سوگ
علي، عزاي پابرهنگان
مجيد رزازي
امشب،
صداي آشناي گامهايي كه شبهاي محرومان را
روشن مي كرد، در كوچه هاي كوفه نمي پيچد. امشب
يتيمان و غربيان تا صبح چشم براه مي مانند
تا مگر آن صداي آشنا را بشنوند، آن دست
نازنين را ببينند كه با نان و خرما بسويشان
دراز شده است. امشت
ديدگان «حسابگر بيت المال»، ديگر مراقب
دخل و خرج خزانه نيست. امشب
غارتگران بيت المال، روياهاي طلايي خود را
نزديك مي بينند و محرومان و يتيمان
ومستمندان، روز روشن خود را چونان شب تار. سوك
علي (ع)، عزاي پابرهنگان است. آنان
كه طعم گرسنگي را نچشيده اند، آنها كه با
فقر، با نيازمندي، بيگانه اند، آنان كه با
ديدن فقرا، روي درهم مي كشند، چگونه علي
را مي فهمند؟ چه نسبتي با علي دارند؟ آيا
مي توانند عزادار علي (ع) باشند؟ آنها
كه اهل اسراف، اهل تجمل، اهل تفاخر،
اهل ريخت و پاش، اهل سوار شدن اتومبيلهاي
چند ده ميليوني در برابر چشمان كودكان
گرسنه اند، آنان كه سر سفره هايشان،
غذاهايي هست كه حسرتش بر دل كودكان محروم
مانده است، آنها كه پس از گرفتن پست و
مقام، بمدد امتيازهاي مالي آن، از كوچه
محرومان اسباب كشي كرده اند و دل به
همسايگي مرفهان سپرده اند چگونه به علي مي
انديشند؟ چگونه به خود؟! آنها
كه با بيت المال سرو كار آنچناني دارند،
آنان كه از بيت المال به اقربا و دوستان مي
بخشند،آنان كه از موقعيت خود براي سفارش
ناحق كردن، براي امتياز گرفتن، براي سهيم
شدن در شركتها و كارخانه ها و براي شريك
شدن در پورسانت ها، براي شكستن حريم هاي
قانون در معاملات بستگان و آشنايان بهره
مي برند، آيا مي توانند عزادار واقعي علي (ع)
باشند؟ علي
(ع) را با چنين كسان چه كار؟ علي
اهل حساب كشيدن از متولين بيت المال است.
علي (ع) همان كسي است كه وقتي مي شنود «ناظر
بازار اهواز» در حكومت او، دست در كاسه
حرام برده، در نامه اي به فرماندار خود در
اهواز اينچنين بر مي آشوبد كه براي هميشه
تاريخ، الگوي علي مسلكان شود: «هنگامي
كه نامه مرا خواندي، «ابن هرمه» را از
نظارت بازار بركناردار، او را به مردم
معرفي كن، به زندانش افكن، آبرويش را
بريز و به همه
بخشهاي تابع اهواز بنويس كه من چنين
عقوبتي براي او معين كرده ام. مبادا در
مجازات او غفلت يا كوتاهي كني كه... من به
زشت ترين صورت ممكن، تورا از كار بركنار مي
كنم و چون روز جمعه رسيد او را از زندان در
آور، 35 تا ثازيانه بزن، در بازارها بگردان
و دوباره خوار و سر افكنده و بي آبرو به
زندان برگردان و پاهايش را دربند گذار...
شبها زندانيان را به فضاي باز بياور تا
تفريج كنند، جز «ابن هرمه»... و اگر هنوز
طاقت تازيانه خوردن دارد، پس از 30 روز 35
تازيانه ديگر به اوبزن...» آري،
آنان كه درباره بيت المال و سوء استفاده از
آن با كارگزاران حكومت-در هر حد و
منزلتي كه باشند-با هر توجيه و بهانه
اي مصالحه مي كنند چگونه مي توانند عزادار
علي (ع) باشند؟ علي
(ع) از چنين كسان بيزار است و تا آن هنگام كه
حق محرومان را-«ولو آنكه كابين زنان خود
كرده باشند» از خويشتن دور نسازند، از
آنان بيزار خواهد ماند.
|