صادق كريمي
اينكه جوان در سير حركت تكاملي خود داراي چه ويژگيهايي است لازمه هر نوع تعامل و ارتباط دو سويه با جوانان است كه در مقام تبيين اين مسئله نويسنده مقاله حاضر ويژگيهاي دوران جواني را برشمرده و آنها را بر اساس آموزههاي قرآني مورد ارزيابي قرار ميدهد اينك با هم آن را از نظر ميگذرانيم.
جواني دوران كمال
قرآن براي دوره جواني كه بخش از مراحل زندگي بشر است، ويژگيهائي برشمرده است كه دانستن آن ميتواند براي كساني كه در اين مرحله زندگي ميكنند و يا با جوان و جوانان سروكار دارند مفيد باشد.
در شعر پارسي و فرهنگ ايراني اسلامي بر اين نكته تاكيد شده است كه چون سر و كارت با كودك افتاد، با او كودكي كن. به اين معنا كه نميتوان از كودك انتظار رفتاري مطابق سن خودمان داشته باشيم، بلكه ميبايست با توجه به روحيات مخاطب عمل كرد.
جواني سني است كه انسان از مرحله كودكي و بلوغ گذشته است و به سوي رشد و كمال فكري ميرود. در اين دوره برخي علائم در انسان ظاهر ميشود كه يكي از آنها رشد دندان عقل است. به عنوان نشانهاي از بلوغ عقلي، چنان كه بلوغ جنسي اولين نشانه ورود به سن نوجواني و جواني است. با علامت دندان عقل، آدمي درمييابد كه در آغاز عقلانيت قرار گرفته است و مسير رشد را طي ميكند. انسان رشيد به كسي ميگويند كه اين فرآيند را در صحت و سلامت جسم و جان طي ميكند و به بلوغ عقلي ميرسد كه كمال آن در قرآن سن چهل سالگي است. در چهل سالگي است كه جواني به يك معنا تمام ميشود و ميان سالي آغاز ميگردد.
خصوصياتي كه قرآن براي دوره جواني بيان ميكند نشان ميدهد كه در اين دوره برخي از خصوصيات آدمي به كمال خود ميرسد. اين خصوصيات در دو جنبه جسمي و رواني است. به يك معنا انسان در اين دوره از جهت جسم كامل ميشود و آن چه شايسته قوا و نيروهاي غريزي و جسمي است به بلوغ و نهايت كمال خود ميرسند. چنان كه برخي از حالات رواني و عاطفي نيز در اين دوره تشديد شده و كامل ميگردد.
قرآن بيان ميدارد كه انسان در اين دوره به نهايت قدرت جسماني و توانايي بدني ميرسد كه از آن به اشد يعني توان و شدت تعبير ميشود. (كهف آيه و نيز حج آيه 5 و قصص آيه 14 و 15 و نيز غافر آيه 67) تعبير استوا به معناي اعتدال در جنبه بدني و رشد، بيانگر آن است كه اين بخش از قواي انساني به كمال خود دست يافته است.
زيبايي طلبي در جوانان
در دوره جواني امور عاطفي در شخص تقويت ميشود و به نهايت ميرسد، از اين روست كه قرآن به مسئله زيبايي طلبي جوانان اشاره ميكند و اين كه جوان در اين دوره به خاطر مسائل عاطفي و رواني ميكوشد خود را در لباس و جمال بيارايد، بنابراين توجه فطري و غريزي به خودآرايي در جوانان امري عادي تلقي شده است و قرآن در آيه 20 سوره حديد به اين مسئله اشاره ميكند.
در قرآن از دوره جواني به دوره گياهان تمثيل شده كه چگونه در گياهان دورهاي است كه بهجت و رنگهاي شاد در آن نمايان ميشود و پس از آن اندك اندك به زردي ميگرايد و از زيبايي ميافتد. جواني دورهاي است كه از اين نظر انسان به كمال ميرسد و رنگ و چهرهاش شاد و شاداب و باطراوت است.
خصوصيات جوانان
از خصوصياتي كه قرآن براي جوانان بيان ميكند، تهور، شجاعت و زير پا گذاشتن مصلحت سنجيهاست. در اين دوره جوان به چيزي كه نميانديشد، مصلحتهاست و از اين رو بيمحابا جانش را در خطر ميافكند. شور و شادابي و گرايش فطري و غريزي به احساس و عواطف، وي را به سوي تهور و شجاعت پيش ميبرد.
اين گونه است كه محافظه كاري را كناري مينهد و با فرمان عشق و احساس، حركت ميكند و عقل را به هيچ ميگيرد؛ زيرا در اين دوره كه آغازين سالهاي رشد عقل و عقلگرايي است، عاطفه و احساس به اوج خود و به كمال لايق خود رسيده است. از اين رو هيچ توجه و نظري به عقل چنان كه بايد و شايد ندارد. تصميمات همه بر پايه احساس و شور و عاطفه است. (يونس آيه 83 و كهف آيه 10 و 16 و قصص آيه 14 و 15) در همه اين آيات به جواناني اشاره ميشود كه بر خلاف مصلحت سنجيهاي معمول عمل ميكردند. سخن از اصحاب كهف است كه جوانان شجاعي بودند كه وقتي به حقانيتي دست يافتند آن را آشكارا و بيمحابا بدون هيچ مصلحت سنجي بيان كردند و سر در اين راه نهادند و يا سخن از ابراهيمي است كه به شناخت دست يافته است و بيمحابا به جان بتان بيجان ميافتد و آتش نمروديان را به جان ميخرد.
البته اين بدان معنا نيست كه جوان همواره در خطا و تحت تاثير عاطفه عمل ميكند؛ زيرا جواني زمان رشد عقلاني نيز است و سخن از جواناني است كه در سالهاي مياني سي و چهل است. در اين دوره جواني نوعي هماهنگي ميان عقل و عاطفه برقرار ميشود و احساس و عقل و نيز جسم و جان به اعتدال دست مييابند اين گونه است كه اينان به عنوان رهبران عمل ميكنند. قدرت، شجاعت، عقل و احساس به وي كمك ميكند تا بتواند به خواستههاي خود به آساني دست يابد.
اگر قرآن جوان و جواني را به لهوگرايي و سرگرميها و بازيهاي بيهوده متهم ميسازد، نه از باب سرزنش است بلكه از آن روست كه اين دوره اقتضائاتي دارد كه ميبايست طي شود. بلوغ جنسي و يا بهرهمندي از سرگرميها، توان و قدرت فوقالعاده جوان و جواني را نشان ميدهد.
هر عنصر و قوهاي در انسان ميبايست در يك فرآيند و در زماني به بلوغ برسد تا انسان از آن براي رشد و بالندگي كمالي خود بهره برد. در اين دوره اين قوا به كمال ميرسد ولي از آن جايي كه جوان برنامهاي عقلاني در آغاز قدرتگيري ندارد آن را صرف كارهاي بيهوده ميكند. از اين رو لازم است كه در آغاز راه وي را ياري رساند و برنامهاي متناسب و متنوع با دوره جواني براي او فراهم آورد. در گذشته به جوانان فنون رزمي و يا جنگي ميآموختند تا قدرت خود را در راه درست و صحيح كه در آينده براي حفظ جان خود و خانواده و كشور مفيد است، بكار گيرد. اكنون نيز چنين چيزي نياز است. اين هم نيازمند برنامه است. به هر حال آغازين روزهاي جواني تا چند سال نخست آن، روزهاي سرگرمي و بيهودگي جوانان است مگر آن كه ساماندهي و هدايت شود. (حديد آيه 20)
از ديدگاه قرآن دوره جواني كه از بيست تا چهل سالگي طول ميكشد، دوران قدرت، زيبايي، شجاعت، تهور و بيباكي انسان است. در اين دوره است كه جسم و جان آدمي به كمال ميرسد و عقل و خردش به نهايت خود دست مييابد. (حج آيه 5) پايان اين دوره نقطه آغازين منحني نزول انساني است (همان و غافر آيه 67)
قرآن با اشاره به زندگي جواناني چون حضرت ابراهيم (ع) (انبياء آيه 60) اسماعيل (صافات آيه 101 و 102) اصحاب كهف (كهف آيه 13) موسي (قصص آيه 14) مريم (آل عمران آيه 37) و يوسف (يوسف آيه 23 تا 32) نمونههايي از جوانان و جواني و شيوه جواني كردن را به انسان ميآموزد كه ميتوان با الگوبرداري از آنان جواني را بر پايه آموزههاي قرآني و كمالي آن به سر آورد.