درست مطالعه كنيد
حسين مولوي ده كوثري
منبع : كيهان 30/2/84
با نگاهي گذرا بر ادوار گذشته تاريخ درمي يابيم كه كتاب در زندگي بشر نماد و مظهر
انديشه و تفكر بوده است، بويژه در دين مبين اسلام كه كتاب از قداست والايي برخوردار
شده و بزرگترين معجزه جاويد پيامبر اعظم اسلام (ص)، كتاب قرآن است.
ابن ادريس حلي درباره اهميت كتاب در زندگي بشر مي گويد:«به راستي كه كتاب بهترين
توشه و گوهر و برترين دوست و پشتيبان و ارزنده ترين مونس تنهايي و بهترين آشنا در
ديار غربت و برترين همراه و همنشين است.»
با توجه به آن چه در بالا ذكر شد، ضرورت دارد ما به مطالعه كتاب در زندگي خويش
جايگاه و منزلتي فراخور اهميت آن قائل شويم. ناگفته روشن است مطالعه كتاب با همه
اهميت و جايگاه و نقشي كه در دانايي انسان دارد اگر بدون نظم و انضباط و بدون توجه
به آفت هاي آن باشد بهره و ثمره نيكو و دل نشين و موثري از آن حاصل نخواهد شد.
بنابراين براي اين كه از مطالعه كتاب علاوه بر پر كردن اوقات فراغت ثمره وافري در
دانايي وتوانايي بخشي خودمان كسب كنيم لازم است به چند نكته توجه نماييم.
اولين نكته اين است كه مطالعه بايد هدف دار باشد. كسي كه مي خواهد كتاب بخواند بايد
براي خودش يك سير مطالعاتي تعيين كند و خود را به پراكنده خواني عادت ندهد. يعني
علاقه و استعداد خودش را بشناسد و كتاب هايي در راستاي علاقه و استعداد خويش مطالعه
كند، به عنوان مثال اگر كسي در زمينه ادبيات علاقه و استعداد دارد كتاب هايي در اين
زمينه و در سطوح مختلف مطالعه كند.
آنچه در مطالعه مهم است كيفيت است نه كميت. زياد خواندن و زود به انتهاي كتاب
رسيدن، مهم نيست، مهم اين است كه بدانيم چگونه بخوانيم تا از مطالعه حظي حاصل كنيم.
بنابراين مطالعه اي موفق است كه با دقت خوانده شود و مطالعه كننده در حين مطالعه
كتاب به تجزيه و تحليل مطالب نويسنده بپردازد و به اصطلاح كتاب را نقادي كند.
تمركز در مطالعه
مطالعه كننده بايد عوامل عدم تمركز را بشناسد و با رفع عوامل مزاحم، مطالعه موثري
را براي خودش فراهم آورد. عوامل عدم تمركز به دو دسته تقسيم مي شوند:
1- عوامل دروني، اين عوامل در وجود خود مطالعه كننده است و باعث عدم تمركز حواس و
عدم توفيق در مطالعه مي شوند كه از آن جمله مي توان به غمگين و غصه دار بودن، داشتن
اضطراب، كثرت مشاغل، بي علاقگي، گرسنگي و تشنگي اشاره كرد.
2- عوامل بيروني: برخي از عوامل هم منشا خارجي و بيروني دارند. سر و صداي زياد و
مزاحم و سرگرمي هاي كاذب مانند راديو و تلويزيون از آن جمله اند.
براي رسيدن به سطح قابل قبولي از يك مطالعه موثر و مفيد مطالعه كننده ابتدا بايد در
صدد رفع اين عوامل مزاحم باشد كه مي توان به فعاليت هاي ذيل اشاره كرد:
الف- انجام مطالعه در محيط آرام و با حداقل مزاحمت.
ب- يادداشت برداري از مطالب مهم كتاب.
ح- خط كشيدن زير مطالب مهم كتاب تا در صورت مراجعه مجدد به كتاب راحت تر به مطالب
مهم دست پيدا كنيم .
د- خلاصه نويسي از كتاب.
و- برخورد سوالي با كتاب و مباحث آن؛ نقل شده است كه استاد شهيد مرتضي مطهري (ره)
در مطالعه عادت نيكويي داشت و آن اين كه در حين مطالعه مطالب نويسنده را نقد مي كرد
و نقدها را در حاشيه همان كتاب مي نوشت، كه بعضا همين حاشيه ها خودش يك كتاب شده
است.
ز- بازگو كردن مطالب كتاب مورد مطالعه براساس موقعيت ها براي ديگران.
ك- زنده نگه داشتن انگيزه و هدف در طول مدت مطالعه.
آفات مطالعه
طبيعي است كه هر كشت و محصولي آفاتي هم دارد و براي اين كه انسان بهره فراوان تري
از كشت ببرد بايد علاوه بر شناسايي آفت ها براي دفع آفات هم اقدام به موقع به عمل
بياورد. مطالعه هم آفت هايي دارد كه برخي از آنها در قسمت عوامل عدم تمركز ذكر شد.
به طور كلي مي توان آنها را به سه دسته تقسيم كرد:
الف- آفت هاي پيش از مطالعه:
كسل بودن و روحيه نداشتن و علاقمند به مطالعه نبودن از آفات پيش از مطالعه است و
موجب مي شود كه انسان به مطالعه ميل و رغبت نداشته باشد و براي يافتن كتاب خوب كه
غذاي روح بشر است تلاشي ننمايد.
ب- آفات حين مطالعه:
نبودن نور كافي، نداشتن مكان مناسب و آرام و عجله در مطالعه از آفت هاي هنگام
مطالعه است كه باعث مي شوند انسان از مطالعه زود خسته شود و به امر مطالعه ادامه
ندهد.
ج- آفت هاي پس از مطالعه:
هرزه خواني كتاب، يادداشت برداري نكردن و خلاصه نويسي نكردن از آفت هاي پس از
مطالعه است و باعث مي شود كه مطالعه كنند. هر چند ساعت هايي را براي خواندن كتابي
صرف كرده باشد، ولي بهره چنداني عايدش نشود.
مريد در بست نويسنده خاصي شدن هم آفت بزرگ ديگري است كه گريبان گير برخي از مطالعه
كنندگان مي شود. پيامبر گرامي اسلام مي فرمايد:«حب الشي، يعمي و يصم»؛ به راستي كه
دوست داشتن بيش از حد چيزي، انسان را از ديدن و شنيدن بسياري از واقعيت ها و عيب
هاي آن چيز كور و كر مي كند.
يكي ديگر از آفت هاي پس از مطالعه غرور و تكبر علمي است. گمان نكنيم كه با مطالعه
چند كتاب به اوج دانايي رسيده ايم. بنگريم و بينديشيم كه تعداد كتاب هايي كه خوانده
ايم در مقابل تعداد كتاب هايي كه نخوانده ايم چه اندازه كم و ناچيز است.
و نكته آخر اين كه در يك تقسيم بندي بسيار ساده مي توان كتاب ها را به سه دسته
تقسيم كرد:
الف- كتاب هاي چشيدني: كتاب هايي كه بايد تورقشان كرد و تنها بايد برخي مطالب و
تصاوير آنها را نگاه كرد.
ب- كتاب هاي بلعيدني: كتاب هايي از قبيل كتب تاريخي سرگذشت گذشتگان و قصه ها و
داستان ها كه عبرت آفرين و درس آموزند.
ج- كتاب هاي هضم كردني: كتاب هايي كه انسان بايد بارها و بارها آنها را مطالعه و در
مطالب عميق آنها غور كند تا مفاهيم آنها با گوشت و پوست و استخوان او در هم آميخته
شود مانند نهج البلاغه و ...