پاپيه
ماشه
منبع
: سازمان
صنايع دستي
ايران پاپيه
ماشه كه
اساساً واژهيي
فرانسوي است
و در فرهنگهاي
لغت به معني
كاغذ فشرده
شده آمده،
معمولاً به
اشيايي
مقوايي كه
سطح آنها
بوسيلهي
مينياتور
تزئين و با
لاك مخصوصي
پوشش يافته
است اطلاق
ميشود. سابقهي
اين نوع هنر
كه در گذشته «نقاشي
روغني» يا «لاكي»
ناميده
ميشد، چندان
روشن نيست
ليكن از آثر
موجود در
موزه ها چنين
استتنباط
ميشود كه تا
بعد از دورهي
سلجوقيان[1]كليه
كتابهاي
خطي داراي
جلد چرمي
ساده يا ضربي [2]و
فاقد هر نوع
تزئينات
اسليمي [3]بوده
است. در دوره
ايلخاني [4]نيز
كه شهر هرات
مركز عمده ي
تحقيقات و
تأليفات
بوده، جلد
كتب بسيار
معتبر از نوع
سوخت[5]
و جلد كتب
عادي
معمولاً
چرمي ساده يا
ضربي بوده و
براي تزئين
كتب علاوه بر
نقوش اسليمي
، از خطوط
ختايي نيز
استفاده
ميشده و
ظاهراً تا آن
زمان پاپيه
ماشه در
ايران رواجي
نداشته ولي
اسناد
معتبري در
دست است كه
نشان ميدهد
اين هنر از
دورهي
صفويه[6]
به ايران راه
يافته و به
موازات ساير
انواع صنايع
دستي شكل
گرفته و
متكامل شده
است. در اين
دوره قزوين و
اصفهان مركز
عمدهي
توليد
محصولات
پاپيه ماشه
بوده و نقوش
مجالس شكار ،
رزم و تذهيب
با خطوط
اسليمي و
ختايي
فرآورده هاي
توليدي را
زينت ميداده
است و در
اواخر اين
دوره نقش گل
سرخ و گل و برگ
هاي سايه دار
طبيعي در
پاپيه ماشه ي
اصفهان جاي
خاصي داشته و
در دوره ي
زنديه به اوج
كمال رسيده
است [7]
در دوره
قاجاريه و پس
از آن در عصر
حاضر نيز
ادامه يافته
است. اسناد و
مدارك موجود
گواه بر آن
است كه در
ابتداي ورود
اين صنعت به
ايران
مهمترين
موارد مصرف
آن تهيه ي جلد
كتاب بوده به
اين نحو كه
دست
اندركاران
صحافي و جلد
سازي براي
تامين مقواي
مورد نياز
خود جهت جلد
كتاب ابتدا
كاغذهاي
باطله و تكه
هاي منسوجات
پنبه يي را در
محلولي از
شوره
ميريختند و
هر از چندگاه
آن را بوسيله
ي آلتي
گوشتكوب
مانند كه به
كوبه شهرت
داشت مي
كوبيدند و با
پارو به هم
ميزدند و
سريش به آن مي
افزودند تا
بصورت خميري
قهوه يي
درآيد. در اين
مرحله خمير
را از حوضچه
خارج مي
ساختند و
مجدداً سريش
به آن اضافه
ميكردند و
ماده ي حاصله
را در كيسه ي
ريز بافتي مي
ريختند تا
مقداري از
آبش گرفته
شود. سپس خمير
را روي پارچه
يي كه بر سطحي
هموار مي
گستراندند
مي ريختند و
با ماله يي
صاف و هموار
ميكردند و پس
از خشك شدن
كاغذي ضخيم و
نرم به دست مي
آوردند كه به
كاغذ «پيروزي
» يا «زرتي»
شهرت داشت و
داراي رنگ
نخودي
متمايل به
خاكستري و
شبيه
كاغذهاي خشك
كن امروزي
بود. صحافان
بعد از تهيهي
صفحات كاغذ،
چند برگ از آن
را بر روي
يكديگر
چسبانده و با
مشته ميكوبيدند
و به اين طريق
مقوايي
فشرده بدست
ميآوردند و
از آن براي
تهيهي جلد
كتاب
استفاده
ميكردند و
سپس به تزئين
آن ميپرداختند
و براي اين
كار، ابتدا
سطح كار را با
رنگي مناسب و
اكثراً
زرنيخي (زرد
تيره) يا يشمي
( سبزتيره)
زيرسازي
نموده و با
روغن كمان كه
حاصل تركيب
صمغ درخت سرو
وحشي و روغن
بزرك بود ميپوشاندند
و قبل از آنكه
روغن كاملاً
خشك شود،
مقداري «مرغش»
يا «دلربا» كه
از سنگ هاي
كوارتز و
داراي رنگ
هاي مختلفي
است سائيده و
بر روي سطح
كار مي
پاشيدند و
سپس غلطكي
چوبي را بر
روي آن مي
غلطاندند و
تا سوده ها در
روغن كمان
بنشيند و
رويهي جلد
هموار گردد و
در نهايت آن
را مجدداً با
روغن كمان مي
پوشاندند و
براي تذهيب
يا نقاشي در
اختيار
مينياتور
سازان و
مذهبان قرار
مي دادند. افرادي
نظير حاج
يوسف، محمد
زمان درويش ،
علي اشرف ،
آقا ابوطالب
امامي ،حاج
حسين
مصورالملكي
، حاج
غلامحسين
تقوي و … از
جمله كساني
بودند كه طي
سالهاي اخير
به تزئين ،
تذهيب و
خطاطي
فرآورده هاي
پاپيه ماشه
اشتغال
داشتند. متاسفانه
از سويي
بدليل
فروتني بيش
از حد
هنرمندان
اين رشته و از
سويي ديگر
بعلت آنكه
روي جلد كتاب
مجال امضاء
گذاشتن
برپاي اثر را
به هنرمندان
نميداده،
امروزه روز
اطلاع زيادي
از بقيه
پاپيه ماشه
سازان در
دسترس نيست و
افراد ياد
شده نيز
بيشتر كساني
هستند كه نه
به اعتبار
امضايشان،
بلكه به
ملاحظهي
بالندگي كار
و استيل و فرم
انحصاري
هنرشان از
دستبرد
فراموشي
زمان مصون
ماندهاند. قلمداد و
پاپيه ماشهسازان
گواينكه
زمان دقيق
پيدايي
قلمدان مشخص
نيست و
ظاهراً از
زماني كه قلم
نقشي در خط و
كتابت پيدا
كرده، حرفهي
قلمدان سازي
نيز در كنارش
شكل گرفته و
به موازات آن
رشد كرده،
ولي قديمي
ترين قلمدان
هاي ايراني
كه هم اينك در
موزههاي
داخلي و
خارجي يا
مجموعه هاي
خصوصي
نگهداري
ميشود،
متعلق به
قرون اوليه ي
اسلامي است و
مطالعهي
دقيق سير
تحولي
قلمدان سازي
نشاندهندهي
آن است كه اين
صنعت پيوسته
دچار
دگرگوني
بوده و در
دورهي
زنديه با
تهيه و توليد
قلمدان هايي
به شيوه
پاپيه ماشه
به اوج
شكوفايي خود
رسيده است. تا
قبل از دورهي
ياد شده
قلمدان ها از
فلز ساخته
ميشد و براي
زيبا تر كردن
آن از
مفتولهاي
سيمين يا
زرين
استفاده
بعمل ميآمد. و چون در
آن زمان
داشتن
قلمدان از
ضروريات
روزمرهي
اهل قلم به
حساب ميآمد و
حتي در هر
خانه روي ميز
هر كاسبكار و
در جيب هر
خوشنويس ،
منشي ، كاتب و … حداقل
يك قلمان
پيدا ميشد
مشكل وزن
قلمدان هاي
فلزي
هنرمندان را
به صرافت
بهره گيري از
مواد اوليه
يي كم وزن تر
انداخت و به
اين ترتيب
ساخت قلمدان
به صورت يكي
از
فعاليتهاي
جنبي پاپيه
ماشه سازان
درآمد. عجيب
آنكه محصول
جديد مورد
استقبال بي
سابقه ي مردم
قرار گرفت،
به گونه يي كه
ظرف مدتي
كوتاه
كارگاه هاي
متعدد
قلمدان سازي
در ايران
ايجاد شد و به
روايت
سياحاني كه
در آن زمان از
ايران ديدن
كرده اند
تنها در شهر
تهران هزار
نفر از طريق
قلمدان سازي
امرار معاش
ميكردند و
تمام جلوه
خان مسجد
امام خميني (
مسجد شاه
سابق) و سر تا
سر بازار
حلبي سازهاي
فعلي را
كارگاه هاي
قلمدان سازي
تشكيل ميداد. قيمت يك
قلمدان
معمولاً
بستگي به
كيفيت نقوش
آن داشت و
تزئين و
نقاشي يك
قلمدان از يك
روز تا شش ماه
كار مي برد. ورود عكس
برگردان در چنين
شرايطي تحفه
ي تازه يي
بنام عكس
برگردان
وارد كشور شد
و با توجه به
استقبال
مردم به
استفاده از
آن در قلمدان
سازي رواج
يافت و اين
كار اگر چه
باعث پائين
آمدن قيمت
فرآورده ها و
افزايش
توليد شد
معهذا لطمه
يي غير قابل
جبران بر
پيكر قلمدان
سازي وارد
آمد . از آنجا
كه عكس
برگردان در
عرض چند
ثانيه بر روي
قلمدان
منتقل ميشد
نقاشان به
تدريج از
گردونه ي
توليد خارج
شدند و
قلمدان ها از
پشت ويترين
مغازه ها و از
روي بساط
فروشندگان
به پشت
ويترين موزه
ها و به داخل
گنجه ي
كلكسيونرها
و مجموعه
داران نقل
مكان كرد. اما
بعد از مدتي
پاپيه ماشه
سازان كه به
حقانيت كار و
هنرشان
اعتقاد
داشتند از در
ديگري وارد
ميدان شدند و
اين بار
كوشيدند با
تهيه و توليد
وسايل مصرفي
شايستگي
تازه اي براي
خود كسب كنند
كه موفق هم
شدند و دامنه
ي توفيقشان
به امروز نيز
رسيده و
اكنون علاوه
بر اصفهان كه
يكي از مراكز
عمده ي تهيه ي
اينگونه
محصولات به
حساب مي آيد
در ساير نقاط
كشور نيز
گروهي به طور
پراكنده به
ساخت و
پرداخت
پاپيه ماشه
شتغال دارند
و فرآورده
هايي نظير
رحل قرآن قاب
آينه جلد
آلبوم جلد
كتاب جعبه ي
قرآن ليوان
هاي جاي قلم
جا پاكتي قاب
عكس قوطي
انواع
پودرها جعبه
ي جواهر و … توليد
ميكنند. چگونگي
توليد در حال
حاضر در حال
حاضر براي
توليد
فرآورده هاي
پاپيه ماشه
روش هايي
اعمال ميشود
كه اگر چه تا
حدودي به
شيوه هاي
توليد سنتي
شبيه است ولي
عمدتاً
داراي تفاوت
هايي نيز با
آنچه در
گذشته اعمال
ميشد هست . شيوه ي
توليد هم
اينك به اين
صورت است كه
براي تهيه ي
مصنوعات
مسطح مانند
جلد آلبوم
جلد كتاب قاب
آينه سطوح
رحل قرآن و … هنرمند
ابتدا يك برگ
كاغذ سفيد
مرغوب را كه
طول و عرض آن
حداقل چهار
سانتي متر
بيش از طول و
عرض محصول
مورد نظر است
در آب
خيسانده و بر
روي قطعه سنگ
مرمري كه
معمولاً
ابعاد آن 15×50×60
سانتي متر
است پهن مي
نمايد ،
بگونه اي كه
حباب هوا در
زير كاغذ
باقي نماند.
بعد كاغذهاي
كاهي
نامرغوب و
اكثراً ورق
هاي روزنامه
را كه قبلاً
به اندازه ي
دلخواه
بريده شده در
محلول سريش
فرو برده و بر
روي آن مي
چسباند و اين
كار را آنقدر
ادامه ميدهد
تا ضخامت
اوراق
چسبانده شده
بر روي
يكديگر به
اندازه ي
لازم برسد.
آنگاه يك برگ
ديگر از كاغذ
سفيد و مرغوب
انتخاب و بر
روي اوراق
روزنامه يي
مي چسباند. سپس تخته
ي مسطحي را
روي آن
گذاشته و
بوسيله ي پرس
هاي كوچك
دستي يا وزنه
يي سنگين تحت
فشار قرار
ميدهد. بعد از
گذشت مدت
زماني حدود 24
ساعت و خشك
شدن مقوا آن
را بوسيله ي
گزن[8]
بريده و
گونيا
مينمايد. در
صورتيكه
ساخت جعبه
هاي استوانه
يي و مدور يا
مكعب مستطيل
و ساير حجم
هاي هندسي
مورد نظر
باشد بعد از
ساختن جدار
خارجي ( به
گونه ي پيش
گفته) بوسيله
ي قالب هايي
كه داراي شكل
دلخواه است.
ساير قسمت
هاي محصول را
فراهم نموده
و پس از خشك
شدن به
يكديگر مي
چسبانند و
گوشه ها و
زواياي آن را
بوسيله ي
سوهان هموار
نموده و
آمادهي
تحويل به
نقاش
مينمايد. نقاشي
پاپيه ماشه نقاشان
پاپيه ماشه
ابتدا سطوح
داخلي كار را
با يك رنگ
آستر ( از جنس
رنگ روغني )مي
پوشانند. در
اين مرحله
چنانچه براي
پوشش زمينه
از رنگ روشن
استفاده
كرده باشند
ابتدا يك
لايه از لعاب
كتيرا را با
قلممو بر
روي سطوح
ماليده و پس
از آن به
طراحي و رنگ
آميزي نقوش
ميپردازند.
ولي چنانچه
براي پوشش
زمينه از رنگ
سياه يا ساير
رنگ هاي سير
استفاده
كرده باشند
بعد از آغشتن
آن با لعاب
كتيرا به
نسبت نوع
نقشي كه
تصميم به
پياده كردنش
دارند، به
رنگ آميزي
زمينه و پس از
آن ترسيم
نقوش مي
پردازند بعد
از اتمام اين
عمليات ،
نوبت به روغن
كاري محصول
ميرسد[9] زيرا از
آنجا كه رنگ
هاي مورد
استفاده در
ترسيم نقوش
از نوع رنگ
هاي «گوهاش»
يا آكوارل[10]
است و به
آساني با آب
پاك ميشود،
به منظور
شفافيت
بخشيدن به
فرآورده و
ثبوت رنگ ها،
روي آن را با
روغن مخصوصي
مي پوشانند. در گذشته
اين روغن را
خود پاپيه
ماشه سازان
يا نقاشان با
فرمولي كه در
اختيار
داشتند
ميساختند
ولي درحال
حاضر،
معمولاً از
روغن هاي
ساديلوكسي
كه توسط
كارخانجات
رنگ سازي
توليد ميشود
استفاده
ميكنند . روغن
كاري سه بار
انجام ميشود
و هر بار با
قلم موي نرم ،
قشري نازك از
روغن كه در
حقيقت حكم
شالاك[11]را
دارد به تمام
سطوح داخلي و
خارجي
ماليده
ميشود. [1]
يعني در
فاصله ي
سالهاي 451 تا
حدود 617 هجري
قمري. [2]
نقشي كه بر
روي قطعه يي
فلز حكاكي
نموده و
هنگام كار
آن را حرارت
داده و با
فشار ضربات
چكش بر روي
جلد كتاب
منعكس
ميساختند. [3]
از اجزاي
مهم طرحهاي
استيل
ايراني
بوده و مركب
از خطوط
منحني
مارپيچ كه
در زمينه ي
كاشيكاري ،گچ
بري و نقاشي
به رنگهاي
متمايز طرح
ميشود و
شاخه هاي
كوتاه و برگ
وگل از ساقه
ي مارپيچي
آن منشعب
ميگردد،
ميباشد.
طرحهاي
اسليمي كه
به عقيده
عده يي از
صاحبنظران
اصلاً
از خط كوفي
استخراج
شده و از لفظ
اسلامي نيز
نشأت گرفته
بعد از ظهور
دين اسلام و
بدليل منع
نقاشي
موجودات
زنده، رواج
يافته است و
امروزه بيش
از پنجاه
طرح اسليمي
وجود دارد. [4]
منظور
سالهاي بعد
از 783 هجري
قمري است. [5]
نقوش
اسليمي كه
با ظرافت و
زيبائي
بسياري آن
را از چرم
نازك بريده
و بر روي
جلدهاي
چرمي كتاب
مي
چسباندند. [6]
سالهاي 908 تا 145
هجري قمري ( 1502
تا 1722 ميلادي ). [7]
معروف ترين
نقاش گل و
بوته ساز
اين دوره كه
در دوره ي
خود شهرت
فراواني
نيز داشته
استاد
لطفعلي است
كه هم اينك
نيز نمونه
هاي متعددي
از كارهايش
در موزه ي
پارس شيراز
و ساير موزه
هاي داخلي
موجود است. [8]
تيغه ي تيزي
كه معمولاً
كفاشان و
صحافان
براي بريدن
چرم و مقوا
از آن
استفاده
ميكنند. [9]
اين عمل
بايد در
محلي
سربسته و
كاملاً دور
از گرد و
غبار انجام
شود تا در
حين كار
ذرات غبار
روي روغن
ننشيند. [10]
رنگ هايي كه
در آب قابل
حل شدن
هستند. [11]
صمغي كه
بصورت ورقه
يي نازك
براي شفاف
كردن سطح
اشيا مورد
استفاده
قرار
ميگيرد. |