تكامل
خود اتكايي
در كودكان
آغاز
آموزش در مهد
كودك و
كودكستان كودكان
از محيط گرم
خانواده به
كودكستان مي
آيند ، در
حالي كه از
موقعيت جديد
هيچ اطلاعي
ندارند ، لذا
لازم است
كودكان با
مربيان
آينده
امكانات ،
لوازم ،
شرايط و
مقررات
كودكستان
آينده خود
آشنا شوند .
بهار هر سال
فرصت مناسبي
است براي
بازديدهاي
انفرادي يا
گروهي براي
آشنايي
بيشتر
كودكان با
شرايط و
امكانات
كودكستان . در
روزهاي اول .
بهتر است
كودكان در
گروههاي
كوچك در كلاس
حاضر باشند
تا اين امكان
را به مربي
بدهند كه
شناخت بهتري
از آنها
داشته باشد . والدين
و مسئولين
مهد كودك
بايد توجه
داشته باشند
كه سپردن
كودك به
آموزشگاه ،
بسيار حائز
اهميت است و
توصيه مي شود
در صورت نياز
پدر به خصوص
مادران در
روزهاي اول
براي مدت
كوتاهي در
كودكستان
حضور داشته
باشند . آغاز
آموزش در
دبستان در
دبستان تا
حدودي
مشكلات جدا
سازي كودك با
والدين وجود
ندارد . ولي
معلم بايد
كودكان را با
مراحل آموزش
به خوبي و
درستي آشنا
سازد . يك معلم
خوب بايد
بتواند با
شاگردانش
رابطه
دوستانه اي
برقرار سازد . سابقه
كودكان در
زمينه هاي
مختلف ،
شناخت دقيق
تري از
كودكان را به
معلم مي دهد و
كسب اطلاعات
مي تواند از
طريق والدين
، كودكستان و
نظاير آن
باشد . استعداد
تحصيلي
كودكان بايد
به اشكال
مختلف
ارزيابي شود
، تا توانايي
هاي كودك
مشخص گردد و
اين شناخت ،
حدود و ثغور
توقعات معلم
را مشخص مي
كند . به عبارت
ديگر
تفاوتهاي
فردي باز
شناخته و
آموزش بر
مبناي
تواناييهاي
خاص هر كودك
ارائه مي شود . سازمان
دهي كودكان كودكان
را بايد
ترغيب كرد تا
بتوانند
امور مربوط
به خود را
انجام داده و
در مسير
پذيرش
مسئوليت و
پذيرش در
كارها حركت
كنند . اختصاص
محلي خاص ( كمد
، گنجه و …
) براي حفظ و
نگهداري
لوازم ،
سپردن نظافت
گوشه اي از
مدرسه ،
مراقبت و
نگهداري از
وسايل خود ،
تميز كردن و
قرار دادن
لوازم
استفاده شده
در محل
اوليه ،
مشاركت در
چيدن ميز غذا
و تميز كردن
آن و كارهايي
از اين قبيل
در
سازماندهي
كودكان
بسيار موثر
است . لازم
است كه تمامي
كارها
متناسب با
علاقه و ذوق
كودكان باشد
و بايد با
ايجاد حس
اعتماد و
شخصيت دادن
به آنها ،
سازماندهي
را با موفقيت
بيشتري
انجام داد . آماده
سازي براي
فعاليتهاي
خاص ( خارج از
محدوده كلاس ) براي
برنامه ريزي
، كودكان مي
توانند موثر
باشند . البته
بعضي از
كارها
مشاركت
كودكان را
نمي طلبد و چه
بسا به علت بي
اطلاعي
كودكان ،
شيوه هاي
نادرستي
اتخاذ شود . كودكان
مي توانند با
تهيه
سوالاتي از
قبل ، فراهم
آوردن اتاق
مناسب ، تهيه
امكانات
لازم ( با كمك
معلم ) براي
سخنراني و
حضور يك
متخصص
مشاركت
داشته باشند . در
گردشهاي
علمي ، هر چند
خطوط اصلي را
معلم تنظيم
مي كند ، ولي
تهيه
اطلاعات
لازم از محل
مورد بازديد
، ساعت حركت ،
نوع غذا و
خوراكي و … موجب
توانايي پيش
بيني حوادث
توام با بهره
گيري از تفكر
كودكان
خواهد بود. كودكان
بايد
بياموزند كه
چه رفتاري و
در چه محيطي
مناسب است
الزاما
رفتار در
آزمايشگاه
يا موزه ، با
رفتار در
پارك كاملا
متفاوت است و
در مجموع ،
گردشهاي
علمي و
فعاليتهاي
خاص اين
امكان را
فراهم مي
سازد تا
كودكان
رفتارهاي
اجتماعي
مناسب را ياد
بگيرند . انضباط
مدرسه
سازماني است
با نظام خاص
خود . لذا
نيازمند
مقرراتي است
كه موجب
تسهيل در امر
آموزش و مانع
هرج و مرج
گردد. اين
نظم و مقررات
طبق نظر سنتي
و قديمي ،
غالبا توسط
زور و تحميل
ايجاد مي شود
، ولي در
سيستم هاي
تربيتي جديد
چنين نظري
منسوخ شده و
روشهاي جديد
جايگزين
آنها شده است . كودكان
غالبا در روز
هاي اوليه
مدرسه از
آنچه كه بايد
انجام دهند ،
باخبر
نيستند و
همچنين قادر
به كنترل
خواسته هاي
خود نيستند و
در قبال هر
گونه مخالفت
، معمولا
واكنش كودك ،
پرخاشگري
ناكامي و
ناراحتي هاي
عاطفي است
لذا آموزش
رفتار درست
در مدرسه
تدريجي بوده
و از راه
تجربه و
تكرار توام
با بصيرت
صورت مي گيرد .
نه با
سخنراني .
توقع و
انتظار . مربي
بايد در آغاز
اهداف را
مشخص نمايد و
سپس زمينه
هاي نيل به آن
اهداف را
فراهم سازد ـ
چرا كه بهتر ،
رفتار فرد
شكل مي پذيرد .
هدف در
آموزشگاه ،
تربيت
افرادي است
كه خود اتكا و
مستقل باشند
، دليل هر
فرمان و
دستوري را
بدانند ، و
چنين ديدي از
انظباط ،
ظرفيت ذهني
كودك را
افزايش داده
و او را قادر
مي سازد تا
مفاهيم جهان
اجتماعي ـ
طبيعي را درك
نمايد . مراحل
تكوين نگرش
بر انظباط
مدلل 1ـ
شناخت
كودكانئ
نسبت به
رفتار مورد
انتظار : معلم
بايد خواسته
هاي خود را با
دانسته هاي
كودك هماهنگ
سازد و
همچنين بايد
به اصلاح
تجارب
نادرست
پرداخته و
رفتارهاي
جديد ايجاد
نمايد . البته
تكرار و
تداوم در اين
رابطه اهميت
دارد . 2ـ
آگاهي
كودكان از
علت وضع
مقررات :
كودكان
مايلند ،
دليل هر
قانون و كاري
را بدانند ،
اگرچه از درك
آن عاجز
باشند ، لذا
بايد مقررات
مدرسه و شهر و
زندگي را در
مواقع مناسب
و به صورت
عملي ، در حد
درك و فهم
كودك به وي
آموخت . 3ـ
دادن فرصت
براي مشاهده
و تمرين
رفتار مطلوب
به كودكان . 4ـ
رفتار صحيح
را بايد در
عمل آموخت :
كودكان ،
غالبا براي
انجام بعضي
دستورات در
حدس و گمان به
سر مي برند ،
لذا لازم است
رفتار را در
حيطه عمل به
آنها آموزش
داد . 5ـ
توجه و دقت در
توانايي
كودك براي
انجام كار :
كودكان
مينياتوري
از افراد
بزرگسال
نيستند ، لذا
انتظار
رفتاري چون
بزرگسالان
از آنها
منطقي نيست . 6ـ عدم
انتظار
تداوم در
رفتار مطلوب
كودكان :
نبايد از
آنها انتظار
داشته باشيم
، بيش از آنچه
بزرگسالان
عمل مي كنند ،
در مقابل
معيارهاي
رفتار نمونه
از خود
سازگاري
نشان دهند . 7ـ
ثبات رفتاري
معلم : كودكان
معلم را
راهنماي
اخلاقي خود
مي دانند و
آنچه را كه وي
به عنوان نيك
و زشت مي گويد
، مي پذيرند .
لذا رفتار
معلم بايد با
آنچه كه مي
گويد مطابقت
داشته باشد . درباره
اينكه آيا
بايد رفتار
صحيح كودك را
تشويق كرد يا
خير ؟ ، سالها
بحث شده و
نظريات
متعددي وجود
دارد . عده اي
پاداش و
تشويق را
نوعي رشوه مي
دانند و برخي
آن را تجويز
نموده و عده
اي ديگر آن را
جهت رسيدن به
پاداش دروني
وابسته با
اصل درس
مناسب مي
دانند . البته
تشويق به
صورت
گوناگون
صورت مي گيرد
، مانند :
تشويق
اجتماعي ،
استفاده از
خوراكي ،
تشويق گروهي
و …. روش
تعديل رفتار تشويق
منظم و
متناسب
رفتار مثبت
را شيوه اي در
واداشتن
كودكان به
اعمال درست
مي داند .
تغيير جهت
نيز از فنون
ديگري است كه
به كار مي رود
. به صورتي كه
توجه فرد را
از يك موقعيت
نابهنجار به
موقعيتي
رضايت بخش
جلب نماييم .
چنين روشي در
صورتي مناسب
است كه
همواره در
برابر يك
موقعيت ،
موقعيت
ديگري نيز
داشته باشيم
تا نقش
جايگزين را
ايفا كنند .
مثلا مي توان
كودكي را كه
با ديگري بر
سر تصاحب
اسباب بازي
نزاع مي كند ،
به بخش ديگري
مثلا كارگاه
نجاري برد . نبايد
توقع داشت كه
هيچ گونه
جدالي در
ميان كودكان
رخ ندهد . بلكه
به علل مختلف
، چنين امري
غير محتمل
است .
بنابراين
مربيان بايد
راههاي
مختلف سازش
يا بهره گيري
از كلام را به
عنوان ابزار
دفاع به كودك
آموخته و
سازگاري را
در وي ايجاد
كنند . استفاده
از تنبيهات
بدني در كلاس
يا تهديد ، از
عوامل مخل
انضباظ خود
مختارانه
است . در واقع
خود اتكايي
كودك ،
معياري براي
توفيق معلم
در اين زمينه
است . نتيجه
اينكه هر نوع
انضباطي ،
بايد از
نظارت بر
رفتار كودك
آغاز و به خود
اتكايي كودك
بيانجامد. تنبيهات
بدني در كلاس
يا تهديد ، از
عوامل مخل
انضباط خود
مختارانه
است . كودكان
در روزهاي
اول مدرسه
قادر به
كنترل
خواسته هاي
خود نيستند. كودكان
مينياتور
افراد
بزرگسال
نيستند .
علي
دولتي
|