جنگ جهاني در دوران ظهور

روايات بسيار در حدّ تواتر اجمالي1 بر وقوع جنگ جهاني, نزديك ظهور حضرت مهدي عليه السلام دلالت دارد, و بعيد است كه بتوان آن را بر دو جنگ جهاني اوّل و دوّمِ گذشته كه در عصر ما اتفاق افتاده است تطبيق نمود, زيرا صفاتي كه براي اين جنگ  در روايات ذكر شده است با اوصاف آن دو جنگ تفاوت دارد, مخصوصاً در تعداد قربانيان اين جنگ و زمانش كه نزديك به ظهور و يا بعد از آغاز نهضت مقدس آن بزرگوار, بوقوع مي پيوندد.

و اينك نمونه هايي از اين روايات:

از اميرمؤمنان عليه السلام منقول است كه فرمود:

« نزديك زمان قائم عليه السلام دو نوع مرگ وجود دارد مرگ سرخ و مرگ سفيد و ملخ هائي كه  برنگ

 خون بوده و گاه و بيگاه آشكار مي شوند امّا مرگ سرخ يعني شمشير و مرگ سفيد طاعون است»2

عبارتِ «نزديك زمان قائم» دلالت دارد كه اين جنگ و مرگ سرخ خيلي نزديك به ظهور حضرت مهدي عليه السلام اتفاق مي افتد, امّا روايت, محل وقوع آن را تعيين نكرده است و از امام باقرعليه السلام روايت شده كه فرمود:

« قائم قيام نمي كند مگر در پي ترس و وحشت و زلزله ها و فتنه و آشوب و بلاهايي كه مردم گرفتار آن شوند كه پيش از آن گرفتار طاعون و بعد از آن, جنگ و خونريزي بين اعراب و مردم ايجاد اختلاف بين مردم و پراكندگي در دين شان و دگرگوني احوال آنان, بگونه ايكه در اثر مشاهدة بجان هم افتادنِ مردم و يكديگر را خوردن, هر كس در صبح و شام, آرزوي مرگ مي نمايد»3

اين مطلب دلالت دارد كه مرض طاعون قبل از ترسِ شديدي كه عبارت از همان درگيري و جنگ عمومي است, خواهد بود. امّا با فرض اينكه مطمئن باشيم شخص راوي تقديم و تأخيري در عبارت انجام نداده باشد, مشكل است كه وقوع حوادث را زنجيره اي و پشت سرهم بدانيم چون جمله  «و جنگ و خوريزي بين اعراب»كه با كلمة «ثُمّ» عطف شده است چنانچه بر جمله«و طاعوني قبل از آن» عطف مي شود صحيح است, بنابراين اختلاف بين اعراب, بعد از وجود طاعون مي باشد, همچنين عطف آن بر جمله

«و بلائي كه مردم گرفتار آن مي شوند» نيز صحيح است كه در اين صورت ايجاد اختلاف, قبل از طاعون است.. بعلاوه در اين پيشامدها اجمال است.. البته از اين مطلب, فهميده مي شود كه براي عرب ها و مردم, دوره اي سخت از لحاظ ايمني و سياسي و اقتصادي خواهد بود. و ممكن است مراد از سال گرسنگي و قحطي كه در روايات بعدي از امام صادق عليه السلام نقل مي شود همين سال باشد, آنجا كه فرمود:

«ناگزير قبل از قيام قائم, سالي خواهد بود كه مردم در آن, گرسنگي رنج مي برند و ترس و وحشتي سخت در اثر كشتار آنان را فرا مي گيرد»4

روايت بعدي دلالت دارد كه شدت نبرد و حالت جنگ تا زمان صيحه آسماني كه در ماه رمضان نزديك ظهور حضرت مهدي عليه السلام مي باشد ادمه خواهد يافت. از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمود:

« اهل شرق و غرب با يكديگر اختلاف پيدا مي كنند, آري و اهل قبله نيز)مسلمانان( و مردم با ترس  و وحشتِ طاقت فرسائي روبرو خواهند شد وبه همان حال بسر برده تا زمانيكه منادي از آسمان ندا دهد. زماني كه بانگ زد پس كوچ كنيد, كوچ»5

اين روايت نيز دلالت دارد كه خسارتهاي اين جنگ بطور اساسي بر ملتهاي  غيرمسلمان وارد مي شود و جمله «اهل شرق و غرب و آري اهل قبله با هم اختلاف پيدا مي كنند»عبارت دقيقي است كه حاكي از اختلاف مسلمانها, بعد از اختلافِ شرق و غرب است كه بنظر مي رسد اين اختلاف نتيجه و يا تابع اختلافات شرق و غرب است, البته اين أمر در جنگ جهاني آينده طبيعي است, زيرا اهداف آن جنگ, مراكز حكومتِ كشورهاي بزرگ و پايگاههاي نظامي آنان بوده و بطور غيرمستقيم به مسلمانان نيز سرايت مي كند همچنانكه برخي از روايات, نيز به اين مطلب تصريح نموده است. از ابوبصير نقل شده كه گفت از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مي فرمود:

» اين أمر نخواهد بود تا دو سوم مردم از بين بروند. سئوال كرديم وقتي دو سوم مردم از بين رفتند پس چه كسي باقي مي ماند؟ حضرت فرمود: آيا دوست نداريد كه در يك سوم باقي مانده باشيد؟«6

و شايد خطبه اميرمؤمنان, بيش از متن ديگر, وقت و عامل اين جنگ را مشخص مي سازد, خطبه اي كه آنحضرت تعدادي از نشانه هاي ظهور مهدي عليه السلام و برخي حوادث حركت او را در آن ذكر مي كند. و در آن خطبه شريفه دو فقره است كه ارتباط با جنگ جهاني دارد كه حضرت فرمود:

» آگاه باشيد اي مردم: از من بپرسيد پيش از آنكه فتنه و فساد مانند شتري كه در اثر رُم كردن, مهارش زير سمّ او قرار گيرد و بر ترس و اضطرابش افزوده شود, سرزمين شما را پايمال نمايد و يا اينكه در مغرب زمين آتش جنگ بزرگي را با موادي قابل اشتعال دامن مي زند, در حالي كه با فرياد بلند بانگ مي زند واي بر او از انتقامجوئي و خونخواهي و مانند آن.. آنگاه مردي از اهل نجران خارج شده و امام)ع( را اجابت مي كند او اوّلين مرد نصراني است كه دعوت آن حضرت را لبيك مي گويد, صومعه خود را خراب مي كند و صليبش را مي شكند و به اتفاق عجم ها و مردم مستضعف, سوار بر مركب و با درفش هاي هدايت بطرف )نخيله(7حركت مي كنند. محل تجمع مردم از همه جاي روي زمين, در منطقه اي بنام فاروق قراردارد وآن منطقه اي است كه درسر راه حج رفتنِ اميرمؤمنان)ع( بين بُرًس و فرات واقع شده است. در آن روز تعداد سه هزار)هزار( يهودي و نصراني كشته خواهند شد كه بعضي از آنها برخي ديگر را بقتل مي رسانند واقعة آن روز تأويل اين آية شريفه است:» با شمشير و يا زيرشمشير« درو كرديم«8

 

امّا اين جمله امام عليه السلام كه« قبل از اينكه با پايش فتنه اي در شرق ايجاد كند» دلالت دارد كه آغاز اين جنگ, از شرق يعني از روسيه خواهد بود و يا حاكي از مشاجره و درگيري در منطقه شرق مي باشد و بزودي در مبحث حركت ظهور آن حضرت, روايتي از امام باقرعليه السلام خواهد آمد كه خلاء و بحران سياسيِ وعده داده شده در حجاز سببِ بوجود آمدنِ اين كشمكش بين شرق و غرب خواهد شد.

و عبارت « و يا آتش جنگ بزرگي را با مواد قابل اشتعال, در غرب مي افزود» دلالت دارد كه مركز اصلي نابودي, كشورهاي غربي است و مراد از كثرت مواد قابل اشتعالِ آن, پايگاههاي نظامي و پايتخت ها و مراكز مهمِ آن كشورهاست و ظاهراً معناي كلام حضرت كه فرمود: «محل تجمع مردمِ روي زمين فاروق است» اين است كه مردم در آن روز از گوشه و كنار جهان جهت پيوستن به حضرت مهدي عليه السلام گردهم جمع مي شوند و مقر و پايگاه اوبين كوفه و حلّه است, چه اينكه راهب نجراني با نمايندگاني از مستضعفين, از همان ناحيه بحضور ايشان مي رسند و بنظر مي رسد كه عبارت« وآنجا منطقه سر راه و مسير حج اميرمؤمنان عليه السلام بين بُرَس و فرات است» حاشيه اي از خودِ راوي و يا نسخه بردار است كه داخل در اصل عبارت شده است و شايد معناي المحجّه كه در عبارت آمده است محل اجتماع كاروانهاي حج, در زمان اميرمؤمنان عليه السلام و يا محلي باشد كه در آنجا درفش هاي هيئت ها و نمايندگان, براي ورود به اردوگاه وي و يا ملاقات با آن حضرت اجتماع مي كنند.

وعبارت«درآن روز بين شرق و غرب سه هزارهزار كشته مي شوند»يعني سه ميليون نفر و اينكه كلمه «هزار» را بين پرانتز گذارديم بدين جهت است كه آن كلمه, در روايتِ ديگري در بحار ج 52 ص 274 وارد شده بود, و شايد هم آن كلمه از روايت افتاده باشد, البته اين بدين معني نيست كه قربانيان جنگ جهاني سه ميليون نفر خواهد بود, بلكه اين تعداد, كشته هاي آن روز و يا مقطع ديگري خواهد بود و اين يك مرحله از مراحل جنگ و آخرين آنهاست و قبلاً ذكر شد كه مجموع خسارتهاي جاني جنگ و مرض طاعون كه قبل از آن جنگ, شيوع پيدا مي كند به دوسوم ساكنان جهان بالغ ميگردد. و در روايتي ديگر پنج هفتم جمعيت جهان,چنانكه از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود:

«پيشاپيش قائم دو نوع مرگ وجود دارد يكي مرگ سرخ و ديگري مرگ سفيد, تا از هر هفت نفر, پنج نفر

از بين بروند»9

 

و در برخي از روايات, نه دهم مردم آمده..., البته گاهي اختلافِ روايات, بعلت تفاوت منطقه ها و يا علل ديگري است امّا بهرحال خسارتهاي مسلمانان در اين جنگ, اندك بوده و يا قابل ذكر نبوده است.

خلاصه كلام اينكه:

رواياتِ شريفه دلالت دارند كه ترس و وحشت, اندكي قبل از ظهور و يا در سالِ ظهور آن حضرت, جهان را فرا مي گيرد و خسارتهاي سنگين و خورد كننده اي بر مردم و بطوركلي بر غيرمسلمانها وارد خواهد شد و اين را مي توان به جنگ عمومي و وسائل پيشرفته و نابودكننده آن, كه باعث ترس و وحشتِ همه مردم مي شود, تأويل و تفسير نمود, چون اگر روش اين جنگ بنحو كلاسيك بود, رعب و وحشت آن به اين اندازه كه روايات توصيف كرده اند فراگير نبود و يا دست كم يك قسمت و يا منطقه هاي بيشتري وجود داشت كه مشمول اين ترس و وحشت و قتل و كشتار نمي گرديد.

امّا روايات و قرينه هايي وجود دارد كه تفسير آن را به موجي از جنگ هاي   منطقه اي ترجيح مي دهد, مخصوصاً با تعبيري كه از امام باقر عليه السلام در موردِ ظهور وارد شده است كه فرمود: «و جنگها در زمين زياد مي شود»و اين تصريح مي كند كه آنها جنگ هاي متعددي در همان سال هستند, بنابراين جمع بين اين روايت و روايتهايي كه بيانگر اختلاف و جنگِ بين اهل شرق و غرب مي باشد, اين است كه اين نبردها بصورت جنگهاي منطقه اي بين آنها ايجاد مي شود و جنبه ويرانگري آن متمركز در غرب مي باشد.

 

   زمان اين جنگ:

 آنچه كه از روايات استفاده مي شود آنست كه زمان آن بسيار نزديك به ظهور حضرت مهدي عليه السلام مثلاً در همان سال ظهور خواهد بود... و اگر بخواهيم بين روايتي كه اين جنگ و صفات آن را بيان كرده است جمع كنيم بهتر است بگوئيم جنگ, طي چند مرحله خواهد شد, زيرا اين جنگ اندكي قبل از ظهور حضرت آغاز, و سپس بقيه  مراحل آن بعد از نهضتِ ظهور آن بزرگوار خواهد بود. وآزادسازي حجاز بدست آن حضرت, در اثناء آن جنگ مي باشد, سپس آن جنگ بعد از فتح عراق پايان مي پذيرد.

و نبرد حضرت با روس ها و يابقاياي آنها بعد از جنگ جهاني خواهد بود, زيرا در روايت آمده بود كه نخستين نيرويي را كه حضرت تدارك مي بيند به نبرد با تركان «روسها» اعزام نموده و آنها را نابود مي كند.

امّا اگر رواياتي را كه در مورد اين جنگ وارد شده است به جنگ هسته اي گسترده اي تفسير كنيم و به آنچه كه امروزه رسانه ها درباره چنين جنگي, قلمفرسائي مي كنند توجه كنيم, بايد بگوئيم كه مدت اين جنگ بسيار كوتاه و آنطور كه مي گويند شايد بيش از يكماه بطول نيانجامد.       

                                                                                     «والله اعلم»

برگرفته از كتاب عصر ظهور -  استاد علي كوراني


[1]  يعني به طرق گوناگون از عده اي از صحابه نقل شده كه علم به صدور آن از رسول خدا «ص» حاصل مي شود.

[2]  ارشاد مفيد ص405 و غيبت طوسي ص277.

[3]  كمال الدين صدوق ص 434.

 

[4]  بحارالانوار ج52 ص229.

[5]  بحارالانوار ج52 ص235.

[6]  بحارالانوار ج52 ص113.

[7]  منطقه اي است نزديك كوفه .

[8]  بحار ج53 ص82و84.

[9]  بحار ج52 ص207.