نظارت اجتماعي شرط تداوم فرهنگ اصيل جامعه

 

ابوالفضل عليدوست ابرقويي

1.      كتاب بازرسي اجتماعي را يك جامعه شناس آمريكايي به نام روس چند دهه پيش نگاشته است . مؤلف در اين كتاب مي‌گويد كه در درون هر يك از افراد بشر احساس هايي نهفته شده كه او را به همكاري با هم نوعان و در شكلي كلي‌تر به زندگي در اجتماع و تن دادن به منافع جمع وادار مي‌كند احساس‌هايي نظير محبت و معاشرت ، عدالت خواهي و ...

بديهي است كه صرف اين احساسات دروني نمي تواند بنيان و اساس اجتماع را در برابر عامل‌هاي تخريب كننده فرهنگي محافظت نمايد لذا هر جامعه ناچار است با در نظر گرفتن تدبيرهاي متنوع و چاره انديشي‌هاي گوناگون ضمن تحريك اين احساس‌هاي دروني با استفاده از ساير ابزارها موجوديت و هستي خود را در تعامل با ساير جوامع حفظ كند.

مكانيز‌م‌ها و چاره انديشي‌هايي كه هر جامعه در اين خصوص طراحي و اجرا مي‌كند يا از طريق نهادهاي انتظامي است (به طوري كه ناچار است در برابر عوامل تهديد كننده هويت اصيل فرهنگي‌اش از قواي نظامي و انتظامي استفاده كند) و يا از طريق اعمال نظارت عمومي و قضاوت همگاني است (با در نظر گرفتن اين كه قضاوت و نگاه‌ةاي عموم مردم در خيلي از موفقيت‌ها عمل فرد را تحت تأثير قرار مي‌دهد). مكانيزم ديگر احساس دروني افراد است كه باعث مي شود آن‌ها خود را نسبت به رعايت فرهنگ مقبول و هنجار پذيرفته شده متعهد بدانند. قالب كلي اين احساسات را مي‌توان « وجدان » و از منظر دين « عقل» و « حجت دروني» نام نهاد.

2.      تقريباً همه صاحب نظران مسائل اجتماعي ضرورت نظارت و بازرسي اجتماعي را كه از مهم‌ترين دستاوردهاي آن تطبيق فرد با هنجارها و فرهنگ مقبول و دامنه دار جامعه است پذيرفته‌اند. « هير» يكي از جامعه شناسان آمريكايي در خصوص بازرسي اجتماع و وسايلي كه جامعه با استفاده از آن‌ها اين بازرسي را  اعمال مي‌كند مطالبي نگاشته است . هم چنين « فرديك لوملي» با نگارش كتاب «‌وسايل بازرسي اجتماعي »‌و « لوتربرنارد» با نوشتن « بازرسي اجتماعي» به طور مبسوط و گسترده به اين مهم پرداخته‌اند.

« الكس اينكس» در كتاب « جامعه شناسي چيست» به ضرورت تطابق فرد با شرايط زندگي جمعي اشاره و عنوان مي‌كند : انسان به محض اين كه با ديگران تشكيل جمع دهد بايد بي درنگ به حل يك رشته مسائل اجتماعي بپردازد كه ارتباط به فرد تنها ندارد افرادي كه با هم به سر مي‌برند به منظور جلوگيري از هرج و مرج و اغتشاش ناگزيرند نا اندازه‌اي اعمال خود را با يكديگر هماهنگ و يك دست كنند.

جان كلام اين كه بازرسي و نظارت اجتماعي عملي است كه از سوي اجتماع و از طريق نهادهاي رسمي يا غير رسمي محسوس يا غير محسوس افراد را به تطبيق با نواميس و هنجارها و فرهنگ پذيرفته شده وادرا مي‌كند.

شايد آن چه را در كلام « آگوست كنت» عنوان « قدرت معنوي»‌به خود گرفته بتوان شكل كلي و گسترده نظارت و بازرسي اجتماعي دانست.

در يكي از نوشته‌هاي « آگوست كنت» درباره قدرت معنوي جامعه آمده است:

 

پس مقصود از قدرت معنوي استقرار حكومت عقيده است يعني استقرار و حفظ اصولي كه بايد بر روابط اجتماعي گوناگون حاكم باشد. صفت اصلي قدرت معنوي آن است كه هدايت عالي تعليم و تربيت را خواه عمومي و خواه خصوصي به عهده دارد اما قدرت معنوي خصوصاً بر تعليم و تربيت عمومي نظارت مي‌كند كه در وسيع ترين معناي خود عبارت است از كل سيستم افكار و عادت لازم براي مهيا كردن افراد به قبول نظم اجتماعي كه بايد در داخل آن زندگي كنند و آماده كردن هر يك از آنان تا حد امكان براي انجام {دادن} وظيفه‌اي كه بايد به عهده بگيرند...

3.      در ترسيم و توجيه بازرسي اجتماعي و نظارت همگاني بايد به چند عامل توجه كرد:

الف) وجود يك اجتماع شكل گرفته بدون وجود جامعه‌اي كه موجوديت آن به قول معروف به ثبت رسيده باشد نمي‌توان ضرورت و ايجاد يك نظارت و بازررسي را انتظار داشت. نظارت جامه بر خود مستلزم وجود يك اجتماع شكل گرفته مي باشد.

ب) بهره‌مندي جامعه از هنجارها و فرهنگ پذيرفته شده و مشترك از ديگر شرط‌هاي شكل گيري نظارت و بازرسي اجتماعي است . تصور كنيد عده‌اي بدون هيچ گونه پيشينه فرهنگي مشترك – ولو براي مدي طولاني – در يك جامعه جمع شوند از آن جا كه نمي‌توان بين اين تعداد وجه مشترك فرهنگي پيدا كرد، هرگاه كسان ديگري با هنجارها و فرهنگ متفاوت به اين جمع افزوده شوند هيچ بازرسي نظارت و بازدارندگي ضرورت پيدا نمي‌كند زيرا افراد اضافه شده نيز براي خود هنجار و فرهنگ متفاوتي دارند.

بازرسي اجتماعي و نظارت همگاني زماني منطقاً و اساساً شكل مي‌گيرد كه هنجار و فرهنگي مشترك وجود داشته باشد.

ج) در معرض هجوم قرار گرفتن هنجار و فرهنگ مشترك از ديگر شرط‌هاي نظارت اجتماعي است . به عبارت ديگر جامعه بازرسي و نظارت خود را زماني از طريق وجدان و عقل افراد و نيز با استفاده از نهادهاي نظارتي و اجرايي اعمال مي‌كند كه وجهي از آداب و رسوم و عرف و فرهنگ خود را در معرض هجوم و تهديد ببيند والاّ اگر افراد جامعه در سير معمولي خود را با آداب و رسوم منطقي جامعه منطبق سازند به استفاده از اهرم‌هاي قهري در وادار كردن افراد به انطباق با اجتماع نيازي نيست زيرا در اين صورت بيم محدود كردن آزادي افراد مي‌رود.

بر اساس آن چه گفته شد وجود جامعه‌اي با فرهنگي مشترك همراه با عامل‌هاي تهديد كننده اين فرهنگ ايجاب مي‌كند كه نظارت و بازرسي اجتماعي انجام گردد.

4.      تاريخ اجتماعي كشور ايران نشان مي‌دهد كه بازرسي و نظارتي كه عنوان شد از قدرت بالايي در دوره‌هاي مختلف اين كشور برخوردار بوده است.

دكتر رضا شعباني در كتاب « مباني تاريخ اجتماعي ايران » آورده است : اصل ديگري كه بي گمان در روان شناسي اجتماعي ايرانيان مورد اعتناست تلاش براي رجعت به ادوار خوب گذشته است ... اين فرهنگ با اتكا بر عناصر زنده سازنده خود جامعه را در حالت آمادگي دائمي نگاه مي‌داشت و هوشيارانه از موجوديت تارخي خود دفاع مي‌كرد...

مؤلف اين كتاب تحت عنوان « خصوصيات فرهنگ و تمدن ايراني» ويژگي مهم فرهنگ اين مرز و بوم را ضمن احترام به دستاوردهاي فكري و فرهنگي ساير ملت‌ها دفاع از موجوديت اصيل و فرهيخته خود دانسته است . او به اين نكته اشاره مي‌كند  كه فرهنگ اصيل ايراني هيچ سري را نمي‌بيند كه در آن سري از حق نباشد در عين حال به منظور حفظ هويت اصيل خود سعي يليغ و اهتمام اساسي به خرج داده و هرگز حاضر نشده ارزش هاي اصيل خود را كه ثمره و دستاورد امتزاج و آميختگي عرف مقبول قرون گذشته با آموزه‌هاي اسلام است تقديم بيگانگاني كند كه چه در قالب لشكركشي نظامي و چه از طريق هجوم فرهنگي قصد مقابله با كشور پهناور نشان مي دهد كه اگر چه در برهه‌هايي از تاريخ بيگانگان توانستند سلطه ناميمون خود را بر اين آب و خاك تحميل كنند اما اين كشور هرگز فرهنگ اصيل خود را واننهاده است و اصولاً رمز ماندگاري اين سرزمين پهناور را بايستي در حفظ همين هويت فرهنگي دانست والاّ مرزهاي خاكي اين كشور همواره در ميان مهر و بي مهري تاريخ در نوسان بوده است.

بر اين اساس نظارت عمومي و بازرسي اجتماعي در جامعه ايراني از چنان قدرت و عظمت منطقي برخوردار بوده است كه عناصر موافق با هويت اصيل خود را جذب و آن‌ها را به سرمايه فرهنگي خود افزوده و عناصر مخالف با اين هويت را طرد كرده است و در اين جذب و دفع همواره منافع جمعي و حفظ اصالت فرهنگي منطبق با عرف مقبول و آموزه‌هاي ديني را بر هر چيز مقدم دانسته است .

5 . در يك نگرش كلي هرگاه جامعه بازرسي اجتماعي و نظارت همگاني قوي و منطقي و مبتني بر يك چارچوب اصيل و مستحكم را اعمال نمايد. بهتر مي‌تواند عناصر موافق و هم سو با هويت خود را جذب و عناصر مخالف با موجوديت خود را طرد و با آن‌ها مقابله كند در اين ميان آموزه‌هاي ديني نيز نقش مهمي دارند. به عبارت ديگر هرگاه جامعه ، آموزه‌هاي يك دين الهي را در كنار عرف هاي مقبول خود به عنوان معيار و محور طرد و جذب عناصر مختلف فرهنگي قرار بدهد عالي ترين و ماناترين شيوه را در بازرسي و نظارت همگاني به كار برده است .

6 . به گواهي تاريخ  كشور ما در هيچ دوره‌اي در زمان ما هم چون امروز در معرض انواع تهديدهاي فرهنگي قرار نداشته است و اين ضرورت نظارت و بازرسي اجتماعي را در زمان ما دو چندان مي كند. زيرا آن چه كه لازمه نظارت و بازرسي اجتماعي است يعني همان سه مسئله گفته شده (وجود يك جامعه شكل گرفته وجود فرهنگي مشترك و وجود تهديد فرهنگي) امروزه بيش از هر زمان ديگر به چشم مي‌خورد .

نيم نگاهي به عوامل فرهنگي مغاير با فرهنگ اصيل جامعه – چه آن‌ها كه از سوي فرهنگ اصيل جامعه – چه آن‌ها كه از سوي دشمنان تبليغ مي شود و چه شاخص‌هايي كه از سوي عوامل داخلي ترويج مي‌گردد گوياي نوعي شبيخون فرهنگي به كشور ماست نه يك تعامل معقول و منطقي فرهنگي به همين مناسبت است كه ديويد كيو مأمور سازمان سيا مهم ترين حركت در جهت براندازي جمهوري اسلامي را تغيير فرهنگ جامعه ايراني بر شمرده خود و طبعاً نهادهاي پشتيباني خود را مصمم به اين تغيير مي‌داند.

بايد گفت كه ضرورت تغيير عناصر فرهنگي ايران به منظور سلطه بر اين كشور فكري نيست كه در چند سال اخير در دستور كار بيگانگان و يا خانه‌زادهاي بيگانه قرار گرفته باشد بلكه نزديك به هشتاد سال پيش كه فكر ايجاد نظام آموزش عالي در كشور ايران جوانه زد تقليد از غرب و هم زيستي مسالمت آميز ارزش‌هاي ملي و ديني ايرانيان با هنجارهاي مغرب زمين مطرح شد.

در اواخر دهه بيست شمسي كارشناسان آمريكايي شرط بهبود نظام آموزش عالي ايران را تغيير مباني تعليم و تربيت جامعه ايراني بر اساس ايده‌هاي آمريكايي عنوان كردند.

مي توان گفت: عمده تلاش دشمنان اين مرز و بوم در جهت تغيير ساختار فرهنگ اصيل ايراني است فرهنگي كه دستاورد امتزاج و همزيستي مسالمت آميز آموزه‌هاي اسلام با عرف‌هاي پسنديده ايراني است .

هرگاه اين فرهنگ ريشه دار مورد هجوم عناصري از يك فرهنگ ثالث قرار بگيرد و هم زمان نتوان نظارت و بازرسي اجتماعي قوي و اصيل در مقابل آن پيدا كرد تكيه زدن عناصر فرهنگي بيگانه و منحط بر تخت و سرير عناصر فرهنگ اصيل و مذهبي جامعه ما امري دور از دسترس نخواهد بود. آيا اين خطر جامعه ما را تهديد نمي كند؟

8. امر به معروف و نهي از منكر در يك چارچوب منطقي و حساب شده و بر اساس ضوابطي كه اسلام مقرر كرده است عالي ترين شكل اجراي بازرسي اجتماعي و نظارت همگاني است . درباره اين مقوله طي نوشتار آينده – ان شاء الله – با شما هستيم.