|
قرآن كريم و گفتگوي تمدنها دكتر كريم وزيري مقدمه وقتي كه آقاي سيد محمد خاتمي ،رئيس جمهور محبوب ايران، شخصيتي كه هماره مورد تأييد مقام معظم رهبري ،ديگر مقامات عالية اسلام شناس ،زمان آگاه ،خيرانديش ،انسان گرا و نيز اكثريت مردم شريف ايران بوده و هستند، امر بسيار مهم «گفتگوي تمدنها» را در مجمع عمومي سازمان ملل متحد مطرح فرمودند ،به طور قطع و يقين به محتوا و موضوعات آن به ويژه اقوال و حرفهايي كه قرآن كريم ،كتاب فرهنگ و تمدن اسلامي، در اين خصوص دارد، عميقاً آگاه بوده و از انگيرههاي والاي انسان گرايانهاي نيز برخوردار بودهاند . نگارنده پدر دانشجوي بسيجي شهيد انوشيروان ،كه طبعاً علاقمند به كيان، تعالي و پويائي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران (خونبها و ميراث صدها هزار شهيد ايثارگر بزرگوار) است و ليكن از سوي ديگر بيتفاوت به سرنوشت ديگر انسانها ،در غرب و شرق، شمال و جنوب - خصوصاً مستضعفان - كه همگي با مزيت و شرافت «احسن التقويم» بودن، آفريدة خداوند يگانة بخشندة مهربان بوده و فرقي بينشان نيست، نميباشد ،اجازه ميخواهد پارهاي از نظرات و برداشتهاي خود را پيرامون سرفصلهاي اين گفتگوها كه البته به غير تمسك و اعتصام به برخي آيات كريمة قرآن، كتاب هدايت و چگونه زيستن ،نيست عرضه بدارد تا بلكه زمينهاي باشد براي روشن و آماده شدن اذهان عمومي ملتها نسبت به «گفتگوي تمدنها» . توضيح آن كه سرفصلهاي مذكور به منظور فهم و درك هر چه گستردهتر به زبان قرآن و با زبان فارسي گردآوري شده و در عين حال در مقدمة آنها از باب تبيين و تصريح، مطالبي به نحو بسيار مختصر ذكر گرديدهاند: فصل اول ـ بينشها : 1ـ دعوت به وحدت با تمسك به «كلمه» ،دلنشينترين سخني كه هرگز زيباتر از آن نزد هيچ ملت و نحله، مذهب و مكتبي ،ديده نشده است . «قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم الا تعبد الاالله و لا نشرك به شيئاً و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدو ابانا مسلمون » به فارسي:«بگو اي اهل كتاب بيائيد از آن كلمه حق كه ميان ما و شما يكسان است (و بر حق ميدانيم )پيروي كنيم (و آن كلمه اينست )كه به جز خداي يكتا هيچكس را نپرستيم و چيزي را شريك او قرار ندهيم و برخي را به جاي خدا به ربوبيت تعظيم نكنيم (يعني رؤساي مذهب را به پرستش و اختصاصات الهي نرسانيم) پس اگر از حق روي گردانند، بگوييد گواه باشيد كه ما تسليم فرمان خداييم». 2ـ قانون و حكمت بالغة حركت به سوي كمال از رهگذر شعبه شعبه و قبيله قبيله بودن (ملل مختلفه) با نيروي شگرف تضاد و رقابت ،نيروئي كه هماره و علي الدوام جوامع بشري را به پيش خواهد برد. اما با حفظ وحدت انساني ،رعايت «تعارف» و گفتگو ،محترم شمردن بالضروره آزادي و استقلال ملتها و به ويژه رعايت تقوي و پرهيزگاري «نشانه كرامت و حرمت عندالله»: «يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم ان الله عليم خبير.» به فارسي:«اي مردم ،همة شما را نخست از مرد و زني آفريديم و آنگاه شعبههاي بسيار و فِرَق مختلف گردانيديم تا با يكديگر «تعارف» داشته و به همديگر خوش آمدگويي كنيد كه بزرگوارترين شما نزد خدا با تقواترين است و خدا به نيك و بد مردم كاملاً آگاه است.» 3ـ قرآن كريم بحث و انتقاد را، كه اساس هر نوع اصلاح و پيشرفت است، جايز ميشمرد، وليكن در قالب ادب نيكو سخن گفتن ،سهله و سمحه .چنانكه فرمايد : «و لا تجادلوا اهل الكتاب الا بالتي هي احسن الا الذين ظلموا منهم و قولوا منا بالذي انزل الينا و انزل اليكم و الهنا و الهكم واحد و نحن له مسلمون » . به فارسي «و شما مسلمانان با يهود و نصارا و مجوس كه اهل كتابند جز به نيكوترين طريق بحث و مجادله مكنيد ،مگر با ستمكاران از آنها ،و با اهل كتاب بگوييد كه ما با كتاب آسماني قرآن كه بر ما نازل شده است و كتب آسماني شما به همه ايمان آوردهايم و خداي ما و شما يكي است و ما تسليم و مطيع فرمان اوئيم.» 4ـ مقام و منزلت آدمي، خليفة الله ،تا بدانجاست كه حضرت باري حتي فيض «نبوت و رسالت» را در ارج گزاردن به انسان در هدايت، ارشاد و تأمين سعادت وي به انبياء عظام افاضه فرموده است ،چنان كه خطاب به رسول گرامي، حضرت ختمي مرتبت (ص) فرمايد : «و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين». به فارسي:«واي رسول ما ترا نفرستاديم مگر آنكه رحمت براي عالميان باشي». بطريق اولي تشكيل دولتها و حكومتها هم جز براي مصالح و منافع آدمي يعني استقرار نظم و امنيت و سامان دهي امور ،نيست . 5ـ از ديدگاه و منطق قرآن مشرق و مغرب هردو از آن خداست، خدائي كه عزت و ذلت انسانها بر حسب نيات و عملكردهايشان بدست اوست : «ولله المشرق و المغرب فاينما تولوا فثم وجه الله ان الله واسع عليم». به فارسي:«مشرق و مغرب هر دو ملك خداست ،پس به هر طرف كه روي كنيد، به سوي خدا روي آوردهايد، خدا بر همه جا محيط و بر هر چيز دانا است.» فصل دوم ـ قواعدي در چگونه زيستن اكنون با آشنايي قبلي به پارهاي از بينشهاي قرآني در ارتباط با «خدا» و «انسان» شايسته آنست ببينيم كه قرآن كريم، كتاب فرهنگ و تمدن اسلامي، در رابطه با «چگونه زيستن» چه توصيهها و آموزشهايي دارد ؟ پيشاپيش خاطر نشان ميگردد كه نحوه زيستن در نزد انسان با شيوه آن در حيوان متفاوت است .عقل ،علم و اراده آدمي كه با آزادي و مسئوليت او ملازمه دارند، به عنوان كرامات و ارزشهاي اعطايي الهي و ابزار تشخيص و انتخاب ،نقش تعيين كنندهاي در عمل و زندگي او دارند، در حالي كه تداوم حيات در حيوانات مبتني بر غريزه يعني نوعي تكوين و جبر است و از اين روست كه كتاب فرهنگ و تمدن اسلامي، قرآن كريم، در خصوص اين ارزشها ،كه مبناي حركت به پيش و تعالي هستند ،تاكيدات و حرفهايي دارد كه به شرح زير آنها را به قصد «تعارف و تفاهم با صاحبان ديگر تمدنها و بينشها» مورد گفتگو قرار ميدهيم . 1ـ علم و آگاهي : «.. قل هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون انما يتذكر اولواالالباب » به فارسي:«بگو اي رسول! آنان كه اهل دانشند با مردم جاهل يكسانند؟ منحصراً خردمندان عالم متذكر به اين مطلباند.» 2ـ اراده : «... ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم...» به فارسي:«... خدا حال هيچ قومي را دگرگون نخواهد كرد تا زماني كه آن قوم خود حال خود را تغيير دهد...» 3ـ عمل : «و ان ليس للانسان الا ما سعي » به فارسي:«براي انسان جز آنچه به سعي و (عمل) خود انجام دهد،(ثواب و جزايي) نخواهد بود.» شايسته يادآوري است كه در حال حاضر عناصر «علم و آگاهي ،اراده و عمل» در مغرب زمين و پارهاي از كشورهاي ديگر و احياناً برخي كشورهاي اسلامي در تبعيت از «فلسفه عمل» به تحقيق يا به تقريب، به موقع اجر گذارده ميشوند ،منتها با تفكر مادي - چه فلسفي ، چه اخلاقي ـ از يك سو و به كارگيري شيوه ليبراليسم در تجارت، يعني قانون : Laissez faire ,laissez passer ،سخن فرانسوا كنه ،اقتصاددان فرانسوي (= بگذاريد سرمايه داران هرچه خواستند بكنند و هر جا خواستند بروند) «= پايه و اساس استثمار و استعمار ،تعدي و تجاوز» از ديگر سو . بدون ترديد در چنين جوامعي ارزشهاي اخلاقي و معنوي با تمسك فريبكارانه به حقوق بشر فداي ارزشهاي اقتصادي سودجويانه ميشوند ،با همه ضايعات انساني آن. آري، بدون ترديد ميشود مدعي شد كه جنگهاي خونين اول و دوم جهاني عمدتاً حاصل تفكري بدين گونه بوده است. اين قانون سودجويانه ضد بشري را مقايسه كنيد با كلام پروردگارِ عالم در آنجا كه به پيامبر گرامياش ميفرمايد:« و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين» (= ما ترا نفرستاديم مگر آنكه رحمت براي عالميان باشي). از اين كلام، عطر دلانگيز عشق و محبت بر ميخيزد و از آن سخن بوي اشمئز از سودجويي، تعدي و تجاوز .بلي ،آن حق است و اين باطل ،آن انسانگر است و اين ضد انسان!! 4ـ و اما آزادي خريد و فروش در اسلام و حرمت ربا : «... واحل الله البيع و حرم الربوا...» به فارسي:«... خداوند تجارت را حلال و ربا را حرام كرده است...» ميبينيم كه خريد و فروش (تجارت ) در اسلام هم آزاد است وليكن با تفاوت در هدفها و شيوهها. تجارت در اسلام به منظور رفع نيازهاي بشري است، كاري صواب با فرآيند ثواب، از اينرو گفته ميشود: «الكاسب حبيب الله» در حالي كه تجارت به معناي امر وزين آن به غير ثروت اندوزي كور بي رحمانه نيست، آنچه كه مردم و جوامع دنيا را به دو گروه «اقليت غني» و «اكثريت فقير» تقسيم كرده و از آنجا موجب تضاد و تنش گرديده است . شيوه عمل در تجارت اسلامي به طريق معاوضه (تهاتري) و يا بهرهمندي از يك سود عادلانه مقبول است، در صورتي كه آزادي تجارت در مفهوم «ليبراليسم» كه از آن به غلط آزادي و آزادگي افاده معني ميشود - مبتني بر «عرضه و تقاضا» براي سود جوئي است كه معمولاً همراه با ربا و احتكارهاي ضد بشري خانمانسوز هم ميباشد، هدف مذمومي كه اسلام آن را به شدت منع و نهي نموده است ،چنانكه قرآن كريم در اين خصوص ميفرمايد:« ... و الذين يكنزون الذهب و الفضه و لا ينفقونها في سبيل الله فبشر هم بعذاب اليم.» به فارسي:«و كساني كه طلا و نقره (سرمايه) را ذخيره ميكنند و در راه خدا (يعني براي انسانها) انفاق نميكنند ،اي رسول آنها را به عذاب دردناك بشارت ده ». 5ـ عدالت در اسلام : ميدانيم كه بدون عدالت و رعايت مساوات در برخورداري از مواهب زندگي:«تغذيه، مسكن، بهداشت، آموزش، تفريحات سالم و آزادي» هيچگاه صلح و دوستي ،عشق و محبت به مفهوم عملي آنها در جوامع بشري محقق نخواهد بود و لذاست كه قرآن كريم، كتاب فرهنگ و تمدن اسلامي، ميفرمايد : «... اعدلوا هو اقرب للتقوي...» به فارسي: «عدالت كنيد كه عدل به تقوي نزديكتر است (زيرا كه عدالت پايه و اساس هر نيكي است) اين بود شمهاي از تعاليم و شعائر انسان ساز فرهنگ و تمدن اسلامي. تكمله اشارهاي به حقيقت فرهنگ و تمدن اسلامي و ديدگاههاي عدهاي از دانشمندان درخصوص آن: اگر مفهوم «فرهنگ» را مجموعهاي از بينشها ،تعاليم ،اعتقادات ،آداب و رسوم در نظر آوريم - كه در واقع به غير آن نيست - و از سوي ديگر آنها را به عنوان «زيربناي تمدن» يعني كاربرد «علم و آگاهي ،اراده و عمل» در چگونه زيستن و به ويژه فراهم آوردن وسائل مادي زندگي «روبنا» تلقي كنيم - كه در واقع همينطور هم هست - در آن صورت چنان كه گذشت متوجه خواهيم شد كه اصول و مباني «فرهنگ و تمدن بشري» به روشني در قالب عاليترين مفاهيم و احكام در قرآن كريم تبلور دارند كه در اين خصوص ديدگاههاي عدهاي از دانشمندان را به شرح زير نقل ميكنيم :گوته فيلسوف و شاعر شهير جهاني كه قدرت و شهرت و عظمت او از زمان خود تاكنون روزافزون بوده است، ميگويد :«ما اول بار از قرآن روگردان بوديم ،ولي طولي نكشيد كه اين كتاب توجه ما را به خود جلب كرد و ما را به حيرت درآورد و بالاخره مجبور شديم كه اصول و قواعد آن را تعظيم نموده و بزرگ بشماريم و در مطابقه الفاظ آن با معاني بكوشيم. مرام و مقاصد اين كتاب بي اندازه قوي و محكم و مباني آن بلند است. اين كتاب به زودي بزرگترين تأثير را در تمام روي زمين خواهد گذاشت». توماس كارلايل دانشمند و نويسنده معروف انگليسي مينويسد: «هنگامي كه ما قرآن مجيد را مطالعه ميكنيم ،ميبينيم اين كتاب علاوه بر آنكه وحي آسماني است از نظر كلمات و تركيب آنها بليغترين كتاب است، هيچكس قرآن را با دقت نميخواند مگر آنكه ميبيند حقايق اصيل در برابر وي آشكار است و درمييابد كه اين كتاب وابسته به اصل حقيقي، به مبدايي عالي و مقدس پيوسته است ... اين كتاب از هر گونه عيب و نقص و اصول ناپسنديده پاك و مبراست». ارنست رنان فرانسوي ميگويد:« در كتابخانه شخصي من هزاران جلد كتاب سياسي ،اجتماعي ،ادبي و غيره وجود دارد كه همه آنها را بيش از يكبار مطالعه نكردهام و چه بسا كتابهايي كه فقط زينت كتابخانه من ميباشند، ولي يك جلد كتاب است كه هميشه مونس من است و هر وقت خسته ميشوم و ميخواهم درهايي از معاني و كمال به روي من باز شود آن را مطالعه ميكنم و از مطالعه زياد آن خسته و ملول نميشوم، اين كتاب، قرآن، كتاب آسماني مسلمين است». رژي بلاشر، استاد دانشگاه سورين، ميگويد: «قرآن كلام الهي است، از نظر فصاحت و بلاغت واجد مرتبهاي است كه از حد كلام بشر بالاتر است و كمالي به وجود آورده است كه در لغت بشري نظير ندارد و از نظر بيان انساني عاليترين مرحله قابل وصول است. قرآن تنها بواسطه محتوا و تعاليم معجزهوارِ آن نيست، بلكه يك شاهكار ادبي نيز هست، حتي قبل از هر چيز تحفه و بديعهاي است كه از هر اثر گرانبها كه بشريت آن را دريافت كرده و گرامي داشته، فراتر رفته است ... در بسياري از سورههاي قرآن كه رازهاي الهي درباره جهان با خواننده در ميان گذاشته ميشود، نظير ستارگان، كوههاي مقدس و ساير مظاهر وجود ،اصولاً سوره با آن مفاهيم آغاز ميشود. اين درآمدهاي سورهها در اسلام به صورت ادعيه درآمده است و پيوسته تكرار ميشود. زيبايي آهنگ و خيالانگيزي اين كلمات بسي جالب است... همچنين در داستان عيسي مسيح و مريم ،تصويري كه قرآن از اين دو چهره ارائه ميدهد با بيا انجيل متفاوت است و به جاي تفصيل به ايجاز كوشيده است» . در حالي ديگر ميگويد: و اما «جاي بسي افسوس است كه امروزه در ديار مسلمانان، چنانكه شايسته قرآن است بدان نميپردازند و از بسياري از تعليمات اين كتاب رستگاري غافلند، اگر ارزش اين كتاب و دستورات رهائي بخش آن آشكار شود، ميتوان اميدوار بود كه بنيان اصلاحاتي اساسي در سرنوشت بشريت پايه ريزي شود.»
|