چرا آستانه تحملمان پايين آمده است؟

تنشهاي اجتماعي و پرخاشگري فردي

حسين قره

 

     صداي ترمز چند خودرو شنيده مي شود. عده اي كه همان جايي كه هستند، مي مانند و عده اي مي دوند كه حادثه را از نزديك ببينند. خودروهاي ديگر با بوق ممتد، مي خواهند ترافيك ايجاد شده باز شود. در ميان حلقه جمعيت 2 مرد در حالي كه گريبان يكديگر را گرفته اند، فحاشي و كتك كاري مي كنند ...

     شايد در خيابان ها، معابر، پاساژها و ... بارها شاهد پرخاشگري و اعمال خشونت از سوي شهروندان بوده ايم كه در بسياري موارد، با ميانجي گري عابران خاتمه يافته است و اغلب، پيش از چنين برخوردهايي آماري فراهم شود، مردم و پرخاشگران متفرق شده اند؛ اما براستي چرا آستانه تحمل اجتماع پايين است و در شكل گيري اين پديده اجتماعي – فردي چه عواملي نقش ايفا نمي كنند؟

     روان شناسان در تعريف رفتار پرخاشگرانه مي گويند: پرخاشگري به ابراز يا رفتارهايي اطلاق مي شود كه شامل رفتارهاي هيجاني است و در آن اعمال زور و به كارگيري الفاظ و حركتهاي ركيك و تند به منظور ايراد ضرب و شتم و يا تحقير و توهين به ديگران استفاده    مي شود. سوء استفاده و تجاوز به حقوق ديگران از انواع تجاوزهاي اجتماعي است. رفتارهاي انفعالي نيز كه در آن فرد به صورت فعال خشونت نمي كند؛ بلكه دست به اعمالي انفعالي نيز كه در آن فرد به صورت فعال خشونت نمي كند؛ بلكه دست به اعمالي انفعالي نيز كه در آن فرد به صورت فعال خشونت نمي كند؛ بلكه دست به اعمالي مي زند كه ديگري را عصبي كرده و وادار به خشونت مي كند، نوعي ديگر از رفتارهاي پرخاشگرانه است.

 

تنشهاي اجتماعي

     دكتر فربد فدايي، روانپزشك در اين باره مي گويد: انسان ها شرفيت محدودي براي تحمل استرس ها دارند. زماني كه استرس هاي متعدد بر فرد وارد شود، در آن صورت يك استرس جزيي، شخص را شكننده مي كند. هر اندازه امكانات زندگي براي افراد فراهم تر باشد و هر اندازه مسائل اجتماعي با سهولت بيشتري انجام شود، توان مردم براي پذيرش مشكلات بالاتر است؛ اما در شهري كه يك كار ساده مثل تحويل اسكناس از بانك ساعتها وقت شهروندان  مي گيرد، آستانه تحمل مردم پايين مي آيد. وقتي بدون برنامه قبلي آب و برق قطع شود و خطر بيكاري، اعتياد و ... وجود دارد، مردم در حالت پر استرس به سر مي برند و حتي يك محرك كوچك سبب تحريك آنان به پرخاشگري مي شود. دكتر محمد صنعتي نيز در اين باره       مي گويد: بر حسب حوادثي كه در جوامع اتفاق مي افتد و يا فشارهاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي كه وجود دارد و يا استرس هاي ناشي از مصيبت ها و بلاياي طبيعي مثل زلزله، جنگ و ... همه مي تواند به اجتماع فشار وارد كرده و آستانه تحمل را پايين آورد. وقتي بي قانوني رواج پيدا كند و يا قانون درست اجرا نشود و يا قوانين متناقض وجود داشته باشد، افراد نمي توانند مطمئن باشند كه فردا چه خواهد شد و دچار اضطراب و نگراني شده و در برابر ناملايمات آسيب پذير مي شوند.

     با وجود تاثير شرايط اجتماعي در شكل گيري و بروز پرخاشگري به نظر مي رسد برنامه ريزي جامع براي حل مشكلاتي چون ترافيك، نابساماني اقتصادي، قطع آب و برق، ايجاد اشتغال و ... ضروري است و تنها اجراي يكي دو طرح همچون تكريم ارباب رجوع راهگشا نخواهد بود.

 

روانهاي تحريك پذير

     نگاه به اين مساله كه در شرايط اجتماعي يكسان، افراد متفاوت، رفتارهاي مختلفي مثل پرخاشگري و يا انفعالي را از خود بروز مي دهند، نشان مي دهد كه شرايط رواني فرد در رفتارها نقش دارد و افراد مستعد رفتارهاي پرخاشگرانه هستند.

     دكتر فربد فدايي، روانپزشك 3 عامل را در بروز رفتارهاي پرخاشگرانه موثر مي داند. فرد مهاجم، فردي كه مورد تهاجم قرار مي گيرد و موقعيتي كه تهاجم در آن اتفاق افتاده است. در يك نزاع، شخص مهاجم از نظر رواني تحريك پذير براي پرخاشگري است. بعضي از اختلالات رواني مثل اختلال انطباق، اختلال سلوك و ... شخص را دچار اختلال ضد اجتماعي كرده كه شاخص مهم اين اختلال رفتار پرخاشگرانه است. در بيماري هاي مغزي كه سبب كاهش مهار قشر مغز مي شود نيز رفتار پرخاشگرانه و خشونت آميز، جزيي از رفتار فرد بيمار است. درباره تاثير شخصيت و روان فرد در شكل گيري نزاع، دكتر محمد صنعتي، روانپزشك و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران نيز مي گويد: شخصيت بعضي از افراد از نظر ساختار شخصيتي تحمل پايين تري نسبت به ديگر افراد دارند. شخصيت هاي جامعه ستيز، خودشيفته، پارانوئيد، شكاك و افسرده آمادگي براي ابراز خشونت را دارند و تحمل اين افراد نسبت به استرس ها و فشارها بسياز پايين است و به محض كوچكترين ناملايمتي وضعيت را تحمل نمي كنند. افرادي كه دچار اختلالات اضطرابي هستند نيز وقتي در شرايط تهديد قرار گيرند وحشت زده مي شوند و دست به رفتار پرخاشگرانه مي زنند.

     ناديده گرفتن بيماري هاي رواني و ترس از جنون سبب شده تا افراد از مراجعه به روانپزشكان و روان شناسان خودداري كنند كه اين مساله باعث پنهان شدن بيماري هاي رواني شده است. تسهيل شرايط و ساخت اين فرهنگ كه مراجعه به روانپزشكان و ... معادل جنون نيست، مي تواند پرخاشگري را در جامعه كاهش دهد.

 

زنان پرخاشگرند يا مردان؟

     يكي ديگر از مسائل بررسي رفتارهاي پرخاشگرانه، رفتارهاي گروههاي متفاوت جنسي است. براساس آمار مردان نسبت به زنان پرخاشگرتر هستند. زنان، پرخاشگري خود را آشكارا نشان نمي دهند. روشهاي زنان بيشتر جنبه كلامي دارد و يا پوشيده و پنهان ابراز مي كنند. زنان نسبت به افراد ضعيفتر پرخاشگري شديدتري دارند و معمولا كودكان مورد پرخاشگري زنان قرار مي گيرند و متاسفانه اين وضعيت تلخ در نامادري ها نسبت به فرزندخوانده ها بسيار ديده مي شود.

     عوامل تحريك كننده بيروني نيز فرد را در وضعيت تحريك شده قرار مي دهد كه براي نمونه مي توان به مصرف مشروبات الكلي، مواد محرك رواني مثل كوكائين، حشيش و قرصهاي شادي بخش اشاره كرد كه باعث بالا رفتن رفتار پرخاشگرانه از سوي فرد مي شود.

     در نزاعهاي خياباني وجود ناظران، پرخاشگري را شديدتر كرده و در صورتي كه فرد مورد حمله پاسخ ندهد، ميزان پرخاشگري بيشتر مي شود. ديدن درد و رنج قرباني نيز سبب افزايش خشم پرخاشگر مي شود.

 

ملكولهاي تاثيرگذار

     در ميان مسائل متفاوت شكل دهنده ناهنجاري هاي اجتماعي، يكي ديگر از عوامل، تغييرات زيست محيطي و آلاينده هاي موجود در جهان صنعتي و تاثيرات اين پديده ها روي فرد است.

     دكتر قاسم آهنگري، استاد دانشگاه و عضو هيات علمي مركز ملي تحقيقات مهندسي ژنتيك و تكنولوژي زيستي در اين باره مي گويد: رفتار افراد تحت تاثير رفتار ملكول هاست. رفتارهايي مثل پرخاشگري و خشونت، افكار هذياني، توهمات، كناره گيري از اجتماع، فقدان انگيزه، اختلال خواب، اختلالات هيجاني كه از علايم اسكيزوفرني هاست، ريشه در تغيير رفتارهاي ملكولي دارد. تغييرات در زيست محيط، آلودگي هوا و ... يكي از عوامل مهم در تغييرات سيستم ايمني بدن است. اين سيستم در ارتباط تنگاتنگ با ساير سيستم هاي اعضاي بدن است. ملكول ها با يكديگر گفتگو دارند و تغيير در يكي از اين سيستم ها مي تواند روي سيستم هاي ديگر موثر باشد. به طور مثال تغيير در سيستم عصبي مثل افسردگي و استرس ها، روي سيستم ايمني اثر مي گذارد و اين سيستم را دچار اختلال در عملكرد مي كند كه       مي تواند زمينه اي مناسب براي بروز انواع بيماري هاي عفوني و سرطان ها ايجاد نمايد. اين ديالوگ ميان سيستم ها برعكس هم صورت مي گيرد. به طوري كه اگر سيستم ايمني دچار اختلال شود، اين اختلالات در سطح ملكولي روي سيستم عصبي از طريق فرآورده هاي ملكولي سيستم نظير مولكول هاي سايتوكائين ها اثر گذارند. در حالت طبيعي، تعادلي ميان انواع ملكول هاي بدن وجود دارد كه به اين حالت هموستازيس مي گويند. اگر اين حالت تحت تاثير عوامل محيطي و آلاينده هاي صنعتي هم به بريزد و مجموعه خاص سايتوكائين ها دچار اختلال شود، اختلال روي سيستم عصبي اثر مي گذارد و موجب تغيير در رفتار فرد به صورت افسردگي، استرس، بيماري هاي اسكيزوفرني و يا حالتهاي پرخاشگرانه مي شود. به عنوان مثال يكي از آلاينده هاي صنعتي، لنت ترمزهاي خودروهاست. لنتها پس از فرسايش به صورت ذرات در سطح شهر و معابر عمومي پخش مي شود و بدن ما در معرض اين مواد قرار مي گيرند. به طور مثال اگر اين ذرات استنشاق شود، در سيستم ايمني سلولهايي به نام سلولهاي بيگانه خوار وجود دارند كه اين ذرات را مي بلعند؛ اما چون آنزيم هاي موجود براي هضم اين ذرات را ندارد، دچار سوءهاضمه مي شود و در نتيجه عدم هضم، ذرات سلولها شروع به ترشح ملكول هاي سايتوكائين ها مي كنند كه سلولهاي ديگر نيز فعال مي شوند و در نهايت تعادل و يا هموستازيس به هم مي خورد و توانايي سيستم ايمني ما به مقدار زيادي كاهش مي يابد و سايتوكائين مخرب روي سيستم عصبي مي توانند موثر واقع شوند و ايجاد اختلال نروايمونو سايكولوژيك كنند و از آلاينده هاي اين چنين به موارد بسياري مي توان اشاره كرد.

     توجه به اين نكته كه آلاينده هاي صنعتي مي توانند در بروز بيماري هاي رواني و جسمي بسيار موثر باشند، اهميت كاهش آلاينده ها و عدم تخريب محيط زيست را نشان مي دهد.