آمريكا، صهيونيسم، حمله به عراق و ضرورت همگرايي درجهان اسلام

جمعيت دفاع ازملت فلسطين

 

     تجزيه كشور عراق و تشكيل كشور كردستان بر گسترش رژيم صهيونيستي وتحقق شعار اسرائيل بزرگ بسيار مهم است. اين سخن امروز صهيونيست ها نيست، بلكه پيشينه اي دراز دارد. اما ازميان گزيده هاي متصور پس از سرنگوني صدام در عراق سه گزينه زير احتمال وقوع بيشتري دارد:

     1_درعراق پس ازصدام يك دولت دموكراتيك يا مردم سالار بر سر كار بيايد، چنين دولتي، با توجه به بافت جمعيتي كشور عراق كه اكثرا شيعه هستند، ظاهرا طرفدار ايران خواهد بود. آشكار است كه آمريكا و رژيم  صهيونيستي چنين دولتي را هرگز نمي خواهند.

     2_تغيير قدرت در هيات حاكمه عراق با رسيدن به يك توافق با تمامي گروههاي معارض عراقي. با نگاه به بافت اجتماعي عراق، شيعيان در جنوب، اعراب اهل تسنن در مركز و كردها در شمال و مطالبات متفاوت هر يك، امكان چنين توافقي بسيار كم رنگ به نظر مي رسد. اگر اختلافات زير گروههاي هريك به حساب آيد اين احتمال كاملا منتفي است.

     3_تجزيه عراق به چندين دولت قومي (كردها در شمال، اهل تسنن در مركز و شيعيان در جنوب با جداسازي كردستان از آن) امر به شدت ازسوي رژيم صهيونيستي دنبال مي شود و    لايي هاي صهيونيست افراطي درهيات حاكمه آمريكا نيز قويا دنبال آن هستند و مي كوشند بستر را براي يورش به عراق فراهم آورند. سخنان ديك چني، رامسفلد در چند ماه اخير و رايزني هاي جداگانه با گروههاي مخالف عراقي گوياي اين واقعيت است.

     اگر اين هدف يعني تجزيه عراق رخ دهد و يك دولت كردستان به وجود آيد، بهترين شكل ممكن براي اسرائيل خواهد بود. زيرا دولت جديدالتاسيس به ناچار متحد با ارمنستان و اسرائيل خواهد بود زيرا نه ايران، نه تركيه و نه سوريه اين دولت جديد را به جهت تشديد بحران قوم گرايي در اين كشورها به رسميت نخواهند شناخت، از اين روي اين دولت جديد به اسرائيل روي خوش نشان خواهد داد. اين موجوديت مدت ها كانون تنش و بحران درجهان اسلام خواهد بود و به لحاظ استراتژيكي با ايران، تركيه، روسيه و دولت هاي ديگر عراقي در تعارض است. پس با تحقق اين خواسته:

     1_بخش عظيمي از كانون تنش وبحران از فلسطين به عراق منتفل خواهد شد و از آنجايي كه اين پديده تازه اذهان جهانيان و دولت هاي منطقه را به خود جلب مي كند و كشورهاي حامي فلسطين نظير ايران بخش عظيمي از هزينه ها، ديپلماسي ها و را به آن معطوف خواهند كرد اين فرصتي نيك است تا رژيم صهيونيست به اهداف خود در كوشش بيشتر و سريعتر قيام فلسطينيان و تثبيت موقعيت خود دست يابد. زيرا به نظر مي رسد با تشكيل كشور كردستان، فلسطين و فلسطيني از صدر اخبار جهان فرود آيند و وقتي مركزيت خبر از فلسطين دور شود رژيم صهيونيستي كام لازم را بر خواهد گرفت در تاريخ بر اين امر گواه بسيار است و نزديكترين آن واقعه 11 سپتامبر در آمريكا و جنگ تحميلي آمريكا بر افغانستان مظلوم است. اين رژيم از آن جايي كه مي داند غير قانوني شكل گرفته است و در نزد افكار جهان اسلام ازهيچ مقبوليتي برخوردار نيست و مي داند به جهت حضور نامشروعش، نيز رفتار خصمانه و تجاوزكارانه اش نسبت به پيرامونيان خود (حمله به سوريه و اشغال بلندي هاي جولان، حمله به لبنان و اشغال خاك آن، به مصر و اشغال صحراي سينا، حمله به اردن و اشغال بخش هايي از آن نيز پروازهاي هوپيماهاي جنگي وشناسايي اين رژيم درآسمان) كشورهاي همسايه و تهديد پيوسته همسايه ها ازسوي سران رژيم بايستي پيوسته درحال جنگي باشد. سال هاي زيادي (18 سال) در لبنان اشغال شده در واقع به دفاع از اشغال خود پرداخت و به ناچار از آن گريخت. گريزي كه مبارزات حزب الله لبنان كه تجاوز اين رژيم را بر نمي تابيدند، مسبب اصلي آن بود. اما اكنون اسرائيل در داخل سرزمين هاي اشغالي، به چالش افتاده است جايي كه رژيم صهيونيستي ادعاي حكومت برآن دارد. اين رژيم درست است كه پيوسته بر فلسطينان يورش برده و آنان را درون خانه هايشان مي كشد اما حقيقت آن است كه او براي تداوم اشغالگري خود به دفاع مشغول است زيرا فلسطينيان تنها راه چاره براي خارج شدن از زير سلطه اين رژيم تجاوزكار و نامشروع را در مبارزه با او ديده اند. پس گزاف نيست اگرگفته شود اين دفاع در مواضع خودي را انتفاضه مردمي ملت فلسطين موجب  شده اند قيامي كه هرروز بر دامنه آن، هم از نظر كمي و هم از نظر كيفي افزوده مي شود.

     2_با تشكيل كشور كردستان جبهه جديدي در پشت سوريه شكل مي گيرد. پر پيداست كه اين جبهه اسرائيلي خواهد بود و منافع آن را تأمين مي كند و توان سوريه را در تأثير در اوضاع فلسطين بسيار خواهد كاست و درخواست بازپس گيري بلنديهاي جولان ازسوي سوريه درحد يك درخواست خواهد ماند و شايد تا هميشه مدفون شود.

     به نظر مي رسد با توجه به اين هدف است كه سردمداران رژيم صهيونيستي دولتمردان آمريكا را تشويق به تسريع درحمله به عراق مي كنند. تا جايي كه شيمون پرز وزير امور خارجه رژيم صهيونيستي اعلام مي كند كه اسرائيل در جنگ عليه عراق سرباز خوبي براي آمريكا خواهد بود. همچنين شارون نخست وزير اين رژيم در ديدار با افسران عاليرتبه آمريكا مي گويد: در آينده شرايط مناسب تر از شرايط كنوني براي حمله غافلگيرانه به عراق وجود ندارد.

     اما نقشي را كه تركيه در اين ماجرا مي تواند به عهده بگيرد چيست؟ تركيه كشوري است كه تقريبا با تمام همسايگان خود مشكل دارد. اما از اين مشكل بسيار استقبال مي كند و حاضر است براي رسيدن به منافع خاصي هر نوع معامله اي انجام دهد. تركيه با نگرشي معامله گرايانه مساله فلسطين و عراق را دنبال مي كند او سهم خود را در اين ميانه مي جويد. اما تجزيه عراق و تشكيل كشوري به نام كردستان با توجه به اقليت بزرگي از كردها در تركيه و مشكلات اين دولت با اين اقليت كه هزينه سنگيني را بر دوش آن نهاده آشكارا به ضرر تركيه است. زيرا  اين احتمال دور نيست كه كردهاي تركيه خواستار جدايي از آن و پيوستن به كشور كردستان گردند. از اين رو تركيه تماميت ارضي او را تهديد مي كند حاضر به همكاري با آمريكا در حمله به عراق نباشد. اما در اثر فشار براي همكاري اعلام داشته كه اگر كركوك و موصل كه دو استان نفت خيز و تركمن نشين عراق هستند، به تركيه منضم شوند اين كشور در حمله به عراق حضوري موثر خواهد داشت و آماده هرگونه همكاري است.

     به نظر مي رسد موضع اعلامي اخير تركيه راهي براي گريز از فشار آمريكا و اسرائيل براي همكاري بوده است. زيرا همانگونه كه پيش تر گفته شد لايي صهيونيست افراطي در آمريكا و رژيم صهيونيستي در حمله به عراق تجزيه اين كشور و تشكيل كشور كردستان را دنبال مي كنند، در اين صورت حتي اگر با اين درخواست تركيه موافقت كنند خارج از آنكه جامعه جهاني چه موضعي در قبال اين مسأله اتخاذ كند و با حمله به عراق كشور كردستان را به موصل و كركوك تشكيل دهند، تشكيل چنين كشوري همان خطر بلكه شديد تر را براي تركيه به دنبال دارد. تجزيه كشور عراق خطر بزرگي است كه جهان اسلام را تهديد مي كند. اين بخشي از فرآيند تجزيه جهان اسلام است  كه دولت تركيه نيز جزء آن است. اين تجزيه يعني شكل گيري دولت هاي قوم گرا در منطقه،  دولت هايي كه پيوسته با يكديگر درگيري خواهند داشت و هيچ دولتي احساس امنيت از جانب همسايگان خود نمي كند و اين ناامني موجب مي شود كه شديدتر از پيش به قدرت هاي خارجي وابسته باشند و اين وابستگي يعني خروج رايگان منابع و سرمايه ها از منطقه و تشديد فقر در  ملت هاي منطقه. چنين كاري از سوي استكبار سابقه دارد. تجزيه امپراطوري عثماني و تشكيل كشورهاي متعدد و درگير با يكديگر در قلمرو آن امپراطوري با تحميل دو جنگ گواه آشكاري براين فرضيه است.

     اما به نظر مي رسد تركيه در پايان ناچار است در جبهه كشورهاي اسلامي قرار گيرد زيرا:

     1-اين واقعيتي آشكار است كه نظام حكومتي اين كشور لائيك است اما از تأثير فرهنگ اسلامي كه نزد مردم اين كشور از جايگاه بسيار رفيعي برخوردار است نمي توان چشم پوشي كرد. فرهنگي كه خواه ناخواه تداوم خود را قويا  دنبال مي كند.

     2-براي گريز ازخطر قوم گرايي و تجزيه، اين كشور ناچار به همگرايي با كشورهاي مسلمان منطقه است.

     آمريكا زير فشار لايي هاي صهيونيست، نيز رهايي از بحران مالي و سياسي داخلي، همچنين ضرورت حفظ و تقويت اسرائيل در منطقه براي اهداف و منابع حياتي اش، چاره اي جز حمله به عراق نمي بيند. اما براي اين كار بايد رضايت و همكاري كشورهاي منطقه به ويژه همسايگان عراق را جلب كند. كشور عربستان مهمترين متحد آمريكا ميان كشورهاي مسلمان در سال هاي اخير به دليل موج فزاينده مخالفت با آمريكا ميان ملت خويش و احساس خطر از ناحيه آمريكا و اسرائيل صراحتا اعلام كرده كه با حمله به عراق مخالف است و هيچگونه همكاري با آمريكا نخواهد كرد. ساير كشورها نيز تقريبا چنين مواضعي گرفته اند. در كنار آن بايد به نقش و جايگاه ايران در تحولات منطقه اشاره كرد كه با نگاه خاصي مسائل خاورميانه را پي مي گيرد و مكرر اعلام داشته با حمله به عراق مخالف است و در قبال اين مسأله بي تفاوت نخواهد بود. به نظر مي رسد با توجه به خطري كه منطقه و جهان اسلام راتهديد مي كند (چند پارگي بعضي كشورها و فراهم شدن تركتازي رژيم صهيونيستي) ضروري است كشورهاي منطقه اختلافات را كنار نهند و با تكيه بر نقاط مشترك به يك همگرايي در تمامي سطوح (سياسي، نظامي، اقتصادي و) دست يابند.

     امري كه خواه و ناخواه به دليل خطر تهديد كشورهاي بيگانه و استعمارگر اتفاق خواهد افتاد.

     با توجه به مخالفت كشورهاي منطقه و در نظر داشتن اين احتمال كه حمله به عراق از سوي آمريكا ممكن است موج مخالفت با آمريكا و اسرائيل را در جهان اسلام تشديد كند و خود اين امر موجب اتحاد مسلمانان نيز گردد به نظر مي رسد آمريكا بايد از حمله به عراق چشم پوشي كند. اما با توجه به بافت هيات حاكمه آمريكا كه در اختيار لابي هاي صهيونيست است عدم حمله به عراق بسيار دور به نظر مي رسد. هر چند شرايط خاص عراق حمله به اين كشور را براي آمريكا بسيار دشوار ساخته و در صورت وقوع چنين امري هم از نظر مالي و امكانات و هم از نظر نيروي انساني هزينه بسيار بالايي را دولت آمريكا به ملت خويش تحميل خواهد كرد. زيرا جنگي بسيار طولاني در پي خواهد داشت و به دنبال آن شتاب فزاينده در مخالفت و دشمني با آمريكا در سطح منطقه و جهان را به چشم خواهيم ديد. بنابراين بايد گفت حمله به عراق احمقانه ترين كاري است كه دولتمردان آمريكا مي توانند انجام دهند.