|
يكسال
پس از يازده
سپتامبر،
ديدگاه ها و
تأثيرات
رايزني
فرهنگي ج .ا.ايران
ـ وين
به
مناسبت
يكمين
سالگرد
حادثه 11
سپتامبر سال
2001
ميلادميلادي
وزارت امور
خارجه اتريش
با همكاري
مركز آكادمي
سياسي وين و
مركزشرق
شناسي
هامرپورگشتال
نسبت به
برگزاري يك
نشست در روز
دهم سپتامبر
اقدام
نمودند.
منظور از اين
اجلاس بررسي
تأثيرات
سياسي
،اجتماعي و
اقتصادي اين
حادثه در
جهان غرب و
كشورهاي
اسلامي بود.
به اين منظور
چهره هايي
چند از
كشورهاي
آمريكا،
آلمان ،
ايران
واتريش جهت
طرح مسأله به
وين دعوت
گرديدند كه
در اين ميان
مي توان از
سرشناس ترين
آنها يعني
دكتر ادو
اشتاين باخ
ياد نمود. در
ابتداپروفسور
هاينز نوس
بامر نايب
رييس مركز
شرق شناسي
هامرپورگشتال
به ميهمانان
خوشامد گفت و
پس از آن
معاون وزير
امور خارجه
اتريش كه
درغياب خانم
دكتر والدنر
كه در آمريكا
بود به قرائت
پيام وي
پرداخت . وي در
بخشي از اين
پيام گفت : يك
سال از اين
واقعه سخت مي
گذرد. در
اروپا عكس
العمل هاي
شديد و به حقي
در همدردي با
اين واقعه
ابراز شد و
سعي گرديد
اقداماتي بر
عليه
تروريسم
انجام پذيرد.البته
در مواردي
نيز بي صبري
هايي اعمال
گرديد ولي
همبستگي قوي
بود. بسياري
از نهادها
تحت تأثير
اين واقعه
قرار گرفتند
كه بارزترين
آن قدرت
اقتصادي ،
اصحاب
ديانات ،
تغيير سياست
هاي جهاني و
غيره بود. در
اين ميان
كشور اتريش
سعي نموده
نقشي سازنده
و مثبت
ايفانمايد.
از نظر نظامي
1000 نفر اتريشي
براي عمليات
صلح شركت
داده شد و به
عنوان عضو
اتحاديه
اروپا در
عرصه سياست و
گسترده
نمودن روابط
فرهنگي با
خارج بسيار
فعال بوده
است . البته
عواملي چند
اين مبارزه
جهاني را به
اختلاف وا مي
دارد. مسايلي
چون عمليات
انتحاري
ومسايل
تحجرگرايانه
، دستگيري و
قتل در ابعاد
مختلف خود از
مسايل مشكل
آفرين در اين
جريان است .
كشور ما
اتريش
گفتگوهاي
بسياري در
امر گفتمان
اديان و تمدن
ها و انجام
گفتگوهاي
بين المللي
در سطح جهان
تدارك ديد و
در اين راستا
گفتماني
درون ملي با
جوامع اقليت
و جامعه
اسلامي برپا
نمود. آنچه
براي ما به
عنوان يك راه
حل منطقي
مقبول است "گفتگو"
است .
پس از جلسه
افتتاحيه ،
اولين
سخنران
پروفسور
ادواشتاين
باخ به عنوان
اولين
سخنران گفت :
آنچه من بدان
مشغولم
مطالعه و
بررسي بحران
هاي كشورهاي
اسلامي و
خاورميانه
است كه به مدت
25 سال است كه
به آن مبادرت
دارم . بايد
اذعان كنم
خروج جهان از
جامعه
دوقطبي به يك
قطبي شدن در
دهه 90 مصادف
با حوادثي
بسيار در
جامعه جهاني
شد. مسايل
حوزه بالكان
، عراق ،
فلسطين و
اسراييل
،عضويت هاي
جديد در ناتو
و رويارويي
غرب به گونه
اي با جهان
اسلام وضع را
روز به روز
مشكل نمود.
ولي به دنبال
حادثه 11
سپتامبر
دراروپا
روند
مسؤوليت هاي
بين المللي
خصوصاً در
قبال مسأله
تروريسم
تحول پيدا
كرد و اروپا
مبارزه با
تروريسم را
در همه ابعاد
و اشكال
خودآغاز
نمود. در اين
ميان
آمريكاييان
رژيم طالبان
را نابود
كردند و عراق
را به وضعيت
سختي مبتلا
نمودند و در
سطح سياسي
جهان عرب
وهمچنين طرح
تروريسم بين
المللي
اسلامي محلي
براي منازعه
اين گفتمان
قرار گرفت و
نفت و گاز در
اين ميان
بيشترين نقش
را بازي مي
كرد. البته در
اين ميان
بايد گفت
مبارزه
منطقه اي به
نوعي تحت
الشعاع
قضاياي
خاورميانه
قرار گرفت .
مسأله
تروريست هاي
اسلامي
درفيليپين ، 30
هزار
تروريست
مسلمان در
آلمان و
كشورهاي
اروپايي
مورد توجه
قرار نگرفته
و آمريكا در
اين ميان
ادعا مي كند "يا
در كنار ما
يابر عليه ما"
در اين ميان
بسياري
رهبري
آمريكا را بر
عليه
تروريسم نمي
پذيرند و در
اين خصوص
قائل به تنوع
در رهبري
هستند،
مسأله
تروريسم در
اسراييل ،
فلسطين ، چچن
و تنوع
تروريسم در
ديگر مناطق
باز از نقاط
مشكل طرح
ضدتروريسم
در جهان است
زيرا اين
گونه مبارزه
با تروريسم
خود موجب
بروز نوع
ديگري از
تروريسم است
و مي توان گفت
بيشتر سياست
بازي مي شود.
در دنياي
اسلام
مسلمانان مي
گويند: آيا
تمامي اين
مسايل در
تقابل فرهنگ
ها و تمدن ها
قابل تفسير
است ؟ در مورد
عراق بوش نظر
به حذف صدام
دارد ولي
درخصوص
اسراييل
تسليم آنها
گرديده اند.
البته به
نوعي
آمريكايي ها
در اين خصوص
دچار
سردرگمي
هستند و مي
توان گفت
مبارزه آنها
بااين شكل
قابل دفاع
براي
اروپاييان
نيست . اروپا
بايد در اين
ميان سياست
خود را
بازيابي كند
و درخصوص
بسياري از
موارد چون
ارتباط
باروسيه
تعريفي نوين
از خود بروز
دهد. اروپا به
آسياي مركزي
نيازمند است
زيرا تأمين
انرژي اروپا
در گرو اين
تعامل با
آسياي مركزي
و روسيه است
در واقع ما به
دوستان
جديدي كه
طرفدار
آمريكا
نيستند در
عرصه سياست و
اقتصاد نياز
داريم . مسأله
ديگر مسأله
اسراييل است
كه جايگاه آن
در اين ميانه
كجاست ؟
اروپا بايد
چه سياستي در
خصوص او پيش
روي بگيرد.
آمريكا با
توجه به
منافع
اسراييل
اتخاذ سياست
مي كند،
اروپا چگونه
بايد برخورد
كند؟ زيرا
روابط
آمريكا و
اروپا در
بسياري از
اين حوزه ها
تعريف مي شود.
در هر حال
اروپا
نيازمند يك
خودآگاهي
است كه
بتواند
مشروعيت
ارتباط خود
با حوزه هاي
فوق خصوصاً
كشورهاي
عربي با غرب
را توجيه كند.
زيرا حكومت
در غرب مبتني
بر تمايل
مردم و آراء
آنهاست . بعد
از 11 سپتامبر
از جمله
همكاران
اروپا،
ايران بوده
است . روند
ارتباط و
مذاكره
گسترش يافته
خصوصاًدر
بُعد تجاري
يك دگرگوني
عميق ايجاد
شده و ايران
سعي نموده به
اروپا نزديك
شود، تركيه
سعي نموده به
اتحاديه
اروپا نزديك
شود ولي در
اين حوزه ها
مشكل
دمكراسي
وجود دارد و
خصوصاً
تركيه بايد
بيشتر به
دمكراسي روي
آورد تا
امكان گشايش
دروازه هاي
اروپا را
بيابد.مثلاً
در مسأله
افغانستان
اين همكاري
را اروپا
اعمال نمود
ولي تجربه
خوبي نبود در
اين ميان
ديدگاه هاي
منفي بسيار
وجود دارد.
زيرا سال
هاپس از
پايان
حاكميت
شوروي يك
انسجام كامل
و صحيح در آن
كشور ايجاد
نگرديد و پس
از آن وضع
بهتر از سابق
نشد و زمينه
ايجادناهنجاري
هاي بين
المللي را
فراهم ساخت .
دومين
سخنران اين
اجلاس
پروفسور
دكتر
روگركوك بود.
وي اصالتاً
برزيلي است
ولي
تحصيلكرده
آمريكا و به
عنوان يك
آمريكايي هم
اينك شناخته
مي شود. او هم
اينك به
عنوان استاد
علوم سياسي
در فلسطين به
تدريس
اشتغال دارد.
وي در بخشي از
سخنان خود
گفت :
ما همه اينك
به عنوان 11
سپتامبر و
حادثه
دلخراشي كه
در يك سال قبل
اتفاق افتاد
در اينجا جمع
شده ايم ولي
آيا مي دانيد
ماسپتامبرهاي
زيادي با
حوادث
وحشتناكي را
پشت سر
گذاشته ايم
كه بايد گفت
حادثه 11
سپتامبر 2001
ريشه در
بسياري از
سپتامبرهاي
تاريخي دارد.
وقتي ما به سه
دهه تا پنج
دهه قبل مي
رسيم مي
بينيم
آمريكا در
اين چند دهه
به سركوب هاي
زيادي در
جهان دست زد.
اوچگونه
حكومت دكتر
محمد مصدق در
ايران ،
چگوارا و... را
سركوب نمود و
در همين
كشورها ما
شاهد آن
بوديم كه از
درون اين
سركوبگري
ها، نهضت هاي
جديدي مثل
نهضت (امام )
خميني
سربرآورد و
باعث گرديد
در پس اين
نهضت ها
بازيگران
غيردولتي
ظهورنمايند
و در عرصه هاي
جهاني فعال
گردند. ما
اينك شاهد دو
نوع تروريست
در جهان
هستيم : اول
ظهور
تروريست هاي
دولتي مثل
دولت
اسراييل و
شخصي چون
شارون كه به
عنوان
تروريست
دولتي و رسمي
عمل مي كنند و
از طرفي شاهد
بروز
تروريسم هاي
غيردولتي
چون سازمان
القاعده است .
آمريكاييان
به طور جدي در
حل اين مسأله
فعال گرديده
اند و راه حل
اين مشكل
جهاني كه از
آن به عنوان
تروريسم
يادمي كنند،
را سركوب
نظامي
مقتدرانه مي
دانند. سؤال
اينجاست كه
آيا تجربه
تاريخي
آمريكاييان
در ويتنام ،
ايران و
سركوبي
انقلابيون
كه نوعي
سركوبي جنبش
ها و جريانات
انقلابي در
جهان بوده
اين اجازه را
به آنها مي
دهد كه
بتوانند در
درازمدت
نتيجه مطلوب
را بگيرند
ولي من مي
خواهم بگويم
تروريسم
امروز ريشه
در اقدامات
چند دهه قبل
دارد و اين
اقدامات
منجر به ظهور
پديده اي
جديد خواهد
شد كه
بايدانتظار
آن را در دهه
هاي آينده
داشت .
سومين
سخنران اين
اجلاس آقاي
دكتر حسين
سليمي رييس
دانشكده
حقوق و علوم
سياسي
دانشگاه
علامه
طباطبايي
بود. وي
درسخنان خود
گفت : من در
جبهه جنگ
بودم در
كردستان
ايران شاهد
يك خانواده
اي بودم كه در
عرصه جنگ
همچنان
زندگي عادي
خود رامي
كردند و از
محل زندگي
خود علي رغم
تمامي
تهديدات
مهاجرت
نكرده بودند.
من از پدر اين
خانواده
سؤال كردم
چرا شما از
اينجانمي
رويد؟ وي گفت :
ما براي
تأمين صلح و
امنيت در
اينجا مانده
ايم زيرا اگر
ما صلح
نداشته
باشيم و در
امنيت بسر
نبريم
دشمنان ما
نيز ازامنيت
برخوردار
نخواهند بود.
صلح و امنيت
همه ما به
يكديگر
بستگي دارد.
اين مسأله
فصل الخطاب
سخنان من است
و مي خواهم
بگويم جامعه
جهاني به
عنوان يك
خانواده
امنيت و صلح
مشترك دارند
و امنيت هر كس
به خطر بيفتد
همه در
ناامني بسر
خواهند برد.
حادثه 11سپتامبر
نه تنها براي
دولت آمريكا
بلكه براي
امنيت جهاني
مخاطره
انگيز بود.
البته واكنش
هاي حادثه 11
سپتامبر در
جهان اسلام
متفاوت بود
كما اينكه
اين تفاوت در
بين گروه هاي
سياسي ايران
نيز به سه نوع
تنوع خود
متفاوت بود.
جامعه راست
سنتي ، جامعه
راست واصلاح
گرايان به
رهبري آقاي
خاتمي واكنش
هاي متفاوت
نشان دادند
هر چند كه در
وجه غالب خود
تروريسم به
هر شكل و
شمايل آن
محكوم گرديد
زيرا سخن اين
است كه امنيت
جهاني و بالا
بردن ضريب
امنيت در
جهان حلقه به
هم پيوسته اي
است كه به
اراده جهاني
بارعايت
بسياري از
فاكتورهاي
فرهنگي
بستگي دارد و
يكي از آنها
رعايت و
احترام هويت
ملل و فرهنگ
هاي متفاوت و
برخورد
متقابل
احترام گونه
با آنهاست .
چيزي كه در
اصلي به نام "گفتگوي
تمدن ها"
نهفته است .
آخرين
سخنران اين
نشست دكتر
كلاوس ليبشر
مقام مسؤول
بانك ملي
اتريش بود كه
نگرشي
اقتصادي به
جريانات
مالي و
اقتصادي
جهان پس از
حادثه 11
سپامبر داشت .
وي در بخشي از
صحبت خود گفت :
حقيقت اين
است كه ديگر
جريانات و
امور سياسي
چندان
اثرتعيين
كننده بر
بازار بورس
جهاني ندارد
ولي حتي
تأثيرات كم
نيز در اين
ميان زياد مي
تواند باشد.
اقتصاد دنيا
قبل از 11
سپتامبر
مدتي رونق
بهتري يافته
بود ولي اين
حادثه به
نوعي رونق
زدايي كرد و
اقتصاد
جهاني را به
طور مستقيم و
غيرمستقيم
تحت تأثير
قرار داد و
حتي چندهفته
اي آن را فلج
كرد ولي با
ايجاد سيستم
هاي جديد چون
تزريق 70
ميليارد
يورو به بانك
ها، خريد
دلار و
دراختيار
نهادن دلار و
حتي افزايش
بهره بانكي
با بانك هاي
آمريكا
همكاري كرد.
با اين
اقدامات
توانستيم
بازار سهام
را بهبود
ببخشيم كه پس
از اين
بهبودي بهره
بانك را نيز
كاهش داديم .
مي دانيم
حوادث سياسي
را به دو نوع
تقسيم مي
كنند:
1ـ حوادث
غيرمترقبه
چون حادثه 11
سپتامبر كه
مي توان از آن
به عنوان يك
توطئه ياد
نمود.
2ـ حوادث
مترقبه كه در
اينجا نمونه
بارز آن
مسأله عراق
است .
مسأله عراق
از پيامدهاي
حادثه 11
سپتامبر است
و مي تواند
خصوصاً
درخصوص
بازار نفت و
گاز جهان
مؤثر افتد. در
پايان بايد
به عنوان
نتيجه بگويم
كه هر چند پس
از حادثه 11
سپتامبر به
مدت دو هفته
بازار بورس و
اقتصاد
جهاني خراب
شد ولي به
دليل
اعتمادمصرف
كنندگان اين
وضعيت به
حالت عادي
برگشت ولي
شركت هاي
سرمايه
گذاري در
سرمايه
گذاري خود
دقت بيشتري
مبذول
داشتندتروريسم
نتوانست
اقتصاد
دنياي غرب را
بي ثبات كند.
در پايان از
كليه سخنران
ها به فراخور
مباحث آنان
سؤالاتي
بعمل آمد كه
پاسخ داده شد.
تركيب شركت
كنندگان در
اين اجلاس
جامعه
دانشگاهي ،
سياستمداران
و فرهيختگان
اتريشي
بودند و در
پايان چندين
مصاحبه
باسخنران ها
از طرف رسانه
هاي گروهي
انجام شد.
به طور اجمال
و در يك
برآورد كلي
مي توان اين
اجلاس را
نشستي مثبت و
معقول
ارزيابي
نمود، زيرا
سخنرانان به
دور از ايجاد
هيجانات
سياسي و
تبليغي به
بررسي دقيق
سياسي ،
اجتماعي و
اقتصادي آن
پرداختند. در
اين ميان
انتظار مي
رفت كه دكتر
اشتاين باخ
با لحن
گزندگي
هميشگي خود
تمامي مسايل
و مشكلات
جهان را
متوجه
جمهوري
اسلامي
ايران
نمايد، ولي
او در تحليل
خود به هيچ
عنوان متعرض
ايران نگشت و
برخلاف سنت
ديرينه خود
به يك
سخنراني
آرام و متين
پرداخت . در
اين ميان
سخنراني
دكتر سليمي
مورد توجه
قرار گرفت
خصوصاً
هنگامي كه
جناح هاي
سياسي ايران
را به سه گروه
تقسيم نمود و
گفت جناح
راست سنتي
ايران حادثه 11
سپتامبر را
توطئه
خودآمريكاييان
مي دانند با
استقبال
بسياري از
شركت
كنندگان
روبرو گرديد
و اين حتي
خلاف انتظار
خود آقاي
دكتر سليمي
بود. در هر حال
به نظرمي رسد
حادثه 11
سپتامبر از
نظر
انديشمندان
سياسي ،
اجتماعي و
فرهنگي يك
اقدام
تروريستي
است و بايد
محكوم شود
ولي اينكه
مسببان اين
حادثه چه
كساني بودند
و اينكه مسبب
اين حادثه يك
جريان و
تشكيلات
تروريستي
دولتي و يا
غيردولتي
است و در اين
ميان بايد چه
كساني
مؤاخذه شوند
و شيوه اين
مؤاخذه
چگونه بايد
باشد بسيار
جاي گفتگو
وجود دارد.
|