ويژگيهاي
معماري
مساجد ايران
(
مسجد دشتي
اصفهان ) مينا
رهبريان
كارشناس
ارشد تاريخ بي
گمان ، ظهور و
بروز هر
پديده اي در
عررصه
تاريخي ، خلق
الساعه
نببوده و
منكي بر
پديده ها و
زمينه پيش از
خود است . اين
بازگشت ، ما
را بر آن مي
دارد تا
اينكه قبل از
بررسي تنها
يك پديده ، به
عوامل موجد
آن پديده نظر
كنيم . آثار
معماري ، يكي
از ان پديده
هاي تاريخي
است . بناهاي
تاريخي هر
كشور ، بخشي
از شناسنامه
، تاريخ و
كارنامه
مردمي است كه
در آن عرصه
زماني زندگي
مي كرده اند .
ممكن است كه
اين برگهاي
زرين در باد
زمانه به
پراكندگي و
فراموشي
سپرده شده
باشد ، ليكن
اين آثار به
خاطر خلوص و
واقعيت
گرايي شان ،
نشان از فكر و
ذهن مردمان
به وجود
آورنده آن
دوران دارند . معماري
در ايران ،
بيانگر فراز
و فرودهاي
بسياري است .
در پاره اي از
دوره هاي
تاريخي ،
تقريبا ركو
آثار معماري
وجود داشته
است و در پاره
اي ديگر ،
چنان رشد
كرده كه
امروزه به
عنوان سند
افتخاري
براي ملت
ايران است . از
آنجا كه
ايران كشوري
در ميان
قلمرو
جغرافيايي
اسلامي بوده
است ، لذا
پديده
مهماري هم
تاثير گرفته
و هم تاثير
گذارده است . و
مثل بسياري
از پديده هاي
تمدني ،
معماري به
خودي خود نمي
توانسته است
رشد و توسعه
يابد . سه
دوره بزرگ در
معماري
ايران پس از
اسلام ، قابل
بررسي و تعمق
زياد است ؛
يكي دوره
سلاجقه ( 429 ـ 552 ه.ق)
، ديگري دوره
ايلخاني ( 654ـ 744)
و سوم دوره
صفويه ( 907 ـ 1247 ه.ق)
البته “ … طبقه
بندي كردن
معماري …
سلجوقي ،
مغول ،
تيموري و
صفوي و
جزاينها ، جز
راحتي كار
محقق نيست
والا از
ديدگاه هنر
معماري ، اين
كار يك طبقه
بندي دلخواه
است ، و
عناويني است
براي تثبيت و
تشديد يك
تاريخ و لعد ؛
يعني تاريخ
معماري
ايران . هر يك
از انواع
معماري به
دنبال نوع
قبلي است . زير
بناي معماري
بعدي و كم و
بيش همراه با
حوادشي
هيجان انگيز
كه به هر يك از
انهاويژگي
خاص خود ررا
مي بخشد {گدار
، آثار ايران
، ج 3 ، 34ـ35}. معماري
اسلامي
ايران را مي
توان متاثر
از دو شاخه
عمده و اصلي
دانست ؛ يكي
خارج از
فرهنگ بومي
ايران ، و دوم
متعلق به
فرهنگ بومي
ايران پيش از
اسلام . سهم
مورد اخير ،
تقريبا
تمامي تاثير
را در بر دارد
. كاربرد
انواع قوسها
و ازز ان جمله
طاق ضربي ،
خلق گنبد بر
روي پايه
چهار گوش و
ايوان ، از
جمله عناصر
اصلي به شمار
مي روند ، كه
از پيش از
اسلام آمده
اند . همچنين ،
مساجد و
مدارس چهار
ايواني كه
طرح اين
مساجد و
مدرسه ها
تنها بر اساس
پلان كهن
صحنهاي چهار
ايواني
مربوط به
دوره اشكاني (
250 ـ 226 ق.م) و
ساساني ( 224 ـ 652م)
و حتيي قبلل
از آن در زمان
هخامنشيان ( 559
ـ 321 ق.م ) بنياد
گرفته است . در
زمينه
تزيينات
معماري ، با
هيچ پديده اي
از دوره
اسلامي
برخورد نمي
كنيم كه
سابقه اش به
قبل از اسلام
باز نگردد . در
اين باره ،
يكي دو مورد
را به عنوان
شاهد مثال
ياد مي كنيم .
سابقه هنر
كاشيكاري به
دوران
هخامنشي و
عيلام ( 222225 ـ 645 ق.م)
، و گچبري به
دوران
ساساني
بازگشت دارد .
معماران
ايراني پس از
گسترش اسلام
در كشور
ايران ،
سنتهاي
ديرين
معماري
ايران را
دنبال كرده ،
و از همان
آغاز مبناي
بسيار منطقي
و پسنديده اي
براي معماري
اسلامي پديد
آوردند {
جوادي ،
معماري
ايران ، ج1 ، 169 ـ
174}. با آغاز عصر
اسلامي ، در
تاريخ
آرايشهاي
معماري و
رابطه
ساختمان با
آرايش آن ،
فصل تازه اي
آغاز شد . در
سنت رنگ و طرح
كه به آرامي
به حد رشد مي
رسيد ، د
رمقام بخش
اساسي از هنر
ساختمان ،
مايه هاي
قديم دوباره
پديدار گشت ؛
مايه هايي كه
از تماسهاي
قديم به هنر
چين و غرب
هلني ، به
آرامي نفوذ
كرده بود . كشف
و به كارگيري
مصالح و فنون
تازه در هيچ
جاي ديگر ، با
يك چنين ذوق و
آگاهي همراه
نبود { پوپ ،
معماري
ايران ، 132}.
سرچشمه هاي
آرايش
معماري
ايران ، به
همان وسعت
ارتباطات
ايرانيان
است . آنان از
همه كسب فنون
كرده اند ؛ از
غرب آسيا ،
بين النهرين
، آشور ، به
همان اندازه
از شرق …
ولي هيچ كدام
از اين
تاثيرات اثر
عميق در
عادات اين
مرردم
نگذاشت ، كه
براي ايشان
نقشهاي
نمادي و مجرد
جاذبه اي
بيشتر و بهتر
داشت . جذب اين
مضامين و
سبكهاي
گوناگونن ،
بغرنج و
غالبا مبهم
بود . ولي منشا
آنها هر چه
بود ،
سرانجام در
گنجينه هنر
ايراني جذب و
از لحاظ
ماهيت و
كاربرد
ايراني شدند {
پوپ ، معماري
ايران ، 134}.
اصول معماري
اسلامي
ايران را مي
توان به پنج
اصل تقسيم
كرد :
مردمواري ،
پر هيز از
بيهودگي ،
نيارش ، خود
بسندگي و
دورنگرايي. مردمواري
، به معناي
داشتن مقياس
انساني اسست
، كه ميي توان
آن را در
عناصر مختلف
در معماري
اسلامي
ايران
مشاهده كرد .
به طور مثال ،
اگر سه دري را
كه همان اتاق
خواب است در
نظر بگيريم ،
اندازه آن بر
حسب نيازهاي
مختلف يك زن ،
مرد و بچه يا
بچه هاي آنان
، در نظر
گرفته شده
است . اصطلاح
نيارش در
معماري
گذشته ، به
مجموع
چيزهايي كه
بنا را نگاه
مي داشت ،
اطلاق مي شد .
نيارش شامل
استاتيك بنا
، علم
ساختمان يا
فن ساختمان و
مصالح شناسي
در آن است.
خودبسندگي
بدين معناست
، كه
سازندگان
سعي كنند
مصالح مورد
نياز را از
نزديكترين
مكانها و با
ارزانترين
بها به دست
آورند .
درونگرايي ،
در ساخت يك
بنا و نحوه
ارتباط آن با
فضاي خارج
لحاظ مي شده
است ؛ بدين
معنا كه بنا
به گونه اي
ساخته مي شد
كه همه فضايل
دروني ببنا
به هم ارتباط
مستقيم پيدا
مي ركدند . به
دليل وضع خاص
بسياري از
مناطق ايران
؛ يعني : خشكي
، بادهاي
مختلف ،
شنهاي روان و …
بناهاي
درونگرا
رايج شده بود {
پيرنيا ،
معماري
اسلامي
ايران ، 91}. در
يگ نگاه به
معماري
ايران ، مي
توان گفت كه
ايراد در هنر
، معماري و
ادبيات خود .
مجذوب پرهيز
و پروا از
سنگيني است . و
همين امر ،
بهتر از هر
چيز ديگري
،معرف ويژگي
آن است . آنچه
را كه معماري
ايران يا به
طور كلي
هنرمند
ايراني در
جستجوي آن
است ، زيبايي
فكر و بيان و
بيش از آن ،
احساس راحتي
و سبكي است {
گدار ،آثار
ايران ، ج3 ، 36 ـ
37} . يكي
از ويژگيهاي
معماري
ايران
اسلامي ،
ارتباط
تزيينات و
ساختار بنا
است . در
معماري هر
عصري ،
همسويي
ساختار و
تزيينات ،
اغلب ناقص مي
باشد ، به
طوري كه به
ارزش
ساختماني بي
توجهي شده ،
خنثي در نظر
آمده يا
تاكيد بيش از
حد به آن شده
است . اشكال
متعدد بسيار
عالي ، بر روي
مصالح
گوناگون
اجرا شده است :
آجر در
شكلهاي بي
شمار ، گچبري
در حد كمتري ،
چوب در
شكالهاي
بسيار عالي
برايي نرده
كشي و سقف ،
فلز براي
طارمي پنجره
ها و چهار
چوبهاي
تشريفاتي و
عمدتا بر روي
چوب كار
گذاشته شده
،كاشي الوان
در معرقكاري
يا كاشيكاري
كفپوش { پوپ ،
معماري
ايران ، 204}. در
ميان عناصر
ويژه معماري
اسلامي
ايران ، بايد
از قوس شكسته
با ارتفاعي
كمتر از نيم
دهانه ياد
كرد . طرح اين
قوس ، بسيار
پيچيده است .
هر يك از دو
نيمه آن ، به
كمك دو قوس با
شعاعهاي
مختلف به
وجودد آمده
اند كه در هر
دو سويشان ،
مناره هاي
مخروطي شكل
به “ نعلبكي ”
يا بالكن ختم
مي شود ، قرار
دارد .
تزيينات بنا
بويژه با
روكش كاشي
ساخته مي شده
است . نخست آجر
لعابدار به
كار مي بردند
، اما زا آغاز
قرن ششم هجري
به كاشبي روي
آوردند . كاشي
ايراني
كيفيتي غير
قابل مقايسه
دارد . لعاب
كامل و خوب آن
در برابر
ناملايمات
زمان ، مقاوم
مي باشد و شدت
رنگ در انها ،
ملايم و در
نهايت ظرافت
است . كاشي
ايراني پر
طنين ، و
بازتابي
همچون فلز
شفاف دارد .
رنگهاي : آبي
لاجوردي ،
زرد ، سبز و
خاكستري ، در
زمينه كار
مسلطند .
عناصر اصلي
تزيينات ،
عبارتند از
گل و گياه كه
آزادند ، و به
گونه اي
طبيعي طرح
شده اند . نقش
چند ضلعي و
تزيينات
هندسي در
مكتبهاي
ديگر كاربرد
فراوان دارد
اما در ايران
از آن كمتر
استفاده مي
شود . روي
بسياري از
اسپرها ، يك
ترنج بزرگ
چهار پرده
ديده يم شود
كه در وسط
ايوان جا
گرفته است . هر
يك از گوشه ها
يا لچكي ها
نيز با طرح سه
گوشه اي زينت
شده است ، كه
لبه آنها چون
ترنج مركزي
پيچ وتاب
دارد { هوگ ،
سبك شناسي
هنر معماري ،
221} . به
هر حال ، هر يك
از سلاطين
سلسله ها بنا
به ذوق و
علاقه شخص
خود ، اقدام
به تاسيس و
ايجاد
ساختمانهاي
مجلل مي
كردند . در
اينن مبحث ،
قصد داريم
براي نمونه
درباره يكي
از آثار بر
جاي مانده
دوره
ايلخاني در
شرق حوزه
زاينده رود
صحبت كنيم. بناهاي
شرقي حوزه
زانده رود كه
ببه تعداد
زياد و
فراوان تا
گاو خوني
امتداد
يافته اند ،
نشان مي دهند
كه در گذشته
هاي دور وحتي
نزديك به
زمان ما ، ان
روستاها
مركز رونق و
آباداني
بوده اند . اما
در حال حاضر ،
اين مراكز
آباد
باستاني و
تاريخي ، از
مراكز اداري
ـ تجاري شهر
اصفهان دور
مي باشد ، لذا
، در آنجا
روستاييان
به كشاورزي
رغبت بيشتري
دارند . البته
، با وضعيت
فعلي كمبود
آب زاينده
رود ، شايد در
مدت كوتاهي
زمينهاي
بياباني جاي
زمينهاي
كشاورزي را
بگيرد و
آيندگان
هنگامي كه
گفتار
حمدالله
مستوفي ـ
قزويني را
درباره
آباداني ،
سرسبزي و سر
زندگي
زمينهاي
شرقي حوزه
زاينده رود
بخوانند ، با
ناباوري آن
مطالب را
بپذيرند. روستاي
دشتي “
… سيوم
ناحيت كرارج
، سي و سه پاره
ديده است .
دشته
واشكاوند و
فيزادان ، از
معظم قراي
اين ناحيت
است . و نيز ،
همچو باغي
است از
پيوستگي
باغستان
ديهها با هم …
”. روستاي
دشتيي ،
روستايي است
كه امروز ، از
توابع برا آن
جنوبي محسوب
مي شود .مسجددشتي
، در روستاي
دشتي قرار
دارد . اين
مسجد كه
امروزه در
كنار جاده
آسفالت واقع
شده ، در 19
كيلومتري
جنوب شرقي
اصفهان ، در
ساحل جنوبي
زاينده رود ،
استقرار
يافته است .
مثل بسياري
از بناهاي
شرق حوزه
زاينده رود ،
اين بنا نيز
فاقد كتيبه
است . ليكن بر
اساس قراين
باستان
شناسي و
معماري ،
ويلبر تاريخ
ساخت اين بنا
را در حدود
سال 1325 م/ 725 ه.ق
تخمين زده ؛
كه همزمان با
ساخته شدن
بناي مسجد
كاج و مسجد
ازيران است {
ويلبر
،معماري
اسسلامي
ايراان در
دوره
ايلخانان ، 111 }. مسجد
دشتيي از
مساجدي كه در
شرق زاينده
رود قرار
دارد ،، مسجد
دشتي مي باشد
؛ كه شايد
بيشترين
توجه مقامات
رسمي را به
خود جلب كرده
است . يكي از
علل عمده آن ،
واقع بودن
اين مسجد در
كنارر راه
آسفالتي است
، كه اصفهان
را به شرق
متصل مي كند .
دليل ديگر
اهميت آن ،
نزديكي اين
مسجد به شهر
اصفهان اسست . در
حال حاضر ،
اطراف اين
بنا را تا يك
متر ـ از سطح
زمين به بالا
ـ ديوار آجري
و 5/1 متر ديگر
روي آن را
نرده آهني
قرار داده
اند . مسجد
دشتي گنبد و
فضايي در زير
آن دارد كه در
قياس با مسجد
كاج ، جمعتر و
بسته تر است .
قطر گنبد 8/9
متر ، وايوان
جلويي آن 6/9
متر عرض دارد .
محراب اين
مسجد ،
گچبريهايي
داشته است ،
ولي تا امروز
بقدري آسيب
ديده كه به
سختي باز
شناخته مي
شود { هيئت
باستان
شناسي آلمان
، گزارشهاي
باستان
شناسي در
ايران ، 300}.
اين مسجد به
شماره 347 ، جزء
آثار ملي
ايران به ثبت
رسيده است . {
مشكوتي ،
بناهاي
تاريخي
واماكن
باستاني
ايران ، 36}. سازمان
ميراث
فرهنگي
ايران ،
تاريخ ساخت
مسجد دشتي را
ققرن هفتم
هجري ثببت
كرده است ،
ليكن هنر فر
آن را متعلق
به قرن هشتم
هجري مي داند
:“ مسجد دشتي
كه در ساحل
جنوبي
زاينده رود
واقع شده ، از
هر جهت شبيه
به مسجد كاج
كه در شمال
بستر زاينده
رود بنا شده
است ، مي باشد
و قرينه آن
است . در اطراف
اين مسجد
تاريخي قرن
هشتم ، بعدا
نيز
ساختمانهاي
ديگر ي اضافه
شده است كه
فعلا اثري از
انها بر جاي
نيست ، و
مناره هايي
هم داشته كه
طي نيم قرن
اخير به
منظور
استفاده از
مصالح بنايي
عمدا آنها را
خراب كرده
اند . در اين
مسجد در حال
حاضر ،
هيچگونه
كتينه و خط
ديده نمي شود
” { هنر فر ،
گنجينه آثار
تاريخي
اصفهان ، 288 } . ليكن
، رفيعي مهر
آبادي اظهار
مي دارد كه
زير سقف گنبد
، واژه هاي :“
الله ” ، “ محمد
” و “ علي” ، به
خط كوفي نقش
بسته بود ، و
سال 1335 كه
تاريخچه
ابنيه
تاريخي
اصفهان
تاليف شد اين
تاريخي
اصفهان
تاليف شد ، آن
كلمات وجود
نداشتند {
رفيعي مهر
آبادي ، آثار
ملي اصفهان ،
829 }. ويلبر
درباره نحوه
ساخته شدن
اين بنا ، سخن
جالبي دارد : “
از خود بنا مي
توان به
جريان وقايع
خاص پي برد .
در اوج قدرت
ايلخاني .
تصميم گرفته
شده كه در
حوالي
اصفهان و در
كنار زاينده
رود ،چنديد
قريه و قصبه
مسكوني
احداث گردد .
ولا اقل ، رد
سه محل
عمليات
ساختماني
آغاز گرديد.
و اول، به
ساختن مسجد
كه هسته
مركزي ده را
تشكيل مي دهد
، اقدام
گرديد . و پس
از چندين ماه
كار
ساختماني ،
يك حادثه
سطحي سبب قطع
عمليات شد . و
سپس . كار
ساختمان
ادامه يافت و
تكميل گرديد .
بجز آن كه همه
كتيبه هاي
تزييني
ساخته نشده .
عدم موفقيت
در تكميل
ساختمانها ،
ممكن است در
نتيجه حوادث
محلي يا وضع
اقتصادي
محلي و يا عدم
علاقه
اولياي امور
محلي يا ملي
بوده باشد ” {
ويلبر ،
معماري
اسلامي
ايران در
دوره
ايلخانان ، 175}. سيرو
نظر ديگري
درباره
ساخته شدن
مسجد دشتي
دارد . “ نزديك
يك مسجد
سلجوقي كه
مسلما چيزي
از ان باقي
نمانده بود ،
ـ غير از
مناره كه ام .
اسميت از بين
رفتن آن را در
سال 1915 م { 1333ق}
اشاره كرد ـ
تصميم گرفته
اند ، مسجدي
از همان نوع
مسجد كاج
بسازند ؛ كه
همان طور ، بر
روي يك
خاكريز مسطح
قرار گرفت و
حدود 5/1 متر از
زمين بالا
آمده باشد.
ايين كاز
انجام گرفت ،
ولي هيچگاه
از ارتفاع 4 تا
5 متري بالاتر
نرفت . اين طور
پيش بيني
كرده اند كه
از هر طرف
مقصوره و
رواق بسازند
، ولي آن هم
هرگز ساخته
نشد ، بجز يك
قطعه از
شبستان كه در
روي بناي
غربي مشاهده
مي شود . بقيه
كار همه جا
متوقف و
بعدها
دوباره از
سرگرفته شده
است . خيلي
بعدها ،
نمازخانه
محقري به
نماي شرقيي
مقصوره
تكييه زده ،
آثار
طاقهايي كه
تكيه داده
بودند ، ديده
مي شود . تمام
انها ، صفوي { 907
ـ 1148 ه.ق} هستند .
هنگامي كه
اين الحاق
انجام مي
گرفته ، جاي
دو پا طاق
خارجي كه در
دو طرف طاق
محوري دوره
مغول { 656 ـ 744 ه.ق}
بودند ، به
گونه زمختي
گرفته شده
اند…
در اينكه مي
خواسته اند
قسمتهاي
اصلي بناي در
حال ساختمان
را محكم
بسازند (
مقصوره ،
ايوانها ،
رواقهاي
طرفين ) حرفي
نيست ، ولي ما
همواره نسبت
به آنچه در
قسمت شمالي
پيش بيني
كرده بودند
بي اطلاع
مانده ، نمي
دانيم آيا
حياط را مربع
يا مستطيل
شكل مثل آنچه
در كاج است .
مي خواسته
اند بسازند .
زمانهاي
توقف كار كه
از بناييها
فهميده مي
شود ، ناتمام
ماندن تزيين
و رها كردن
كارها ، همه
نشانه هايي
از يك دوره
آشفته اند …
خيلي ممكن
است كه طول
مدت كار اين
بناها كه به
طور اتفاق
ودر مراحل مختلف
انجام يافته
، به دوازده
تا پانزده
سال هم كشيده
باشد ؛ يعني
تا وقتي كه
ناحيه
اصفهان
درگير
مخاصمتهاي
سلاطين
اينجوي
شيراز { 703 ـ 758 ه.ق}
و آل مظفر { 595 ـ 713
ه.ق} بوده است {
سيرو ،
راههايي
باستاني
ناحيه
اصفهان و
يناهاي
وابسته به
آنها ، 429 ـ 430}. نقشه
اصلي مسجد
دشتي ، عبارت
است از :
شبستان
گنبددار ،
راهروهاي دو
طرف ، سردر
بزرگ و صحن
مقابل آن {
ويلبر ،
معماري
اسلامي
ايران در
دوره
ايلخانان ، 175}
گنبد مسجد
دشتي ، از
وضعيت نسبتا
خوبي
برخوردار
است .
ديوارهاي
شبستان آسيب
ديده است ، و
وضع سردر
ورودي خوب
نيست .
ساختمان
بناي متصل به
شبستان ، در
سمت غربي و
شرقي از بين
رفته اند . كف
اين بنا خاكي
است . قسمتهاي
داخلي اين
بنا ، به
وسيله
سازمان
ميراث
فرهنگيي
استان
اصفهان
برداشته شده
است تا
دوباره
ترميم شود . هم
اينك ،
مقداري آجر
در ضلع شمالي
بنا بر روي هم
قرار گرفته
است تا
هنگامي كه
بودجه اي
براي ترميم
اين بنا مقرر
شود ، به
ترميم آن
اقدام گردد.
قسمتهايي از
گنبد براي
نوشتن
شعارهاي
سياسي ، رنگ
خورده است . در
زمين جلوي
سردر شمالي ،
تعدادي گل و
درخت كاشته
اند. مسئوليت
مراقبت از
اين بنا ، بر
عهده بقال
جنب اين بنا و
كشاورزي مي
باشد كه مورد
احترام
اهالي است .
شايد در بدو
امر ، اين
مسئله اندكي
مضحك به نظر
برسد ، ولي با
توجه به
مساجد
هفتشويه ،
ازيران و كاج
كه همگي بي
متولي است و
هر كس مي
تواند به
داخل آنها
وارد و خارج
شود ، وجود
اين دو نفر
براي اين بنا
، امتياز
بزرگي است . به
هر تقدير ، از
بناهاي
مربوط به
دوره
ايلخاني كه
در شرق حوزه
زاينده رود
واقع شده اند
، مسجد دشتي
سالمتر
مانده و بهتر
به آن رسيدگي
شده است . با
مقايسه
عكسهايي كه
سيرو ويلبر
گرفته اند و
وضعيت فعلي
اين اثر ،
مقدار زيادي
از تزيينات
سردر مدخل
شمالي مسجد
دشتي ، از بين
رفته اسست .
البته ، در
تصاوير
ويلبر و سيرو
و در يك نماي
كلي ، آنچه از
مسجد دشتي
ديده مي شود
،مخروبه اي
بيش نيست . ولي
در وضعيت
فعلي ،
قسمتهاي
تخريب شده
زيادي از اين
بنا ،
بازسازي شده
است . شايد
عمده تخريب
از سال 1943 م / 1322 تا
سال 1963 م / 1344 صورت
گرفته باشد .
با وجود
تعميرها و
ترميمها ، به
نظر مي رسد
اين اقدامات
بر مبناي
اصول درست
و شناخت
علميي نبوده
و مثل ديگر
آثار تعمير
شده ، نوشده و
اصالت آن بر
باد رفته است . منابع
: 1.
پوپ ، آ،
معماري
ايران ،
مترجم
غلامحسين
همدري افشار
، چاپ دوم ،
تهران ،
نتشارات
فرهنگان ، 1370. 2.
پيرنيا
،محمد كريم ،
معماري
اسلامي
ايران . چاپ
سوم ، تهران ،
انتشارات
دانشگاه علم
و صنعت ايران
، 1374. 3.
جوادي
، آسيد (
گردآورنده )
،معماري
ايراني ،چاپ
اول ، تهران ،
انتشارات
مجرد ، 1363 ه.ش 4.
رفيعي
مهر آبادي ،
ابوالقاسم ،
آثار ملي
اصفهان ، چاپ
اول ، تهران ،
نشر آثثار
ملي ايران ، 1352 5.
سيرو
، ماكسيم .
راههاي
باستاني
ناحيه
اصفهان و
بناهاي
وابسته به
آنها ، ترجمه
مهدي مشايخي
،ترهان ،
سازمان ملي
حفاظن آثار
ايران ، 1357 6.
قزويني
، حمد الله
نزهه القلوب
، به اهتمام
گالي لسترنج
،چاپ اول ،
تهران
،دنياي كتاب
، 1362 7.
گدار
، آندره و
ديگران ،
آثار ايرن ،
ترجمه
ابوالحسن
سروقد مقدم ،
چاپ سوم . مشهد
، انتشارات
آستان قدس
رضوي ، 1375 8.
مشكوتي
، نصرت الله ،
بناهاي
تاريخي و
اماكن
باستان
ايران ،
تهران
سازمان ملي
حفاظت آثار
باستاني
ايران . 9.
ويلبر
،
دونالدنيوتن
، معماري
اسلامي
ايران در
دوره
ايلخانان ،
ترجمه
عبدالله
فريار ، چجاپ
دوم ، ترهان ،
شركت
انتشارات
علمي و
فرهنگي ،چ2 ، 1365 10.
هنرفر
، لطف الله ،
گنجينه آثار
تاريخي
اصفهان ، چاپ
دوم ، اصفهان
كتابفروشي
ثقفي ، 1350 11.
هوگ
، ج و ديگران ،
سسبك شناسي
هنر معماري
،ترجمه
پرويز و
رجاوند ، چاپ
دوم ، تهران ،
شركت
انتشارات
علمي و
فرهنگي 1375 12.
هيئت
باستان
شناسس
آلماني
،گزارشهاي
باستان
شناسي در
ايران ،
ترجمه سروش
حبيبي ،
بنگاه ترجمه
و نشر كتاب ، 1354
|