چگونه نوجوان خود را بشناسيم؟
رزيتا شاهرخ
با توجه به آمار گرفته شده، منطقيترين كار، ارتباط برقرار كردن با فرزندانمان است، قبل از اين كه خيلي دير شود. والدين بايد به اين مساله به صورت يك مشكل خاص توجه كنند. به طور كلي ما به فرزندانمان در سن 13،12 سالگي بيشتر از قبل آزادي عملي ميدهيم، يا به عبارتي نوجوانان در اين سن به صورت قابل توجهي با مشكلات رفتاري و خطراتي از قبيل معتاد شدن به مواد مخدر مواجه هستند.
بنابراين والدين بايد به صورت يك مساله حياتي و سرنوشت ساز به اين موضوع بنگرند، كه در زندگي فرزندانشان چه ميگذرد و آنها چكار ميكنند؛ ولي براي اين كار بايد درست وارد عمل شوند و راهي پيدا كنند تا بتوانند به جاي جاسوسي، حامي و پشتيبان آنها باشند.
اين نكته نيز حايز اهميت است كه واقعا فرزندانمان در مشكلاتشان به كمك ما نياز دارند. بعضي اوقات، ممكن است نوجوانان عملي انجام دهند، كه نمي خواهند شما از آن بويي ببريد.
به طور كلي، با استفاده از پنج روش زير ميتوانيد بدون هيچ گونه تحميلي، رابطه دوستانه خود را با فرزندتان همچنان مستحكم نگاه داريد:
1ـ به طور واقعي و عيني محبت خود را نسبت به آنها نشان دهيد:
كودكان در سن 13 سالگي از محبت كردن والدين در جمع، احساس حقارت ميكنند، ولي ممكن است آنها در خانه هنگام خواب از مادرشان بخواهند كه پشتشان را ماساژ دهد. در مجموع، والدين بايد بدانند كه چگونه به فرزندانشان محبت كنند، حتي زماني كه آنها ديگر بچه نيستند و كاملا بزرگ شدهاند. تحقيقات نشان داده است وقتي كه والدين به طور واقعي و عملي نسبت به فرزندانشان ابراز علاقه ميكنند. بچهها تمايل و آمادگي بيشتري دارند. به خاطر داشته باشيد در آغوش گرفتن و بوسيدن خيلي براي فرزندان خوشايندتر است، وقتي كه در منزل خود باشند. هرگز فرزند خود را در جلوي مدرسه هنگامي خداحافظي نبوسيد.
2ـ بر درس و مدرسه فرزندتان نظارت داشته باشيد: اكنون مهمترين زمان براي حضور هميشگي شما در مدرسه فرزندتان است. دنياي فرزندان 11 تا 13 ساله مدرسه آنها است. شما بايد به دنياي آنها بيشتر آشنا شويد ( با معلمها، بچهها و والدين دانش آموزان) و اين سادهترين راه براي شناختن يا حل كردن مشكلات رفتاري است.
3ـ به آنها ياد دهيد چگونه مشكلاتشان را حل كنند: وقتي نوجوانان با والدينشان درباره مسائل عادي نظير كارهاي مدرسه يا گرفتاريهاي جامعه صحبت ميكنند، بسياري از ما وسوسه ميشويم تا به آنها كمك كنيم و به همين صورت، بحث بالا ميگيرد. كودكان در اين سن ميخواهند دريابند چگونه بر مشكلاتشان فايق شوند، چون ميخواهند ياد بگيرند چگونه اعتماد به نفس قوي داشته باشند. بهترين روش پرسيدن مسائلي است كه به فرزندتان كمك ميكند، بر مشكلاتشان پيروز شود. به عنوان نمونه، به جاي اين كه بگوييد رفتار قلدرانه دوستش را ناديده بگيرد، بگوييد: او واقعا كار بدي انجام داده، لطفا روشهايي را انتخاب كنيد كه سبب بهتر شدن رفتار او شود. سپس براي رسيدن به اهداف بهتر كار دستجمعي انجام دهيد. اين گونه مكالمات و صحبتها نه تنها راه ارتباطي بين فرزندان و والدين را هموار ميكند، بلكه باعث ميشود والدين دريابند كه در مغز فرزندشان چه ميگذرد.
4ـ به طور مخفيانه و با دقت تمام، مواظب رفتار آنها باشيد. امور شخصي كودكان در اين سن خيلي مهم است و والدين در هر زمان بايد آن را مورد توجه قرار دهند. اگر فرزندتان به مدت چند هفته كارهاي عجيب و غريبي ميكند، شما به عنوان يك فرد مسئول بايد علت آن را بيابيد، حتي اگر مجبور باشيد براي يافتن آن اتاق خواب فرزندتان را تفتيش كنيد.
فراموش نكنيد، كه شما با اين كار تمام دار و ندار او را مورد بازجويي قرار ميدهيد و بايد كاملا خود را براي كشف يك سري اطلاعات آماده كنيد. اگر درباره آنچه متوجه شدهايد، با عصبانيت با فرزندتان برخورد كنيد، ممكن است تمام پلهاي ارتباطي بين شما و فرزندتان خراب شود. در عوض، سعي كنيد در بهترين موقعيت با كمال آرامش درباره رفتار عجيب و گاهي به عنوان راننده خصوصي، فرزندتان و دوستانش را در اطراف شهر بگردانيد؛ چون هيچ جايي بهتر از اين نيست كه متوجه شويد در زندگي اجتماعي فرزندتان چه ميگذرد. به نحوي كه، زماني كه جشمانتان به جاده است و لبهايتان بسته و راديو روشن است، بچهها فراموش ميكنند كه شما هم آنجا هستيد و با خوشحالي تمام درباره همه كس و همه چيز صحبت ميكنند.
جام جم 19/11/83