سلامتي،
گام نخست در
توسعه
پايدار
نمودارهاي
بهداشتي از
رابطه سلامت
و توسعه ميگويند
دكترسيد
محمد
اسماعيل
اكبري
موضوع
توسعه
پايدار به
مفهوم
پايداري و
ماندگاري و
اثربخشي
اقدامات
مرتبط با
توسعه،
مسأله بسيار
مهم و قابل
توجهي است،
چرا كه توسعه
اگر پايدار،
ماندگار و
اثربخش
نباشد،
كفايت هزينه
را نخواهند
داشت و ممكن
است به جاي
مثال (1) وبال (2)
گردن ملت
باشد. اين
مسأله
آنچنان حساس
است و به
شمشير دولبه
ميماند كه
گاهي بحث روي
آن، همانند
حركت روي
طناب لرزاني
است كه از روي
رودخانه
خروشاني ميگذرد.
كدام
توسعه
پايدار است؟
آن كه: سرمايه
بيشتري نصيب
كند نصيب چه
كسي؟
درآمد
بيشتري
تأمين كند
براي چه كسي؟
رفاه
بيشتري
بيافريند
رفاه براي چه
كسي؟
و دهها
احتمال
ديگري كه
همگي به يك
سؤال مشخص
بعدي ختم ميشود،
براي چه كسي؟
اين سؤال مهم
كه هدف از اين
همه تلاش
براي چيست و
يا براي
كيست؟
سالهاي
زيادي است
ذهن
سردمداران
مديريت
جهاني را
مشغول كرده
است؛ اما
امروز جواب
آن روشن است.
اگر همه اين
اقدامات
براي انسان
باشد و انسان
محور توسعه
پايدار تلقي
شود، توجه به
انسان اهميت
ويژهاي
پيدا ميكند
و آن وقت است
كه اول بايد
هر اقدامي به
نيازهاي
مشخص آنان
پاسخ دهد و هر
توسعهاي
بخشي از اين
نيازها را
برآورد كند.
طبيعي است
چنين اقدامي
در مسيري
طبيعي است و
ماندگار و
اثربخش
خواهد بود.
اما اگر
توسعه پاسخ
نياز «انسان»
را ندهد و يا
اين كه «نياز»
جديد و مشكل
تازهاي
براي او
ايجاد كند،
يقينا مفهوم
درست توسعه
را نخواهد
داشت. با اين
مقدمه و اين
تعريف،
احداث يك
كارخانه ميتواند
مثال باشد يا
وبال، احداث
يك جاده ميتواند
مثال باشد يا
وبال و همين
طور اختراع و
.
هر آنچه
مثال است و
پاسخي بر
نياز «انسان»
يا همه
خصوصياتش ميتواند
توسعه تلقي
شود و به
پايداري آن
هم اطمينان
داشته باشيم.
اما آنچه
پاسخي بر
نياز «انسان»
ندارد و يا
نياز جديد
براي او
ايجاد ميكند
كه ميتواند
وبال تلقي
شده و
اطمينان به
پايداري آن
سست ميشود.
وابستگي
جهان به
توسعه مشترك
سالهاي
پيش وقتي
اسكند از
مقدونيه
براي
كشورگشايي
حركت كرد و
زمينها و
امكانات
بسياري را
ضميمه حيطه
فرماندهي
خود كرد و يا
وقتي
نادرشاه
افشار تا هند
و ماچين برفت
و زر و سيم
فراوان گرد
آورد، دو
اظهارنظر
متفاوت پيدا
شد؛ مقدونيهايها
اسكندر را
كبير
خواندند و او
را ناجي
ناميدند،
ايرانيان او
را خونخوار
خواندند و
شرور و
ضدبشريت و
مدنيت
ناميدند.
همين
قضاوت براي
نادر شاه
افشار در
ميان
ايرانيان و
هنديان بود.
قرنها طول
كشيد تا
توسعه
تعريفي
جهاني پيدا
كرد،
سردمداران
مديريت دنيا
اعتقاد پيدا
كردند كه
توسعه به
هرشكل آنچه
به صورت
كشورگشايي
چه اقتصادي،
چه سياسي و
فرهنگي نميتواند
در گوشهاي
از جهان
اتفاق افتد
بدون اين كه
از گوشه
ديگري از
جهان تأثير
نپذيرد.
اين مطلب
در نشست سران
در
ريودوژانيرو
(1992) زمزمه شد،
در سپتامبر 2000
(M.D.G) The Millennium Development Goals فرياد
شد و در همان
ماه در سال 2002
در آفريقاي
جنوبي (ژوهانسبورگ)
به برنامه
اجرايي
تبديل شد.
البته اين
بدان مفهوم
نيست كه وقتي
در محافل
عمومي
واقعيتهايي
مطرح ميشود
و پذيرفته ميشود،
مجريان
جهاني به آن
عمل ميكنند.
بنابراين
اگر خلاف آن
را در دنياي
امروز ميبينيم،
دور از
انتظار نيست.
فناوري و
سياست دنيا
را بيش از
همنه تاريخ
به هم نزديك
كرده است3 و
موضوع «جهاني
شدن» حرف اول
همه
سردمداران
است. بهرههاي
جهاني شدن
بالقوه
خيلي زياد
است. به عنوان
مثال، موضوع
گفتگوي تمدنها،
تبادل فرهنگها
استفاده از
فناوري براي
بقا در همه
دنيا و غيره.
ولي واقعيت
اين است كه
همه اين
حرفها و
اقدامات
هنوز
نتوانسته
است پاسخ
مناسبي براي
صداها
ميليون نفر
انسان فقير
در سراسر
جهان باشد و
گاهي همان
فناوريها
ميتواند در
قالب جنگ و
تروريسم،
تخريب محيط و
به كار گرفته
شود، كه شايد
همان مطلب
اول يعني فقر
نيز در
ارتباط باشد.
به هر حال در M.D.G
دنيا تصميم
گرفت فقر را
تا سال 2015 به حد
قابل قبول در
جهان برساند
و اين به معني
توسعه
يافتگي معني
دار و مرتبط
در سراسر
جهان است. آيا
در سال 2015 فقر
در جهان
كنترل ميشود؟
رابطه
سلامت و
توسعه
وابستگي
سلامت به
كاهش فقر و
رشد طولاني
مدت اقتصاد،
يك واقعيت
قطعي است.
قبلا اين
پيام
متخصصان
سلامت بود
امروز
اقتصاددانان
آن را ميگويند
و با تحقيق
ثابت ميكنند.4
مطمئناً
وقتي يك
بيماري فقط
يك بيماري به
اسم ايدز ميتواند
در طول 15 سال
يك قارهاي
را به نابودي
بكشد و با
پيشرفت
آلودگي از يك
درصد به 36
درصد موجب
نابودي نظام
اقتصادي،
آموزشي،
صنعتي و حتي
فرهنگي اين
قاره شود،
اين وابستگي
واقعيت است.5
طبق تخمين
برنامه
عمران ملل
متحد (U.N.D.P)
در سال 2010 شاخص
توسعه
انساني
(Human
Development Index)
در آفريقاي
جنوبي به
دليل ايدز 15
درصد كاهش
خواهد داشت.6
در بعضي
كشورهاي
آفريقايي تا
3/2 كل بودجههاي
بهداشتي
درماني فقط
براي يك
بيماري (ايدز)
هزينه ميشود.
در كشور
ساحل عاج 3/2
علت مرگ
آموزگاران،
بيماري ايدز
است.
در كشور
زيمبابوه
بين 30 تا 60 درصد
توليد
محصولات
كشاورزي فقط
به دليل
بيماري ايدز
نقصان داشته
است.7
رابطه
كاملاً
مستقيمي بين
توسعه
يافتگي و
سلامت وجود
دارد. جدول
زير (3،7) اين
واقعيت را
بخوبي نشان
ميدهد.
لازم به
ذكر است كه در
همه
كشورهايي كه
اشاره شد با
ميزان توسعه
يافتگي
متفاوت، وضع
فقرا متفاوت
است و آنها از
ميانه
كشورها هم
وضعيت بدتري
دارند. فقرا
در كشورهاي
بادرآمد
متوسط هم
همانند
كشورهاي
خيلي فقير
هستند.8
مسجل شده
است كه ميزان
مرگ كودكان
زير يك سال (IMR)
با درآمدن
ناخالص ملي (G.D.P)
كشورها
ارتباط
مستقيم
دارد، به
گونهاي كه
هر چه ميزان
درآمد پايينتر
باشد، ميزان
مرگ كودكان
زير يكسال و
يا مرگ
كودكان زير 5
سال به عنوان
شاخصهاي
سلامت
بالاتر ميرود.
رابطه
انسان سالم و
توسعه
پايدار
طبيعي است
كه مفهوم كلي
سلامت، منتج
از انسانهاي
سالم است؛
يعني
شاخصهاي
سلامت،
مرتبط با
انسانهاي
سالم است.
بيماري در يك
انسان حداقل
به علل زير
منجر به زيانهاي
اقتصادي و در
نتيجه عدم
توسعهيافتگي
ميشود:
1-كاهش
درآمد به
لحاظ بيماري
به دلايل :
-هزينه
درمان حذف
زايش درآمد
در زمان
بيماري
كاهش
قدرت كار در
جواني به
دليل بيماري
در كودكي
حذف
درآمد در
آينده به
خاطر مرگ
زودرس
2-كاهش
استمرار
درآمد به
دليل بيماري
3-كاهش سقوط
كار به خاطر
بيماري و
اثرات رواني
اجتماعي
بيماري
بعكس اگر
اقدامي براي
تأمين سلامت
مردم بشود،
وضعيت
اقتصادي
كلان نيز
بهتر خواهد
شد.
اقتصاددانان
ميگويند:
افزودن يك
سال عمر سالم
با درمان
درست يك
بيماري بيش
از درآمدي
است كه در آن
سال توسط آن
فرد بيمار
حاصل ميشود.
از طرف
ديگر ثابت
شده است اگر
براي دريافت
و مراقبتهاي
ضروري سلامت
مردم فقير
سرمايهگذاري
شود آنها از «فقر»
هم رهايي
پيدا ميكنند.
به زبان ديگر
سرمايهگذاري
در سلامت
سريعترين و
آسانترين
راه كاهش فقر
است.
هر سال
زندگي يك فرد
معادل 3 سال
درآمد حاصله
توسط آن فرد
ارزش دارد كه
مشتمل است بر
زمان تفريح،
زمان كار،
اثر طولي
خالص عمر و
زمان درد و
بيماري و اين
به آن معني
است كه اگر به
دليل بيماري
يا مرگ
زودرس، يك
سال از عمر
كسي كم شود
معادل 3 سال
درآمد توسط
آن فرد به
نظام
اقتصادي
كشور لطمه ميزند.
كيفيت عمر
انسان سالم
هم عامل
اقتصادي
ديگري است،
سلامت
مستلزم
كفايت است،
طوري كه
تغذيه
نادرست در
كودكي منجر
به سوءتغذيه
ميشود و
سوءتغذيه
عامل اساسي
در افزايش
مرگ و مير و
همچنين
بيماري است.
سوءتغذيه
منجر به
كوتاهي قد،
اشكال در رشد
جسمي، رواني
و اجتماعي در
بزرگسالي ميشود
و طبيعي است
كه چنين
انساني نميتواند
توليد مناسب
داشته باشد و
اشكال در
توليد به
مفهوم اشكال
در توسعه است.
به طور خلاصه
حاصل نميشود
مگر با سلامت
جسمي، روحي،
اجتماعي
انسانها.
منابع:
1-مثال: حاصل
و محصول
اراضي، ملك،
باغ، مزرعه و
جز آن (ناظم
الاطباء)/
لغتنامه
دهخدا، ج 13
2-وبال:
دشواري،
سختي،
گراني،
عذاب،
سرانجام بد/
لغتنامه
دهخدا، ج 14
3-jeffry
D.sachs and co workers Macroeconomic and Health: In vesting In Health for
wconomic Development Report of the commission on
Mecroeconomic and Health. World
Health organization. Des,2001. Report
of the CMH.page 15. 4-world
Health Organization
Repirt (2001) . page: 5-HIV/AIDS
and Human Development South Africa, UNAIDS and UNDP, 2000. 6-Stover
and Ballinger Development and HIV/AIDS 1999, UNAIDS. 7-human
Development Report 2001, Table 8. And CMH Calculation using world
development Indiator of world Bank 2001. 8-UNFPA
State of world Population 2002. (People, Povetty and piossibilities).
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||