هاليود
و مهدويت 2
با
توجه به
اينكه
فرموديد
غرب پي برده
كه جوهره
تفكر شيعي
بحث مهدويت
است، چه
اقداماتي
را در
مقابله با
آن در عرصه
هاي مختلف
انجام داده
است؟
بگذاريد
براي جواب
به اين سؤال
بسيار
مهمتان من
مقداري به
عقب برگردم.
مهدويت از
كي براي غرب
يك دغدغه شد.
اولاً، اين
نكته را
خدمتتان
عرض كنم بعد
از مسئله
ظهور صفويه
در ايران و
اوجگيري
اهداف
استعماري
غرب نسبت به
شرق و اينكه
ايران را مي
خواست
دروازه هند
بكند،
مسئله مذهب
ما هم براي
آنها جدي
شد، عثماني
سني بود و ما
شيعه و آنها
هم از اين
استفاده
كردند. آنجا
به طور جدي
وارد شناخت
مباني
مذهبي ما
شدند كه از
آن براي خود
استفاده
كنند.
يكي
از مواردي
كه اينها به
آن پي بردند
مسئله «باب
بودن» بود.
يعني آنها
متوجه شدند
كه ما در
اعتقادات
اسلامي يك
منجي داريم
كه زماني
ظهور مي كند
و لذا سعي
كردند كه از
اين موضوع
براي رسيدن
به اهداف
سلطه
جويانه خود
استفاده
كنند. اينكه
شما مي
بينيد «
مستر همفر»
در كتاب
خاطراتش
ذكر مي كند
كه چطور ما
محمد علي
باب را
انداختيم
در اين فضا و
گفتيم تو
بابي و امام
زماني به
نحوي نشان
مي دهد كه
غرب نسبت به
تأثير و اوج
حضور اين
انديشه در
تمدن
اسلامي
شناخت پيدا
كرده است،
اين را
داشته
باشيد تا
بعد برويم
سراغ امام
مهدي
سوداني. آن
كسي كه در
سودان حدود
120،100 سال پيش
قيام كرد و
تحت عنوان
مهدي در
جهان مطرح
شد.
اين
باز بعد دوم
بود و كتبي
كه
صهونيستها
بعد از آن
نوشتند كه
مشهورترينش
« چهارپر»
است كه سعي
كرده
مهدويت را
در ذهن
جهانيان
بشكند. يعني
مسئله،
مسئله
دامنه داري
است و بعد از
آن شما
بيائيد
سراغ مركز
شيعه شناسي
استراسبرگ
فرانسه كه
البته آنها
امام جعفر
صادق«عليه
السلام» را
مبنا قرار
داده اند،
اين
مصداقهاي
جزئي را
دارم عرض مي
كنم و مي
خواهم اين
نكته را
بگويم كه
براي غرب
شناخت
محورهاي
اسلام و به
ويژه شيعه
خيلي مطرح
است. شما مي
دانيد
غربيها از
ايران و
عراق خيلي
ايمن
نبودند .
كشورهاي
عربي را با
دست نشانده
ها
توانستند
تحت سيطره
خود
دربياورند،
اما اينجا
را نه.
در
جريان
فتوائي كه
داده شد و
مسلمانها
ريختند به
سفارت
روسيه در
ايران همه
را به قتل
رساندند
صرف اينكه
به ناموس
ايران
تجاوز شده
بود و پشت
سرش ديدند
پشت همه اين
جريانات يك
آخوندي
نشسته و
دوتا جمله
نوشته . اهل
سنت با چنين
فضايي آشنا
نبود كه حكم
جهاد داده
بشود،
اينها
فهميدند يك
قشري در اين
وسط وجود
دارد كه
قدرت بسيار
عظيمي دارد
، بعد در
مسئله
تحريم
تنباكو هم
اين را
ديدند.
اينها نكات
مهمي است كه
در نگاه غرب
نسبت به
شناخت
مفاهيم
محوري شيعه
نقش داشت.
قبل
از انقلاب
اسلامي و
فيلم «نوسترآداموس»
هم اينها
فعاليتهايي
در اين
راستا
انجام داده
بودند.
منتهي
مسئله
مهدويت پس
از پيروزي
انقلاب
ايران براي
اينها مطرح
شد. اين فيلم
مربوط به
سالهاي 80 و81
ميلادي است.
در فيلم هم
ذكر مي شود
كه در سال
گذشته ولي
جهان در سال
81 با اين
فيلم آشنا
شد. اينها
وقتي با
انقلاب
اسلامي
روبرو شدند
به تصريح
خودشان
غافلگير
شدند. رئيس
سازمان سيا
اين نكته را
در حرفهايش
گفته بود. از
اين جهت شما
مي بينيد
خيلي خام در
اين فيلم با
اين مسئله
برخورد مي
كنند. اين
فيلم را «
اورسون ولز»ي
كه فوق
العاده
معتبر بود
در جهان
سينما و بنا
به اعتبارش
هم او را
برداشتند
مفسر اشعار
نوستر
آداموس
كردند
اسكار هم به
او دادند كه
يهودي هم
هست و فيلم «
همشهري كين
» را ساخته
بود، در 23
سالگي خيلي
ساده
برخورد مي
كند، مي
گويد 600
ميليون
مسلمان در
خاورميانه
جمع شده اند
ثروت عظيمي
دارند و
براي صلح
جهاني
خطرناك كند
شما احساس
نمي كنيد كه
بايد اين
حرف را براي
مخاطبت جا
بيندازي كه
مسلمان چون
به ارزشهاي
نهفته خودش
پي برده و
ثروت دارد
الزاماً
خطر است؟
يعني هركه
ارزشش را
بفهمد و
ثروت داشته
باشد براي
صلح جهاني
خطر است؟
خيلي
روبرخورد
كرده است،
چون خيلي
سراسيمه مي
خواهند
امواج
انقلاب
اسلامي را
تخريب كنند
و تصوير و
تفسير بدي
از آن ارائه
بدهند و
آمدند روي
مسأله
مهدويت،
چون
بالاخره
آنها پي
برده بودند
كه بايد روي
اين نظريه
كار بشود. «هايزر»
و همراهانش
كه در اوج
انقلاب
اسلامي در
سال 57 به
ايران آمده
بودند و
قرار بود
همان 19 بهمن
مدرسه
رفاه، مسجد
دانشگاه
تهران را كه
اكثر
شخصيتها در
آنجا بودند
و فيضيه را
بزنند، اما
امام با اين
استراتژي
كه « بگوييد
اين حكم از
من نيست »،
توانست اين
مسئله را
مهار كند و
بعد آمدند
سراسيمه
وارد عمل
شدند كه اين
هم قابل
بررسي است.
بايد روي آن
تحقيق
بكنيم. قبل
از انقلاب
هم بود، بعد
از انقلاب
هم سراسيمه
آن فيلم را
ساختند،
بعد وقتي در
جنگ نقش
محوري امام
زمان «عليه
السلام»
مطرح شد. عين
كلام امام
اين است كه
فرمانده
اصلي جنگ
امام زمان «عليه
السلام»
هستند.
مسأله
بسيار
فراتر رفت
براي
غربيها كه
آن كنفرانس
خيلي
كلاسيك و
سطح بالاي
تل آويو را
گذاشتند.
من
مجموعه
گفتارهايي
كه پيرامون
امام زمان «عليه
السلام» را
در حد توان
خود در اين
كنفرانس
ارائه شده ،
جمع آوري
كردهام. در
كتاب «
تهاجم
فرهنگي»
خودم آورده
ام كه
برنارد
لوئيس اين
را ميگويد.
چون مضمون
مقالاتش به
دستم رسيده
است. ديدم
چقدر مسأله
امام زمان«عليه
السلام»
براي اينها
مهم است. بعد
بازي
كامپيوتري «يا
مهدي» ساخته
شد، مقالات
مختلفي
نوشته شد،
فيلمهاي
مختلفي
ساخته شد ،
منتهي از
دهه 90 آمدند
سبك كار را
عوض كردند.
خيلي جالب
است اگر به
اين نكته
توجه شود.
ديدند اگر
بيايند
امام زمان
شيعيان را
نفي كنند به
نحو ديگري
اثباتش
كردهاند،
چون در جهان
اين اتفاق
وجود دارد
كه چيزي را
غرب نفي
كند، حتماً
يك ارزشي
دارد. افكار
عمومي جهان
اين زيركي
را هم دارند
و در عين حال
كه اين كار
انجام شود
به نحوي
تبليغ هم
هست. لذا عوض
شد و در دهه 90
در
فيلمهايي
مثل « صهيون»،
«آرماگدون»
يك بعد
اثباتي
براي آن طرف
مطرح شد به
جاي بعد
تخريبي اين
طرف. ولي باز
با اين حال
در سال 1997
براي اينكه
مسأله
نوسترآداموس
فراموش
نشود، چون
در اين فيلم
گفته شده
بود، هرچند
خود نوستر
آداموس عدد
نياورده و
صور فلكي را
گفته كه
تكرار
پذيرند و
زمان دقيقي
براي اين
مسأله مشخص
نكرده و نميتوانسته
هم مشخص
كند، چون
اگر
شارلاتان
بوده كه
قطعاً نميتوانسته
و اگر نه «كذب
الوقّاتون».اصلاً
نميتوانسته
عدد بگويد.
اينها
گذاشتند
براي اينكه
امواج
انقلاب
اسلامي را
در جهان
تخريب كنند
و براي
اينكه
فراموش
نشود كه
گفته بودند
سال 99 .
در
سال 97 «
گاسپار وان
برگر»، Next
war (جنگ
بعدي) را
نوشت و بخشي
از آن را
اختصاص داد
به اينكه در
سال 99 شخصي
در ايران به
قدرت مي
رسد، به اسم
«محمد
منتظري» كه
اسم اصلي
امام زمان «عليه
السلام» است
و منتظري هم
از انتظار
گرفته شده و
هيچ
ارتباطي با
شهيد «محمد
منتظري» حزب
جمهوري
اسلامي
ندارد. ( در
فيلم
نوسترآداموس
هم مي گويد
مردي كه نام
آخرين
پيامبر را
برخورد
دارد
دوشنبه را
براي تعطيل
برخواهد
گزيد). مي
گويد ايشان
به قدرت ميرسد
و
دانشمندان
ناراضي
هستهاي
شوروي را
فرا
ميخواند و
ميگويد من
به شما دلار
ميدهم
اسلحه
بسازيد،
اينها ميآيند
يك اسلحه ميسازند
به اسم «ذوالفقار»
كافي است
شما سكانس
اوليه فيلم The
sold of Islam ـ 1986، BBC
را ببينيد
كه
ذوالفقار
ميآيد كره
زمين را
متلاشي مي
كند. اول
چهار قسمت
اين فيلم
اين صحنه
بود كه من در
برنامههاي
تصويري
دانشگاهي
خودم از آن
استفاده ميكنم.
ذوالفقار
آزمايش ميشود
و نتيجه
مثبت است ،
وقتي نتيجه
مثبت ميشود،
رئيس جمهور
فرضي ايران
به امريكا
ميگويد
خليج فارس
را خالي
كنيد،
آمريكا چون
ارزيابي
درستي
ندارد. خالي
ميكند.
نيروهاي
ايراني ميروند
به سمت
سرزمينهاي
غربي كه
صليبي ذكر
ميكند.
قصه
پرتي است
مشخص هم بود
كه ميخواهد
قضيه نوستر
آداموس را
كه 17،18 سال از
آن گذشته و
در ذهنها
فراموش
شده، زنده
كند. شما ميگوئيد
قصهاي
نوشته شده
است و وهم
است و ... اما
اينها
سناريو ميسازند
و مبناي
برخورد
سياسي
خودشان را
اين سناريو
خود ساخته
قرار ميدهند.
خبر
اين است در
تاريخ 9
دسامبر 1998 (18
آذر 77)
نيويورك
تايمز،
روزنامه
مشهور
آمريكايي ،
خبر داده كه:
« عدهاي از
دانشمندان
انستيتو
بيوتكنولژي
روسيه به
خدمت ايران
درآمدهاند
... و عدهاي
ديگر در
روسيه براي
توليد
سلاحهاي
ميكروبي
همكاري ميكنند.
فردي به نام
مهدي رضايت
مشاور علمي
رئيس جمهور
ايران، يكي
از فعالان
ايراني در
اين زمينه
است». اين در
حالي است كه
آقاي خاتمي
مطلقاً
مشاوري به
نام مهدي
رضايت
مشاور
ندارد. جالب
اين است كه
اين خبر را
نيويورك
تايمز ميدهد
(ميخواهم
بگويم پشت
پرده
صهيونيسم
دارد همه
چيز را به هم
وصل ميكند).
بعد دولت
آمريكا به
استناد خبر
نيويورك
تايمز
بيانيه ميدهد
و از
تلاشهاي
تسليحاتي
ايران
ابراز
نگراني ميكند،
اينها
دارند
اينجوري در
اين فضا كار
ميكنند.
ما
در تهران به
بچههايي
برخورد
كردهايم
كه « يامهدي»
و « الله
اكبر» به
گوششان
خورده
احساس نفرت
به آنها دست
داده است؛
چرا؟ چون
خوب دارد
جوانان ما
را تربيت ميكند.
آخر غرب از
امام زمان
ما چه
اطلاعي
دارد كه ميآيد
و بازي «
يامهدي» را
ميسازد.
شما در
نيويورك
بگوئيد:
«Persian
Gulf inferno » را
ميخواهم.
ميگويد:
«What
do you mean » ،
منظورت
چيست؟ شما
بفرمائيد «
يا مهدي»
بازي در
اختيارتان
قرار ميگيرد.
اين دارد
تربيت ميكند.
من
در كتاب
مباحث
جديدم كه
البته در «
تهاجم
فرهنگي »
ذكر نكردهام
گفتهام كه
الان تربيت
دارد جاي
تهاجم را ميگيرد
و همه اينها
بيانگر
آگاهي از
نقش محوري
مهدويت در 200
سال گذشته
در تكوين
حركتهاي
اجتماعي و
سياسي در
متن شيعه
است. من بجد
عرض ميكنم
كه غرب هرجا
پا گذاشته
تأثير را
ديده كه
انقلاب
اسلامي
اوجش بود،
لذا الان
روي تخريب
مفهوم
مهدويت در
جهان كار ميكند،
از يك طرف
مهدويت ما
را ميكوبد
، از يك طرف
دارد
مهدويت
تخيّلي
خودش را
ترويج ميدهد،
ماتريكس مي
سازد و Zion
را . جالب
است بدانيد
كه الان در
استراليا
دارند
همزمان
قسمت دوم و
سوم
ماتريكس را
ميسازند.
سال آينده
كه به بازار
خواهد آمد
ببينيد
چقدر
استعارههاي
صهونيستي و
مهدويت در
آن نقش دارد.
پس
ظاهراً
حضور نظامي
آمريكا در
خليج فارس
چندان ربطي
به صدام و
عراق و كويت
ندارد؟
بله
حضور دائمي
خودش را با «
يامهدي »
كنترل ميكند.
به نكته
خيلي مهمي
اشاره
كرديد، اين
سبب شد من
نكته خيلي
مهمتري را
عرض كنم.
كساني كه
اين مصاحبه
را ميخوانند
اصلاً
اينجور
برداشت
نكنند كه يك
فضاي مذهبي
خاص دارد
تمامي
ابعاد
سياسي جهان
را بر اساس
ديدگاههاي
مذهبي اش
تفسير مي
كند. واقعاً
اين نيست. من
حاضرم با
افرادي كه
در اين
قلمرو ميگويند
نظريات
خاصي را
داريم
تحميل ميكنيم
به بحث
بنشينم. چرا
من به
نيويورك
تايمز و
فيلمهاي
هاليود و «
يامهدي»
استناد
كردم؟ مي
خواهم
بگويم بر
اساس
مجموعه
تحقيقات
داريم اين
نظريات را
ذكر ميكنيم.
صرفاً از يك
ديگاه
مذهبي يا
سياسي خاص
نيست.
براي
اين نكته
جالب شما من
اشاره ميكنم
به جريان
قيام 1979 مكه،
من
متأسفانه
اسم شخصي را
كه با اسم
مهدي در
مسجد
الحرام
قيام كرد در
ذهنم نيست.
اصلاً
موصاد به
ياري فهد
آمد، سه روز
اصلاً مكه و
مدينه در
دست اينها
بود و اينها
ذكر كردند
كه ما با اسم
امام زمان
داريم قيام
ميكنيم.
شما اين
مسأله را
داشته
باشيد.
انقلاب
اسلامي
ايران
پيروز شد و
دقيقاً مدت
كوتاهي پس
از پيروزي
انقلاب
اسلامي
چنين
اتفاقي در
مكه و مدينه
ميافتد. ميدانيد
مكه و مدينه
مركز جهان
اسلام
هستند.(در
پرانتز هم
اين نكته
مهم را عرض
كنم كه هيچ
فكر كردهايد
چرا تخريب
مجسمه بودا
با حج
مسلمين
همگام و
همزمان شد؟
خيلي مهم
است. همچنان
كه رسانههاي
ما روي جشن
كريسمس در
جهان توجه
دارند يك
اتفاق مهم
جهاني دارد
ميافتد. يك
ميليون
مسلمان
دارند جمع
مي شوند
مكه، طبيعي
است كه
رسانه ها
زوم مي كنند.
خبر ارائه
ميدهند،
فيلم تهيه
ميكنند.
جالب است
بدانيد
روزنامه
هاي ايران
هفته پيش در
ايام عيد
قربان
تصويري را
از
مسجدالحرام
در صفحه اول
خودشان چاپ
كردند و
خيلي هم
زيبا بود و
از رويتر
بود. همزمان
با انعكاس
اين عظمت
اسلامي در
مكه و مدينه
تلوزيون CNN
فيلم پخش ميكند
كه دارند با
آر.پي.جي
مجسمه بودا
را ميزنند.
اينها
همزمانياش
واقعاً
مسأله دار
است و دارد
آن را خنثي
ميكند). در
فيلم نوستر
آداموس هم
عظمت
مسلمين را
در مكه و
مدينه نشان
مي دهد.
اينها سمبل
وحدت عظمت و
قدرت و هويت
ما هستند و
غرب ميداند
كه هر
اتفاقي مي
افتد از
آنجاست،
اين يك
مسأله.
قيامي
كه در مكه رخ
ميداد و
متأثر از
انقلاب
اسلامي
ايران بود.
براي غرب
خيلي مهم
بود، براي
غرب مي
توانست اين
موضوع
اينجور
باشد كه مكه
مي تواند
مركز خيلي
مسائل باشد.
ضمن اينكه
ميدانيم
امام زمان «عليه
السلام»
قيامشان را
از آنجا
شروع مي كند.
آنچه
كه شما
فرموديد
كاملاً
درست است. او
ميخواهد
اولاً
نيروي
نظامياش
يك سد بين
ايران و
عربستان
باشد. سياست
خارجي غرب
در خليج
فارس اين
است كه
نگذارد بين
اين دو قدرت
ائتلاف
استراتژيك
صورت
بگيرد؛ از
يك طرف هم
نميخواهد
تنازع باشد
چون خيليها
طرف ايران
را ميگيرند
و او
مشروعيتش
را از دست ميدهد
و تنازع به
نفع ماست.
چون افكار
عمومي
دنياي
اسلام با
ماست و اگر
اين افكار
عمومي
مواجه
بشوند كه
دشمن ايران
عربستان
است، خادم
الحرمين
مشروعيت
خود را در
دنياي
اسلام از
دست مي دهد
لذا شما
نقشه را
اينطور
ببينيد كه
اين نيروها
حائل بين
مكه و مدينه
هستند، با
ايران.
ايراني كه
پيام
انقلابي
دارد و
آنجائي كه
مشروعيت
مذهبي دارد
البته
حرمين، نه
حاكمانش و
طبيعي است
كه در چنين
فضائي مي
آيند در
اينجا نيرو
پياده مي
كنند.
نكته
ديگري هم
هست، امام
در سال 1359
سخنراني
داشتند، در
آن سخنراني
كه پيرامون
نيمه شعبان
بود
فرمودند:«
در تمام بشر
كسي نبوده
الا مهدي
موعود «عليه
السلام» كه
خداي تبارك
و تعالي
ذخيره كرده
است براي
بشر. هر يك
از انبياء
كه آمدهاند
براي اجراي
عدالت آمدهاند
و مقصدشان
اين بود كه
در همه جهان
عدالت را
اجرا كنند.
لكن موفق
نشدند بعد
از انبياء و
اولياء
بزرگ از
پدران حضرت
موعود كسي
نبوده است
كه عدالت را
اجرا بكند و
اين يك
موجودي است
كه ذخيره
شده است
براي
همچنين
مطلبي » اين
سخنراني
وقتي پخش شد
اولين جايي
كه در
كشورهاي
عربي
انعكاس
داشت «الرأي
العام» بود
در كويت.
پس
از آن 40
مقاله يا
فتوا صادر
شد مبني بر
تكفير حضرت
امام به سه
دليل كه
مثلاً
ايشان
معتقد شده
پيامبران
عاجزند،
توانائي
امام زمان «عليه
السلام» فوق
قدرت است. و
تكميل
شريعت، پس
شريعت ناقص
است و ايشان
مي آيند و
شريعت را
تكميل مي
كنند. غرب از
اينجا هم پي
برد كه
مسأله
مهدويت چيز
بسيار خوبي
است براي
آنها كه
بتوانند
مسأله
ايجاد كنند.
مجموع
اين برنامهها
به گونهاي
نشان ميدهد
غرب واقعاً
دارد روي
اين مسأله
كار ميكند
و حداقل يكي
از اهداف
استراتژيك
حضور در
خليج فارس ـ
كه من يقين
دارم ـ اين
است.
ميزان
پذيرش
جهاني نسبت
به بحث
مهدويت
چگونه است ؟
آفرين.
اين سؤال
است. وقتي من
در هند مي
بينم «
گوتمه» را
طلب مي
كنند،
زرتشتيها
كه معتقدند
دنيا دارد
تمام مي
شود، زمان
ظهور «
سوشيانت»
دارد ميآيد،
در يهود و
مسيحيت هم
اين مسأله
بسيار
بالاست. پس
انگيزهها
و پتانسيل و
پذيرش
جهاني وجود
دارد. لازم
هم نيست كه
ما بگوئيم
شما بيائيد
جاي مسيح
امام زمان
ما را
بشناسيد ،
بلكه امام
زمان«عليه
السلام » را
جوري مطرح
كنيد كه
مسيح زير
مجموعهاش
بشود و
بتواند به
تمام
نيازها
پاسخ بدهد.
اتفاقاً
اگر
بتوانيد در
اينترنت
سايت بزنيد
و با جهان
وارد
مذاكره
بشويد،
ببينيد
چقدر
برايتان
مطلب مي آيد.
مجله
نيوزويك (News
week ) 23
آگوست 1999
گزارش ويژه
دارد و يك
جمله بسيار
مهم What
must be done? (چه
بايد كرد؟)
انسان به
بحران
رسيده و
انساني كه
به بحران
برسد
ناخودآگاه
چشمش به
آسمان است و
آينده.
رسالت
شناساندن
امام زمان،
امام حسين،
امام علي «عليهم
السلام» به
جهان كم از
شناسايي
آنها توسط
خود ما نيست.
منتهي نوع
بيان بسيار
مهم است.
رسانه
هاي ما در
برابر اين
مسأله چه
كار مي
توانند
بكنند؟
اولاً
اين كاري كه
شما كرديد و
ان شاء الله
خود امام
زمان «عليه
السلام» هم
اجرش را
بدهند،
اميدوارم
مسئولان ما
هم اهميت
اين قضيه را
احساس كرده
باشند،
بايد
سيستمي در
رسانه هاي
ما داشته
باشد از
كانال خود
شما هم باشد.
يك چيزي را
مقابل
خودتان
نبايد
بگويم و پشت
سرتان گفتهام،
دورا دور
كارتان را
دارم تعقيب
مي كنم، در
كار شما
صداقت و
خلوص خاصي
است، يعني
دنبال نام و
نان
نيستيد،
اين را آدم
منصف متوجه
ميشود. اگر
بوديد
دنبال خيلي
كارها مي شد
رفت. بستر
كار هم همين
است. سرمايه
ما شيعيان
اين است،
بايد كمك
بشود.
شما
با همين فضا
فعلاً قضيه
را پيش
ببريد، بعد
يك نماينده
از صدا و
سيما، يك
نماينده از
سازمان
تبليغات
اسلامي و
وزارت
ارشاد و
حوزه هنري و
ديگر
جاهايي كه
درگير اين
مسألهاند
بيايند و
براي آنها
جا
بيندازيم،
چرا غرب
ماتريكس،
آرماگدون و
روز
استقلال را
مي سازد، صد
تا فيلم مي
توانم
معرفي كنم
كه اينها
دارند روي
آينده كار
مي كنند. اگر
دارند كار
ميكنند
يعني مهم
است. وقتي
دارند «
يامهدي» را
مي سازند
يعني برايش
مهم است.
دقيقاً ما
معادل آن
كار، كار
ارزشي و
اثباتي
بكنيم. اين
نياز به يك
تيم تخصصي
دارد ولي
مهمتر از
تيم، جا
افتادن
ضرورت كار
است. يعني
اين كار
ضرورتش
هنوز براي
آقايان
تعريف شده
نيست و پي
نبردهاند.
حالا نميدانم
كوتاهي ما
بوده،
آقايان وقت
ندارند و به
روزمرگي
افتادهاند.
چطور
در اين زمان
كه غرب مردم
را به غير
فطريات
عادت داده
مي توان
چنين
مطالبي را
عرضه كرد؟
در
بررسيهايي
كه كردهام
روشن شده كه
امروز دنيا
به خستگي
رسيده ، يكي
از
ويژگيهاي
لذت جسمي
اين است كه
انسان پس از
مدتي به
خستگي مي
رسد. اينكه
خود غربيها
و شرقيها
داد ميزنند
چه بايد
كرد؟(What
must be done?) و يا
اينكه وقتي
در امريكا
اعلام مي
شود كه مي
خواهيم
تظاهرات
كنيم براي
اينكه خدا
برگردد،
اينقدر
استقبال مي
شود يعني
پذيرش وجود
دارد. درست
است كه غرب
دارد تمايل
به دنيا را
در وجود
آنها
نهادينه مي
كند اما
اينها وقتي
با خودشان
خلوت ميكنند،
ميفهمند
كه دارند
خطا ميكنند
و اين يك
زمينه به
شما ميدهد،
اما برميگرديم
به اين طرف
قضيه. لذا
باز تكيه مي
كنم كه
زمينه هست.
اما اين طرف
چطور عمل
كنند آن مهم
است. شما
قرآن را
نگاه كنيد
قرآن ميخواهد
در سوره
بقره منافق
را شرح
بدهد،
شناخت
منافق ساده
نيست، مؤمن
ساده است
چون نور
درون به
بيرون ميزند،
كافر هم
شناختنش
ساده است به
قول عوام
قيافه اش
تابلو ميشود
،انسان تا
نگاه ميكند
متوجه ميشود.
اما منافق
به صورت نور
است و سيرت
نار. قرآن مي
خواهد شرح
بدهد مي
داند مشكل
است ، لذا مي
گويد:
مثلهم
كمثل الذي
استوقد
ناراً 1
سه
مرحله آمد
پائين «مثل»،«ك»،«مثل»
و آن را بصري
ميكند در
دانشگاه
هنر الان
دارم اين را
ميگويم،
مي گويد:
أو
كصيّب من
السماء2
اين
زبان قرآن
است كه ما
بايد آن را
كشف كنيم. ما
مي توانيم
از اين
سيستمها
استفاده
كنيم. مثلاً
ازدواج پدر
بزرگوارشان
با نرجس
خاتون،
اصلاً
مغفول عنه
است. مي
دانيد از آن
چه رماني ميشود
ساخت؟
فيلم
امام علي
واقعاً
تأثير
گذاشت،
برخي
كشورها
تقاضاي
خريدش را
كردهاند،
چرا ولايت
عشق اينطور
نيست، چون
در امام علي
پرداخت شده
بود ، اما
اينجا دارد
روايت مي
شود و
برخورد خطي
است. ما
داريم، ولي
بايد روي
اين كار شود.
www.moouod.org