شيوه
نگارش در
اسلام
امير
خسروي
مكاتيه
يا نامه
نگاري در
ميان انواع
نوشتارهاي
مختلف از حيث
موضوع (همچون
وصفي ، نقلي ،
تحقيقي) در
روابط
اجتماعي
جايگاه خاصي
دارد و بيش از
انواع ديگر
نگارش (مانند
داستان ،
مقاله و ...)
ميان مردم
رايج است
زيرا ممكن
است شخصي در
مدت عمر خود
مقاله اي
ننويسد يا
براي توصيف
منظره اي دست
به قلم نبرد
اما به حكم
ضرورت بارها
با خويشان و
دوستان خود
مكاتبه كند
يا به مناسبت
شغلي كه
داردهر روز
دست اندركار
نوشتن نامه
هاي گوناگون
باشد. حسين
سميعي (اديب
السلطنه)
مولف كتاب
آئين نگارش
نامه نگاري
را اينگونه
تعريف مي
نمايد:« نامه
نگاري نوعي
از نگارش است
كه دبير به
زبان قلم با
كسي كه غايب
باشد گفت و گو
مي نمايد و
مقاصد خود را
بر روي كاغذ
مي آورد...»[1] اما
بهانه اين
نوشتا
آشنايي
اقشار مختلف
بخصوص
مديران
روابط عمومي
به عنوان
متوليان
اصلي
مكاتبات در
مكتب عالي
اسلام است تا
از اين رهگذر
مديران
مسلمان امرو
با سنتهاي
ديروز كه
ريشه در
اعتقادات و
باورهاي
بنيادين
آنها دارد
بيش از پيش
آشنا گردند.
چرا كه يكي از
ابزارهاي
ارتباطي
همين مكاتبه
است و به
فرموده امام
صادق(ع) : «
ارتباط
دوستان در
وطن (فاصله
نزديك) به ديد
و بازديد و در
سفر (فاصله
دور) به نامه
نگاري صورت
مي گيرد.»[2] در
زير اين
مقاله را مي
خوانيد: قرآن
كريم در آيه
سوره قلم مي
فرمايد :« ن و
القلم و ما
يسطرون» يعني
سوگند به قلم
وآنچه مي
نويسد. در
واقع آنچه در
اينجا به آن
سوگند ياد
شده است،
ظاهراً
موضوع كوچكي
است يك قطعه ني
و يا چيزي
شبيه به آن و
كمي ماده
سياهرنگ و
سپس سطوري كه
بر صفحه كاغذ
ناچيز رقم
زده مي شود. اما
در حقيقت اين
همان چيزي
است كه
سرچشمه
پيدايش تمام
تمدنهاي و
انساني
وپيشرفت
علوم و
بيداري
انديشه ها و
افكار و شكل
گرفتن
مذهبها
سرچشمه
هدايت
وآگاهي بشر
است عظمت اين
سوگند
هنگامي
آشكارتر مي
شود كه توجه
داشته باشيم
آن روزي كه
اين آيات
نازل گشت
نويسنده
وارباب قلمي
در آ“ محيط
وجود نداشت و
اگر كساني
سواد خواندن
و نوشتن را
داشتند
تعداد آنها
در كل سرزمين
حجاز به بيست
نفر نمي رسيد.
آري سوگند به
قلم ياد كردن
در چنين
محيطي عظمت
خاصي دارد.[3] همچنين
خداوند در
آيات 4 و 5 سوره
علق مي
فرمايد:« الذي
علم بالقلم،
علم الانسان
ما لم يعلم»
يعني همان
كسي كه
بوسيله قلم
تعليم نمود و
به انسان
آنچه نمي
دانست ياد
داد. مفسرين
گفته اند كه
جمله « الذي
علم بالقلم »
تاب در معني
دارد نخست
اينكه :
خداوند
نوشتن و
كتابت را به
انسان آموخت
و قدرت
وتوانايي
اين كار عظيم
را كه مبدأ
تاريخ بشر و
سرچشمه تمام
علوم و فنون
وتمدنهاست
در او ايجاد
كرد و ديگر
اينكه منظور
اين است كه
علوم و
دانشها را از
اين طريق و با
اين وسيله به
انسان آموخت. در
هر حال
تعبيري است
پر معني كه در
آن لحظات
نخستين نزول
وحي در اين
آيات بزرگ و
پر معني
منعكس شده
است.[4] همچنين
قول كريم در
آيات 30 و 31 سوره
نمل از زبان
حضرت سليمان
در نامه اي كه
به ملكه سبا (بلقيس)
مي نويسد
مطالبي بيان
مي كند كه اوج
مفاهيم ادبي
و فني را در
نامه نگاري
به نمايش مي
گذارد اين
آيات چنين
است: «انه
من سليمان
وانه بسم
الله الرحمن
الرحيم، الا
تعلوا علي و
اتوني
مسلمين» يعني:
اين نامه از
سوي سليمان
است و
محتوايش اين
چنين است
بنام خداوند
بخشنده
مهربان
توصيه ام به
شما اين است
برتري جويي
در برابر من
نكنيد به سوي
من آئيد و
تسليم حق
شويد. وقتي
نامه سليمان
به ملكه سبا
رسيد بلقيس
مشاورين خود
را به نامه اي
پر ارزش
فراخواند كه
دلايل پر
ارزش بودن آن
عبارت بود از:
1 – جمله
مباركه بسم
الله الرحمن
الرحيم 2 –
ممهور بودن
نامه به مهر
سليمان 3 –
محتواي
ارشادي نامه 4
– به دليل
مقام سليمان پيامهايي
كه مي توان از
اين آيات
گرفت يكي آن
است كه ارشاد
و تبليغ را (در
نامههاي
خود) به
مهرباني و
رحمت آغاز
كنيم (بسم
الله الرحمن
الرحيم)
ديگر آنكه
حتي در نوشتن
چند كلمه
جمله «بسم
الله الرحمن
الرحيم» را به
صورت كامل
بنويسيم نه
خلاصه (انه
بسم الله
الرحمن
الرحيم).[5]
از
حضرت علي (ع)
روايت شده كه
به غلام خود
نافذ ( كه نامه
نگار حضرت
بوده ) فرمود:
چون خواستي
نامه اي
بنگاري و
بخواهي كارت
انجام پذيرد
در آغاز نامه
با قلم بدون
مركب بنويس «بسم
الله الرحمن
الرحيم»
خداوند وعده
داده كه
صابران را در
گرفتاري ها
گشايش دهد و
از جايي كه به
حساب نمي
آورده اند
روزي دهد
خداوند ما و
شما را از
كساني قرار
دهد كه هراس و
غمي بر آنها
نباشد نافذ
گويد من به
اين دستور
عمل كردم و
همواره در هر
كاري كه نامه
مي نوشتم
كارم به
انجام مي
رسيد.[6] از
ديگر پيام
هاي آيات فوق
آن است كه
نامه ها را
ساده و خلاصه
بنويسيم
القاب را حذف
و اهداف را
روشن نمائيم.
از لعن و
توهين دوري
كنيم رحمت و
صلابت را در
كنار هم مطرح
نمائيم (بسم
الله ... لا
تعلوا
واتوني)[7] از
تواريخ
اسلامي به
روايات به
خوبي بر مي
آيد كه
پيشوايان
بزرگ ما
هميشه اصرار
داشتند نامه
ها را فشرده و
مختصر خالي
از حشر و
زوائد و
كاملا حساب
شده بنگارند. امير
المؤمنين
علي (ع) به
كارمندان و
نمايندگانش
در يك
بخشنامه
چنين نوشت :«
نوك قلمها را
تيز كنيد و
سطرها را به
هم نزديك
سازيد و
مطالب زايد و
اضافي را از
نامه هايتان
براي من حذف
كنيد بيشتر
به معني توجه
كنيد و از
پرگويي
بپرهيزيد كه
اخوال
مسلمانان
توانايي اين
هزينه و ضرر
را ندارد.»[8] تيز
كردن نوك
قلمها كه سبب
مي شود كلمات
را كوچكتر
بنويسد و
نزديك ساختن
سطور به
يكديگر و حذف
تشريفات و
اضافات نه
تنها صرفه
جويي
دراموال بيت
المال يا
اموال خصوصي
است كه صرفه
جويي در وقت
نويسنده و
خواننده نيز
هست و حتي
گاهي سبب مي
شود كه هدف
اساسي نامه
در لا به لاي
جمله
بنديهاي
تشريفاتي از
ين برود و
نويسنده و
خواننده به
هدف خود
نرسند.[9] از
خط شهيد رحمه
الله نقل شده
كه نجاشي
حاكم حبشه به
پيغمبر (ص)
نامه اي نوشت
حضرت به علي (ع)
فرمود: نامه
وي را پاسخي
مختصر ومفيد
بده . علي چنين
نوشت «بسم
الله الرحمن
الرحيم»
فكانك من
الرقه علينا
منا و ...) بنام
خداوند
بخشنده
مهربان و اما
بعد تو
آنچنان به ما
مهر ورزي كه
گويي از مايي
و ماآنچنان
به تو اعتماد
داريم كه
گويي ما از
توئيم زيرا
هر آنچه از تو
اميد داشتيم
بدان رسيديم
و هر آنچه از
تو بيم
داشتيم از آن
ايمن شديم
وتوفيق از
پروردگار
است. پيغمبر
اكرم (ص) چو
نامه را ديد
فرمود:« سپاس
خداوندي را
سزد كه در
ميان
خانواده ام
يكي چون ترا
به من داد و
پشتم را به تو
استوار ساخت.[10]
از سويي ديگر
در آياتي كه
گذشتممهور
به مهر بودن
نامه به مهر
سليمان يكي
از دلايل پر
ارزش بودن
نامه بود.
همچنان كه
پيامبر
گرامي اسلام
فرمودند «
اعتبار نامه
به مهر (امضاء
) آن است.[11]
در
تقسيم بندي
نامه ها بايد
نخست سه عامل
تشكيل دهنده
آن يعني
فرستنده
پيام گيرنده
پيام و خود
پيام
موردتوجه
قرار گيرد و
سپس با دقت
نظر در
مناسبات بين
نويسنده
نامه و
دريافت
كننده آن از
يك طرف و
مضمون
ومحتواي
نوشته از طرف
ديگر نوع
نامه ها و
فرستنده
پيام است چه د
روهله اول
بررسي وضع
نويسنده مي
تواند
راهنماي ما
در تعيين نوع
نامه ها باشد.[12] از
طرف ديگر
انعكاس
شخصيت دروني
و واقعي هركس
درپيغام و
نامه هاي او
وطريقه
ارسال آن
منتشر است .
چنانكه حضرت
علي (ع) مي
فرمانيد:«
فرستاده تو
بيانگر
ميزان عقل تو
و نامه تو
گوياترين
سخنگوي توست»[13]
و در جايي
ديگر مي
فرمايند: «
چون نامه اي
نوشتي پيش از
آن كه آن را
مهر(امضا) كني
آ“ را بخوان
زيرا تو بر
عقل و خرد
خويش مهر مي
زني»[14] امام
صادق نيز در
همين باره
فرمودند :« از
نامه مرد بر
خردمندي و
بنياني او
استدلال مي
شود و از پيك
او بر فهم و
زيركي او»[15] اما
بايد دانست
كه الزاما
احترام آميز
نگاشتن نامه
در برابر
دوست و دشمن
دليل بر
خردمندي شخص
نيست بلكه
نكته مهم آن
است كه پاسخ
بايد متناسب
با محتواي
نامه و شخصيت
نويسنده آن
باشد چنانكه
امام علي (ع)
در اواخر جنگ
صفين در سال 38
هجري در پاسخ
نامه اي كه از
معاويه به وي
رسيده بود
چنين مرقوم
كرد: «از تو
نامه اي مرا
رسيدكه رشته
اي است از
پندهاي به هم
بافته و
رساله اي بزك
شده ! كه با
گمراهي خويش
آن را آراسته
اي و با بد
انديشي ويژه
خود امضايش
كردهاي
نامه مردي كه
نه خود داراي
بينشي است كه
رهنمونش
باشد و نه
رهبريش هست
كه ارشادش
كند دعوت هوس
هاي خويش را
پاسخ گفته و
به جاذبه
گمراهي گردن
سپرده است و
چنين است كه
در هذيان به
ياوه سرايي
در افتاده و
در مسير
گمراهي به
خبط روانه
شده است.»[16] اما
نكته ديگري
كه با توجه به
روايات مي
توان مورد
بهره برداري
قرار داد
آناست كه از
پندهاي خير
خواهانه و
نصيحت هاي
مشفقانه و
آگاهانه حتي
المقدور در
نامه هاي خود
استفاده
كرده و از اين
طريق به
وظيفه امر به
معروف و نهي
از منكر نيز
جامه عمل
بپوشانيم.
همچنانكه
امير مؤمنان
علي (ع) مي
فرمود:«
دانشمندان و
حكماي (پيشين)
چون به
يكديگر نامه
مي نوشتند (در
آغاز نامه)
اين سه جمله
را ني
انگاشتند: هر
آنكس هم و غمش
مصروف به
آخرت بود
خداوند
مشكلات
دنياي او را
فيصله دهد و
كسي كه درون
خويش را
اصلاح كند
خداوند
بيرون او
راسامان
بخضد و هر كه
ميان خود و
خدا رااصلاح
كند خداوند
ميان او و
مردم را
اصلاح نمايد»[17] ذكر
اين نكته نيز
اهميت دارد
كه آن طوري كه
از روايات
اسلامي بر مي
آيد پاسخ
دادن به نامه
از الزامات
است
همچنانكه در
حديثي از
پيامبر اكرم (ص)
مي خوانيم كه
فرمود:« جواب
نامه مانند
جواب سلام
لازم (واجب)
است.»[18]و
از آنجا كه هر
نامه اي
معمولا با
تحيتي همراه
است بعيد
نيست مشمول
آيه 86 سوره
نساء كه مي
فرمايد:«
هنگامي كه به
شما تحيتي
گفته شود
پاسخ آن را به
صورت بهتر يا
همانند آن
بدهيد» بوده
باشد.[19]
اسلام
همچنين به
اهميت نامه
هاي محرمانه
و خصوصي توجه
داشته و
مؤمنان را به
پرهيز از
تجسس ،
استراق سمع و
تقلب دستور
مي دهد و اين
چنين است كه
خداوند در
سوره حجرات
با لفظ و
لاتجسسوا
اين مهم را
بازگو مي كند
پيامبر
گرامي اسلام
نيز در همين
باره
فرمودند « هر
كس بي اجازه
برادرش در
نامه او نگرد
گويي كه در
جهنم
نگريسته است.[20] در
خصوص نياز به
نامه نگاري
به غير
مسلمانان و
حكومت هاي
غير اسلامي
نيز از امام
صادق (ع) سؤال
شد كه آيا
رواست كه نام
آنها را مقدم
بدارد و در
نامه اش به
آنها سلام
بگويد به اين
منظور كه
نياز او را
برآورند.
حضرت
فرمودند:« اما
مقدم داشتن
نام آنها نه
روا نيست ولي
بر او سلام مي
فرستي زيرا
كه رسول خدا
به خسرو
ايران و قيصر
روم نامه
نوشت و به
آنان درود
فرستاد»[21] يكي
ديگر از جنبه
هاي توجه به
امر نامه
نگاري ضرورت
نوشتن نامه
هاي اداري با
خط زيبا است
چنانكه امام
علي (ع) به
عبيدالله بن
ابي رافع
دستور دادند :«
در دوات ليقه
بينداز نوك
قلم را بلند
بگير ميان
سطرها فاصله
بگذار و حروف
را نزديك به
يكديگر
بنويس كه اين
شيوه براي
زيبايي خط
بهتر است.»[22] توضيح
آنكه اين
دستور
تاكيدي است
بر ابرزش به
كارگيري هنر
درانشاء
مطالب هر چند
كه در اينجا
به مورد و
مصداق خاصي
از آن (خوشنويسي
) اشاره شده
ولي به طور
كلي اختصاص
به امر خاصي
ندارد.[23] در
پايان ذكر
اين نكته
خالي از
اهميت نيست
كه ابزار
انتقال پيام
در اعصار
گذشته
افرادي به
نام پيك ،
قاصد يا
چاپار بودند
كه با صرف
هزينه زياد و
طي مسافت
بسيار نامه
ها و پيغامها
را به مقصد مي
رساندند ولي
در عصر امروز
مكانيسم هاي
انتقال پيام
به
سيگنالهاي
مخابراتي و
الكترونيكي
تبديل شده و
موجب ابداع
وسايل همچون
فاكس،
اينترنت و ...
شده است. لذا
يك مدير دانا
و آگاه
بايستي با
كاركردهاي
هر كدام از
اين وسايل
آشنا بوده و
مناسبت آن را
با موضوع
پيام بسنجد
براي مثال
ابزارهايي
همچون فاكس
در دنياي
امروز
معمولا براي
ارسال نامه
هاي اداري و
وسيله اي
همچون ايميل (E-mail)
براي دريافت
و ارسال
پيامهاي
تبريك ،
تسليت ،
پيشنهادات و
انتقادات و ...
استفاده مي
شود كه
جابجايي در
استفاده از
آنها خلاف
عرف معمول و
خطا است و
بايستي بدان
توجه گردد. نتيجه
گيري در
صفحاتي كه
گذشت اهميت
نامه نگاري و
مكاتبه و
الگوهاي آن
در مكتب
مترقي اسلام
بيان شد تا
انديشه
مديران با
مطالبي كه در
قرآن و عترت
در اين باره
آورده شده
آشنا گردد و
حقيقتاً
باعث تحير از
سويي و
افتخار از
سوي ديگر است
كه اين مكتب
متعالي در
چهارده قرن
قبل به چنين
نكات ظريف و
ارزنده اي با
بيان ساده
اشاره
فرموده است و
موجبات
ارتباط بهتر
سريعتر و
قابل فهم تر
را فراهم
آورده است پس
به جاست كه يك
مدير اسلامي
در كاربرد آن
اهتمام ورزد
و دقت و
حساسيت لازم
را به خرج
دهد، تا سبكي
نو در
ارتباطات
بين فردي و
بين گروهي
براي خويش
ايجاد نمايد. |