درآمد: خوشبختانه اين روزها به همت تني چند از بزرگان دانش و فلسفه در اين مرز و بوم نام فلسفه تحليلي در محفل ها و نشريه ها بيشتر به چشم مي خورد . با اين همه اشاره به چند نكته در اين نوشتار سودمند خواهد بود. نخست آنكه بايد دقت كرد كه فلسفه تحليلي بر خلاف ديگر گرايش هاي فلسفي مدرن دستگاه ساز نيست بلكه پرسش بنياد است. ديگر آنكه همواره اين فلسفه را در برابر نگرش فلسفي هم عصر آن يعني فلسفه اروپايي يا فلسفه قاره قرار مي دهند. اين فلسفه قاره اي كه در خود داراي گرايش هاي گوناگوني نيز است. اين روزها بيشتر دردانشكده هاي ادبايت خودار دارد تا نزد فيلسوفان و كم كم ميدان انديشه فلسفي را به فلسفه تحليلي واگذار مي كند. به هر رو ، نگارنده بيشتر قصد دارد تا تاريخ فلسفه تحليلي را به كوتاهي اين چنين شرح دهد.
فيلسوف انگليسي جي ادوارد مور بنيانگذار نگرشي فلسفي بود كه با وازنش ايده باوري پساهگلي جهان انگليسي زبان به وسيله فلسفه فهم عام آغاز شد. گرچه مي بايست از نقش گوتلب فرگه فيلسوف و منطق دان آلماني غافل نشد، با اين همه بازتاب كارهاي منطقي و فلسفي او به تمامي در انديشه هاي دوست و همكار بلند آوازه مور يعني برتر اندراسل و پس از آن ترويتگنستاين نمود روشني يافت. راسل با طرح تحليل منطقي اتميسيم منطقي و نگره حس داده گام دوم را در پي ريزي اين جريان فلسفي برداشت. از سوي ديگر ديدگاه هاي حلقه وين همچون تجربه باوري منطقي پوزيتيويسم منطقي اصل تحقيق پذيري انكار متافيزيك و اخلاق و زيبايي شناسي و به ويژه انديشه هاي دوره نخست فكري ويتگنشتاين كه همكاري نزديكي با برخي از عضوهاي كارآمد آن حلقه داشت در رشد و بالندگي اين جريان سهمي بزرگ داشتند. سپس انديشمندان دانشگاه آكسفورد همچون رايل و آستين كه اثر پذيرفته از انديشه هاي فلسفي دوره پسين فكر ويتگنشتاين بودند كه به فلسفه زبان طبيعي شهرت يافت دوره تاريخي ديگري را در اين جريان رقم زدند. پس از اين فلسفه زباني ويتگنشتاين كه ديگر بر سر زبانها افتاده بود بخش عمده اي از فلسفه تحليلي را به خود اختصاص مي داد تا اينكه با كوچ برخي از دانشمندان و منطق دانان اروپايي به ويژه انديشمندان لهستاني به آمريكا و هم آميزي آنان با كدار گرايي نوين آمريكايي افقي نو در اين فلسفه گشوده شد و جايگاه ويژه اي براي خود به دست آورد. در اين زمان فلسفه علم كه با كارهاي پوپر كوهن لاكاتوش و پيروان و شاگردان آنان روز به روز فربه تر مي شد بخش مهمي از فلسفه تحليلي را در بر مي گرفت . بعدها رفتار گرايي نيز به اين گروه افزوده شد و به همراه كردار گرايي نوين فيلسوفي به نام رورتي زنگ و بويي تازه به اين فلسفه داد. در دهه هفتاد سده بيستم فلسفه زبان و معنا شناسي زبان طبيعي به كمك كارهاي ديويد سون استراسون دومت مك دول واوانس رونقي دوباره يافت و هر چه بيشتر در مركز پژوهش هاي فلسفي اين نگرش قرار گرفت. در پايان بايد به اين نكته نيز اشاره كرد كه فلسفه علوم اجتماعي به ويژه فلسفه سياسي نيز به همت راولز نوزيك و دوركين نيز همواره جايگاهي ارزنده در پژوهش هاي نوين فيلسوفان تحليلي داشته و دارد. همچنين با طرح آزمون تورينگ و كارهاي چارچ لندز دنت و ديگران از يكسو و رشد علوم شناختي از سوي ديگر سبب شد تا پاي فلسفه ذهن نيز همچون بخشي نورسيده در اين نگرش به ميان آورده شود.
همچون گذشته در سطر نخست نام سايت در سطر دوم نشاني اينترنتي و سپس شرحي كوتاه از محتواي سايت آورده مي شود.
1 – فيلسوفان و استادان فلسفه
در اينجا بشتر قصد دارم كه چند استاد برجسته فلسفه تحليلي را معرفي كنم كه علاقه مندان بتوانند پژوهش هاي كنوني اين نگرش فلسفي را بهتر بشناسند.
http://www.Stanford.edu/~rrorty/index.html
اين نشاني متعلق به پروفسور ريچارد رورتي استاد فلسفه در دانشگاه استنفورد است. رورتي كه از برجسته ترين فيلسوفان علم نيمه دوم سده بيستم مي باشد از بنيانگذاران كردارگرايي نوين آمريكايي نيز هست . در اين سايت شخصي مي توانيد با زندگي ، كتابها ، مقاله ها و فعاليتهاي علمي و پژوهشي او آشنا شويد.
http://www.people.Virginia.edu/~msg6m/
دكتر گرين يكي از استادان برجسته فلسفه تحليلي است. او به گرايش هاي گوناگون فلسفه تحليلي يعني فلسفه زبان فلسفه ذهن ، زيبايي شناسي و تاريخ فلسفه تحليلي و همچنين ديگر زمينه هاي فلسفي همچون متافيزيك نگره تصميم سازي و ... علاقه مند است. در اين سايت مي توانيد با مقاله ها ، كتابها، پودمان هاي آموزشي و فعاليتهاي ديگر او كه بيشتر ميان رشته اي نيز هستند، آشنا شويد.
http://dec59.ruk.cuni.cz/~peregrin
پروفسور يارسلاوپر گرين يكي از برجسته ترين استادان فلسفه تحليلي در سراسر اروپا مي باشد. در سايت شخصي او مي توانيد با نوشته ها و فعاليتهاي آموزشي و پژوهشي او در زمينه فلسفه زبان ، فلسفه منطق، معنا شناسي و ... آشنا شويد. مقاله هاي فراواني نيز در اين سايت براي خوانندگان يافت مي شود.
2 – انجمنها و نهادها:
http://www.dif.unige.it/esap/index.htm1
انجمن اروپايي فلسفه تحليلي از سرشناس ترين اتنجمنهاي فلسفي در جهان است . سايت انجمن بخشهايي همچون همايشها رويدادها نشريه داخلي گروههاي كاري و ... همچنين نشريه اي به نام ديالكتيكا دارد . از داخل اين سايت پيوند به شعبه هاي فرعي اين انجمن در كشورهاي آلمان – فرانسه – ايتاليا – اسپانيا و كرواسي برقرار مي باشد.
La Societe de Philosophie Analytique
جامعه فلسفه تحليلي در كشور فرانسه يكي از گروههايي است كه به تازگي سايتي را براي خود راه اندازي كرده است. تاكنون بخشهايي از اين سايت آماده شده است و كاربران مي توانند از اين بخشها بهره برداري كنند. اين سايت به زبان فرانسوي است.
Gesellschaft fur analytische pholosophie
اين نشاني متعلق به انجمن آلماني فلسفه تحليلي و به زبان آلماني است . اين انجمن به طور دوره اي همايشهايي را در اين زمينه برگزار مي كند. در اينجا افزون بر آشنايي با اين انجمن و فعاليتهاي آن همواره مي توانيد از آخرين همايش آتي انجمن نيز آگاه شويد.
PHILOSOPHIA ANANLYTICA IN POLONIA
http://www.geocities.com/Athens/Academy/8692/index.htm
در اينجا مي توانيد با دبستان فيلسوفان تحليلي لهستان و منطق دانان لهستاني آشنا شويد. در بخشهاي اين سايت ،معرفي كوتاهي از هر يك از آنان به همراه شماري از مقاله هايشان يافت مي شود.
Italian Society for Analytic philosophy (Sifa)
انجمن ايتاليايي فلسفه تحليلي يكي از انجمنهاي فعال اروپايي در اين زمينه مي باشد. در اين سايت كه تنها بخشهايي از آن به زبان انگليسي است بخش معرفي همايشهاي آن بسيار دقيق و روز آمد مي باشد.
Polish Philosophy page
http://www.fmag.unict.it/polhome/html
گرچه سازندگان اين سايت ايتاليايي زبان هستند ولي در اينجا به معرفي فيلسوفان لهستاني پرداخته اند. در اين سايت افزون بر معرفي كوتاه از تاريخچه انديشه هاي فلسفي نو در كشور لهستان زندگي و انديشه هاي يكايك اين فيلسوفان كه بيشتر هوادار جريان فلسفه تحليلي و منطق دان هستند نيز به كوتاهي شرح داده مي شود. براي نمونه مي توان از انديشمنداني همچون : برنتانو، لوكاسيه ويچ ، تواردوفسكي، تارسكي و .... نام برد.
3 – نشريه ها و گاهنامه ها
نشريه هاي بسياري در سراسر جهان به فلسفه تحليلي مي پردازند كه بسياري از آنان همچون مجله «ذهن» پيشينه اي بس بلند نيز دارند. با اين همه كم و بيش همه اين نشريه ها تنها معرفي كوتاهي از خود به همراه فهرست عنوانهاي مقاله هايشان را در اينترنت در دسترس مي گذارند. از اين رو كوشيده ام تا تنها نشريه هايي را كه مقاله هايشان را به طور كامل در دسترس مي گذارند، معرفي كنم.
The Electronic Jounral of Analytic philosophy
يك نشريه تمام الكترونيكي و خوب در زمينه فلسفه تحليلي است اين نشريه در سايت خود افزون بر همه مقاله ها مرور كتابها و .... از شماره كنوني يك بايگاني كامل و جامع از شماره هاي پيشين را نيز ارائه مي كند. علاقه مندان مي توانند از همه متنهاي اين بايگاني بهره ببرند. همچنين از طريق اين سايت امكان عضو شدن در فهرست پستي گروه فيلسوفان و استادان اين نگرش فلسفي و استادان اين نگرش فلسفي در دانشگاه لويزيانا فراهم مي باشد.
SORITES
اين نشاني اينترنتي متعلق به مجله الكترونيكي فلسفه تحليلي مي باشد. در اين مجله كه همزمان در چندين نشاني اينترنتي منتشر مي شود مقاله ها – مرور كتابها و نوشته هايي از اين دست را مي توان يافت. افزون بر نوشته هاي شماره كنوني يك بايگاني كامل و گسترده نيز از شماره هاي پيشين براي بهره برداري علاقه مندان وجود دارد.
اين مجله الكترونيكي به زبان اسپانيولي نيز در اينترنت منتشر مي شود.
4 – متنهاي توصيفي
The Analytic philosophy project
http://www.phil.indiana.edu/ejap/about.app.htm1
اين سايت در اصل يك برنامه پژوهشي گسترده در زمينه فلسفه تحليلي را معرفي مي كند و متنهاي زيادي در آن در اين زمينه آماده شده است كه در دسترس كاربران قرار دارد.
The FACTASIA Home page
http://www.rbjones.com/rbipub/rbj042.htm
يك سايت گسترده با متنهاي توصيفي ولي كوتاه درباره فلسفه است. در اين سايت فلسفه نخست به دو شاخه فلسفه تحليلي و فلسفه نظري تقسيم مي شود و سپس زير شاخه ها و موضوعهاي هر يك از دو گروه معرفي و به كوتاهي شرح مي گردند.
افزون بر اين معرفيها در سايت نيم نگاهي هم به داد وستد رشته هاي فني و مهندسي با انديشه هاي فلسفي و بويژه منطقي نيز مي شود. همه نوشته هاي گوناگون سايت در بخشي از آن به شكل يك فايل فشرده قابل گرفتن مي باشد.
English analytical philosophy and the Vienna Circle
http://www.heartfield.demon.co.uk/
در اين سايت مي توانيد متنهاي توصيفي خوبي در زمينه فلسفه تحليلي بيايند. مقاله نخست اين سايت به بررسي رابطه بنيانگذاران فلسفه تحليلي جهان انگليسي زبان با انديشمندان حلقه وين مي پردازد. به بيان دقيق تر، ارتباط فكري ميان مور و راسل با موريس شليك ، هايك ،كارناپ و ... (همچنين با وينگنشتاين ، پوپر و كوهن ) مي سنجد.