مروري
بر مهمترين
شاخصهاي
توسعه
اجتماعي با
تاكيد بر
شاخصهاي
جنسيتي
غلامرضا
كريمي
كارشناس
ارشد امور
آموزشي
وزارت آموزش
و پرورش و
دانشجوي
دكتراي
روابط بين
الملل تعريف
توسعه
اجتماعي: توسعه
اجتماعي يكي
از ابعاد
اصلي پروسه
توسعه و
بيانگر
سيستم
اجتماعي در
راستاي
دستيابي به
عدالت
اجتماعي
ايجاد
يكپارچگي و
انسجام
اجتماعي
افزايش
كيفيت زندگي
و ارتقاء
كيفيت انسانها
ميباشد. بر
اساس اين
تعريف هدف
عدالت
اجتماعي
كاهش عدم
تعادلها و
تبعيض بين
افراد است. از
طريق عدالت
اجتماعي
انتظار ميرود
كه فاصله
طبقاتي ،
تبعيض و
استثمار در
جامعه به
حداقل برسد و
توزيع درآمد
سرمايه و
قدرت به گونهاي
مناسبتر
انجام گيرد.
شكاف بين
فقير و غني ،
شهر و روستا و
مرد و زن از
ميان برود و
از نقطه نظر
جغرافيايي
نيز عدم
تعادلهاي
بين منطقهاي
و درون منطقهاي
به حداقل
برسد. انسجام
اجتماعي
مربوط است به
نيروهاي
اجتماعي كه
منجز به وحدت
و يكپارچگي
انسانها ميگردد.
از طريق
اسنجام
اجتماعي
انتظار مي
رود تضاد و
كشمكش كه از
هر نوع تفاوت
در فرهنگ ،
اعتقادات
سياسي يا
علائق
اقتصادي
نشات ميگيرد
از بين برود.
منظور از
كيفيت زندگي
ارتقاء و
افزايش
تسهيلات و
خدمات
زيربنايي ،
شامل آموزش ،
بهداشت ، حمل
و نقل ،
ارتباطات ،
تغذيه و غيره
است و انتظار
مي رود كه هر
سيستم
اجتماعي به
ارائه خدمات
با كميت و
كيفيت مناسب
بپردازد به
طوري كه
امكان
دسترسي همه
افراد جامعه
به اين
تسهيلات
فراهم گردد.
سرانجام اين
كه توسعه
اجتماعي در
هر جامعهاي
بطور واضح در
ويژگيهاي
جمعيتي و
كيفيت آنها
منعكس ميگردد
و انتظار مي
رود اين
فرآيند منجر
به ارتقاء
كيفيت افراد
جامعه گردد. بطور
كلي توسعه
اجتماعي را
ميتوان با
مفاهيم و
شاخصهاي
زير مورد
شناسايي و
سنجش قرار
داد: 1 –
عدالت
اجتماعي 2 –
وحدت و
انسجام
اجتماعي 3 –
كيفيت زندگي 4 –
كيفيت افراد
و ظرفيتهاي
انساني با
عنايت به
اينكه شاخصهاي
فوق الذكر
بسيار متنوع
ميباشند در
اين مقاله
صرفاً به
شاخص هايي
اشاره ميگردد
كه به نوعي با
جنسيت مرتبط
است . لذا با
توجه به
اينكه در
عرصه عدالت
اجتماعي و به
ويژه وحدت و
انسجام
اجتماعي ،
كمي و عيني
نمودن آمار و
اطلاعات
بسيار سخت و
اساساً شيوه
جمع آوري
اطلاعات و
آمار در كشور
به گونهاي
است كه كمتر
به اين گونه
متغيرها
توجه ميشود
صرفاً به ذكر
شاخص ها در
ذيل
متغيرهاي
آموزش ،
بهداشت ،
اشتغال و
توانمنديهاي
زنان
پرداخته شده
است. آموزش
آموزش
يكي از حقوق
اساسي بشر
است آموزش
كليد توسعه
پايدار و صلح
و ثبات در
درون ممالك و
بين
كشورهاست و
لذا يك وسيله
ضروري براي
مشاركت مؤثر
افراد در
جامعه ميباشد. ضرورت
توجه به
آموزش در سطح
بين المللي
از دهه 80 آغاز
شد و در دهه 90
دولتها با
پذيرفتن
تعهداتي در
قالب
كنوانسيونها
و اجلاسهاي
بين المللي
در گسترش
آموزش در سطح
كشورها
اقدام كردند.
برخي از اين
تعهدات در
اجلاس هاي
ذيل حاصل
گرديد. -
اجلاس
سران جهان
براي كودكان
1990. -
اجلاس
جهاني
درباره
آموزش براي
نيازهاي
ويژه دسترسي
و كيفيت 1994 -
چهارمين
اجلاس جهاني
درباره زنان
1995 -
پنجمين
اجلاس بين
المللي
آموزش
بزرگسالان 1997 -
اجلاس
جهاني آموزش
داكار 2000 در
آخرين اجلاس
جهاني آموزش
كه در داكار
سنگلال
برگزار شد
دولت ها تعهد
جمعي خود را
نسبت به
برنامه
آموزش براي
همه رسيدن به
شش هدف عمده
اعلام كردند
كه در چهار
هدف آن موضوع
دختران و
زنان به
صراحت ذكر
شده و در بقيه
اهداف نيز
اين موضوع
مستتر ميباشد. برخي
از مهمترين
شاخصهاي
آموزشي
مبتني بر
جنسيت
عبارتند از: الف
) شاخصهاي
دسترسي به
آموزش ب
) شاخصهاي
پوشش تحصيلي ج)
شاخصهاي
كارايي
آموزشي د)
شاخصهاي
مربوط به
معلمان و
مديران هـ)
شاخصهاي
سواد آموزي و)
شاخصهاي
آموزش عالي بهداشت
بهبود
وضعيت
سلاميت يكي
از معيارهاي
مهم توسعه
اجتماعي است
و گسترش
تسهيلات
بهداشتي به
ويژه مراقبتهاي
بهداشتي
اوليه زمينه
ساز رشد قابل
ملاحظه اميد
به زندگي ميگردد.
به لحاظ
بهداشتي
زنان آسيب
پذير تر از
مردان هستند
و لذا بر اساس
تعهدات بين
المللي
افزايش
دسترسي زنان
به اطلاعات
مراقبتها و
خدمات
بهداشتي و
درماني با
كيفيت مناسب
و متناسب با
توانايي
مالي آنها
در طول
عمرشان
همواره مورد
تاكيد قرار
گرفته است
بعلاوه
تقويت
مراقبت
پيشگيرانه
بهداشتي ،
حمايت از
ابتكارهاي
مربوط به
آگاهي
جنسيتي و
تهيه و توزيع
آماري تفكيك
شده بر حسب
جنسيت از
ديگر وظايف و
تعهدات دولتها
بر اساس
اسناد بين
المللي ميباشد. به
منظور بررسي
دقيق وضعيت
بهداشت به
ويژه براي
زنان شاخصهاي
متعددي وجود
دارد كه
البته بيشتر
آنها نياز به
تمايز و
تكفيك
جنسيتي بين
زن و مرد
ندارند و
بلكه خودشان
ميتوانند
نمايانگر
ضعف يا توسعه
كشور تلقي
شوند. همچنين
با توجه به
تعهدات بين
المللي
مشترك
كشورها شاخص
هاي بهداشتي
در اكثر
كشورها
مشابه هم مي
باشد. برخي
از مهمترين
شاخص هاي
بهداشتي
عبارتند از: 1 –
ميزان مرگ و
مير زير پنج
سال 2 –
ميزان اميد
به زندگي در
زمان تولد 3 –
ميزان اميد
به زندگي
زنان نسبت به
مردان 4 –
نسبت نرخ مرگ
و مير زنان و
مردان 5 –
ميزان مرگ و
مير به تفكيك
جنس 6 –
ميزان كل
باروري 7 –
نرخ مرگ و مير
كودكان در هر
100 كودك زنده 8 –
نرخ مرگ و مير
كودكان زير
پنج سال در هر
1000 كودك زنده 9 –
درصد رواج
وسايل
جلوگيري از
حاملگي 10 –
درصد زنان
باردار ايمن
شده عليه
كزاز 11 –
درصد زايمانهاي
تحت مراقبت
توسط
كاركنان
آموزش ديده
بهداشت 12 –
ميزان مرگ و
مير مادران
باردار
گزارش شده در
طول يك سال 13 –
درصد دختران
دچار سوء
تغذيه 14 –
درصد جمعيتي
كه از منابع
بهبود يافته
آب آشاميدني
استفاده ميكنند. 15 –
ميزان بروز
بيماري ايدز 16 –
ميزان بروز
بيماري سل 17 –
ميزان بروز
بيماري
مالاريا اشتغال
و توانمندي
زنان
شاخصهاي
جهاني
بيانگر عدم
استفاده
بهينه از
توانمنديهاي
زنان در
تمامي عرصههاي
اقتصادي است
به علت كمبود
فرصتهاي
شغلي زنان
همچنان در
پشت سر مردان
باقي ماندهاند
هر چند حضور
فيزيكي زنان
در بازار كار
جهاني بيشتر
شده است
نابرابري
هاي جنسيتي
از لحاظ
دستمزد و
شرايط كار به
نحو قابل
ملاحظهاي
افزايش
يافته است. هدفهاي
استراتژيك
كار پايه عمل
چهارمين
كنفرانس
جهاني زنان
در پكن 1995 در
خصوص زنان و
اشتغال زنان
عبارتند از : -
ترويج
حقوق و
استقلال
اقتصادي
زنان از جمله
امكان
اشتغال
شرايط مناسب
كار و كنترل
منابع
اقتصادي -
ايجاد
امكانات
دسترسي
برابر براي
زنان به
منابع ،
اشتغال ،
بازار و
تجارت -
تامين
خدمات
بازرگاني
آموزشي و
دسترسي به
بازار ،
اطلاعات و فن
آوري به ويژه
براي زنان كم
درآمد -
تقويت
ظرفيت
اقتصادي و
شبكههاي
بازرگاني
زنان -
حذف
جداسازي
شغلي و
هرگونه
تبعيض در
استغال -
حمايت
از ايجاد
هماهنگي در
تقسيم
مسئوليتهاي
خانوادگي
براي زنان و
مردان حضور
زنان در سطوح
تصميم گيري
ملي و بين
المللي
بسيار كم رنگ
مي باشد و
هنوز در سطح
جهاني اراده
سياسي كافي
براي حضور
زنان در سطوح
تصميم گيري
وجود ندارد.
بنابر اين در
داخل كشورها
بايد شاخصهاي
مربوط به
توانمنديهاي
زنان مرتباً
مورد بررسي و
تجزيه و
تحليل قرار
گيرند تا
شكاف عظيم
بين زنان و
مردان به
عنوان يك
حساسيت جدي
در جامعه
مطرح شود .
بدين ترتيب
اراده جدي
سياسي براي
بستر سازي
جهت حضور
زنان در عرصههاي
تصميم گيري
فراهم ميگردد. |