نگاهي
به حضور تفكر
ايدئولوژيك
در ادبيات
داستاني
رمان،
ابزار
ايدئولوژي
دكتر
سيد حسن
اسلامي
منبع
روزنامه جام
جم شماره 1273
در دهه 70 به
داستان
كوتاه بسيار
توجه شده است
و درباره آن
نوشته ايم
وخوانده ايم.
هيچ وقت هم
سابقه
نداشته اين
ژانر تااين
اندازه مورد
توجه واقع
شود شايد به
همين دليل
است كه در اين
دهه رمان كم
كم به ساير
داستان
كوتاه بدل شد.
اين نوشته مي
كوشد قابليت
هاي رمان را
در جوامع
مختلف –
اروپا و
ايران نشان
دهد رماني كه
در دنيا به
عنوان
ابزاري
ايدئولوژيك
براي بيان
انديشههاي
مختلف به كار
مي رود.
انديشههايي
كه در كشور ما
هم در مقاطع
مختلف در
همين قالب
ادبي به آن
پرداخته شد و
اتفاقاً
آثار قابل
تاملي هم از
آنها موجود
است. شرط
لازم براي
تبليغ موفق
در جهان
امروز به
كارگيري
ابزارهاي
جديد ترغيب
مخاطب است .
فردي كه بدون
شناخت اين
ابزارها
تبليغ مي كند
جنگاوري است
كه با حريف تا
بن دندان
مسلح بي هيچ
سلاحي مي
جنگد و نتيجه
چنين نبردي
از پيش تعيين
شده است. تبليغ
كننده دو
وظيفه اساسي
دارد يكي بر
اساس فقه عمل
كردن و ديگري
انتقال
مفاهيم
آموزه ها و
ارزشهاي
ديني به
ديگران قرآن
مجيد از
مسلمانان مي
خواهد تا
گروهي كه
شايستگي و
توانايي
لازم را
دارند ابتدا
دين و احكام
آن را
بشناسند و
سپس يافتههاي
خود را به
ديگران
ابلاغ كنند و
آنان را ندا
دهند تا از
مخالفت با
فرمان
خداوند
بپرهيزند. قرآن
كريم نيز كه
خود را بلاغ
للناس مي
خواند آيينه
تمام نماي
اين رويكرد
است اين كتاب
فصل كه هيچ
باطل و ياوه
اي بدان راه
ندارد براي
تبليغ حقيقت
خود از يكي از
كهن ترين
هنرها يعني
قصه بهره مي
گيرد. در كنار
آياتي كه به
طور مستقيم و
بصراحت
حقايق
توحيدي
رامطرح مي
كنند يا آيات
كه به طور
مستقيم و
بصراحت
حقايق
توحيدي را
مطرح مي كنند
يا آيات اندك
شماري كه به
احكام مي
پردازند بخش
عظيمي از
قرآن را قصه
شكل داده است
كه يكي از
آنها احسن
القصص
ناميده شده
است . اين توجه
به قصه تا
جايي بود كه
مخالفان در
بند ظاهر
مانده گاه
قرآن را
اساطير
الاولين مي
ناميدند و
گاه براي
معاوضه با آن
به نقل داستن
هاي مربوط به
ايران
باستان با
ايام جاهلي
مي پرداختند .
غافل از آن كه
در قرآن قصه
نقش ارجاعي
دارد و
پيمانه
وظرفي براي
انتقال
حقايق و شيوه
اي براي آسان
كردن فهم
ارزشهاي
ديني است .
شيوه قصه
پردازي قرآن
و كاركرد
تبليغي قصه
در آن باره
بحث افراد
بسياري بوده
است كه در جاي
خود ارزنده
وقابل
استفاده است
اما از محل
بحث ما خارج
است امروزه
نه تنها اين
مساله مهم
مورد بي
توجهي قرار
گرفته است
بلكه از باب «
الناس
اعداءماجهلو»
قصه و قصه
خواني نوعي
نقص به شمار
مي رود و گاه
شنيده مي شود
كه استادان
طلاب را از
خواندن قصه
بر حذر مي
دارند و آن را
موجب اتلاف
عمر و فكر مي
شمارند و حتي
افتخار مي
كنند كه هرگز
قصه اي
نخوانده اند
و در نتيجه از
اتلاف عمر
خويش در اين
راه پيشگيري
كرده اند
اينان
هرگونه قصهاي
را مانند
حسين كرد
شبستري و
اميرارسلان
رومي مي
دانند كه به
درد بطالت و
به خواب رفتن
مي خورد . عصر
رمان
قصه
به معناي عام
همزاد بشر
است و قدمتي
همسنگ او
دارد اما
رمان به
معناي خاص و
امروزي آن
يعني نوشته
اي داستاني
به نثر و با
حداقل معين
طول زاده قرن
هيجدهم است
طبقه
شهرنشين
حديد كه با
فرهنگ و
ارزشهاي
فئوداليسم و
سر ستيز داشت
و در پي
آفريدن
ارزشهاي
جديدي براي
خود بود رمان
را جلوه گاه
آرمان ها
ارزشها ،
اضطراب ها ،
خواسته ها و
فرهنگ خود
ساخت هر چند
رمان در آغاز
صرفا وسيله
اي براي پر
كردن اوقات
فراغت اين
طبقه نو پديد
بود بعدها
كاركرد
جديدتري
يافت و به
ابزاري با
قابليت
بسيار براي
آفرينش و
انتقال همه
دغدغه هاي
اساسي اين
طبقه تبديل
شد. بدين
ترتيب رمان
پا به پاي
فلسفه و
فرهنگ اروپا
پيش مي رفت و
مانند فلسفه
قرن هيجدهم
توجه به
جزييات
تشخيص فرديت
و تجربه
گرايي از
شاخصه هاي آ“
بود . در رمان
به جاي انسان
كلي جامعه به
صورت كلي و
فرهنگ به
منزله مقوله
اي عام با فرد
يا افرادي
كاملا مشخص
شهر يا
روستايي
معين و فرهنگ
يا خرده
فرهنگي مشخص
سر و كار
داريم فلسفه
پوزيتيويستي
آگوست كنت
فرضيه
تكاملي
داروين
ناخودآگاه
فرويد و
ماترياليسم
تارخي ماركس
هر يك به گونه
اي در تكامل
رمان مؤثر
بودند و موجب
پيدايش مكتب
خاصي در رمان
نويسي شدند.
مكتبهاي
ادبي
ناتوراليسم
سمبوليسم و
رئاليسم
اجتماعي
بازتاب اين
تفكرات بوده
اند. جنگهاي
اول و دوم
جهاني نيز
موجب
سرخوردگي
هايي در ميان
اروپاييان
شد كه جلوه آن
دادائيسم
بوده است پس
از آن رمان
همچنان به
حركت خود
ادامه داد و
مكتبهايي
چون رئاليسم
سوسياليستي
كه حاكميت
شوروي آن را
ترويج مي كرد .
و رئاليسم
جادويي در
امريكاي
لاتين پديد
آمد. قابليت
جذب و
مقبوليت
اجتماعي
رمان موجب
شده است اين
قالب بسرعت
مورد
استفاده
نويسندگان
فيلسوفان
متفكران
دولتها و
دولت ستيزان
قرار گيرد و
به اين ترتيب
كاركرد آن از
سطح سرگرمي
خوانندگانبه
سطح
ايدئولوژيك
بالا رود و به
يكي از جدي
ترين ابزار
انتقال
انديشه
تبديل شود.
اقبال عمومي
به رمان در
حدي بود كه
قرن بيستم را
عصر رمان
ناميده و
گفته اند
اكنون در همه
كشورها دست
كم نود درصد
آثار ادبي
چاپي را رمان
تشكيل مي دهد
و شعر و
نمايشنامه و
ديگر انواع
ادبي در
مراحل بسيار
پايين تري
قرار دارند. امبراتواكو،
محقق
ايتاليايي و
متخصص فرهنگ
و فلسفه
اروپاي قرون
وسطي ناگهان
به اين قالب
روي مي آؤرد و
رمان نام گل
سرخ را مي
نويسد چون
شگفت زده از
او مي پرسند
چرا به رمان
نويسي روي
آورده است
پاسخ مي دهد
وقتي نظريه
پرداز حرف
بيشتري براي
گفتن دارد و
نمي تواند آن
را بوضوح و
دقت بيان كند
منظورم وضوح
تحمل ناپذير
مباحث عقلي
است به فكر
رمان نوشتن
مي افتد
نوشتن رمان
فقط حرف زدن
نيست بلكه
ساختن يك
جهان شناسي
است . ژان
پل سارتر
متفكر و فعال
سياسي
اگزيستانسياليست
براي تبيين
فلسفه خند به
نوشتن رمان و
نمايشنامه
روي مي آورد
رمان هاي
تهوع و راه
هاي آزادي و
نمايشنامه
هاي دستهاي
آلوده شيطان
و خدا روسپي
بزرگور و
گوشه گيران
آلتونا
محصول اين
رويكرد
هستند ويل
دورانت
درباره
سارتر و رمان
نمايشي مي
نويسد: سارتر
مردي خشمگين
بود كه مي
خواست از قلم
خود شمشير
بسازد
رمانهاي او
مقابلهاي
رودرروبا
وضع موجود
بود اين
رمانها
بمبهايي بود
كه بر آن
نيستي
فرومايه
يعني مجلس
نمايندگان
فرانسه كه با
اقيانوسي از
لفاظي كشور
را به تسليم و
فروپاشي
كشانده بود
فروريخت اين
رمانها همان
چيزي بود كه
او خود را
موظف به
نوشتنشان مي
دانست
ادبيات
همچون جنگ. حتي
برخي علت
موفقيت
گستده سارتر
و همفكرانش
را در قدرت
ادبي دانسته
اند تا قدرت
فلسفي و
استدلال
منطقي رمان
تهوع سارتر
تصويري دقيق
از زندگي عبث
و پوچ و
نمايشنامه
دست هاي
آلوده
گزارشي از
اخلاق
كمونيستي به
شكل قوي و
هولناك است
سارتر در اين
باره قضاوت
را به عهده
خواننده مي
گذارد اما
نتيجه چنان
صريح و قاطع
بود كه
كمونيستهاي
فرانسه را
بشدت خشمگين
كرد و آنان را
به واكنشي
تند واداشت. آلبر
كامو نيز
همين قالب را
براي ترويج
انديشه خود
به كار گرفت و
مهمترين
رمانهاي
فلسفي خود
يعني بيگانه
و طاعون را
نوشت در
مقابل اين
رويكرد
روشنفكران
به رمان
كمونيسم
روسي نيز آن
را ابزاري
مناسب براي
نشر افكار
سوسياليستي
دانست و
كوشيد از اين
قالب كمال
استفاده را
ببرد از اين
رو زمينه رشد
وشكوفايي
نوعي رمان را
در قالب
رئاليسم
سوسياليستي
پديد آورد
ميخائيل
آلكسارويچ
شولوخف
بارزترين
نويسنده اين
عرصه بود او
كه در جنگهاي
داخلي شوروي
شركت جسته
بود و پيشينه
اي روستايي
داشت
بزرگترين
رمانهاي
ادبيات
سوسياليستي
را در دفاع از
سوسياليسم
روسي پديد
آورد وي
كتابهاي
سرنوشت يك
انسان خيزاب
ها و دن آرام
را بزرگ ترين
اثر ادبي پس
از انقلاب
اكتبر و بزرگ
ترين رمان
سياسي قرن مي
داند و
درباره
موفقيت آن مي
نويسد
هنگامي كه
آخرين جلد از
چاپ خارج شد
برخي
خوانندگان
پيش از باز
شدن كتاب
فروشي هاي
مسكو ساعتها
پشت در صف
كشيده بودند
يمي از
روسهاي با
سواد مي
خواستند
بدانند
سونوشت
گريگور
ملخوف
قهرمان رمان
به كجا مي كشد. سولوخف
رمان ديگري
به نام خاك
بكر شخم
خورده نوشت
كه طي 15 ماه 2
ميليون نسخه
فروش داشت
محتواي اصلي
اين رمانها
دفاع از نظام
سوسياليستي
و بيان
مشكلات
اجتناب
ناپذير آن
بود. تنها
كمونيست ها
نبودند كه از
رمان
استفاده
ابزاري و
ايدئولوژيك
مي كردند .
مخالفان
آنان نيز به
رمان روي
آوردند و آ“
را وسيله
مناسبي براي
بيان عقايد
خود و مبارزه
با كمونيسم
دانستند
بوريس
پاسترناك
نويسنده و
شاعر طرد شده
روسي و برنده
جايزه نوبل
نيز براي
بيان عقايد
خود رمان را
واسطه قرار
داد او با
نوشتن رمان
دكتر ژيواگو
ادعاهاي بشر
دوستانه
كمونيسم را
زير سوال برد
تا آنجا كه
مطبوعات
شوروي به
مقابله با او
پرداختند و
روزنامه
پراود اين
كتاب را
بهتاني به
انقلاب
اكتبر تلقي
كرد. مطبوعات
شوروي
پاسترناك را
مايه ننگ خوك
و سگ وفادار
بورژوازي
لقب دادند و
انديشه
سازان غرب
اين كتاب را
همچون بخشي
از جنگ سرد به
كار گرفتند . نيكوس
كازانتزاكيس
نويسنده و
متفكر
يوناني براي
تبيين عقايد
خود نوعي
مسيحيت
شورشي از اين
رمان بهره ها
گرفت رمان
مسيح باز
مصلوب قوي
ترين بيانيه
عليه دستگاه
كليسا بود تا
آنجا كه
نويسنده اش
تكفير شد. اين
اثر در ميان
كشيشان و
مردم كرت
طوفان به پا
كرد و آلبرت
شوايترز گفت
هيچ گاه
كتابي چنين
تكان دهنده
نخوانده است
او بانوشتن
رمانهاي
آزادي يا مرگ
سرگشته راه
حق برادركشي
و زورباي
يوناني
انديشه هاي
خود را گسترش
داد و با
نوشتن آخرين
وسوسه مسيح
مجددا تكفير
شد. ادامه
اين فهرست و
معرفي يك يك
نويسندگاني
كه رمان را
وسيله
انتقال و
ترويج افكار
خود ساخته
اند مثنوي
هفتاد من
كاغذ خواهد
شد. امروز
عمدهخ
متفكران و
انديشوران
ميكوشند از
اين قالب
پرتون و
برخوردار از
ظرفيت بالا
براي تبيين و
تشريح و
تبليغ افكار
خود استفاده
كنند. رمان
در ايران
آنچه
پيش از اين
گفته شد
گزارشي از
موقعيت رمان
در غرب بود بد
نيست نگاهي
مختصر به
موقعيت اين
قالب ادبي در
كشور خود
بيندازيم. رمان
با موج
روشنفكري و
مشروطه
خواهي وارد
ايران شد
نخستين رمان
عبارت بودند
از ترجمه
آثاري چون سه
تفنگدار و
كنت مونت
كريستو
نوشته
آلكساندر
دوما تا
مدتها آثار
دوما و ديگر
رمانتيك هاي
فرانسوي با
حذف و اضافات
و تصرفات
بسيار ترجمه
و منتشر مي شد. رمانهاي
اوليه فارسي
متاثر از
رمانتيسم و
مملو از
شعارهاي
اجتماعي و
بيانيه هاي
صريح بود .
تقليد از
اروپا مانع
رشد رمان ملي
– كه بايد
همبافت
فرهنگ و
تاريخ ما
باشد شد و
رمان
نتوانست
چنان كه بايد
شكوفا شود. با
اين همه از
دهه 20 به بعد
همزمان با
تنشهاي
سياسي
اجتماعي آن
دوره از جمله
مساله نفت
نسلي از رمان
نويسان پديد
آمدند كه يا
به طور
مستقيم
متاثر از
جهان بيني
ماركسيستي
بودند و يا
بدان ديدگاه
گوشه چشمي
داشتند. آنان
كه منتقد وضع
موجود بودند
مي كوشيدند
از رمان به
مثابه حربه
اي
ايدئولوژيك
و سياسي
استفاده
كنند از ميان
اين افراد مي
توان صاديق
هدايت جلال
آل احمد
محمود محمد
علي سپانلو
بزرگ علوي
علي اشرف
درويشان رضا
براهني
اسماعيل
فصيح و محمود
دولت آبادي
را نام برد
اينان در
آثار خود به
جنبه هاي
اجتماعي
ومعيشتي
مردم از
زاويه خاصي
مي پرداختند
و به نتايج
پيش
انديشيده اي
مي رسيدند.
اين عده با
الهام از
آثار ادبي
بزرگ به ويژه
رمانهاي
روسي به
خودآموزي
پرداختند و
آثاري قابل
توجه پديد
آوردند. از
اين ميان
دولت آبادي
به نسبت
ديگران
پركارتر و
موفق تر است
رمان 10 جلدي
كليدر
طولاني ترين
رمان فارسي
است پس از آن
مي توان از
سالهاي ابري
نوشته علي
اشراف
درويشان و
مدار صفر
درجه نوشته
احمد محمود
نام برد. در
كنار اين
جريان مسلط
در عرصه رمان
نويسي بايد
از جوانان
مسلمان
برآمده از
انقلاب
اسلامي ياد
كرد كه
كوشيدند از
اين ابزار
براي بيان
حقايق دين و
انتقال
فرهنگ
اسلامي
استفاده
كنند. محسن
مخملباف –
فريدون
عموزاده
خليلي – علي
مؤذني و سيد
مهدي شجاعي
از افراد
موفق اين
عرصه بودند
اما مشكل
پاره اي از
اين رمانها
آن است كه گاه
تبليغ
مستقيم آنها
را به
تريبوني
سياسي براي
بيان صريح
عقايد
نويسنده
تبديل كرده
است. به
همين دليل
هرچند ادعا
مي شود ما سنت
رمان نويسي
نداريم بي
گمان مي توان
ازاين وسيله
براي ترويج
عقايد ديني
بهره جست اما
بايد به هوش
بود كه اين
استفاده
سنجيده و
متناسب با
طرفيت رمان
باشد نه اين
كه افكار جدي
به صورتي
تصنعي و ذوق
آزار بر آن
تحميل شود. كاركرد
ايدئولوژيك تا
كنون روشن
شده كه رمان
با ظرفيت
بالاي خود مي
تواند ابزار
قدرتمند و
مناسبي براي
تبليغ باشد و
كاركرد
ايدئولوژيك
نيرومندي
داشته باشد
اما براي
تاكيد بيشتر 2
مورد را ذكر
مي كنيم
البته اين د و
مورد در
حقيقت
كاركرد منفي
ايدئولوژيك
رمان را نشان
مي دهد زيرا
نويسندگان
آنها كوشيده
اند از اين
ابزار براي
نقد مذهب
استفاده
كنند. يكي از
اين موارد
رمان
خانواده
تيبو نوشته
روژه مارتن
دوگار است كه
به سبب نگارش
آن جايزه
نوبل ادبيات
را گرفت. در
اين رمان كه
بيانيه اي
عليه جنگ است
، نويسنده
استحاله
انسان ها را
در جنگ به
زبان تصويري
و سرشار از
ظرايف بيان
كرده است در
كنار اين
قوتها بايد
از خصيصه هاي
ضد مذهبي آن
ير نام برد .
گويي
نويسنده بر
آن است تا
رسالت خود را
در ضريت با
مذهب در اين
رمان انجام
دهد.
قهرمانان
رمان هرجا كه
به مناسبتي
از مذهب سخن
مي گويند آن
را نقد مي
كنند. دومين
مورد رمان
كليدر است
رمان فارسي
كليدر نيز از
چنين مايه اي
برخوردار
است البته در
اين رمان دين
نقد نمي شود
بلكه اساسا
حضور ندارد و
اگر حضور
پيدا م يكند
حضور آ“
بيمارگونه
است . در ميان
قهرمانان
متعدد اين
رمان طولاني
همچون گل
محمد مارال
زيور حاج
حسين
چهارگوشلي و
ستار تنها يك
نفر متدين
است و آن هم
پسر حاج حسين
چهار گوشلي
است او نيز كه
گرايشي به
دين ندارد
تنها پس از
اين كه
ديوانه و
سودايي مي
شود به دين
روي مي آ”ورد
او در جستچوي
قاتل پدرش
قبري را مي
شكافد و با
ديدن ماي در
خانه سر مرده
ديوانه مي
شود و از آن به
بعد احمقانه
دارايي پدرش
را نابود مي
كند و به
شادخواري مي
نشيند و پس از
آن سياه مست
مي شود قامت
مي بندد و
نماز مي
خواند او
همواره مست
است و به مرگ
ميانديشد و
در هر چيز
نيستي و پوچي
را مي بيند و
اين نشانه
تدين است. سخن
كوتاه در اين
رمان دين
حضوري بسيار
كمرنگ دارد و
آنجا كه حاضر
است بدرنگ و
ناخوشايند
نشان داده
شده است. بي
گمان در
مقابل
رمانهاي فوق
رمانهاي
ديني متعددي
نوشته شده
است آثار
تولستوي و
داستايفسكي
عميقا ديني
است. آثار
كازانتزاكيس
بويژه
برادركشي و
سرگشته راه
حق بشدت
مذهبي است و
ظريف ترين
تار و پود
مذهب و روح
ديني را مي
نمايد از اين
رو نبايد
پنداشت رمان
فقط براي نقد
مذهب به كار
رفته است
مقصود از نقل
اين سخنان
تاكيد بر
جايگه رمان و
نقش مهم آن
است اين نقش
گاه ويرانگر
است و گاه
سازنده
بستگي دارد
كه از آن
چگونه
استفاده
كنيم. ترويج
آموزه هاي
ديني در قالب
رمان رمان
ظرفيت بي
پاياني براي
ترويج آموزه
هاي ديني
دارد همه
مقولات ديني
را مي توان در
اين قالب
عرضه كرد و آن
را براي
تبليغ به كار
گرفت اما
ابتدا بايد
اين تلقي
عاميانه را
كه رمان صرفا
وسيله وقت
كشي و بطالت
است كنار
بگذاريم و
اين مقوله را
جدي بگيريم
با جريانات
عمده رمان
نويسي آشنا
شويم و
دريابيم كه
در پس هر رمان
جدي فكر و
انديشه اي
وجود دارد
بايد
توانايي ها و
قابليت هاي
اين رسانه
نيرومند را
نيك بشناسيم
و از آ“ بخوبي
بهره جوييم. اگر
رمان تاكنون
نتوانسته
است در كشور
ما جايگاه
شايسته اي
پيدا كند .
مسووليت آن
متوجهخود
ماست زيرا
هرگز
نخواسته ايم
همدلانه اين
ابزار را
بشناسيم و در
برنامه هاي
آموزشي و
تبليغي خود
بگنجانيم.
اغلب به ما
گفته نشده كه
رمان مقوله
اي جدي و جديد
و قابل
مطالعه است
آن را ابزار
سرگرمي
دانسته ايم و
همين پندار
را به ديگران
منتقل كرده
ايم. اگر
ويژگي ها و
چگونگي
استفاده از
اين رسانه را
بخوبي
بشناسيم در
خواهيم يافت
چرا تا اين حد
به قصه و
داستان
اهميت مي دهد
و آن را ابزار
عبرت گيري و
درس آموزي مي
داند و
خداوند به
پيامبر مكرم
خود مي
فرمايد: « نحن
نقص عليك
القصص بما
اوحينا اليك
هذا القرآن و
ان كنت من
قبله لمن
الغافلين». |