پروفسور دكتر صغري بانو شكفته(1)

گفتگو ميان تمدنها واوضاع اخير

گفتگو ميان تمدنها موضوعي است كه از دو سال قبل مورد توجه است،‌از موقعي كه پيشنهاد دولت جمهوري اسلامي ايران به دبير خانه سازمان ملل متحد در نيويورك ارائه گرديد و آنگهي در اجلاسيه ساليانة مجمع عمومي در اكتبر 2000 بحث قرار گرفت و با اتفاق آراي گليه كشورهاي عضو،‌سال 2001 به عنووان سال گفتگو ميان تمدنها، بر مقياس جهاني اعلام گرديد،‌طي مدت ژانويه الي اوت 2001 در مطبوعات گاه گاهي به آن اشاره مي شده است اما آنطور كه انتظار مي رفت كوششهاي پيگيري جهت شناخت موضوع گفتگو ميان تمدنها مشهود نبوده است.بايد اذعان كرد كه حوادث يازده سپتامبر 2001 در نيويورك و واشنگتن و عكس العمل انتقام جويانه ايالات متحده امريكا نوع بشر را به پرتگاه نيستي سوق مي دهد و اگر چنانچه رهبران كشورهاي غربي و مغزهاي متفكر آنان اهميت گفتگو ميان تمدنها را درك مي كردند،‌حسن تفاهمي ميان تمدنهاي مختلف پايه ريزي مي گرديد موجبات دشمني با مسلمانان جهان بويژه مردم ستم ديده افغانستان به اين شدت و حدّت به وجود نمي آمد. در عقب نما مسئوليت كليه كشورهاي مسلمان اين است كه موضوع گفتگو ميان تمدنها را در سازمان ملل متحد،‌شوراي امنيت، مذاكرات دو جانبه و چند در جلسات بين المللي، عنوان كنند. همچنين مقتضاي وقت اين است كه اجلاسيه سران كشورهاي مسلمان عضو كنفرانس اسلامي هر چه زود تر تشكيل گردد و جهت حفاظت و حراست تمدن اسلامي كه در واقع ميراث عمده بشري است تصميم هاي جدي اتخاذ نمايند و هيئتي به عضويت حد اقل 3 يا 4 تن از رؤساي مملكت و يا دول اسلامي با اتفاق دبيركل سازمان كنفرانس اسلامي به امريكا اعزام گردند تا به رئيس جهوري امريكا و به اتخاذ كنندگان تصميمات در ايالات متحده هشدار دهندكه ضرر و زيانهاي جاني و يا مالي كه در تاريخ 11 سپتامبر 2001 وارد آمده تنها به ايالات متحده ارتباط نداشته است و در ميان كشته شدگان مركز بازرگاني جهاني نيويورك، اتباع حد اقل 45 مملكت،‌ قطع نظر از مليت رسمي آنان، شامل بوده اند. در امر بازرگاني جهاني نيز صدماتي كه به اقتصاد و تجارت كشورهاي مترقي و در حال رشد وارد امده است كه نشانگر تلفات مالي مشترك و ركورد اقتصاد به مقياس سر تا سر دنيا مي باشد.بنابراين حركت انتقام جويانه ايالات متحده و ساير كشورهاي غربي سفيد فام با اتباع كشورهاي مسلمان خاور ميانه از جمله افغانستان دال بركوتاه انديشي خط مشي متخذه از امريكا بوده و نياز به تجديد نظر دارد.

راستي! مملكتي كه حتي سه قرن از عمران، آباداني، و همچنين تأسيس آن مي گذرد، آيا مي تواند قدر تمدنهاي قديم سه الي شش هزار سال را درك نمايد؟ خط مشي دولت جمهوري اسلامي ايران در مخالفت با تهاجم به افغانستان تا آنجايي كه به استفاده از قضاي ايران مربوط مي شود، مبتني بر اصول حق ومنطقي بوده حفظ و صيانت منافع ملي ايران كه الحق مبتني بر تعليمات دين مبين اسلام است، بر همه موضوعات ديگر ارجح است. اما در ايران كه وارث يكي از كهن ترين تمدنهاي باستاني و اسلامي مي باشد،‌ به مخاطره انداخته شدن تمدن اسلامي در سراسر جهان را نبايد ناديده گرفت.در اين راستا همچنانكه ايالات متحده دارد شوراي امنيت سازمان ملل متحد را براي تصويب خواسته هاي نا مشروع خود استثمار مي نمايد، كشورهاي اسلامي بخصوص ايران عزيز محق خواهد بود كه از سازمان كنفرانس اسلامي (كه تا پارسال رياست آن به عهدة‌ايران بود و امسال با قطر است) خواستار اتخاذ تصميم هاي قاطع در اين زمينه شود.

مجتمع شدن نيروهاي دريايي و هوايي و زميني در اقيانوس هند، دريايي عربستان و درياي عمان و خليج فارس طي هفته هاي اخير در مقياسهاي بالا براي اولين دفعه پس از پايان جنگ 1991م كه هدفش بيرون راندن نيروهاي عراقي از كويت بود بظاهر هدف اول آن انهدام رژيم حاكم بر افغانستان (گروه طالبان) بود، اما از خواسته هاي بعدي امريكا چنين بر مي آيد كه در هم كوبيد تأسيسات چندين كشور اسلامي من جمله ايران، پاكستان، عراق، سوريه، لبنان، عربستان سعودي، ليبي، مالزي، سودان وصومالي به بهانة مبارزه با تروريسم، مقصود غايي ايالت متحده است،‌هم اكنون ابتكار همة ‌امرور مربوط به كشورهاي اسلامي بايد به دست سازمان كنفرانس اسلامي سپرده شود تا به عنوان نماينده امت اسلامي در برابر زورگويي محافل غربي ايستادگي نشان دهد. اگر چنانچه چند كشور مهم اسلامي كه در رأس آن ايران قرار دارد، «گفتگو ميان تمدنها» را وسيله ايجاد تفاهم و رفع سوء ظن هاي كنوني بكار گيرند، ترس آن وجوددارد كه نظرية پروفسور هنتينگتون كه در دهة آخر قرن پيش تصارم ميان تمدنها را در آينده پيش بيني كرده بود،‌ در اين مرحله از تاريخ نوع بشر، صورت تحقق بپذيرد.

بدون شك اسلام دين امنيت و سلامتي و صلح و اشتي است. اگر چنانچه در برخي از كشورهاي اسلامي، احساسات و عكس العملهاي ضد آمريكايي وجود دارد، ريشة آن را بايد در خط مشي هاي نيم قرن اخير آن كشور در مورد كشورهاي جهان سوم بويژه كشورهاي مسلمان جستجوكرد. براي دستگيري و نابود ساختن عناصر شرور انگشت شمار،‌نبايد اقتصاد سر تا سر دنيا بويژه كشورهاي مترقي كه صحنه هاي بازرگاني بين المللي،‌بانكداري، صنايع، خطوط و شركتهاي هوا پيمايي كشوري، بيمه، سياحت و چندين صحنة ديگر در حال جمود و ركود درآيد و صدها هزار نفر،‌تنها از طرف شركتهاي هواپيمايي امريكايي و بريتانيايي از كار بر كنار گردند. پس بنابر مثل معروف فارسي،‌جلو ضرر هرجا  گرفته شود،‌منفعت است،‌كليه دواير ذي ربط جهاني مي بايستي بدون تبعيض در نژاد،‌دين و مليت براي حفاظت نوع بشر همكاري وسيعي نمايند. زيرا قرن بيست و يكم يعني هزاره سوم خواستار دانش اجتماعي بالاتري از قرن گذشته است كه ما شاهد آن بوده ايم كه منتج به دهها جنگ  از جمله دو جنگ جهاني شد كه ميليونها نفر كشته نتيجه  آن بود و بمبهاي هسته اي براي اولين دفعه در آن به كار گرفته شد.

اينك لازم است ببينيم كه چگونه مي توان روش درست گفتگوميان تمدنها را در پيش گرفت:

الف: مركز گفتگو ميان تمدنها در قالب يك سازمان جهاني  گفتگو ميان تمدنها آغاز به فعاليت كند  ويك گردهمايي خط مشي سازان كشورهاي جهاني عضو سازمان ملل متحد را در تهران بر پا نمايد و اين اجلاسيه ها ايدة گفتگو ميان تمدنها مشروحا براي شركت كنندگان توضيح داده شود. كتابچه ها و نشريه هاي به زبانهاي بين المللي بويژه انگليسي، عربي، فرانسه، اسپانيولي وروسي تهييه و چاپ شود تا هنگام ورود به تهران ميان نمايندگان توزيع نمايند تا اينكه قبل از شركت در كنفرانس آنها با دورنماي گفتگو ميان تمدنها آشنا بشوند.

ب: تهيه فيلمهاي ويديويي به زبانهاي مختلف كه در آن آثار تمدنهاي عمده جهاني نظير ايران،‌يونان،‌چين، مصر، بين النهرين، درة رود سند و ساير كشورهاي متمدن نشان داده شود و با معرفي مختصر هر كدام از آن نياز مبرم به حفظ نوع بشر با ميراث باستاني و تاريخي آنان بازگو شود.

ج:‌توسعه جهانگردي يكي ديگر از صحنه هاي تفاهم در جامعه بشري است كه گفتگو ميان تمدنها هدف غايي آن به شمار مي رود. به سياحت و جهانگردي در ايامي كه از حوادث 11 سپتامبر مي گذرد،‌ لطمة‌ شديد وارد آمده است،‌گفتگو ميان تمدنها مي تواند اين صحنة‌مهم بين المللي را سرپرستي و پشتيباني كند تا سياحت كه يكي از صنايع محسوب مي شود،‌ احياء‌گردد.

در ماههاي اخير با وصف خطراتي كه متوجه امت مسلمان بوده است،‌ مسلمانان جهان به پاسخگويي آن كمر همت بسته اند. از سران كشورهاي مختلف غربي و شرقي كه از واشنگتن ديدن كرده، با رهبران آن كشور به مذاكراتي پرداخته اند، شامل رؤساي دولتهاي فرانسه، بريتانيا،‌ اندونزي و اردن هاشمي و ساير كشورهاي بوده اند كه كمتر امكان دارد كه منافع مشروع امت اسلاميه اين ديدارها مطرح گرديده باشد. اگر چه ديدار رئيس جمهوري امريكا از مركز اسلامي در واشنگتن در مسلمانان ايالات متحده امريكا و ساير كشورهاي دنيا حسن تأثير داشته همچنين اظهارات نخست وزير بريتانيا داير بر اينكه اسلام دين صلح و آشتي است و مسلمانان من حيث المله مسئول فعاليتهاي عناصر تخريب زانيستند، در محافل ذي ربط مورد استقبال قرار گرفته است اما اقتضاي زمان اين است كه با حركات سنجيده از آغاز جنگ جلوگيري به عمل آيد زيرا بيم آن مي رود  كه چنين مبدل به جنگ جهاني سوم شود كه در آن سلاحهاي عمومي و حتي هسته اي به كار رود و تلفات و خسارات چند برابر جنگ جهاني اول و دوم را در برداشته باشد.دانش اجتماعي ملت اسلامي بايد راه حل عاجلانه اي پيدا كند كه جهان اسلامي با جهان مسيحي به تبادل نظر و مذاكره بنشينند. ايالات متحده هم نبايد از انجام مذاكره سرباز زند به دليل اينكه بزرگترين اقتصاد جهان كه حتي به پهناي بيش از ژاپن و چين وجود دارد،‌در آن كشور است واگر به علت ندانم كاريهاي، خشم وانتقام بر تحمل وبردباري غلبه پيداكند،‌پيشرفتهاي حاصله در رشته هاي اقتصادي و اجتماعي در ظرف چند ماه جنگ و لو اينكه صحنة آن در آسيا و خاورميانه نيز بوده باشد، فروپاشيده خواهد شد.

متأسفانه پس از انحلال اتحاد جماهير شوروي سوسيالستي كه از هم-گسيختگي آن نيز نتيجة اقدام عاقبت ناانديشانه شوروي در باب تهاجم و اشتغال افغانستان بوده است،‌ايالات متحده بظاهر به عنوان تنها ابر قدرت جهان باقي مانده، اما روش و طرز تفكرتصميم گيرندگان آن كشور اغلب مغرضانه، خودخواهانه و مهاجمانه بوده است. اگر جنگ هاي مختلفي كه از ناحيه ايالات متحده پس از پايان جنگ جهاني دوم آغاز گرديد، نگاهي گذار بيندازيم،‌متوجه مي شويم كه در جنگ ويتنام، جنگ كره،‌جنگ خليج كارائيب، جنگ خليج فارس و نظاير آن دهها هزار نفر از مردم بومي و هزاران نفر از افراد نيروهاي مسلح خود را به كشتن داده است. در برخي موارد از ستمكاريهاي ممتد نيز احتراز نكرده من جمله تحريم اقتصادي عراق براي ده سال اخير منتج به كشته شدن حدود پانصد هزار نفر طفل وكودك عراقي گرديد،‌هفته يا ماهي نمي گذرد كه نيروهاي بيگانه مقيم شبه جزيرة‌عربستان، تهاجم هاي هوايي به سرزمين عراق ننمايند كه نتيجه اش كشته شدن افراد غير نظامي و نابودي تسهيلات عمومي و صنعتي عراق مي باشد.

«گفتگو ميان تمدنها» در حقيقت راه گشاي ملل عقب مانده جهان است و در اين راستا سازمان ملل متحد كه در تصاحب كشورهاي بزرگ صنعتي است، نمي تواند نقش مؤثري بازي كند. به همين سبب كشورهاي مسلمان بايد سكوي سامان كنفرانس اسلامي را متحرك بسازند و صداي مؤثري درزمينه بقاء‌و استحكام صلح و آشتي ميان پيروان اديان مختلف بلند نمايند. ايران و پاكستان در اين عقب نما نسبت به ساير كشورهاي داراي نقش ممتازي مي باشند زيرا در دهه هاي 70 و 80 قرن بيستم الي تاكنون مجموعا هر دو كشور در حدود يك چهارم جمعيت افغانستان را به عنوان پناهنده نگهداري كرده اند. و خداي نكرده اگر افغانستان توسط قواي خارجي مورد تهاجم قرار بگيرد(2) حد اقل يك چهارم جمعيت ديگر به پاكستان و ايران كوچ خواهد كرد و اگر پست هاي مرزي نيز براي جلوگيري از نقل و انتقال چنين جمعيت بسته باشد، به علت واقع شدن صدها كيلومتر از طول مرز در كوهستانهاي صعب العبور چنين اقدامي امكان پذير نيست:

نياز مبرم آن است كه پيرامون معضله كنوني افغانستان نظرات ايران و پاكستان نزديك به هم باشد، و اينكه خط مشي هاي هر دو كشور در وهلة اول به نفع هر دو كشور و در مرحلة بعد به نفع جهان اسلامي مي باشد. تجزية سابق آن كشور به دو دسته نيز به هيچ وجه نمي بايست به طول مي كشيد. اتحاد،‌ يكپارچگي و داشتن حكومت اسلامي، مورد اتفاق احزاب و گروهاي ذينفع و شايد يگانه راه حل استرداد وضعيت صلح آميز به سرزمين افغانستان مي باشد. گفتگو ميان تمدنها بايد در اين رهگذر نيز به خدمت گرفته شود.بخشي از خراسان بزرگ ديروز و افغانستان امروز در ميراث تمدني و فرهنگي ايران طي قرون و اعصار شريك و سهيم بوده است،‌حراست و حفاظت تمدن ايران طي قرون و اعصار شريك و سهيم بوده است، حراست و حفاظت تمدن باستاني افغانستان در واقع تداوم و ابقاي تمدن فلات ايران خواهد بود. بزرگ منشي در حين گفتگو ميان تمدنها جهت به دست آوردن هدف غايي بسيار مؤثر خواهد بود.

گفتگو ميان تمدنها موضوعي است كه بايد در سالها و دهه هاي آينده نيز پيگيري شود، چنانچه سعدي فرموده است:

 


بني آدم اعضاي يكديگرند                    .

 


كه در آفرينش ز يك گوهرند                  .       

 


 حقيقت امر اين است كه حسن تفاهم، يگانگي و يكپارچگي ميان ملل شرق و غرب به نفع همگان است. در اين رهگذر كشورهاي مترقي غربي وظيفه خطيري به عهده دارند. زيرا همه كشورهاي در حال رشد در صحنه هاي علوم، تكنولوژي، اقتصاد و سايرآن نيازمند به همكاري و همگامي كشورهاي مترقي مي باشند. از طرفي ديگر بالغ بر سه چهارم وسائل صنعتي و معدني وكشاورزي روي ارض درتصاحب در حدود يك چهارم جمعيت جهاني ساكن دركشورهاي مترقي است. پس سه چهارم جمعيت جهاني با يك چهارم وسائل و امكانات اقتصادي كه در اختيار داردند هيچگونه تهديدي براي كشورهاي مرفه الحال نخواهند داشت. با ان همه تبعيض كه از 11 سپتامبر 2001م قد برافراشته، نخست وزير ايتاليا نيز تمدن غربي را برتر از تمدن اسلامي قلمداد كرده است. براي بقاي نوع بشر رفع سوء ‌تفاهم ها تنها راه نجات است و به همين سبب بشر بايد دانايي و حكمت را چراغ راه ساخته، دست به دامن گفتگو ميان تمدنها زند. ايران عزيز در اين رهگذر بايد بيشقدم شود تا ارزوي اقبال كه مي خواست تهران درآسيا مانند منزلت ژنو در اروپا را پيدا كند، به تكميل رساند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1-استاد دانشگاه

2-اين مقاله در چهارمين هفته سپتامبر 2001در دفتر دانش دريافت گرديده بود.