روشي براي ايجاد رقت قلب

          از كارهايي كه باعث برانگيختن رقت و بوجود آمدن گريه و ترسي كه از جهت بزرگي خداست مي شود ، مي توان از بستن دست به گردن ، پوشيدن لباس مويين ، ريختن خاك بر سر، به خاك افتادن ، گذاشتن صورت  بر خاك ، گذاشتن سر بر ديوار، راه رفتن و ايستادن ، فرياد زدن و ساكت شدن ، درخاك غلت خوردن ، و خود را در روز قيامت فرض كردن و آنگاه با آنچه درباره ملامت مجرمين وارد شده است ، خود را ملامت كردن ، نام برد. و سپس به سمت راست خود نگاه كرده و درباره وضع و حال ‹‹اصحاب يمين ›› و شكل و لباس آنها فكر كند، آنگاه به سمت چپ نگاه كرده و خود را يكي از ‹‹اصحاب شمال ›› فرض نموده و روي سياه ، چشم كبود، دستان بسته آنها ، همنشيني آنان با شياطين ، پوشيدن لباسهاي مسي گداخته و لباسهاي آتشين و حضور تمامي فرشتگان عذاب را در حالي كه منتظر فرمان پروردگار شان هستند در نظر آورد. آنگاه از صدور اين خطاب : ‹‹ او را بگيريد، در غل و زنجير كشيده آنگاه به دوزخ افكنيد. آنگاه با زنجيري كه طولش هفتاد ذراع است دركشيد.›› حذر كند.

سپس صدا بزند:‹‹ اي مهربانترين مهربانان ! اي ياور كساني كه ياري مي خواهند !‌ رحمت گسترده ات كجاست ؟ كجاست عطاياي فراوانت ؟ كجاست فضل بزرگت ؟ كجاست منت زيادت 0؟ كرم تو كجاست ؟ اي كريم ! آنگاه گريه كرده و بردباري و كرم بزرگ و فضل و احسان قديم و عفو و آمرزش عمومي او را در خاطر آورد. اگر در اين حال شيطان پليد سراغ او آمده و بخواهد او را از رحمت پروردگارش مايوس گردانيده و به او بگويد: تو با اين گناهان و عيوب اهل رحمت خدا و نگاه لطف او نيستي ، زيرا فرموده است :‹‹ رحمت خود را براي متقين نوشته ام .›› و تو با تقوا نيستي ، نبايد سخن او را قبول كند. حتي جواب او را نگفته و در جواب او با خداي خود مناجات نموده و بيشتر اظهار اميدواري نموده و بگويد: از كرم تو دور است كه از مانند من كه محتاج عفو و كرم تو بوده و با اوليائت به درگاهت توسل جسته ام روي گردانده و بر چشم گريان و قلب خاشع و بدن خوار و متواضع من ترحم ننمايي.››

آنگاه اميدواري خود را بيشتر و آرزوهاي خود را گسترده كرده و هر مقام عاليي را كه در شناخت و محبت ، نزديكي و منزلت و عمل و تقوي ، تصور مي شود ، خواسته و بسيار بگويد :‹‹ اي كسي كه هر چه بخواهد انجام مي دهد ولي ديگران نمي توانند اين كار را انجام دهند ! اي كسي كه هيچكدام از عطاياي بزرگ و كرامتهاي بزرگ و زيبا در نظر او بزرگ نيست ! اي كسي كه احسان ،  چيزي از او كم نكرده و محروم نمودن چيزي بر دارايي او اضافه نمي كند.››

آنگاه براي تاكيد اين سخنان بگويد :‹‹ خداي من ! اگر من سزاوار چيزهايي كه از تو درخواست نمودم نيستم كردم تو شايسته آن و بيش از آن است . خداي من ! شناختي كه به من بخشيدي حكم مي كند كه چيزهاي بزرگ از تو بخواهم ، زيرا آنچه كه به اوليايت بخشيدي ، بخاطر شايستگي آنان نبود، مگر اين كه از فضليت اين شايستگي را به آنان بخشيدي، زيرا خير جز از جانب تو نيست . بنابراين ، آن شايستگي را كه از فضليت به آنان عنايت فرمودي به من نيز عطا فرما، تا شايسته اجابت آنچه از تو خواستم گردم .

خداي من !‌ غير از من كساني را كه براي عذاب كردن مي يابي ، از قبيل دشمنان اوليايت و ستيزه گران با حضرت جلالت . ولي من كسي را غير از تو نمي يابم كه به من اعطا نمايد. آيا با اين وجود باز هم از كرم تو بي بهره مي مانم !‌ تو به عذاب و منع من از رحمت خود احتياجي نداري ولي من نيازمند عفو و كرم تو مي باشم .

خداي من !‌ تو كسي هستي كه از عملت سئوال نمي شوي ، و در قلمرو تو كسي با تو نزاع نكرده ، و كسي به كار تو اعتراض نمي كند. تو تواناي بخشنده اي كه توانايي تو حد ، و بخشش تو پاياني ندارد. پس من را با قدرتت شايسته گردان و با بخششت بر من ببخش ، اي بخشنده ترين بخشندگان ! خداي من !‌دشمن تو و دشمن من آمده است تا مرا از دعاي تو محروم نموده و از رحمت گسترده ات محروم نمايد. ولي با فضل تو به سخنان او پشت كرده و با دستورات او مخالفت كردم . پس مرا در مقابل او با صادق گردانيدن اميد و آرزويم به خودت ، ياري فرما. خداي من ! با شناخت كمي كه نسبت به مقدار بخشش و كرم و غنا و قدرت تو دارم ، يقين ندارم كه كسي از بندگانت را از عفو و فضل خود محروم نمايي حتي كفار را ، مگر دشمنان اوليايت كه آنان را مورد ظلم و اذيت قرار دادند. و عقيده من درباره عذاب كفاري كه چنين نباشند، فقط بخاطر تعبد به آنچه در كتاب تو آمده و فرمايش پيامبرت مي باشد كه به كفار و عده مجازات دادي و عقل من – همان چيزي كه با اعطاي آن ، بر من منت گذاشتي – لازم نمي بيند كه ذره اي آنان را عذاب كرده و به وعده هايت در مورد عذاب آنان عمل نمايي . و بحكم عقل ، وفا نكردن به وعده عذاب را ، نقصي در صفات پاكت نمي دانم و در مورد هيچ چيز از عذابت يقين ندارم ، مگر اين كه از باب تعبد باشد. خداي من ! اينگونه درباره كفار و منكرين مي انديشم ، پس عقيده من درباره كسي كه به تو ايمان آورده چه خواهد بود؟ كسي كه دوست دارد از تو فرمانبرداري نموده ، آرزوي فضل تو را داشته ، خواستار نزديكي به تو ، و از كرم تو اميدوار مطالب مهم و بزرگ است ، اگر چه گناهكار بوده و از دستورات تو سرپيچي كرده باشد.

خداي من ! از بنده گناه و از آقا گذشت و كرم است ، بخصوص اگر خيلي باگذشت باشد. خداي من ! اين حكم عقلي كه عرض كردم در اوقات معمولي است ولي اين اوقات خاص كه آن را براي كرم خود ايجاد، با آن بر بندگانت منت گذاشته ، بندگان گناهكارت را به گذشت و آمرزش خود ، و درخواست كنندگان را به اجابت و عطا فرا خوانده و درهاي كرم و بخشش خود را در آن گشوده ، عقلهاي ما بجز عقل و كرم و تبديل گناهان به خوبيها و اجابت دعاها و اعطاي درخواستها و كرامتهاي بزرگ ، متوقع چيز ديگري نيست . و اين گمان ما به تو و كرم تو مي باشد ، و خود بهتر مي داني كه پيامبرت براي ما بيان نموده است كه با كسي كه به تو خوش گمان باشد چه رفتاري داري .››