|
غلامحسين
زرگرى نژاد سير
در علم عبرت غلامحسين
زرگرى نژاد
متولد ۱۳۲۹
بجنورد مؤلف و
پژوهشگر
تاريخ - اخذ درجه
دكترا در
تاريخ ايران
از دانشگاه
تهران - مدير گروه
تاريخ و
تدريس در
دانشگاه
تهران،
بجنورد و
دانشكده
وزارت امور
خارجه - عضو هيأت
علمى گروه
تاريخ
دانشگاه
تهران - دريافت
جايزه به خاطر
تأليف كتاب
تاريخ صدر
اسلام بعضى از
تأليفات او
عبارتند از:
رسائل سياسى
دوره قاجار،
نهضت امام
حسين و قيام
كربلا،
تاريخ صدر
اسلام،
تاريخ
تحليلى
اسلام، نهضت
آزاديبخش
فلسطين، روش
تحقيق در
تاريخ و
تصحيح
كتابهايى
چون تاريخ
احمدشاهى،
احكام
الجهاد و
اسباب الارشاد،
رسائل
مشروطيت،
هفت رساله
سياسى از عصر
قاجار،
سلطانيه و... دغدغه
زرگرى نژاد
براى پژوهش
در عرصه علم
تاريخ،
دغدغه اكنون
است نه ديروز.
او مى گويد:
تاريخ علمى
است براى
ايجاد تغيير
در شرايط
كنونى و
بهسازى وضع
كنونى با
نگاه به
اكنون و بر
بنياد تجربه هاى
ديروز. زرگرى نژاد
در سال ۱۳۲۹
در شهرستان
بجنورد به
دنيا آمده
است. پدرش
بازرگان و
مادرش خانه دار
بود. او
همانند همه
نوجوانان آن
زمان و با توجه
به تغييرات
در بافت
زندگى
اجتماعى آن
دوران، دانش اندوزى
را برگزيد.
دوره
ابتدايى را
در مدرسه
فرخى و مقطع
متوسطه و
دبيرستان را
در مدرسه
اميركبير و
دانش گذراند.
روحيه
ناآرام و
كنجكاو از
همان اوايل
زندگى او را
براى ادامه
راه خود
هميارى كرد و
تلاش و صبورى
را در او
پرورش داد.
دوران
دبيرستان،
پرتلاطم و
پرتغيير
گذشت. يك سالى
از تحصيل
كناره گيرى
كرد و يك سالى
هم در تعليق
تعطيلى
دبيرستان
سپرى شد. اما
در همين
دوران شرايط
نابهنگام و
ويژه اى
براى رشد
فكرى او مهيا
شد. او به
جلسات تفسير
قرآن مرحوم
محمدتقى
شريعتى راه
يافت و در
منزل پدر با
دكتر على
شريعتى آشنا
شد. در اين
سالها به
نوعى پاى
منبر مرحوم
مطهرى نيز
حضور داشت،
زيرا شريعتى
زمانى كه
دكتر مطهرى
به مشهد مى رفت،
جلسات
سخنرانى خود
را به او
واگذار مى كرد.
بعد از آن
دوران،
زرگرى نژاد
در كانون نشر
حقايق دينى
ارتباط
تنگاتنگى با
دكتر شريعتى
برقرار كرد و
بعد از طريق
پذيرفتن
نمايندگى
فروش
كتابهاى
شركت انتشار
در بجنورد
اين همكارى
ادامه پيدا
كرد و در زمان
تحصيل او در
تهران نيز
ادامه داشت. دوران
سربازى با
همه
دشواريها
براى
غلامحسين
زرگرى نژاد
از
شيرينترين و
مفيدترين
ايام زندگى
بوده است. محل
خدمتش در
روستاى
فرسمانه،
بخش تفرش، به
درست كردن
جاده به كمك
روستاييان و
تسهيلات در
آمد و رفت
منجر شد. در كنار اين
خدمات، او
فرصت
پرداختن به
علايق خود را
نيز به دست
آورد و حدود
۳۰۰ كتاب
نظير تاريخ
طبرى، تاريخ
ابن عثير،
تاريخ
مسعودى،
تاريخ
يعقوبى،
تاريخ
مشروطه و
تاريخهاى
ديگر را در
همان روستا
خواند، به طورى
كه خواندن
اين كتابها
او را از
مشكلات خاص
شب امتحان در
هنگام تحصيل
رشته تاريخ
رها كرد.
البته چنين
آشنايى و
آگاهى، به
ادامه تحصيل
در رشته
فلسفه غرب
رهنمود كرده
بود كه به دليل
بروز
مشكلاتى با
مدير گروه
فلسفه، رشته
تاريخ را
برگزيد.
علاوه بر
اين، او در
رشته فلسفه
اسلامى نيز
نفر اول شد و
حتى در
مصاحبه
تخصصى كه آيت الله
مطهرى،
علامه نورى و
دكتر مفتح
مصاحبه گر
آن بودند نيز
پذيرفته شد.
اما به دليل
موافقت
نكردن با
تحصيل
همزمان او در
دو رشته و
آشناييش با
فلسفه
اسلامى،
رشته تاريخ
را ادامه داد
و بالاخره در
سال ۱۳۵۷ در
مقطع
كارشناسى
فارغ التحصيل
شد. در سال ۱۳۵۸
در كنكور
كارشناسى
ارشد قبول شد
كه ادامه
تحصيل او پس
از يك ترم به
انقلاب
فرهنگى
برخورد. آن
سالها به عنوان
دبير در
زادگاهش
خدمت مى كرد
كه پس از
بازگشايى
دانشگاهها
سه روز در
تهران تحصيل
و سه روز در
بجنورد
تدريس مى كرد. زرگرى نژاد
پس از منتقل
شدن از
بجنورد به
تهران در
سازمان
پژوهش و
برنامه ريزيهاى
كتابهاى
درسى مشغول
شد. بعد از آن
به دانشكده
وزارت خارجه
منتقل شد و سه
سال در اين
دانشكده
دروسى نظير
تاريخ
ديپلماسى،
انديشه
سياسى در
اسلام ايران
و تاريخ
معاصر را
تدريس كرد. او
بعد از آن به
دانشگاه
تهران منتقل
شد و در نهايت
درجه دكتراى
خود را در
تاريخ ايران
با عنوان «سير
تحول انديشه هاى
سياسى در
ايران معاصر»
اخذ كرد. زرگرى نژاد
اكنون در
مقطع دكترا
درسهايى
نظير گرايش
تاريخ
ايران،
تاريخ معاصر
و روش تحقيق
پيشرفته را
تدريس مى كند. او در كنار
سالها
تدريس، به
تأليف آثارى
چون تاريخ
تمدن و
فرهنگ،
تاريخ معاصر
ايران، روش
تحقيق در
تاريخ، نهضت
آزاديبخش
فلسطين،
تاريخ سياسى
اجتماعى
ايران قبل از
اسلام،
تاريخ سياسى
اجتماعى
ايران بعد از
اسلام،
تاريخ
تحليلى
اسلام، نهضت
امام حسين و
قيام كربلا،
تاريخ صدر
اسلام (عصر
نبوت) و تصحيح
آثارى نظير
مجموعه
رسائل سياسى
عصر قاجار،
تاريخ
احمدشاهى،
هفت رساله
سياسى از عصر
قاجار،
رسائل
مشروطيت،
خاطرات
نخستين
سپهبد ايران
و... پرداخته
است. همچنين
او مشغول
آماده سازى
چند اثر مهم
همچون
روزشمار
تفصيلى
تاريخ معاصر
ايران در پنج
جلد، تاريخ
ذوالقرنين
از خاورى
شيرازى در دو
جلد، تاريخ
جهان آرا از
محمدصادق
وقايع نگار
مروزى، جلد
دوم رسائل
مشروطيت،
رسائل سياسى
عصر قاجار در
سه جلد، جلد
دوم تاريخ
صدر اسلام با عنوان
عصر خلافت و
تاريخ
تحليلى
اسلام براى
انتشار است. او از جمله
پژوهندگان
حوزه تاريخ
صدر اسلام
است كه شرايط
اجتماعى،
سياسى و
اقتصادى آن
ايام كه نقش
مهمى در
فراهم آوردن
حوادث تلخ
دوره هاى
بعد از جمله
حادثه كربلا
شده است را
توأمان
بررسى مى كند.
از اين نظر
زرگرى نژاد
تحليلهاى
عميق و جدى از
شرايط قبل و
بعد از كربلا
دارد. او در
گفتگويى كه
به بهانه
انتشار كتاب
نهضت امام
حسين و قيام
كربلا انجام
داده، بر اين
اعتقاد
اصرار داشت
كه ظهور
اشرافيت
جديد و طبقه
ثروت اندوز
و دنيا طلب،
از مهمترين
عوامل به
قدرت رسيدن
امويان و
حادثه كربلا
بود. «اين طبقه
گرچه در دوره
خليفه سوم
تبلور
يافتند و بى هيچ
مانع و رادعى
به استمرار
حيات و
زادوولد
پرداختند،
اما به واقع
محصول دوره
فتوحات
بودند و حاصل
سياست
اقتصادى عصر
خليفه دوم. سياستى كه
پايه و اساس
آن را به
خلافت عصر
نبوى، تقسيم
ثروت بر
بنياد سبقت
تشكيل مى داد.
درست است كه
خليفه دوم
خود مردى
وارسته از
مطامع مادى
بود، ولى
سياست
اقتصادى او
اجازه ظهور
اشرافيت
جديد را مى داد.» غلامحسين
زرگرى نژاد
از علم تاريخ
به عنوان علم
عبرت ياد مى كند
و اين تلقى كه
تاريخ مربوط
به گذشته و
مطالعه
گذشته است را
غلط و مردود
مى داند و مى گويد:
تاريخ براى
تغيير و
تأثير در
اكنون است كه
از خطاها و
تصورات
ديروز پند
بگيريم و
همانگونه از
رشد و
شكوفايى آن
الهام
بگيريم و
راهى بر اساس
آن فراز و فرودها
انتخاب كنيم.
طبق اين طرز
تفكر، تاريخ
متكلف به
مساعدت و
بهسازى
اكنون است،
اما اكنونى
كه ريشه در
گذشته دارد و
بدون درك و
كشف اين ريشه ها،
دگرگونى و
تغيير در
اكنون اگر
محال نباشد،
دشوار است. پس
دغدغه و
نگرانى مورخ
بايد معطوف
به جستجو شود
و در گذشته
نماند. زرگرى نژاد
معتقد است
بنياد پژوهش
بايد مبنى بر
منابع دسته اول
باشد. همچنين
علاوه بر
پيدا كردن
اين منابع،
يك
متدولوژى،
تحقيق سامان يافته
و ايدئولوژى
منطقى نيز مى تواند
مورخ را براى
ارائه حقايق
يارى رساند. «هر
پژوهشگرى يك
انسان است كه
خودآگاه يا
ناخودآگاه
تحت تأثير
نظام ارزشى
خاص زمان و
مكان خود
واقع مى شود،
البته با
تعادل
برقرار كردن
در خصلت
تحقيق و
پايبند بودن
به اصول روش شناسى
و بنده تحقيق
بودن مى توان
اين تأثيرات
را كاهش داد،
ولى به طور
كامل نمى توان
آن را از ميان
برد.» |