زبان شعر
زبان
شعر، زبان
رسا و شگفت
آوري است. بسا
شاعران كه در
قالب يك بيت،
تحوّلي شگرف
در مخاطبين
خود ايجاد مي
كنند وبه
ضلالت رفته
اي را ناگهان
به خود
آورده،و به
سوي
نور،هدايت
مي نمايند.
كسي نيست كه
اين حالات
ويژه،مخصوص
و استثنايي
را براي اين
زبان انكار كند.
در تفهيم
همين امر است
كه نظامي
چنين سروده
است: ((قافيه
سنجان كه سخن
بركشند
گنج دو عالم
به سخن در
كشند.))1 بر
اين
اساس،نگاهي
اجمالي و
گذرا به
اشعاري كه
شاعران اهل
سنّت در مدح و
منقبت عليu سروده
اند،خواهيم
داشت. لازم
به يادآوري
است كه،
اگرچه،
شاهكارهاي
اشعار نغز
شاعران شيعي
در اين زمينه
بسيار شور
انگيزتر و از
مفاهيم عميق
تري
برخورداراست،
امّا از آنجا
كه هدف ما در
اين مجموعه،
توجّه و دقّت
در نظرها و
ديدگاههاي
اهل سنّت مي
باشد، از ذكر
اشعار
شاعران و
مديحه
سرايان شيعه
خوداري مي
گردد. ·
محمّد بن
ادريس شافعي (امام
شافعيه) اذا
في مجلسً ذَ
كَرُوا
عليَاً
و
سِبْطَيْهِ
وَ فاطمهَ
الزّكيّه فَاجْري
بَعْضُهم
ذِكري
سِواهُ
فَا يْقَنَ
اَ نَّهُ
سَلَقْلَقِيَهَ اِذا
ذَكَرُوا
عَليّاً
اَوْ بَنيهَ
تَشا
غَلَ
بالرّواياتِ
الْعَلِيّهِ يُقال
تَجاوّزُوا
يا قومِ هذا
فَهذا مِن
حَديثِ
الرّافَضيّهِ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ1-
(( چكيده
انديشه ها))
تأليف سيد
يحيي
برقعي،بخش
دوّم، ص254،
منتخب يك بيت
از ابيات.
بَبرِئتُ
الي
الْمُهَيْمِن
مِن اناسٍ
يَرونَ
الّر فْضَ
حُبّ الْفا
طِمَيهِ عَلي
آلِ الرّسول
صَلواةُ
رَبّي
وَ لَعْنَتُهُ
لِتِلْكَ
الْجاهِلِيِهِ.1 زماني
كه در مجلسي
ياد علي u و فاطمه u وحسنu وحسينu مي شود
بعضي از
دشمنان به
خاطر آنكه
مردم را از
ذكر و ياد آل
محمد u منصرف كنند
ذكر ديگري به
ميان مي
آورند پس
يقين كنيد آن
كس كه مانع
ذكر اين
خانواده مي
شود زادة زن
بدكار است،
آنها روايات
بلند و
طولاني نقل
مي كنند تا
ذكر علي و
فرزندان او
در ميان
نيايد و گفته
مي شود اي قوم
از اين سخنان
بگذريدزيرا
اين سخن را
فضي هاست
.(من كه امام
شافعيه هستم )بيزاري
مي جويم به
سوي دا از
مردمي كه
رافضي بودن (ودوري
از حق)را در
دوستي فاطمه u مي
بينند؛صلوات
پروردگارم
بر آل رسول
باد،و لعنت
خداوند بر
اين نوع
جاهليت.(يعني
لعنت بر
كساني كه
دوستان آل
محمدr راروگردان
از حق مي
خوانند).
٭
٭
٭ عليٌّ حبٌّهُ
جُنَهٌ
اِمامُ
النّاس و
الجِنّهِ وَصيُّ
المصطفي
حقَاً
قسيمُ
النّار
وَالجُنُهِ.2 دوستي
علي سپر دوزخ
است. او امام
انسانها و
جنّيان است.
او در حقيقت
وصي حقيقت
وصي مصطفيr و قسمت
كنندة بهشت و
دوزخ است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1-
شيخ سليمان
قندوزي حنفي
در ينابيع
المودة،ص329،باب
62،از ديوان
شافعي. -
و نيز
سبلنجي در
نور
الابصار،ص139 (چاپ
سال 1290)؛ و
ديگران. 2-
حموئي در
فرائد
المسلمين،ج1،
ص 326. قالوا
تَرَفَّضتَ
قُلتُ
كَلاَُ
مَا الرفضُ
ديني
وَلاَاعتِقادي
لكِن
تَوَلَّيتُ
غَيرَ شَكٍ
خَيرَ
اِمامٍ وَ
خَيرَهادٍ اِن كانَ
حُبُّ
الوَصِيً
رَفضًاً
فَاِنَّني
اَرفَضُالعِبادِ.1
به
من گفتند
رافضي شدي(از
حقّ رو
گرداندي)
گفتم هرگز
دين و اعتقاد
من رفض نيست.
ليكن دوست مي
دارم بدون شك
بهترين امام
و بهترين
هادي را. اگر
معني رفض،
دوستي وصي
پيغمبر(علي
بن ابي طالبu) است
پس بدرستي كه
من رافضي تر
از همة مردم
هستم.
٭
٭
٭ آلُ
النَبِيِّ
ذَريعَتي
وَهُمُ
اِلَيهِ
وَسيلَتي اَرجُوا
بِهِم اُعطي
غَداً
بِيَدِي
اليَمينِ
صَحِيفَتي.2
خاندان
پيغمبر
وسيلةمن به
سوي خدايند.
اميدوارم كه
به سبب محبّت
آنان صحيفه
اعمالم
فرداي قيامت
به دست راستم
داده شود.
٭
٭
٭ يا
راكِباًقِف
بِالمحَصَّبِ
مِن مِني
وَاهتِف
بِساكِنِخيفَهاوالناهِضِ سَحَراً
اذا فاضَ
الحجيجُ الي
مِني
فَيضاًكَمُلتَطَمِالفُراتِ
الفائِضِ اِن
كانَ
رَفَضاً
حُبُّ آلِ
محَمدٍ
فَليَشهَدِ
الثَّقَلانِ
انّي رافِضي.3
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1-
شيخ سليمان
قندوزي حنفي
در ينابيع
المودة، ص330،((چاپ
قم،ط1،سنه 1371)). -
و نيز
شبلنجي در
نور
الابصار،ص139((چاپ
سنة1290)). 2-
آثار
الصادقين،ج14،ص185،به
نقل از فضائل
الخمسه،ج2،ص81. 3-
ابن حجر مكّي
در صواعق
محرّمه،فص2
از باب 9،ص97،
چاپ مصر. -
ياقوت
حموي در معجم
الادباء،ج6،ص387. -
فخر رازي
در تفسير
كبير،ج7،ص406.
اي
سواري كه به
سوي مكّه مي
روي،در
ريگزار مِني
توقف كن و به
ساكنين مسجد
خيف،به
هنگام سحر كه
حجّاج به سوي
مني مي
آيند،ندا كن
و بگو، اگر
دوستي آل
محمّدr رفض است پس
جنّ و انس
شهادت دهند
كه من رافضي
هستم. و
لما رايتُ
النّاسِقد
ذَهَبَت
بِهِم
مَذاهِبُهُم
في اَبحَرِ
الغَيِّ وَ
الجَهلِ رَكِبتُ
عَليَ اسمِ
اللهِ في
سُفُنِ
النَّجا
وَهُم
اَهلُ بَيتِ
المصطَفي
خاتَمَ
الرُّسُلِ وَاَمسَكتُ
حَبلَ اللهِ
وَهُوَوِلاؤُهُم
كما
قَداُمِرنابِالتَمَسُّكِ
بِالحَبلِ اِذا
افتَرَقَت
في الدين
سبعون
فِرقهً
و نيفاً
عَلي ما
جاءَفي
واضحِ
النَّقلِ
وَ
لَم يَكُ
ناجٍ منهمُ
غيرَ فرقهٍ
فقل
لي بها يا
ذاالرّجاجهِ
و العقلِ اَفِي
الفرقَهِ
الهُلاكِ
آلُ محمّد
ام
الفرقهُ
الاتي نَجَت
منهمُ قُل لي فاِن
قلتَ في
الناجين
فالقولُ
واحدُ
واٍن قلتِ
في الهُلاك
حَفتَ عن
العدلِ اذا
كان مولي
القوم منهم
فَاِنَّني
رضيتُ بهم
لا زالَ في
ظِلِّهم
ظِلَي رَضيتُ
عَلِيَاً لي
اماماً و
نَسلَهَ
و انتَ مِن
الباقين في
اَوسَعِ
الحَلِ.1 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1-
شبهاي
پيشاور- ص227 به
نقل از: ذخيرة
المال،
تأليف علامه
فاضل عجيلي. وقتي
كه مردم را
غرق در درياي
جهل و گمراهي
ديدم به نام
خداوند
متعال در
كشتيهاي
نجات كه آنها
خاندان
رسالت و اهل
بيت خاتم
الانبياءr بودند تمسّك
جستم، و به
حبلQ كه دوستي
آن خاندان
جليل است
چسبيدم،
همچنان كه به
ما امر شده كه
به ان حبلQ تمسّك جوييم.
زماني كه دين
را به هفتادو
سه فرقه
متلاشي
نمودند،
چنانكه در
اخبار به
روشني نقل
گرديده،فقط
يكي از آنها
حقّ است و
باقي بر باطل
هستند. بگو به
من اي كسي كه
اهل خرد و
دانشي آيا
خاندان
رسالت و آل
محمّد((سلامQ عليهم
اجمعين)) در
فرقه هاي
باطل مي
باشند؟!يا با
فرقة حقّ
اند؟ اگر
بگويي با
فرقة حقّ
هستند،پس
كلام ما و شما
يكي است واگر
بگويي با
فرقة باطل و
هلاك شدگان
هستند قطعاً
از راه
مستقيم
منحرف شده اي
و در نتيجه،
بدان كه آن
خاندان جليل
قطعاً بر حق و
با حقّ و در
طريق مستقيم
هستند. من هم
راضي شدم به
آنها و به
اختيار
طريقه ايشان
را قبول كردم
كه خداوند
سايه آنان را
بر سرمن
پاينده و
جاويد بدارد.من
راضي شدم به
امامت عليu كه بر
حق مي
باشند،و تو
در آن فرقه
باطل باش تا
روزي كه كشف
حقيقت شود.
٭
٭
٭ يا اَهلَ
بَيتَ
رَسولِ
اللّه
حُّبُّكُمُ
فَرضُ
مِنَالّه
فِي
القُرانِ
اَنزَلَهُ كَفاكُمُ
مِن عِظيمِ
القَدرِ
اِنَّكُم
مَن لَم
يُصَلِّ
عِلِيكُم لا
صَلوهَ لَه.1
اي
اهل بيت رسولQ r، محبت و
دوستي شما
واجب شد از
جانب
خداوند، و در قرآن
مجيد اين
واجب نازل شد. (اشاره
است به آيه
شريفه: قل لا
اسئلكم عليه
اجراً الاّ
المودة في
القربي.سوره42،آيه22).
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1-
شيخ سليمان
حنفي در
ينابيع
المودة، ص354و 366-
چاپ قم -ط1- س1371-
وابن حجر در
صواعق
محرّقه،ص88. كفايت
در عظمت قدر
شما اي آل
محمّدr (اين
حقيقت) كه هر
كس بر شما
درود و صلوات
نفرستد نماز
او قبول
نخواهد شد. |