|
…
اين نقطه اوج دين شماست سيد
امير حسين اصغري
مبتدا:
در عرف اهل معرفت، عالم عبارت از
يك شب و يك روز است كه در آن دو حالت براي
وجود رخ داده است. شب عالم، زمان تجلي شمس
حقيقت از پس پرده غيبت است و آن "ليله
القدر" است كه در آن نعمت و بركت بيكران
از حضرت احديت به سوي عالم روان مي شود. با
اين بيان، "ليله القدر" زمان "قوس
نزول" است.
زمان ديگري نيز با احتساب، "انا
اليه راجعون" وجود دارد كه "قوس صعود"
و "اليه المصير" است و آن "يوم
القيامه" يا روز بازگشت است. با اين بيان
قوس نزول و صعود آفرينش تكميل مي شود و هر
چه هست در اين دو قوس رخ داده است.
به تعريف كلمات نوراني قرآن،
حقيقت اين كتاب شريف نيز، در زمان قوس نزول
"ليله القدر" يا "ليله المباركه"
نازل شده است. معاني
ليله القدر
شب قدر را به معاني متعددي ستوده اند
كه اجمال آن اين سه نكته است:
1
–
چون شب قدر داراي شرف و منزلت است و قرآن
صاحب قدر توسط ملك صاحب قدر، وارد شده است،
ليله القدرش گويند. 2
–
چون كه تقدير امور و آجال مردم در اين شب مي
شود، آن را شب قدر ناميده اند. 3
–
به واسطه آن كه زمين در آن شب از كثرت نزول
و حضور ملائكه ضيق و تنگ مي شود، آن را قدر
گويند. نكته:
با توجه به مفاد مباحث مربوط به شب
قدر، اين فرض پيش مي آيد كه آيا اين شب خود
به تنهايي مهم است يا آنچه كه بالعرض در آن
واقع شده و مي شود، چنين شرافتي را به آن
داده است. يعني آيا زمان ليله القدر خود به
تنهايي داراي شرافت است يا آنچه كه بالعرض
بدان وارد شده است؟ چه، در تفسير خواجه
عبداله انصاري در شرح آيه نخستين سوره قدر
آمده است: "انا انزلنا القرآن في شأن
ليله القدر" يعني شرافت آن شب به حدي مهم
بود كه قرآن را در شأن آن شب نازل كرديم.
دو منظر متفاوت، در نگرش به امر
واحد، در ميان اهل تحقيق واقع شده است.
برخي، شرافت را به "زمان" داده اند،
نه به امر متعلق و عارض بر آن. چنانكه، حق
تعالي آن را "ليله المباركه" مي نامد
و يا در آيتي به "عصر" و "زمان"
قسم ياد مي كند، يا اينكه در كلام ائمه
معصوم (ع )، خصوصا در زيارت مأثور از حضرت
امام سجاد (ع)، مربوط به رؤيت هلال ماه
مبارك، بدان سلام مي شود.
ديدگاه دوم، بر آن است كه "زمان"
خود "حقيقت واحد" است و شخصيت آن نيز،
شخصيت واحده است. "و از اين جهت، ممكن
نيست شخص واحد، در حكم، متجزي و مختلف شود.
بنابراين، ناچار آنچه در شرافت و نحوست،
وارد شده است، محمول بر وقايع و قضاياي
حاصله در آن است. و اين وجه برهاني نيست،
زيرا كه زمان گرچه شخص واحد است، ولي چون
متدرج و ممتد است و حقيقت مقداريه است،
مانع ندارد كه بعضي اجزاي آن با بعضي ديگر
در حكم و اثر مختلف باشد. و برهاني قائم
نشده است كه هر شخص به هر طوري هست داراي دو
حكم و دو اثر نمي شود، بلكه خلاف آن ظاهر
است. مثلا، افراد انسان با آن كه هر يك شخص
واحد هستند، مع ذلك، در صورت جسميه آنها
اختلافات كثير هست»(1)
بر نظر اول نيز ايراداتي وارد است
اما در مجموع عارف بزرگ عصر ما، حضرت امام
خميني (قدس سره الشريف) نسبت به اين وجوه
فرموده اند:
"هر دو وجه ممكن است، ولي وجه
ثاني به نظر ارجح است. بنابراين، شايد ليله
القدر، براي آن صاحب قدر شده است كه شب
وصال نبي ختمي و ليله وصول عاشقي حقيقي به
محبوب خود است … تنزل ملائكه و
نزول وحي پس از حصول فنا و قرب حقيقي است و
از اخبار كثيره و آيات شريفه نيز استفاده
مي شود كه شرف و نحوست زمانها و مكانها به
واسطه وقايع در آن است. و اين با مراجعه
معلوم شود. گر چه استفاده شرف ذاتي از بعض
آنها نيز مي شود(2)."
بنابراين مي توان گفت، هم زمان،
زمان و سعد و شريفي است و هم وقايع عارضي بر
آن شريفند، بنابراين شبي را
مي آفرينند كه از هزار ماه برتر و
باالاتر است. نور
ولايت و نبوت در شب قدر
اصل درجه و شرافت ليله القدر، در
باطن آن نهفته است. هماهنگي وقايع عالم، با
اهل ولايت و رويت آمال و آجال مردم توسط
ايشان در آن شب، رمزي دروني و نهفته از اين
ليله مباركه را آشكار مي كند. در برخي
احاديث شريف، شرف اين شب را به حضرت فاطمه (س
) نسبت داده اند. كه درك مقام اولي و دومي
منشأ ظهور معرفت باالايي است.
همچنين از احاديث شريف چنين بر مي
آيد كه، نور ولايت و نبوت در آن شب آفريده
شده است. در حديثي از امام رضا (ع) مروي است:
"خداوند متعال شب قدر را در
ابتداي آفرينش دنيا آفريد. هم چنين در آن
شب، نخستين پيامبر و نخستين وصي را آفريد.
در قضاي الهي چنان گذشت كه در هر سال شبي
باشد كه در آن شب، تفضيل امور و مقدرات يك
ساله فرود آيد."
پس شرافت شب قدر، در ارتباط با خلق
اول آدم –
پيدايش قوس نزول و تجلي تعين اول از مقام
لاتعين كه در حديث شريف همان نور ولايت و
نبوت است آمده كما قال النبي: انا نبي و آدم
بين الماء و التين –
است. و هجوم سلسله معارف جليله الهي به قلب
او، با اين بيان صاحب نبوت و ولايت برترين
عارف به حق قدر است. و در واقع به تعبيري،
زمان "سلطنت ملكوتيه" ولي است كه
امروز به دليل وجود حضرت بقيه الله في
الارضين، حجه بن الحسن العسكري (عج) اين شب
اثبات شده و او مي تواند مقدرات را تندتر و
يا كندتر كند.
وجود شب قدر و "ولي" در هر عصر
و زمان، احتجاج بر وجود ولي و نور ولايت و
حجت الهي است. امام جواد (ع) در حديثي شريف
فرموده اند:
"اي پيروان تشيع، با مخالفان
امامت، به سوره انا انزلنا، استدلال كنيد،
تا پيروز شويد. به خدا سوگند اين سوره، پس
از درگذشت پيغمبر، حجت خداي متعال است بر
خلق، اين نقطه اوج دين شماست. اين سوره
نشانه ابعاد علم ماست. اي شيعيان! همچنين
به سوره "حم دخان" كه در آن آيه انا
انزلنا في ليله المباركه" آمده است،
استدلال كنيد! اين سوره، پس از رسول خدا،
خاص ولي امر است در هر عصر …"
اين يك نگرش قرآني است. و بسته به
تعلقات معنوي و شرح باطن ليله القدر است
"و به اعتباري قوس نزول، ليله القدر
محمدي است;
و قوس صعود يوم القيامه احمدي است" كه
براي راهروي حقيقت اين دو معنا، عالم را به
صورتي واحد عيان مي كند و شخص هماره خود را
در ليله القدر و يوم القيامه خواهد ديد. تكمله:
رسول خدا (ص) در خواب ديد بني اميه
در صورت بوزينگاني از منبر او باالا مي
روند. سخت اندوهناك شد و پس از آن رويا،
خداي تعالي سوره انا انزلناه، را نازل
كرد، كه يك شب قدر تو بسي برتر از هزار ماه
حكومت بني اميه است. چرا كه مقدرات تمام
اهل عالم در آن شب به دست "ولي الله"
است و طبق مفاد اين سوره شريفه، نه تنها
بني اميه بلكه هيچ يك از سلاطين و حاكمان
عالم چنين قدرتي نداشته و ندارند.
و تو چه مي داني كه شب قدر چيست؟
"امشب" شب نواختن بندگان است. وقت
قبول توبه عاصيان است. موسم و ميعاد آشتي
جويان است. هنگام ناز عاشقان و راز محبان
است. همه شب داعيان را اجابت است. سائلان را
عطيت است. مجتهدان را معونت است. مطيعان را
مثوبت است. عاصيان را مغفرت است. محبان را
كرامت است. فرشتگان از آسمان به زير بياييد
به عدد سنگريزه جهان، و جبرئيل روح ا لامين
در پيش ايستاده. اين است كه رب العالمين
گفت: "تنزل الملائكه و الروح فيها باذن
ربهم" چهار علم با خود آورده، يكي بر بام
كعبه بزنند، يكي بر طور سينا، يكي بر صخره
بيت المقدس، يكي بر سر روزه مصطفي (ص). و آن
فرشتگان با ايشان گرد عالم مي گردند و به
همه جايها در آيند و به همه خانه هاي
مومنان شوند (3).
و تو چه مي داني كه شب قدر چيست؟ اي
رسول، ما! "اين تركيب را براي عظمت متكلم
و مخاطب دانسته اند، و آن عظمتي برايم
موضوع متصور است كه در كلام در نمي گنجد.
"كأنه مي فرمايد: ليله القدر، نمي داني
چه حقيقت با عظمتي است، حقيقت آن را بيان
نتوان نمود و نسج و نظم حروف و كلمات در خور
آن حقيقت نيست و لهذا براي كلمه "ما"
براي بيان حقيقت است از بيان آن صرف نظر
نمود و فرمود: ليله القدر خير من الف شهر.
به خواص و آثار آن را بيان فرمود، و از
اينها نيز مي توان حدس قوي زد به اينكه
حقيقت ليله القدر و باطنش غير از اين صورت
و ظاهر است. ولي نه به آن مثابه كه نسبت به
رسول الله ولي مطلق و محيط به كل عوالم،
اين نحو تعبير شود.(4)"
آنجا كه حق تعالي – خود –
ليله القدر را به عوارض و خواص تعريف
فرموده است، ما كور چشمان كجا مي توانيم
حرفي از آن عظمت و نكته اي از آن سر بزرگ
بيان كنيم. اميد آن كه در آن شب، چشمانمان
بينا شود و به منزل ادراك مفهوم بلند، قدم
نهيم. پي
نوشت: 1-آداب
الصلوه – حضرت امام خميني (ره) 2-پيشين 3-كشف
الاسرار و عده الابرار، ابوالفضل رشبد
الدين ميبدي /ج 10، تفسير سوره قدر. نوبت
ثالث 4-آداب
الصلوه – حضرت امام خميني (ره)
|