر و
شكيبايي را
بر ما فرو ريز
و قدمهايمان
را ( در زندگي )
ثابت و
پايدار نما . ( سوره
مباركه بقره
ـ آيه شريفه 250 )
“ شخصيت ” در
تعريف
روانشناسي و
روانپزشكي ،
معرف مجموعه
اي از صفات ،
رفتارها ،
افكار و
تمايلات
عاطفي و
هيجاني هر
فرد مي باشد ،
كه او را از
ديگران
متمايز مي
كند . دانش
امروز ،
عوامل شكل
دهنده شخصيت
انسان را در
دو گروه
دروني و
بيروني ،
طبقه بندي مي
نمايد .
صرفنظر از
عوامل دروني
و جسمي تاثير
گذار بر روي
شخصيت ( از
جمله مسائل
ژنتيكي ،
وضعيت
فيزيكي و
ظاهري بدن ،
مسائل
هورموني و
شيميايي و .. )
عوامل
بيروني (
محيطي ) نقش
عمده اي را در
شكل دادن به
شخصيت انسان
، ايفا مي
كنند.
اين عوامل
بيروني شامل :
1. تاثير
والدين و
خانواده
2. عوامل
فرهنگي ـ
اجتماعي
3. تجارب
زندگي مي
باشند (1) و
تاثير هر
كدام از اين
عوامل بر
شخصيت انسان
توسط
مطالعات
متعدد
پژوهشي به
اثبات
رسيدده است .(2)
با توجه به
نقش اين
عوامل متعدد
، بر روي
تشكيل شخصيت
، مي توان
رسيدن به
ثبات شخصيت و
برخورداري
از آرامش و
پايداري
شخصيتي را
يكي از ايده
آلترين ،
خواسته هاي
بشري دانست
،چرا كه وجود
ناهنجاري در
هر كدام از
عوامل شكل
دهنده شخصيت
مي تواند
اثرات فاجعه
آميزي مثلا “
به صورت
اختلالات
پيچيده و
متعدد شخصيت
به بار آورد ،
كه از جمله
اين
اختلالات به
سه نمونه در
نكات پيشين
اين مجموعه
مقالات و
تاثير نماز
در رفع آنها ،
اشاره شده
است .
اما بي
ثباتي شخصيت (
پسيكوپاتي )
كه گاهي از
اصطلاح آن در
ممالك غربي
براي برچسب
زدن به
مخالفان
سياسي و
مذهبي نيز
استفاده مي
شود (3) ،
دلالت بر يك
نوع شايع از
اختلال
شخصيت دارد
كه مبتلايان
به آن از
تغييرات
دائمي حالات
و رفتارها و
افكار رنج مي
برند ، به
نحوي كه هر
لحظه به رنگي
در مي آيند و
نغمه جديدي
ساز مي كنند !
اين
بيماران كه
بدون آن كه با
عنوان بيمار
شناخته شوند
و به وفور در
جامعه حضور
دارند ،
كساني هستند
كه از كمترين
درجه
سازشكاري و
انطباق در
خانه ، مدرسه
محل كار يا
حتي در امر
ازدواج
برخوردارند
، بعنوان
مثال به
تغيير مكرر
شغل مي
پردازند يا
گروه و جناح
سياسي خود را
پيوسته
تغيير مي
دهند .
مبتلايان
به اين
اختلال كه در
جامعه
ايراني با
عناويني چون
بوقلمون صفت
، عضو حزب باد
، دمدمي مزاج
و .. معرفي مي
شوند در واقع
از بيماري “
بي ثباتي
عمومي شخصيت
” رنج مي برند .
با اين كه
موارد
درماني
متعددي در
كتب
روانپزشكي
براي درمان
اين بيماران
ليست مي شود (
از جمله اين
كه در دارو
درماني
گروهي از
اينان كه
دچار اختلال
ريتم مغزي
هستند از
داروهاي
محرك دستگاه
عصبي
استفاده مي
گردد ) اما از
ديدگاه ما ، “
نماز ” باز هم
مي تواند
ايفاگر نقش
بسيار مهمي
در پيشگيري و
درمان اين
اختلال عميق
شخصيت باشد .
پذيرفتن
مطلق و تسليم
در مقابل “ يك
دين ” و پيروي
از “ يك مذهب ” و
پيمودن “ يك
راه كه همانا
صراط مستقيم
است ، ويژگي
مهم و برجسته
نمازگزاران
است .
نمازگزار
ضمن تكرار
مكرر “ يك
مجموعه ” از
الفاظ و
اذكار واحد
در طي
نمازهاي
روزانه خود ،
پيوسته “ يك
عقيده واحد ”
و يك خط مشي
مشخص ” را در
زندگي خود
دنبال مي كند
و بدين ترتيب
گويي “ يك
شخصيت ثابت ”
و “ يك روش و
منش معين ” و “
يك
ايدئولوژي
هميشگي ” را
براي خود
انتخاب مي
نمايد و در
حين تكرار
جزء به جزء
اصول اساسي
ايدئولوژي
خود در نماز (
كه همگي آن
اصول در
مضامين نماز
متجلي است )
پيوسته به
تثبيت شخصيت
واحد و ثابت
خودمي
پردازد ،
بدين ترتيب
براي آن گروه
كه نماز را
تكرار
مكررات مي
دانند شايد
توجه به همين
يك نكته كافي
باشد ، كه در
وراي همين
تكرار
هميشگي ،
موهبت بزرگ
ثبات شخصيت
و تعادل
كامل رواني
نهفته است كه
مي توان آنرا
به نوعي سر
منشاء تمام
موفقيت هاي
بشري در عالم
ماده ومعنا
دانست .(4)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1.
روانپزشكي
لينفورد ـ
ريس مقاله
شخصيت ترجمه :
دكتر حسن
مرندي صفحه 63 2.
از جمله
مطالعات راث
بنديكت و
مارگارت ميد
درباره
تاثير
اجتماع و
فرهنگ بر
شخصيت انسان 3.روانپزشكي
لينفورد ـ
ريس ،مقاله
اختلالات
پسيكوپاتيك
ترجمه : دكتر
احمد محيط
،
صفحه 304 4.براي
بررسي تاثير
نماز بر
عوامل
شيميايي
دروني شكل
دهنده شخصيت
رجوع كنيد به “
تاثير نماز
بر تعادل
ناقل هاي
عصبي ” در
ادامه همين
مجموعه
مقالات . |