استراتژي
جهاني براي
حل بحرانهاي
جمعيتي
نقل از
اكونوميست مترجم:
فريدون
دولتشاهي منبع:
روزنامه
اطلاعات
شماره 23175 يك دهه پيش
رهبران جهان
در قاهره در
كنفرانس بين
المللي
جمعيت و
توسعه(ICPD)
گرد هم آمدند.
آن ها در آن جا
برنامه اي را
براي تحقق «
بهداشت و
حقوق توليد
مثل براي همه»
تا سال 2015
طراحي كردند
اين برنامه
گسترده و
جامع بود و از
جلوگيري
بيشتر از
آبستي و مرگ و
مير كمتر
مادران
گرفته تا
تحصيل بهتر
براي دختران
و حقوق برابر
براي زنان
اما برنامه
كنفرانس بين
المللي
جمعيت و
توسعه هدفش
تنها تعيين
غايت ها نبود
بلكه همچنين
ميخواست
شيوه فكر
كساني را كه
در راس سياست
گذاري و
ارائه خدمات
قرار داشتند
درباره
توليد مثل
تغيير دهد
اين برنامه
ميخواست
ازتوجه زياد
روي برنامه
ريزي
خانوادگي و (با
گسترش سياست
هاي دولت
درباره
كنترل جمعيت)
به سوي يك
ديدگاه
گسترده تر از
بهداشت جنسي
و سيستم ها
وخدماتي كه
با نيازهاي
فردي شكل مي
گيرند، حركت
كند. در اوايل
سپتامبر
صدها مقام
دولتي
كارشناس
بهداشت
عمومي و فعال
اجتماعي در
لندنگرد آمد
تا سالروز (ICPD)
را برگزار
كنند و نگاهي
به پيشرفتهايي
كه تاكنون در
جهت تحقق هدف
هاي آن صورت
گرفته است
بياندازند
روي كاغذ اين
پيشرفتها
چشمگير بوده
اند دولت ها
در اطراف
جهان
قوانيني
ارائه داده
اند كه هدف
هاي ICPD
را منعكس مي
كند اما وقتي
نوبت به
تبديل سياست
به عمل مي رسد
موفقيت
متغير حكمي
است كه گارش
اخير سازمان «
شمارش معكوس
205 ائتلافي از
نهادهاي
داوطلب فعال
در اين زمينه
درباره آن
داده است. به
طور مثال
جلوگيري از
آبستني را به
عنوان نمونه
مي گيريم به
گزارش صندوق
كمك به جميت
سازمان ملل
متحد(UNFPA)
61 درصد اززوج
هاي ازدواج
كرده اكنون
از داروهاي
ضد بارداري
استفاده مي
كنند كه اين
يك افزايش 11
درصدي را
نسبت به سال 1994
نشان ميدهد
اين عمل كمك
كرده است تا
رشد جمعيت
تجهان از 82
ميليون نفر
به 76 ميليون
نفر در سال طي
دهه گذشته
كاهش يابد
اما در بعضي
منطقه ها (بويژه
در جنوب
صحراي
آفريقا و بخشهايي
ازآسيا) نرخ
زاد و ولد هم
چنان بالا
باقي مانده
است. اين موجب
شده است تا
بعضي دولتها
كساني را كه
فرزند كمتري
دارند،
تشويق كنند و
براي كساني
كه فرزند
بيشتري
دارند
مجازاتهايي
در نظر
بگيرند. گاهي يك
نرخ زاد ولد
بالا نتيجه
خواست مردمي
است كه مي
خواهند
خانواده هاي
بزرگ داشته
باشند. اما
اين مساله
بيشتر از
نداشتن وسع
مالي براي
استفاده از
داروهاي ضد
بارداري
ناشي مي شودUNFPA
برآورد مي
كند كه 137
ميليون زن در
جهان وجود
دارند كه مي
خواهند از
داروهاي ضد
بارداي
استفاده
كنند اما نمي
توانند آن ها
را بدست
آورند.
همانطور كه «
اماره بدادا»
رئيس
اتحاديه
راهنماي
خانواده
اتيوپي خاطر
نشان مي سازد:«
ما نيازي
نداريم به
مخاطبان خود
درباره
داروي ضد
بارداري
چيزي بگوييم
آن ها مي
بينند كه
قطعه هاي
زمين شان به
مرور از بين
مي رود و به ما
مي گويند كه
مي خواهند
اندازه
خانواده
هايشان را
محدود كنند.» بهداشت
مادران
زمينه ديگري
است كه نياز
دارد كار
خيلي بيشتري
روي آن
انجام شود
زنان فقير در
شمارهاي
عظيم هنوز بر
اثر عوارض
ناشي از
بارداري و
تولد كودك مي
ميرند. به
گزارش UNFPA
از هر 100 هزار
زن در جنوب
صحراي
آفريقا 920 نفر
هنگام
زائيدن مي
ميرند. بر عكس
در اروپا اين
رقم 24 نفر است.
اما اين رقم
ها در بهترين
شرايط تنها
بر آوردهاي
ابتدايي بر
اساس آمار
بيمارستان ها
هستند.
بسياري از
زنان در اين
آمار نمي
آيند چون آن
ها قبل از هر
چيز هرگز به
سيستم
مراقبت هاي
پزشكي براي
مداوا نمي
رسند. تحقيقات
فراوان نشان
داده اند كه
براي كاهش
بيماري و مرگ
ماردان چه
چيزهايي
مورد نياز
هستند.
مراقبت
بهداشتي پيش
از زايمان
حياتي است
همينطور
داروهاي
ارزان و ساده
مانند « اوكشي
توسين» براي
جلوگيري از
خونريزي
هنگام تولد
كمك ماماهاي
آموزش ديده (
يا آنطور كه
در بيان
پزشكي
خوانده مي
شود. پرستار
تولد نيز
مورد نياز
است و هم چنين
مراكز
زايمان
اضطراري
محلي كه
بتوانند
زايمان هاي
سخت را انجام
دهند. بعضي
كشورها
مانند سري
لانكا
توانسته اند
با هزينه
كردن دقيق
براي اين
تدابير مرگ
مادران را
كاهش دهند
اين فعاليت
مي تواند اين
موفقيت ها را
به ديگر
منطقه ها
گسترش دهد. اما
موضوع ديگري
كه نياز دارد
به طور
مؤثرتر حل
شود روابط
جنسي جوانان
است
بزرگترين
نسل نوجوان
تاريخ (رقم
غول آساي 3/1
ميليارد
نوجوان 10 تا 19
سال اكنون
نشانه هاي
فعاليت جنسي
خود را براي
نخستين
بارنشان مي
دهد و اين كه
نسل حاضر
چگونه رفتار
مي كند و چه مي
آموزد بسيار
مهم است. برنامه
ICPD
نخستين
موافقت نامه
بين المللي
بود كه حقوق
جنسي و توليد
مثل جوانان
را به رسميت
شناخت شمار
معدودي از
كشورها
قوانيني
براي حفظ
بعضي از اين
حقوق ارائه
داده اند در
بسياري از
كشورهاي
ديگر برنامه
هاي دوستانه
ويژه جوانان
براي دادن
توصيه و كمك
در زمينه
مسائل
پيچيده
مانند
بارداري
ناخواسته و
بيماري هايي
كه از طريق
روابط جنسي
منتقل ميشوند
كه در حال
حاضر به 350
ميليون
مبتلا در سطح
جهان مي رسد
ارائه شده
است. روابط
جنسي و پول يكي
از موانع مهم
بر سر راه حل
اين مشكلات
پول ، يا بهتر
بگوييم
فقدان آن است
ده سال پيش ICPD
هزينه اجراي
برنامه هايي
را كه توصيه
كرده بود تا
سال 2005 حدود 5/18
ميليارد
دلار (يا 7/23
ميليارد
دلار به نرخ
امروز)
برآورد كرد.
هدف گرفتن يك
سوم اين پول
از اعتبار
دهنده هاي
ثروتمند و
بقيه از خود
كشورهاي در
حال توسه بود
اما بودجه
كنوني خيلي
پائين تر از
اين مبلغ است. معدودي
از كشورهاي
فقير به حد
كافي
ازبودجه خود
براي
برآوردن
نيازهاي
بهداشتي
توليد مثل
شهروندان
شان كنار
گذاشته اند
اما كمك
دهندهها
انتظاراتي
را كه از آنان
مي رفت
برآورده
نساخته اند
با اين كه در
سال هاي اخير
به كمك چند
كشور
اروپايي
مانند هلند و
اعتبار
دهندههاي
خصوصي مانند
بنياد « گيتس»
كمك ها
افزايش
يافته است
اما اين مبلغ
هنوز 6/1
ميليارد
دلار از
مبلغي كه
انتظار مي
رفت ( حتي اگر
كاهش ارزش
ناشي از تورم
را در نظر
نگيريم) كمتر
است. اكنون
به نظر مي رسد
كه توليد مثل
ديگر يك
مسأله جنسي
نيست.
همانطور كه «استيوسيندينگ»
رئيس
فدراسيون
برنامه ريزي
بين المللي
پدران و
مادران IPPF
خاطر نشان مي
سازد: علاقه
كمك كننده ها
در گذشته تا
اندازه
زيادي از
وحشت از يك
بحران جمعيت
سرچشمه مي
گرفت. وقتي
كنفرانس «قاهره»
مسائل را در
قالب واژههاي
بهداشت زنان
و حقوق توليد
مثل زنان
ريخت آن دليل
جمعيتي از
بين رفت و كمك
ها را هم با
خود برد. به
علاوه علل
ديگري نيز در
ميدان
مبارزه براي
دريافت كمك
مالي بين
المللي
رقابت مي
كنند كه از
همه
چشمگيرتر «
ايدز» است. در
زمان
كنفرانس
قاهره 20
ميليون نفر
به « اچ.آي . وي»
موروسي كه
موجب ايدز مي
شود مبتلا
بودند امروز
اين رقم دو
برابر شده
است در حقيقت
ايدز خطر آن
را دارد كه
استراتژي ICPD
را از خط خارج
كند چون با
اينكه
ميلياردها
دلار در حال
حاضر براي
مبارزه با
اين بيماري
خرج مي شود
بيشتر اين
پول صرف
برنامه هاي
خاص ايدز مي
گردد كه
بهداشت
توليد مثل را
به طور
گسترده در بر
نمي گيرد. همانطور
كه «نفيس
صديق» رئيس
سابقUNFPA
و مشاور ويژه
كنوني دبير
كل سازمان
ملل متحد
براي ايدز در
آسيا مي گويد
ده سال پيش
كساني كه در
برنامه ريزي
خانواده كار
مي كردند از
حوزه «اچ.آي.وي»
با بار سنگين
داغ ننگ آن پا
پس مي كشيدند
امروز با
فرورفتن
بهداشت
توليد مثل در
توفان جنجال
مذهبي و
سياسي قضيه
بر عكس شده
است. اما
به طور كلي
آنچه كه
زمينه
بهداشت
توليد مثل از
نظر منابع كم
دارد به
ايدئولوژي
ختم مي شود طي
ده سال گذشته
ميان ديدگاه
هاي متضاد
درباره
روابط جنسي
نبردهايي در
گرفته است و
محافظه
كاران مذهبي (در
خط مقدم آنها
واتيكان) را
به جان
سوسيال
ليبرال ها
انداخته است.
اين جنگ
بويژه از
انتخاب «جورج
دبليو، بوش»
به رياست
جمهوري
آمريكا،
شديدتر شده
است. ديدگاه
هاي محافظه
كارانه
اجتماعي
آقاي بوش در
شيوه اي كه
آمريكا (بزرگترين
اهدا كننده
پول در جهان
به بهداشت
خانواده) از
آن طريق پول
خود را در
داخل و خارج
خرج مي كند
اثر گذاشته
است. ايجاد
دردسر جنگ
اصلي بر سر
سقط جنين است
« آستين راس»
رئيس موسسه
كاتوليكي
حقوق بشر و
خانواده CFAM
يك گروه صاحب
نفوذ
آمريكايي
استدلال مي
كند كه تغيير
بحث از كنترل
باروري به
حقوق و خدمات
توليد مثل
تنها نام
رمزي براي
همگاني كردن
سقط جنين است
او اين كار را
اشتباه مي
داند و معتقد
است طرح
اقدام ICPD
و آن موسسه
هايي كه از آن
حمايت ميكنند
بويژه UNFPA
بايد با هر
حركت بوسيله
ائتلاف گروه
هاي «هوادارخانه»
در سرتاسر
جهان مورد
مخالفت قرار
گيرد. اما
UNFPA
ديدگاه
متفاوتي
دارد و عجيب
هم نيست« ثريا
عبيد» رئيس
اين سازمان
معتقد است
كساني كه
مخالف طرح
اقدام ICPD
هستند تنها
با قانوني
كردن سقط
جنين مخالف
نيستند بلكه
به طور كلي
عليه حقوق
زنان مي
جنگند او به
متن طرح
اشاره مي كند
كه مي گويد:
سقط جنين
هرگز نبايد
به عنوان
شكلي از
برنامه ريزي
خانواده
تلقي شود و
زنان را بايد
كمك كرد تا با
استفاده از
راه هاي ضد
بارداري از
سقط جنين
پرهيز كنند (
اين متن
همچنين مي
گويد آن هايي
كه مجبور به
سقط جنين شده
اند بايد از
بهترين
امكانات
پزشكي براي
مقابله با
عوارض آن
برخوردار
شوند). همه
چيز روشن به
نظر مي رسد
اما مشكل در
اين عبارت
طرح است كه مي
گويد: سياست
سقط جنين
بايد به دولت
ها سپرده شود
تا درباره اش
تصميم
بگيرند از
سال 1994 تاكنون 12
كشور قوانين
خود را
درباره سقط
جنين آزاد
كرده اند (با
دو كشور كه آن
را سخت تر
كرده اند) اما
اينكار در
هيچ يك از
كشورها بدون
مبارزه و
اغلب به
رهبري
كليساي
كاتوليك
صورت نگرفته
است. در
بسياري از
كشورهاي
درحال توسعه
گروه هاي
مسيحي و ضد
سقط جنين
مانند بين
الملل حقوق
انسان
آمريكا (سازمان
خواهرCFAM
براي كمك به
سازمان دادن
مقاومت در
برابر تغيير
در قوانين
سقط جنين
وارد ميدان
شده اند اما
مقام هاي
آمريكايي
نيز وارد
دعوا شده اند.
نماينده هاي
شركت كننده
در گردهمايي
هاي منطقه اي
در آمريكاي
لاتين كه در
جريان سال
گذشته براي
تاكيد مجدد
بر تعهداتش
در قبال طرح
اقدام ICPD
برگزار شد از
فشار مقام
هاي
آمريكايي
براي رد
حمايت از طرح
حقوق و خدمات
گسترده
توليد مثل
شكايت داشته
اند. ديدگاه
هاي دولت
آمريكادرباره
سقط جنين در«
سياست
مكزيكوسيتي»
كه در سال 2001
بوسيله آقاي «بوش»
از نو ارائه
شد منعكس است
اين سياست كه
ابتدا
بوسيله «رونالد
ريگان» اجرا
شد كمك مالي
دولت آمريكا
را به سازمان
هاي خارجي كه
به هر شكلي
سقط جنين را
تشويق تاييد
يا ترغيب
كنند ممنوع
مي كند. قواين
آمريكا از
سال 1973 كمك
خارجي را
براي نمايش
مستقيم سقط
جنين محكوم
كرده است اما
سياست
مكزيكوسيتي
با « قانون
دهان بند
جهاني نامي
كه مخالفان
روي آن
گذاشته اند
معنايش اين
است كه گروه
هايي كه مي
خواهند با
پول ساير
منابع سقط
جنين را اجرا
كنند بايد هم
چنين طبق
دستور
ايالات
متحده عمل
كنند، وگرنه
تاوان كمك
آمريكا را پس
خواهند داد. مخالفان
اين سياست
استدلال مي
كنند كه اين
سياست
محدوديت
هايي را به
خارجيان
تحميل مي كند
كه در آمريكا
بر خلاف
قانون اساسي
است. در حقيقت
همين طور است. «
فرانس
گيسلينگ» ،
رئيس
كاتوليك هاي
هوادار يك
گزينه آزاد
يك سازمان
افتخاري
آمريكايي كه
مخالف
ممنوعيت سقط
جنين است
استدلال مي
كند كه آقاي
بوش با افكار
محافظه
كارانه
دارد، در
خارج قدرت
نمايي مي كند
بنابر اين
هواداران
خود را به
داخل خشنود
مي سازد چون
دقيقاً نمي
تواند يك
برنامه ضد
سقط جنين
داخلي ارائه
دهد. (بطور
مثال اخيراً
يك دادگاه در
نيويورك
ممنوعيت سقط
جنين ناقصي
را كه آقاي
بوش در سال 2003
به عنوان
قانون سقط
جنين ناقصي
را كه آقاي
بوش در سال 2003
به عنوان
قانون امضا
كرده بود غير
قانوني
اعلام كرد
چندين
سازمان عمده
برنامه ريزي
خانواده
مانند MSI,PPF
از موافقت با
سياست
مكزيكوسيتي
خودداري
كرده و گفته
اند كه اين
سياست بر
توانايي
آنها در دادن
خدمات به
زنان
كشورهاي
فقير يعني
خدماتي كه در
كشورهاي
ثروتمند در
دسترس است
اثر منفي مي
گذارد اين
سازمان ها به
طور مثال در
اتيوپي
مجبورند كه
خدمات خود را
اصلاح و
هزينه
هايشان را در
نتيجه از دست
دادن هر دو
كمك و تدارك
داروهاي ضد
بارداري كه
از دولت
آمريكا مي
گيرند كاهش
دهند. اما
اين استدلال
ها روي « جين
هد» نماينده
سازمان ملل
متحد براي
حقوق ملي
حيات يك گروه
آمريكايي ضد
سقط جنين
اثري نمي
گذارد. آن
طور كه او مي
گويد:« اگر آن
ها اين كمك را
نپذيرند و
نتوانند به
كارشان
ادامه دهند
پس اين نشان
مي دهد كه
زنان
برايشان مهم
نيستند بلكه
تنها سقط
جنين
برايشان مهم
است. من فكر مي
كنم مقصر اين
سازمان ها
هستند ونه
دولت آمريكا.» «
جان كري» گفته
است كه اگر
انتخاب شود
سياست
مكزيكوسيتي
را لغو خواهد
كرد. نامزد
دمكرات ها هم
چنين قول
داده است كه
كمك مالي
آمريكا را به UNFPA
از سر خواهد
گرفت. اين كمك
طي سه سال
گذشته
بوسيله دولت
بوش تحت
قانوني به
نام متمم «
كمپ كستن»
متوقف شده
است. كاخ
سفيد UNFPA
را متهم مي
كند كه كار
توليدمثل
اجباري را در
چين كاهش
داده است (اتهامي
كه UNFPA
رد مي كند)
چندين
نماينده بين
المللي از
جمله
نماينده
هايي از
پارلمان
بريتانا و
وزارت خارجه
آمريكا نيز
درباره
فعاليت هاي UNFPA
در چين تحقيق
كردند و
نتوانستند
مدركي پيدا
كنند كه اين
اتهام را
ثابت كند. بر
عكس آن ها مي
گويند در
جاهايي كه UNFPA
فعاليت مي
كند سياست
هاي چين
بهبود پيدا
كرده است اما
اين يافته ها
اكنون زير
سؤال است.
دولت بوش مي
گويد UNFPA
هنوز بايد
راهش را
اصلاح كند و
از پرداخت 34
ميليون دلار
كمك تصويب
شده كنگره به
آن سازمان
خودداري مي
كند. اين
مؤسسه مي
گويد كه
توانسته است
از طريق اهدا
كننده هاي
بزرگ مانند
بريتانيا كه
سهم سالانه
اش را به 20
ميليون پوند
افزايش داده
است، و با كمك
اهدا كننده
هاي كوچك
مانند
افغانستان
كه 100 دلار
براي اين
سازمان كنار
گذاشته است
اين شكاف را
پركند. اما
فراهم كردن
پول بخش آسان
كار است
مبارزه
امروز بر سر
سقط جنين
خويشتن داري
و وسايل ضد
بارداري كار
را شاق تر و
آنچه را كه هم
اكنون كار
بسيار
دشواري است
پيچيده تر مي
سازد. روابط
جنسي را امن
تر و توليد
مثل را كم
خطرتر كردن
در سده بيست
ويكم نياز
دارد كه همه
امكانات را
در دسترس
داشته باشد.
سياست هايي
كه گزينه هاي
مردم را
محدود كنند
نبايد
واقعيت
زندگي امروز
باشند. |