سارا آقاجري
همه افراد بشر به يك ارزشيابي ثابت و استوار از خود، يا عزت نفس، نيازمندند (آبراهام مرلو)
مسئله عزت نفس و مقوله خود ارزشمندي، از اساسيترين عوامل در رشد مطلوب شخصيت كودكان و نوجوانان است. برخورداري از اراده و اعتماد به نفس قوي، قدرت تصميم گيري و ابتكار، خلاقيت و نوآوري، سلامت فكر و بهداشت رواني، رابطه مستقيمي با ميزان و چگونگي عزت نفس و احساس خود ارزشمندي، فرد دارد. امروزه در اصلاح و درمان بسياري از اختلالات شخصيتي و رفتاري كودكان و نوجوانان نظير كمرويي و گوشهگيري، لجبازي و پرخاشگري، تنبلي و كندروي به عنوان اولين يا مهمترين گام به ارزيابي و پرورش احساس عزت نفس، تقويت اعتماد به نفس و مهارتهاي فردي و اجتماعي آنان ميپردازند. براي اينكه كودكان و نوجوانان بتوانند از حداكثر ظرفيت ذهني و توانمنديهاي بالقوه خود بهرهمند شوند ميبايست از نگرشي مثبت نسبت به خود و محيط اطراف و انگيزهاي غني براي تلاش برخوردار شوند. بدون ترديد نوجواناني كه داراي احساس خود ارزشمندي و عزت نفس قابل توجهي هستند نسبت به همسالان خود در شرايط مشابه، پيشرفت تحصيلي و كارآمدي بيشتري از خود نشان ميدهند و نيز از ويژگيهاي صاحبان تفكر واگرا و افراد خلاق، داشتن اعتماد به نفس و احساس خود ارزشمندي بسيار بالاست لذا پرورش احساس عزت نفس در كودكان و نوجوانان از مهمترين وظايف خانواده و دست اندركاران تعليم و تربيت است كه در اين ارتباط بيشترين نقش بر عهده الگوي رفتار است.
تعريف عزت نفس
عزت نفس از (خود پنداره) متفاوت است. خود پنداره عبارت است از مجموعه ويژگيهايي كه فرد ممكن است براي توصيف خويش به كاربرد مثلا خود را دوست حسين، علاقمند به داستانهاي علمي، فوتباليست خوب يا... بداند كه اينها محتواي خود پنداره را تشكيل مي دهند و اما عزت نفس عبارت از ارزشي است كه اطلاعات درون خود پنداره، براي فرد دارد و از اعتقادات فرد و برخورد تمام صفات و ويژگيهايي كه در او هست ناشي ميشود.
اگر نزد يك كودك دانش آموز ممتاز بودن ارزش زيادي داشته باشد ولي خودش دانشآموز متوسط يا ضعيف باشد، وي از پايين بودن عزت نفس خود رنج ميبرد با اين وجود ممكن است توانايي بدني و محبوبيت همين كودك در ميان همسالانش بيشتر از توانايي تحصيلياش باشد. حال اگر در هر دو زمينه ممتاز باشد عزت نفسش بالا خواهد بود.
پس عزت نفس هر فرد براساس تركيبي از اطلاعات عيني در مورد خودش و ارزشهاي ذهني كه براي آن اطلاعات قائل است بنا نهاده ميشود. انسان اگر در زندگي هيچ چيز نداشته باشد اما داراي عزت نفس باشد همه چيز به دست خواهد آورد و برعكس اين گفته نيز صادق است اما اين عزت نفس چگونه بوجود ميآيد. استوار (1979) فرمولي براي عزت نفس تهيه نموده است: نوزاد پس از تولد به طور فزايندهاي از وابستگي و ناتواني خود و نياز به بزرگسالان آگاه ميشود. اگر نوزاد در خانوادهاي متولد شده باشد كه آن خانواده پذيرنده وي باشد و او را مورد محبت نوازش و علاقه قرار دهند به تدريج در طي رشد و تكامل خود احساس ارزشمندي ميكند و والدين را به عنوان موضوعهاي خوب، دروني ميسازد.
بر اثر تكرار تائيد و تصديقهاي بيروني، حس ارزشمندي در خود، دروني ميشود حال اگر اين نوزاد در خانوادهاي به دنيا آمده باشد كه مورد پذيرش و نوازش قرار نگيرد از همان ابتدا دچار احساس فقدان ارزشمندي ميگردد و اين نقيصه طي فرآيند رشد رواني به گونههاي مختلف بر رفتار فرد تأثير ميگذارد.
در پي مطالعاتي كه توسط (اليسون) انجام شد مشخص گرديده كه از دست دادن حس كنترل و ايجاد نارضايتي فردي يكي از جنبههاي مشخص عزت نفس پايين بوده است. در بررسيهايي كه بر روي افراد داراي عزت نفس پايين صورت گرفته علائمي چون: شكايات جسماني، افسردگي و اضطراب، كاهش سلامتي عمومي بدن، بيتفاوتي و احساس تنهايي، تمايل به استناد شكست خود به ديگران، عدم رضايت شغلي و كاهش عملكرد، عدم موفقيت آموزشي گزارش شده است همچنين افرادي كه داراي عزت نفس ميباشند از ويژگيهاي ذيل برخوردارند:
مستقل عمل ميكند: در مورد مسايلي كه چون استفاده از وقت، پول، حرفه، لباس و مانند اينها دست به انتخاب و تصميم گيري ميزند.
مسئوليت پذير است: سريع و با اطمينان عمل ميكند. مسئوليت كارهاي روزمره خود نظير شستن البسه و نظافت خانه و كارهاي شخصي را خود انجام ميدهد.
به پيشرفتهايش افتخار ميكند: هنگامي كه از پيشرفتهايش سخن به ميان ميآيد با مسرت تصديق ميكند و حتي به سبب آنها گاه از خود تعريف ميكند.
به چالشهاي جديد مشتاقانه روي ميآورد: مشاغل ناآشنا و آموزشهاي جديد توجهش را جلب ميكند و او با اطمينان، خود را درگير آنها ميكند.
دامنه وسيعي از هيجانات و احساسات را نشان ميدهد: ميتواند راحت قهقهه بزند، فرياد بكشد، به گونهاي ارتجالي محبتش را بروز دهد و به طور كلي هيجانهاي مختلفي را ابراز ميكند.
ناكامي را به خوبي تحمل ميكند: هنگام رويارويي با ناكامي ميتواند واكنشهاي گوناگوني نظير شكيبايي، خنديدن به خود، حرف زدن و غيره از خود نشان دهد و قادر است از آنچه موجب ناكامياش است سخن گويد.
احساس ميكند ميتواند ديگران را تحت تأثير قرار دهد. از نفوذي كه بر افراد خانواده، دوستان و حتي معلمان و... دارد مطمئن است.
عزت نفس پسران و دختران نوجوان
به طور كلي ميزان عزت نفس در طول دوران نوجواني به همراه سن افزايش مييابد البته بين دختر و پسر، از نظر تحول عزت نفس تفاوتهايي وجود دارد. براساس يكي از جديدترين تحقيقات كه بر روي 3000 نوجوان انجام گرفته است دختران نوجوان در مقايسه با پسران نوجوان، عزت نفس ضعيفتر و انتظارات زندگي پايينتري دارند و از نظر اعتماد به نفس و اعتماد به تواناييهاي خود نيز در سطح پايينتري قرار دارند. در دبستان اكثر دختران اعتماد به نفس دارند، خود را تاييد ميكنند و درباره هويت خود ديدي مثبت نشان ميدهند. اما در آغاز نوجواني كمتر از يك سوم آنها اين ادراك را حفظ ميكنند. البته در مورد عزت نفس پسران نيز افت ديده ميشود اما نسبتهاي آنان متفاوت است. مثلا 67 درصد پسران دبستاني اظهار ميدارند كه از آنچه هستند راضياند در حالي كه در سطح دبيرستان، 46 درصد پسران اين پاسخ را ميدهند. در مورد دختران اين نسبت به ترتيب 60 و 29 درصد به نظر ميرسد كه البته به تدريج كه كودكان به سوي نوجواني ميروند ممكن است دريابيم كه پذيرش اجتماعي توسط همسالان بطور فزايندهاي نقش مهمي در شكل گيري عزت نفس كلي نوجوانان دارد.
راههاي ايجاد اعتماد به نفس در دانشآموزان
1- تا جائي كه امكان دارد به دانشآموزانتان فرصت انتخاب بدهيد.
2- رفتار محترمانهاي با دانشآموزان خود داشته باشيد او را جدي بگيريد با او به مانند يك كودك رفتار نكنيد.
3- بزرگ شدن او را مورد تمجيد و تعريف قرار دهيد.
4- آزاديهاي لازم را بدون سرزنش در اختيارش بگذاريد (در حد متعادل و متعارف)
5- افكار و احساسات او را به رسميت بشناسيد.
نكات قابل توجه جهت تقويت اعتماد به نفس و عزت به نفس نوجوانان
1- توجه معلمان به ويژگيهاي رشد در دوران بلوغ و ابعاد مختلف تغييرات روحي و جسمي نوجوانان در اين مرحله.
2- آشنايي و شناخت كامل نيازهاي اين مرحله از سن از جمله نياز به سازگاري با تغييرات بدني و نياز به رهايي از وابستگي و قيدهاي كودكانه، نياز به به دست آوردن استقلال، نياز به معاشرت و دوستي، نياز به مهرورزي و مهرطلبي، نياز به خودنمايي و مهم جلوه كردن، نياز به مقبوليت و ستايش.
3- ارضاء درست برخي از نيازهاي عاطفي از قبيل نياز به محبت، مقبوليت و مهم شدن.
4- آموختن روش صحيح ارضاء برخي از نيازها به نوجوان.
5- تصميم و القاي اين فكر كه نوجوان بايد سطح توقعات خود را به اندازه امكاناتش محدود كند.
6- هدايت نوجوان در جهت يافتن راه صحيح براي برآوردن نيازها و تعيين حدود براي توقعاتش.
7- ابراز محبت و دوستي با نوجوان در تمام اوقات به ويژه در هنگام بروز رفتارهاي متناقض و گرايشهاي متضاد وي.
8- استفاده از نظرات و راهنمايي مشاوران متخصص در رابطه با مشكلات مختلف نوجوان.
«با يكي يا دو كس مشاوره كن در اموري كه پر خطر بيني
كز يك آئينه پيش رو نگري وز دو آينه پشت سر بيني»
(سعدي)
9- گوش دادن با علاقه به سخنان نوجوان و پرهيز از مسخره كردن آنها و توجه به روياهاي آينده او.
10- تقويت نيروي ايمان و استفاده از اين نياز نوجوان جهت جلوگيري از لغزش و كجروي و كاهش اضطراب و تقويت اتكا به نفس توسط راهنمايي وي و الگو بودن براي نوجوان.
11- استفاده از نقش گروه همسالان در كلاس و انجام فعاليت پرورشي مختلف و هدفدار جهت استفاده از تمايلات نوجوان در ارضاء نيازهاي مختلف آنها.
12- آموزش مهارتهاي اجتماعي نظير آداب معاشرت، روش صحيح غذا خوردن، نشستن و نظاير آن كه ميتواند در اجتماعي شدن آنها مؤثر باشد.
13- توجه جدي به نقش ورزش همراه با شور و نشاط براي تخليه انرژي نوجوان.
14- دور نگهداشتن نوجوان از دوستان ناباب و ماجراجو.
15- توجه به اين مطلب كه علت عيب جويي و خردهگيري فراوان نوجوان به اين دليل است كه به اين وسيله حس داوري و نيروي ارزشيابي و تشخيص خود را تقويت ميكند و اين رفتار به منزله تمريني است براي رشد و تكامل او.
16- نوجواني سن رشد و انعطاف است. هر لحظه امكان تجديد ارتباط با نوجوان وجود دارد.
17- شرايط اجتماعي نسبت به شرايط نسل قبل تغيير كرده و دگرگونيهاي فراواني در روش تربيتي به وجود آمده است.
18- هرگونه كجروي يا ناسازگاري نوجوان را عمل بر بزهكاري او ندانيد و رفتار تند و خشن در نظر نگيريد.
19- هرگز به نوجوان القاب تمسخرآميز و حقارت آميز ندهيد چراكه تأثيرات سوء دارد.
20- هرگز به او برچسب نزنيد.
سرانجام براي آنكه كودكي با عزت نفس بالا پرورش دهيم بايد خود داراي عزت نفس شايان توجهي باشيم.