|
نكته
سي و ششم تاثير
نماز بر
پيشرفت
درمانها
در نكته هاي
گذشته از
اقتدار “
تلقين ” سخن
گفتيم و به
اختصار روشن
كرديم كه
چگونه تلقني
هاي سازنده
همراه با
نماز ، مي
توانند در
مسائل جسمي و
رواني بشر ،
گره گشايي
كنند و حتي
آثار خارق
العاده ، به
بار آورند .
اما علاوه بر
تاثير
مستقيم
تلقين هاي
توأم با نماز
بر
بيماريهاي
جسمي و رواني
انسان ، مي
توان از
دريچه اي
ديگر از
تاثير غير
مستقيم نماز
بر پيشرفت
درمانهاي
طبي سخن گفت .
امروزه
روشن شده است
كه “ اميد به
بهبودي ” چه
در مورد
بيماريهاي
جسمي و چه
بيماريهاي
رواني ،
ميتواند
نقشي حتي
موثرتر از
درمانهاي
ارائه شده
توسط پزشكان
، ايفا كنند.
چرا كه ديده
شده است در
موارد
متعددي پزشك
، در تجويز
دارو به
بيمار خود،
دچار سهو و
اشتباه
گرديده است ،
اما بيمار به
شكل غير
منتظره اي
بهبود يافته
است چرا كه
نسبت به
بهبودي خود ،
مثلا “ بدليل
اطمينان به
پزشك ، اميد
كامل داشته
است !
به اين
ترتيب
بسياري از
منابع علمي ،
اشاره كرده
اند كه : هر
نوع درمان ،
چه به صورت
تجويز يك قرص
يا يك شيشه
شربت و چه هر
نوع ديگري از
يك شيوه
درماني ،
هميشه حاوي
يك عنصر
تلقيني است “
رنگ و مزه يك
تركيب
دارويي گاه
از طريق
تلقين تاثير
بيشتري دارد
، تا تركيب
واقعي
دارويي آن ! ” (1)
در اين مورد
خاطره اي از
روستاي آباء
و اجداديم (
روستاي
باصفاي گوغر
، از توابع
شهرستان
بافت از
استان كرمان )
به ياد مي
آورم ، كه ذكر
آن در اينجا ،
خالي از لطف
نيست : “
چند سال پيش ،
مادر بزرگ
پير ( و حالا
خدابيامرزي )
در روستاي “
گوغر ” زندگي
مي كرد كه
دائما از درد
شديد زانو و
پا نالان بود
به طوريكه
نوه ها و
نبيره هاي او
، از دست ناله
هاي اين
پيرزن
دردمند ،
خواب خوش
نداشتند ! تا
اين كه شبي از
شبها ، يكي از
نبيره هاي
اين پيرزن ـ
كه شايد اين
نبيره ،
دانشجوي سال
اول پزشكي هم
بود و از اين
جهت پير زن
اطمينان
بسياري به او
داشت ! ـ براي
بي بي
پيرش ، يك
عدد پماد
سفيد رنگ ،
تجويز كرد
،كه درد پا و
زانوي “ بي بي ”
را براي
هميشه ساكت
كرد طوري كه بي
بي دائما به
جان نبيره
خير خواه و
دانشمندش !
دعاي خير مي
نمود و مي گفت
: تا كنون هيچ
دارويي ، تا
به اين حد در
درمان درد
پاي او موثر
نبوده است !
اين در حالي
بود كه آن
نبيره رند و
نادان ، به
خوبي مي
دانست كه آن
پماد چيزي جز
يك عدد “ خمير
دندان ”
نبوده است و
خود نيز از
اين درمان
اسرارآميز
سخت در تعجب
بود ! ” .
و غرض از اين
خاطره اين كه
اميد به
بهبودي ، مي
تواند چقدر
موثرتر از
درمان عمل
كند ، چرا كه
تلقين خود
بخود و غير
عمدي به طور
قطع ، در همه
درمانهاي
طبي و
روانپزشكي و
حتي جراحي ،
مي تواند در
كنار ساير
درمانها و
حتي
موثرترين
آنها ، نقش
مهمي ايفا
نمايد .
برخورد
خيرخواهانه
پزشك ، لبخند
مطبوع
پرستار ، بوي
تميز مواد ضد
عفوني در
بيمارستان ،
رنگ و مزه
دارو ، همه و
همه مي
توانند ، از
طريق تلقين ،
نقش عمده اي
در افزايش
شانس بهبودي
بيمار بازي
كند .(2)
اما بايد به
اين موارد و
حتي قبل از
همه آنها ،
تاثير
اعتقادات
مذهبي و اميد
به شفاي الهي
را اضافه
نمود .
انسان
نمازگزار
كسي است كه با
تمام وجود
اعتقاد دارد
كه درمان همه
بيماريها ،
نزد خداست و
به اين ترتيب
با اميد به
رحمت خداوند
بيش از هر شخص
بي نمازي
،اميدوار به
رهايي خود ،
از چنگال
امراض و
بيماريهاست
و با اين
ديدگاه تمام
فعاليت هاي
پزشكان و
وسايل مادي
را بعنوان
واسطه هايي
براي اراده
الهي مي داند
كه در تلاش
براي بهبودي
او ، حركت مي
كنند .
شخص
نمازگزار ،
به جاي
اطمينان صرف
به پزشك و
درمان ،
بوسيله نماز
خود ، به رحمت
خداوند
اطمينان مي
كند وايمان
دارد كه تنها
اگر خدا
بخواهد ،
ابزار مادي
در درمان او ،
موثر خواهند
بود و با اين
اميدواري ، “
اميد به
بهبودي ” را
در مؤثرين
شكل خود ، به
كار مي
اندازد و از
آن در پيشرفت
درمانهاي
پزشكي مربوط
به بيماري
خود ، بهره مي
برد . البته از
ابعاد ديگري
نيز مي توان ،
از تاثير
نماز بر
پيشرفت
درمانها ،
سخن گفت .
امروزه به
اثبات رسيده
است كه يك
عامل مهم در
عدم پيشرفت
درمانهاي
دارويي و
اشكال در
كنترل
بيماريها ، (
مثلا كنترل
بيماريهاي
تيروئيد )
همكاري ضعيف
بيمار ، در طي
درمان است .(3)
يكي از جنبه
هاي مهم اين
همكاري ضعيف
مي تواند به
شكل نامنظم
مصرف كردن
داروها ،
باشد ، كه چه
بسا بر اثر
فراموشكاري
بيماران يا
در خواب بودن
آنها در زمان
مصرف دارو ،
اتفاق مي
افتد . اما شخص
نمازگزار از
آنجا كه خود
را ملزم به
انجام فرايض
واجب يوميه
به شكل كاملا
“ منظم مي
بيند ، از
امكان تطبيق
دادن زمان
مصرف
داروهاي خود
، با زمان
نماز
برخوردار
است كه اين
امر به نوبه
خود مي تواند
در پيشرفت
درمانهاي
دارويي موثر
باشد .
اما زماني
كه به اين
نكته اشاره
مي نمودم ،
باز هم خاطره
اي از همان
مادر بزرگ
خدا بيامرز و
همان بي بي با
صفاي گوغري ،
كه در اين
مقاله به او
اشاره شد ، بي
اختيار به
خاطرم آمد و
آن اين كه او
هميشه ، پاكت
داروهاي خود
را در كنار
سجاده نماز
خود مي گذاشت
، تا هيچوقت
،خوردن
داروهاي خود
را فراموش
نكند . و آن بي
بي پر خاطره و
گمنام ، كه
چند سالي است
، روي در نقاب
خاك كشيده
است ، مانند
بسياري از بي
بي ها و
باشوهاي (4)
ديگر آب و خاك
كرمان ،
پيوسته در
حال ذكر خدا
بود و با همان
استنباطات
ساده اي كه از
مذهب داشت ،
هرگز نماز
خود را ترك
نمي كرد و
شايد از بركت
همين نماز
بود كه قريب
به 90 سال عمر
پربركت ، از
خدا گرفت و در
طول مدت اين 90
سال شايد
دردناكترين
بيماريش
همان درد پا و
زانويي بود ،
كه شرح آن
گذشت .
آري ! زندگي
با نماز ،
زندگي اي ست
سرشار از
بركت و
سلامتي و طول
عمر . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1.
روانپزشكي
لينفورد ـ
ريس ، مقاله
روان درماني
، ترجمه دكتر
احمد محيط
صفحه 388 2.
روانپزشكي
لينفورد ـ
ريس ، مقاله
روان درماني
، ترجمه دكتر
احمد محيط
صفحه 388 3.طب
داخلي
واشنگتن ـ
ترجمه فارسي
494 4.“
بي بي ” و “ باشو
” (
بائو ) در
خانواده هاي
سنتي و
روستايي
كرمان ، به
جاي مادر
بزرگ و پدر
برگ بكار مي
رود . |