|
نكته
سي و نهم تاثير
نماز بر
شياطين حضرت
علي (ع) : “
نماز ،
كوبنده
شيطان است ” (1)
در
سپيده دم
حيات ،
هنگاميكه
خدا ، انسان ”
را آفريد و از
روح الهي
خويش ، در
وجود او
دميد ، مقرر
فرمود تا
همگي
فرشتگان
مقرب درگاهش
، آدم
ابوالبشر (ع)
را سجده كنند . در
اين ميان “
ابليس ”
انسان را
فاقد لياقت
براي مسجود
فرشتگان
بودن يافت و
از فرمان
الهي سر
بتافت و به
واسطه اين
تمرد از
درگاه الهي
رانده شد .
اما “ شيطان
با اين كه در
بسياري از
موارد
مترادف با “
ابليس ”
معرفي شده
است ، از نظر
قرآن و
روايات ( و با
آنچه كه
خواهيم گفت
از ديدگاه
علمي ) با “
ابليس ” به
كلي متفاوت
است . بدين
معني كه “
شيطان ” را مي
توان ، عبارت
از همه آن
نيروها و
موجوداتي
دانست كه
انسان را به
گناه كردن وا
مي دارند و يا
به طور كلي به
نحوي از
انحاء در
انسان
،ايجاد
بيماري و مرض
مي نمايند .
در اين مورد
حتي بسياري
از روايات
اسلامي را مي
توان يافت كه
در آنها از
ميكروبهاي
بيماريزاي
انسان نيز با
عنوان “
شيطان ” نام
برده شده است
و حتي مي توان
ايجاد
بيماريها
عفوني انسان
را نيز به
نوعي ، ناشي
از غلبه
شيطانهايي
به نام
باكتري ،
انگل ، قارچ ،
ويروس ، و .. به
حساب آورد .
به اين
ترتيب ،
ابيات مشهور
و زيباي زير : شيطان
كه رانده گشت
بجز يك خطا
نكرد
خود را براي
سجده آدم رضا
نكرد شيطان
هزار مرتبه
بهتر ز بي
نماز
كو سجده را
بر آدم و اين
بر خدا نكرد
عليرغم آن
كه حاوي
مفاهيم عميق
در جهت توجه
دادن ، به خطر
بزرگ بي
نمازي است ،
از لحاظ به
كاربردن
كلمه “ شيطان
شايد اندكي
اشكال داشته
باشد ، چرا كه
آن موجودي كه
در مقابل آدم (ع)
حاضر به سجده
نشد ، “ ابليس ”
و يكي از
فرشتگان
الهي بود ،
اما شيطان ها موجودات
بسيار
متعددي
هستند كه نه
تنها با
وسوسه هاي
شيطنت آميز
خود ، باعث
ايجاد
بيماريهاي
روحي ( گناهان
) و بيماريهاي
رواني ( مثل
وسواس ) مي
شوند ، بلكه
بيماريهاي
جسمي ( مانند
انواع
بيماريهاي
عفوني ) را نيز
ايجاد مي
كنند . به هر
تقدير ، شايد
بتوان “
شياطين ” را
بعنوان
لشكريان
بسيار متعدد
“ ابليس ” تلقي
نمود .
در شماره
هاي اوليه
اين مجموعه
مقالات از
تاثير نماز
بر
بيماريهاي
مختلف
ميكروبي ، از
جمله
عفونتهاي
پوست ، دهان و
دندان ،
دستگاه تنفس
، دستگاه
ادراري و ..
سخن گفتيم و “
كوبندگي ”
نماز را در
مورد شياطين
عفونت زا ، در
انسان بررسي
نموديم . اما
نكته اي كه در
اين شماره
خواهيم گفت ،
به بحث “
تعادل ناقل
هاي عصبي ” كه
در شماره
گذشته مورد
بررسي قرار
گرفت مي باشد.
درباره
ناقل هاي
عصبي با توجه
به دانسته
هاي جديد
علمي گفتيم
كه تمام
بيماريهاي
رواني انسان
و حتي
گناهاني كه
مرتكب مي شود (
بيماريهاي
روحي ) تماما
بر اثر ايجاد
تغيير و
تحولاتي است
كه در مواد
شيميايي
موجود در
دستگاه عصبي
او بوقوع مي
پيوندد و
بررسي كامل
پيرامون اين
نظريه تحول
شگرفي در
تمامي عرصه
هاي بشري ،
اعم از انسان
شناسي و
فلسفه و
روانشناسي و
جامعه شناسي
و .. ايجاد
خواهد كرد ،
چرا كه با اين
ديدگاه
بوسيله قرص و
آمپول و با
روش دو
دوتا چهار
تا مي
توان به سراغ
مشكلات
مزمني كه
قرنها بشر را
آزرده اند
رفت و مثلا
ريشه فساد و
فحشاء و
دروغگويي و
حسادت و .. را
بدين طريق
خشكاند !
اما همانجا
اشاره كرديم
كه علم بشر تا
رسيدن به
روزي كه قادر
شود “ تعادل
ناقل هاي
عصبي ” را به
بهترين شكل
در وجود
انسانها
برقرار سازد
، راه درازي
در پيش دارد ،
اما آيين
مقدس اسلام و
بخصوص
پيشوايان
بزرگ مذهب
تشيع ، از
قرنها پيش ،
ضمن قرار
دادن “ عدل ” در
كنار اساسي
ترين اعتقاد
ديني خود
يعني “ توحيد ”
يك جنبه مهم
عدل را
برقراري
تعادل در
وجود انسان
دانسته اند و
براي برقرار
نمودن اين
تعادل
روشهاي
گوناگوني
پيشنهاد
كرده اند كه
در صدر اين
روشها “ نماز ”
قرار دارد .
در بحث
تعادل ناقل
هاي عصبي مي
توان با
يافته هاي
امروزي دانش
بشر ، از
تعادل خارج
شدن برخي
ناقل هاي
عصبي را ( مثلا
با فزوني
يافتن يك
ماده
شيميايي
نامطلوب )
منجر به
ايجاد
اختلالات
رواني و يا
انحرافات در
انسان دانست .
بدين معنا كه
مجموعه اي از
“ مواد
شيميايي
نامطلوب ” در
دستگاه عصبي
انسان حضور
مي يابند
كه او را به
يك بيماري
رواني مبتلا
مي سازند و يا
او را به
حسادت ،
دروغگويي ،
بدبيني و ..
وادار مي
كنند .
حال با
توضيحي كه در
آغاز
پيرامون “
شيطان ”
ارائه
نموديم مي
توانيم با
تكيه بر قرآن
و روايات
معصومين (ع)
اين “ مواد
شيميايي بد و
نامطلوب ” را
مصداق ديگري
براي “ شيطان ”
بدانيم ، كه
همان عامل
تمام
بيماريهاي
جسمي و رواني
و انحرافات و
گناهان بشر
است .
بدين ترتيب
عليرغم نقشي
كه براي “
شيطان ” در
ايجاد
بيماريها در
انسان ذكر
كرديم ، مي
توانيم
پيرامون آن
بخش از
مفاهيم
قرآني كه به “
امراض قلب ”
اشاره كرده
است ، يا آن
گروه از آيات
شريفه الهي
كه به بحث
پيرامون
تاثيرات
شيطان بر
انسان
پرداخته است
، به درك
بهتري با مدد
توجهات علمي
برسيم و
بفهميم كه
شيطان از چه
راهي ممكن
است در درون
انسان بيماري
رواني يا
روحي ( مرض )
ايجاد كند .
در واقع با
يافته هاي
امروز علم
بشر ما مي
توانيم نام
آن ناقلهاي
عصبي
نامطلوب و
بيماريزا را
، زير عنوان
كلي “ شياطين ”
بشناسيم . و
اين همان
اعتقاد به
ظاهر ساده و
از مد افتاده
ايست كه
قرنها ، بشر
بدان پايبند
بوده است و
حتي
بيماريهاي
رواني مثل
اسكيزوفرني
را ناشي از
تسخير انسان
به وسيله
شياطين و
اجنه دانسته
است .
اما بديهي
است كه علم
امروز بشر ،
هر روز كه مي
گذرد اين
شياطين ،
يعني همان
ناقلهاي
عصبي
نامطلوب و
بسيار ريز را
، از روشهاي
دقيق و
پيشرفته
علمي ، بهتر و
بيشتر
شناسايي مي
كند و به دام
مي اندازد و
بر خلاف روش
گذشتگان كه
با جن گيري يا
به شلاق بستن
بيماران
رواني قصد
بيرون راندن
اجنه و
شياطين از
وجود آنها را
داشتند ، قصد
دارد با روش
كاملا علمي ،
تيشه بر ريشه
شياطين
دستگاه عصبي
انسان بزند .
هر چند كه اين
رويا شايد در
قرنهاي
آينده به
تحقق
بپيوندد.
ولي در اين
ميان راه
ديگري نيز
براي مقابله
شديد با اين
شياطين درون
موجود است و
آن “ ايمان
مذهبي ” و
بخصوص نماز
است .(2)
نمازگزار
واقعي ، هرگز
دروغ نمي
گويد ، هرگز
حسادت نمي
ورزد ، هرگز
بخل نمي كند ،
هرگز دشنام
نمي دهد و
خلاصه به
همين ترتيب
از همه
حالتهاي
نامطلوب
رواني و روحي
، كه شياطين
دروني در
صددند او را
بدان گرفتار
نمايند ( يعني
همان امراض
قلب ) ، خلاصي
پيدا مي كند ،
چرا كه “ نماز ”
كوبنده
شيطان است و
به
قدرتمندانه
ترين شكل
ممكن با همه
شياطيني كه
قصد دارند
انسان را
دچار
بيماريهاي
جسمي ،
بيماريهاي
رواني و يا
گناهان و
انحرافات (
بيماريهاي
روحي ) نمايند
، مقابله مي
كند .
در اين
مورد ، در بعد
تاثير نماز
بر
بيماريهاي
جسمي از
تاثير آن
مثلا بر
عفونتها ، در
بعد تاثير
نماز بر
بيماريهاي
رواني مختلف
، از تاثير آن
مثلا بر
افسردگي ،
اضطراب ،
وسواس ،
اختلالات
شخصيت ،
بيماريهاي
روان تني و..
در شماره هاي
گوناگون اين
سلسله
مقالات سخن
گفته ايم و به
اميد ياري
خداوند در
آخرين نكته
از اين
مجموعه
مقالات ( نكته
چهلم ) به
تاثير نماز
بر
بيماريهاي
روح ( گناهان )
اشاره
مختصري
خواهيم داشت . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1.
الصلوه
مدحره
للشيطان ،
فهرست غرر
الحكم ، صلاه 2.
از برخي آيات
قرآن و
بسياري از
روايات چنين
بر مي آيد ، كه
“ نماز ” و “
ايمان ” را مي
توان به صورت
دو كلمه
مترادف و هم
معنا ، به جاي
يكديگر به
كار برد ، به
عبارت ديگر : “
نماز عين
ايمان و
ايمان عين
نماز است ” . |