اهداف دشمن در تجاوز به خاك ايران

روابط عمومي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران

 

     در عصر حاضر، جهان شاهد ظهور فردي بود كه براي ژاندارم شدن در منطقه، جنايات بسياري را مرتكب شد و روي اسكندر و چنگيز را سفيد كرد. وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي از سوي آمريكاي جنايتكار ماموريت يافت تا جمهوري اسلامي را از صحنه روزگار محو كند، البته صدام و سخنگوهاي عراق اهداف حاشيه اي ديگري را نيز از قبيل عربي بودن خوزستان با نام مجعول عربستان، اعطاي خودمختاري به پنج مليت ايران، حاكميت بر سرزمين هاي عربي و را عنوان مي كردند و با همين خيال باطل بلافاصله پس از انقلاب دست به تحريكات مرزي زدند تا بهانه اي لازم را براي حمله همه جانبه خود بدست آورند.

     ارتش صدام در 13 فروردين سال 58 (50 روز پس از پيروزي انقلاب) شهر مهران را مورد تجاوز هوايي قرار داد و روز بعد گروهي را به سمت قصر شيرين روانه ساخت و در 18 فروردين ماه همان سال تاسيسات نفتي اين شهر مورد حمله قرار گرفت. به طوري كه تا روز تجاوز علني (31 شهريور 59) 636 مورد تجاوز زميني، هوايي، بمباران، غارت احشام مرزنشينان و   به ثبت رسيد كه طي آن بسياري از مردم بيگناه را مجروح و شهيد كرد.

     به هر صورت صدام پس از ملغي نمودن يك جانبه قرار داد مرزي 1975 الجزاير در مقابل ديدگان مجامع بين المللي در شهريور 1359، در جبهه اي به طول 1352 كيلومتر و در قسمتهايي تا عمق 80 كيلومتر در چند محور شمالي با نيروي جزيي، منطقه مياني به منظور به دست آوردن نقاط

استراتژيك و منطقه جنوبي كه تلاش اصلي دشمن بود، بيشتر از 14000 كيلومتر مربع از خاك جمهوري اسلامي را به اشغال در آورد و در كمتر از 2 سال 1300روستا را ويران نمود و شهرهايي نظير هويزه، قصرشيرين، خسروي، موسيان، سومار و ازگله را صددرصد با خاك يكسان نمود و به دهها شهر آسيب فراوان زد.

 

علل پيشروي در روزهاي نخستين و توقف ناگهاني دشمن در ابتداي تجاوز:

     پيشروي سريع و گسترده دشمن در روزهاي اول دلايل بسياري دارد كه مي توان به سازماندهي دقيق نيروهاي دشمن بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي با اطمينان از پشتيباني ابرقدرتها و كشورهاي منطقه، و در مقابل عدم انسجام نيروهاي مسلح ما در روزهاي اول جنگ، همچنين عدم موازنه قوا و وضعيت زمين در بسياري از نقاط بطوري كه با عبور از اولين يگانهاي مستقر در خطوط مرزي مشكلي براي پيشروي نداشت (البته يگانهاي در خط در حد توان در مقابل دشمن مقاومت نمودند لكن عدم موازنه قوا اجازه ايستادگي به آنها نداد) همچنين صرف بخشي از توان نيروهاي مسلح در مقابله با گروهكها و عناصر خود فروخته ضد انقلاب و وجود بني صدر به عنوان فرمانده كل قوا و ديگر مواردي كه نياز به بررسي عميق و دقيق تري دارد، را مي توان علت پيشروي مقدماتي دشمن دانست.

     در اين موارد از نقطه نظر كارشناسان نظامي دلايل بسياري نيز وجود دارد كه عبارتند از:

     الف) چنانچه جبهه اي بيش از حد گسترش پيدا كند از نظر لجستيك (تدارك و آمادرساني)، همچنين فرماندهي دچار اشكال خواهد شد، در جايي كه جبهه اي به وسعت 14000 كيلومتر مربع و در عرضي بيش از 1300 كيلومتر و در بعضي نقاط تا عمق 70 كيلومتر كاري بس دشوار بوده است مسلما در ادامه و گسترش آن به مشكلاتش افزوده مي شد.

     ب) موانع طبيعي و وضعيت زمين: از ديگر موارد همانگونه كه مشخص است موانعي بود كه طبعا جلوي پيشروي عراق را مي گرفت. عراق اگر از اين موارد عبور مي نمود در بازگشت سريع قطعا دچار مشكل مي شد.

     ج) بر خلاف انتظار صدام در روزها و ماههاي اول، ارتش و نيروهاي موجود اعم از ژاندارمري، سپاه، كميته و مردم در مقابل هجوم ارتش عراق مقاومتهاي سرسختانه اي نشان دادند و به مرور تشكيل سپاه پاسداران و انسجام ارتش و حضور بيشتر مردم اجازه پيشروي به عراق را نداد و تمايل بيشتر عراق به نفوذ و حمله، منجر به مقابله شديدتر ملت و نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران مي شد.

 

شيوه هاي مقابله با دشمن:

الف: عمليات هاي درون مرزي

     راجع به تكها و عمليات در طول جنگ مي توان تقسيم بندي زير را قائل شد:

     ـ عمليات چريكي، پراكنده و ايذايي مانند شبيخونها و نظاير آن كه در اوائل جنگ بيشتر شاهد آن بوديم. هر گروه يا افرادي كه توانايي انجام اين گونه حركات را داشتند. داوطلبانه و با ابزاري ساده معمولا تفنگ يا آرچي جي به مقابله با نفرات يا نفربرها و تانكهاي دشمن، تقويت روحيه رزمندگان را نيز باعث شوند.

     ـ عمليات و تكهاي محدود. آنچه كه در اين قسمت مد نظر مي باشد سلسله عمليات و تكهاي تقريبا محدودي است كه اكثرا با موفقيت همراه بوده اند و اينگونه عمليات ضمن رزم با دشمن اهداف حاشيه اي را نيز دنبال مي كند از جمله كسب اطلاعات دقيق تر از امكانات، استعداد، وضعيت خطوط پدافندي، توان دشمن و   كه اين گونه تكها و عمليات در طول جنگ يا توسط ارتش با كمك هاي جانبي نيروهاي مردمي و سپاه و يا توسط سپاه و نيروهاي بسيج و كمكهاي جانبي ارتش صورت مي گرفته است.

     ـ عمليات گسترده. كارشناسان نظامي بر اين عقيده اند كه بسياري از پيروزيهاي درخشان ما در طول جنگ تحميلي در قالب عمليات كلاسيك اجرا شده و هر زمان كه به اصول و آئين هاي جنگ توجه دقيق تري شده پيروزيهاي درخشاني نيز نصيب ما گرديده است.

     حضور بسيجيان جان بر كف و تركيب يگانهاي ارتش و سپاه و بسيج در واقع مردمي شدن جنگ اين ادعا را اثبات مي كند و ناگفته نماند كه نمي توان شيوه هاي نو و تجربيات گرانبهايي كه در طول دفاع مقدس نصيب جمهوري اسلامي گرديد، ناديده انگاشت. چه بسا اجراي بسياري از طرحها و ابتكارات ما در مخيله دشمن هم نمي گنجد اما همين ابتكارات وقتي در قالبي دقيق و صحيح بكار بسته مي شد، نتيجه اي بهتر بدنبال داشت.

 

ب: عمليات برون مرزي

     شايد بتوان عمليات رمضان را اولين و بزرگترين عمليات برون مرزي رزمندگان اسلام با تركيب ارتش و سپاه دانست كه در وسعت 1500 كيلومتر مربع و به منظور دور كرن آتش دشمن از شهر هاي جنوبي و ضربه زدن به پيكر ارتش متجاوز عراق صورت گرفت و پس از آن نزديك به 50 عمليات در خاك عراق انجام شد.

     البته بايد به اين نكته توجه داشت كه بعضي از عمليات انجام شده گرچه خود نتيجه مطلوبي نداشت ولي باعث درگير شدن نيروهاي ارتش عراق مي گرديد تا دشمن نتواند از نيروهاي پدافندي خود بهره بگيرد و به كمك يگانهاي مورد حمله بشتابد.

 

ج) پدافندهاي موثر در مقابل تكها و پاتكهاي دشمن

     آنچه كه در طول جنگ تحميلي و پس از آن كمتر صحبتي به ميان آمده مقاومت و ايستادگي دلاورمردان نيروهاي مسلح در مقابل تكها و پاتكهاي دشمن بوده است. در صورتي كه در بسياري از عمليات دفاع مقدس حفظ مواضع متفرقه به مراتب مشكل تر از تسخير و تصرف اوليه آن بوده است. عراق بارها براي باز پس گيري نقاط استراتژيك از دست داده با نيرويي به استعداد چند برابر نيروهاي ما پاتك نموده است و رزمندگان ما با سخت ترين شرايط در حفظ آن مقاومت كرده اند.     

     نمونه هاي بسياري از اين مقاومتها را مي توان برشمرد كه مهمترين آنها عبارتند از:

     ـ شكست دشمن در تلاش براي تصرف پل نادري و قطع جاده انديمشك ـ اهواز.

     ـ مقاومت كم نظير گردان 144 پياده لشگر 21 حمزه در 5 كيلومتري آبادان.

     ـ حفاظت از تنگ ميشداغ توسط يك گردان سوار زرهي.

     ـ حفظ ارتفاعات فسيل (شمال ميمك) توسط لشگر 81 كرمانشاه.

     ـ حفظ ارتفاع 402 در سومار.

     ـ مقاومت لشگر 23 نيروهاي مخصوص در ارتفاعات منطقه سردشت.

     ـ ايستادگي لشگر 16 زرهي در مقابل هجوم 400 تانك عراقي.